دکترین کارتر در خلیج فارس

هر زمان امریکایی ها در منطقه ای از جهان وارد می شوند ، از جمله اقدامات آنها که به غنیمت هم تعبیر می شود ، ایجاد پایگاه های نظامی بیشتر در آن منطقه است که این کار به موازات فعال شدن شرکتهای اقتصادی صورت می پذیرد.
کد خبر: ۱۳۷۲۲۰

چنان که اکنون امریکا عراق را اشغال کرده ، تصمیم دارد 4 پایگاه نظامی در عراق ایجاد کند. طرحهای استقرار نظامی امریکا در عراق از الگوی امریکا در یک قرن گذشته در زمینه ایجاد پایگاه های خارجی بر پایه های پیروزی نظامی پیروی می کند.
این طرحها همچنین تازه ترین بخش از گسترش فوق العاده قدرت نظامی امریکا در سطح جهان از زمان وقوع حوادث 11 سپتامبر است.
در چند سال اخیر جهان شاهد توسعه سریع استقرار نیروهای امریکا در طول هزاران مایل از منطقه بالکان تا مرز چین ، ناحیه قفقاز ، آسیای میانه ، خاورمیانه ، شبه قاره هند و شرق آسیا بوده است.



امریکایی ها پس از پایان جنگ جهانی پایگاه های نظامیشان را از اروپا گرفته تا شرق دور امتداد دادند و در سال 1999 پایگاههای نظامی خود را از کمپ بونداستیل در کوزوو که ثمره اقدام نظامی ناتو بود تا پایگاه بیشکک در قرقیزستان توسعه دادند و 13 پایگاه دیگر در 9 کشور این منطقه ایجاد کردند. طرحهای دیگر امریکا انتقال امکانات آن کشور در آلمان به کشورهای جدید ناتو در شرق اروپا بویژه لهستان ، رومانی و بلغارستان در نزدیکی دریای سیاه است ، روندی که در ماههای اخیر با استقرار سپر دفاع موشکی در این کشورها و کشور چک دنبال می شود و دردسرهایی را برای اروپایی ها و روسیه به وجود آورده و زمینه بروز تنش و جنگ سرد دیگری را فراهم کرده است . رویکرد نظامی گری در امریکا پس از پایان جنگ جهانی و ادامه سیاست منازعه در دوران جنگ سرد باعث شد در پایان جنگ سرد در سال 1991 که با فروپاشی شوروی محقق شد ، بیش از یک میلیون نیروی نظامی در خارج از امریکا داشته باشد؛ اما تحت تحول استراتژیکی امریکا که بر اساس دکترین دونالد رامسفلد ، وزیر دفاع سابق امریکا و دیگر سیاستمداران جنگ طلب پنتاگون شکل گرفت ، تعداد نیروی نظامی امریکا که گفته می شود حدود هزار پایگاه دائم و موقت در خارج مستقر هستند، حدود 60درصد نیروهای امریکایی در کشورهای خارج در 10سال قبل را شامل شوند. خلیج فارس و خاورمیانه یکی از نقاطی است که به دلیل شرایط استراتژیکی و همچنین نقش تعیین کننده در تامین انرژی جهان ، طی چند دهه گذشته با افزایش حضور نظامی امریکا مواجه شده است ، چنان که این مساله باعث شد در دهه 1980 میلادی و در کوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ، بودجه نظامی امریکا به بیش از 429.8 میلیارد دلار افزایش یابد. بودجه ای که با بودجه کنونی امریکا در سال جاری برابری می کند. اگرچه حضور امریکا در منطقه به موازات خروج استعمار انگلیس از این منطقه صورت گرفته و به همین دلیل ایران پیش از انقلاب اسلامی به یکی از پایگاه های مهم امریکا بدل شد، اما با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و همزمان اشغال افغانستان از سوی شوروی حضور در منطقه خلیج فارس اهمیتی حیاتی یافت . جیمی کارتر، رئیس جمهور