گزارش میدانی از تنها شیرخوارگاه بچه‌ های دارای معلولیت در ایران

خانه فرشتگان ویژه

خبرنگار جام‌جم در روز‌های پایانی سال و در آستانه آخرین چهارشنبه سال با اورژانس تهران همراه شده است

کار در وضعیت همیشه قرمز

هنوز به آخرین چهارشنبه سال نرسیده‌ایم، اما خبر‌هایی که از چهارشنبه‏سوری می‌رسد تکان‎دهنده است. مجتبی خالدی، سخنگوی اورژانس کشور دیروز گفت آمار مصدومان و بستری‎های امسال نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کرده است. دیروز آمار مصدومان و فوتی‌ها به ۲۸۳ نفر رسید. هشت نفر در محل درمان و ۲۸ نفر در بیمارستان بستری شدند. از ۲۷۵ فردی که امسال دچار مصدومیت شدند ۳۵ نفر دچار قطع عضو، ۸۱ نفر دچار آسیب چشمی ‌و ۱۳۲ نفر هم دچار سوختگی شدند.
کد خبر: ۱۳۵۸۸۱۵

به گزارش جام جم آنلاین، هنوز چهارشنبه‏ سوری نیامده هشت نفر هم جان خود را به دلیل سوانح مربوط به آخرین چهارشنبه سال از دست داده‌اند. در روز‌هایی که کشور در پیک ششم کرونا به‌سر می‎برد و فشار کاری کادر درمان و کارمندان اورژانس به دلیل خانه ‏تکانی و شیوع ویروس کرونا در کشور زیاد است، حوادث چهارشنبه‏ سوری هم مشکلات را برای آن‌ها دوچندان کرده است. کارشناس پرستاران بخش پاسخگویی از روز‌های پرترافیک و پرمشاوره‏ شان می‏گویند. از این‌که روز‌های منتهی به پایان سال تعداد تماس‎ها بی‌شمار می‎شود و حجم زیادی از تماس‎ها به سوختگی‎ های چهارشنبه ‏سوری و بیماری کرونا اختصاص دارد. برای این‌که از سختی‌های کار ماموران اورژانس بیشتر بدانیم یک روز با آن‌ها همراه شدیم و پای صحبت کارشناسان قسمت پاسخگویی، مشاوره، بخش راهبری و ماموران آمبولانس نشستیم تا گوشه‌ای از روز‌های سخت اورژانس را به تصویر بکشیم. روزانه حدود ۶۰۰۰ تا ۸۰۰۰ تماس با سامانه ۱۱۵ تهران گرفته می‌شود که ۲۷۰۰ تا ۳۱۰۰ مورد آن به ماموریت اورژانس منجر می‎شود. در روز‌های اوج پیک کرونا و در روز چهارشنبه ‎سوری به‌طور میانگین حدود ۹۰۰۰ تماس با اورژانس گرفته می‏شود.

داستان را باید از اول تعریف کرد. از بخش دیسپچ اورژانس. از محلی که تماس‌های شهروندان با کارشناسان اورژانس برقرار می‌شود. ابتدا در این سالن بزرگ بخش‎بندی است که دیده می‏شود. در هرکدام از بخش‎ها یک اپراتور خانم نشسته است. زنگ پشت زنگ، یک ثانیه هم تلفن استراحت ندارد. تماس قطع ‎نشده، تماس دیگری برقرار می‎شود. صدای «الو اورژانس بفرمایید ...» ابتدای شروع مکالمه‌هاست. صدایی که یک‌بند و بدون وقفه از همه گوشه‎ های سالن بخش شنیده می‏شود. این بخش دیسپچ (بخش پیام‌رسان) سازمان اورژانس کشور است. هر فردی که با شماره ۱۱۵ تماس می‎گیرد صدای اپراتور‌های این بخش که همه پرستارند، اول از همه به گوش‌شان می‏خورد. تند و دقیق با تلفن صحبت می‎کنند. می‎پرسند: «ضعف، بی‏حالی و سرگیجه دارند؟ ... شما علائم بیمار را چک کردید؟ ... بیماری زمینه ‎ای دارد؟ ... دارو مصرف می‏کند؟» و سریع مشخصات وارد سیستم می‎شوند. شرایط که بحرانی باشد، جان فرد در خطر باشد، جراحات تصادف وخیم باشد یا خطر ازدست‌دادن عضوی وجود داشته باشد آدرس محلی که مصدوم در آنجاست، گرفته می‎شود تا آمبولانس به محل اعزام شود. پرستاری می‎گوید که این روز‌ها یک لحظه هم استراحت ندارند. تلفن قطع نشده باید به تماس دیگری جواب دهند. روز‌های منتهی به سال که با شیوع ویروس کرونا و البته چهارشنبه ‏سوری هم همراه است آمار تماس‎ها با اورژانس‎ بیشتر هم شده است. کار زیاد، اما برای پرستاران سخت نیست. بی ‎احترامی از طرف افرادی که با آنها تماس می‎گیرند بیشتر باعث ناراحتی‎شان می‎شود. یکی از آن‌ها به ما می‏گوید: «من نیروی متخصص هستم. پرستارم و برای نشستن در اینجا درس‌خوانده ‎ام، اما برخی از افرادی که با ما تماس می‎گیرند مزاحمند و بی ‎احترامی می‎کنند.» با وجود این، اما او خاطره‏ های خوش هم زیاد دارد. او تعریف می‎کند مادری تماس گرفت و از فرزندی که روی زمین افتاده و نفسش به شماره افتاده بود گفت. با کمک این کارشناس پرستاری، اما ورق برگشت. او از پشت تلفن به مادر کمک کرد فرزندش را احیا کند. تا تکنیسین‎ های اورژانس بر بالین کودک برسند، کودک از مرگ نجات پیدا کرده بود.»

برای پرستار دیگر مشاوره ‎های دارویی بزرگ‎ترین مشکل است. او می‎گوید بسیاری از افراد با او و همکارانش تماس می‎گیرند و از آن‌ها درباره اطلاعات دارویی می‌پرسند. درحالی‌که آن‌ها نمی‌توانند درباره دارو‌ها به افراد مشاوره دهند و با این