پیشین امریکا در سال 1980 به انگیزه تقارن نگران کننده رویدادها ، ندای مبارزه طلبی سر داد و در سخنرانی خود اعلام کرد: هر کوشش از سوی نیروی خارجی برای به دست گرفتن کنترل خلیج فارس ، تهاجمی علیه منابع حیاتی امریکا تلقی خواهد شد و به چنین تهاجم با هر وسیله لازم ، از جمله نیروی نظامی پاسخ داده خواهد شد. این اعلامیه که به دکترین کارتر شهرت یافت ، پایه اصولی طرح ریزی نیروی استقرار سریع یا واکنش سریع امریکا و انگیزه اصلی پیدایش فرماندهی نظامی جدیدی برای محافظت از منافع امریکا شد و از سوی کابینه های بعدی مورد پیگیری و تقویت قرار گرفت . کابینه کارتر برای تقویت موضع نظامی امریکا در خلیج فارس نیروی جدیدی پدید آورد و اول ژانویه سال 1983 همزمان با آغاز به کار رونالد ریگان جمهوریخواه در کاخ سفید ، این واحد به سطح یک فرماندهی یکپارچه به عنوان فرماندهی مرکزی ایالات متحد ارتقا یافت . در آن هنگام این نیرو متشکل از 220هزار نیرو بود که رساندن این رقم به 440هزار نفر در دستور کار کابینه ریگان قرار داشت.
جالب آن که در آغاز دوره ریاست جمهوری کارتر، بودجه نظامی امریکا 116 میلیارد دلار بود که در پایان کار وی ، در سال 1982 به 198 میلیارد دلار افزایش یافت . پس از آن نیز ریگان با بهانه کردن تهدید فضایی شوروی که گویا متاثر از فیلمهای تخیلی هالیوودی بود، بودجه نظامی را افزایش داد و بودجه پنتاگون را به رقم عظیم 429.8 میلیارد رساند که در این میان گسیل دهها فروند ناو هواپیمابر و دهها هزار نیروی نظامی به منطقه خلیج فارس بسیار قابل توجه است ، پیوندهای جدی مجتمع های نظامی ، صنعتی با جناح راستگرای امریکا بویژه در دوره ریگان و هماهنگ شدن این مجتمع ها با بنیادهایی چون هریتیج و مرکز سیاست امنیتی امریکا باعث شد روند نظامی گری امریکا ادامه یابد و از درون آن جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 برون آید، جورج بوش پدر که معاون ریگان بود ابتدای کار که از سال 1990 آغاز شد به رغم فروپاشی شوروی با سناریوی جدید جنگ خلیج فارس را اداره کرد و به دنبال آن روند حضور جدی تر نیروهای امریکایی در منطقه فراهم شد که در این میان ایجاد چند پایگاه دائمی در کشورهایی چون کویت ، بحرین ، قطر، عمان ، عربستان و امارات عربی متحده قابل توجه است. پیامدها و ملزومات جنگ دوم خلیج فارس (1991) و دوره زمانی پس از آن منجر به دگرگونی بزرگی در نوع حضور نظامی امریکا در خاورمیانه و بخصوص منطقه خلیج فارس شد. این مساله از دو جهت صورت گرفت . اول ، گسترش دایره امکانات نظامی در اختیار نیروهای امریکایی واقع در پایگاه های ، بنادر، فرودگاه ها ، اردوگاه های نظامی و مراکز بیشتر کشورهای منطقه که هم پیمان امریکا هستند و دوم افزایش تعداد پایگاه های نظامی عمده در نقاط مختلف جهان که تنها 5مورد آن در منطقه خلیج فارس قرار دارد. بحرین یکی از این پایگاه هاست ، بندر سالمان و فرودگاه محرق و پایگاه هوایی شیخ عیسی در اختیار نظامیان امریکایی است که در این پایگاه به طور متوسط بین 1200 تا 1500 نیرو حضور دارند و در واقع ناوگان پنجم امریکا در این کشور قرار دارد. کویت نیز دیگر کشور منطقه خلیج فارس است که امریکا در آنجا پایگاه دارد. عناصر مختلفی از نیروهای امریکایی تقریبا در تمامی پایگاه های نظامی عمده کویت عمل می کنند و محل استقرارشان پایگاه هوایی احمد الجابر، اردوگاه الدوحه ، جزیره فیلیکا ، فرودگاه کویت و بندر الاحمدی است ؛ اما نیروهای هوایی و دریایی عمده ای از امریکا و همچنین نیروهایی از ستاد فرماندهی کل ارتش ، در پایگاه مهم علی السالم و اردوگاه نظامی اریفجان مستقرند. تعداد نیروهای امریکایی مستقر در کویت حدود 10هزار نفر است که بیش از 50 تانک ، 52 هواپیما و 75بالگرد نیز در اختیار دارند. قطر یکی دیگر از کشورهای حوزه خلیج فارس است که 2 پایگاه در اختیار امریکا قرار داده و قرارداد آن را نیز در سال 1992 و پس از جنگ دوم خلیج فارس با امریکا امضا کرده است . بر اساس توافق امنیتی و نظامی دوحه - واشنگتن نیروهای امریکا در 2 پایگاه الع دید در 35 کیلومتری دوحه و اردوگاه نظامی السیلبه در اختیار امریکا قرار گرفته است . قطر به یکی از مهمترین پایگاه های امریکا بدل شده و این پایگاه ها بیشتر شرایط پشتیبانی دارند تا عملیاتی . تعداد نیروهای مستقر در پایگاه های قطر که بیشتر در این منطقه هم ساکن هستند ، حدود 3000 نفر است .چهارمین کشور در منطقه که پایگاه در اختیار امریکا قرار داده عربستان سعودی است . عربستان بیشترین نیروهای امریکایی را در خود جای داده و پایگاه های امریکا در این کشور در مناطق دمام ، هفوف ، خبر ، تبوک و ینبع قرار دارد و پایگاه های ملک عبدالعزیز در ظهران ، پایگاه های دریایی ملک فهد در جده ، پایگاه هوایی ملک خالد و پایگاه نظامی ریاض با نیروهای امریکایی همکاری دارند. مهمترین پایگاه هوایی امریکا، پایگاه امیرسلطان در جنوب ریاض است که بیش از 5هزار نیروی امریکایی در آنجا مستقر هستند. هنوز بخشی از مرکز فرماندهی امریکا در عربستان مستقر و بخش دیگری به قطر منتقل شده است .کشور پنجم در حوزه خلیج فارس کشور عمان است که در آن پایگاهی مشترک از نیروهای امریکایی و انگلیسی حضور دارند.در امارات عربی متحده جایگاه خاصی وجود ندارد ولی چند پایگاه با حضور 50 نظامی امریکا با نظامیان امریکایی همکاری می کنند. این تعداد از پایگاه ها که مجموع نیروهای حاضر در آن کمتر از 50 هزار نفر است ، بیشتر اوایل دهه 1990 ایجاد و هدف عمده نیز حفاظت از کشورهای حوزه خلیج فارس در برابر تهاجمات احتمالی بوده است . کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل این که از پایگاه مردمی برخوردار نیستند و مجموع نیروهای نظامی آنها هم کمتر از نیروهای نظامی کشورهایی چون عراق است ، صیانت و حفاظت از خود را با اتکا به نیروی خارجی انجام می دهند و همین موضوع باعث شده امریکا در چارچوب سیاست منطقه ای و حضور مستقیم در خلیج فارس در این کشورها پایگاه ایجاد کند و در کنار آن سالانه میلیاردها دلار تسلیحات نیز به این کشورها بفروشد که در این میان نباید نقش مجتمع های نظامی - صنعتی را از نظر دور داشت .در کنار این پایگاه های نظامی کاخ سفیدتلاش کرده است در چارچوب سیاست مبارزه با تروریسم ، بخصوص پس از دهه 1991 ، ناوهای دریایی و هواپیمابرش را در مناطق مختلف جهان از جمله خلیج فارس حرکت دهد. چنان که در ماههای اخیر ناو هواپیمابر آیزنهاور و جان استینز و ناوهواپیمابر ریگان به منطقه آمده اند. این 3 ناو که در مجموع 400هواپیمای جنگی حمل می کنند، مهمترین پایگاه های سیار امریکا به شمار می روند. امریکایی ها دقیقا سال 1993 پیش از طرح و برنامه ای برای حمله نظامی به عراق این تعداد از ناو و هواپیما را در منطقه مستقر داشتند و در دهه 1980 نیز تعداد ناوهای هواپیمابر امریکا به مراتب بیشتر از شرایط کنونی بود. در برآوردی که از نیروهای پنتاگون در سال 1381 شده بود ، تعداد نیروهای زمینی امریکا در منطقه ، 60هزار نفر بود و حال آن که نیروی لازم برای عملیات در عراق 250 هزار نفر اعلام شده بود. تعداد جنگنده های موجود در منطقه نیز 400 فروند گزارش شده بود که برای عملیات باید به 600 فروند افزایش می یافت . 3ناو هواپیمابر در دریای سرخ ، 3 ناو در خلیج فارس و یک ناو هم در دریای مدیترانه مستقر بود.حال آن که اکنون مجموع نیروهای امریکایی مستقر در خلیج فارس حدود 60 هزار نفر است و هواپیماها با احتساب ناو هواپیمابر حدود 400 فروند.این گسترده بودن حجم نیروهای امریکایی در خلیج فارس بیش از آن که برای آن کشور امنیت سازی کند، آسیب پذیری امریکا را موجب شده است زیرا پایگاه های این کشور در منطقه همواره در تیررس اقدامات تروریستی قرار دارد که مهمترین نمونه آن اقدام در پایگاه الخبر عربستان در چند سال گذشته بود. از سوی دیگر از آنجا که خلیج فارس نقطه ای حساس است می تواند جدال های منطقه ای و امنیتی را به حوزه های پیرامونی دیگر منتقل کند که این خود نوعی بازدارندگی و رفتار مبتنی بر تعقل را به امریکایی ها گوشزد می کند.

تقابل منافع ایران - امریکا


در تحلیل حضور نیروهای امریکایی در منطقه که رسانه های غربی تلاش کرده اند آن را در چارچوب مسائل مربوط به ایران تحلیل و ارزیابی کنند ، آن چنان که بسیاری از تحلیلگران نظامی اظهار کرده اند ، اقدامی با هدف منفعل شدن نیروهای نظامی صورت می گیرد و از سوی دیگر تحرک نظامی امریکا در منطقه حرکتی با هدف حفاظت از موقعیت رو به افول امریکا در منطقه است.
چنان که علاوه بر افکار عمومی منطقه که بشدت نسبت به حضور امریکایی ها معترضند ، دولتهای منطقه هم دل خوشی از این حضور ندارند.
و این نکته را نیز باید متذکر شد که منطقه خلیج فارس صحنه رقابت بیداری اسلامی و قدرت رو به فزونی ایران از یک سو و ایالات متحده امریکا از سوی دیگر است و این تصور و ایده وجود دارد که به موازات کاهش حضور امریکا در منطقه بر نفوذ و قدرت ایران افزوده خواهد شد.
بخصوص این که اقدامات اخیر ایران در حوزه سیاست خارجی ، زمینه شکل گیری همگرایی منطقه ای را به وجود آورده و توافق های امنیتی نیز میان ایران و کشورهای منطقه امضا شده است.
بر این اساس تحرکات امریکا نه این که تهدیدی علیه ایران نیست که اقدام برای رفع نگرانی مقامات کاخ سفید از سرنوشت خود در خلیج فارس است سرنوشتی که به رغم قرار دادن خلیج فارس در زمره منافع حیاتی ایالات متحده دیر یا زود گرفتار آن خواهند شد.



رضا واعظی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها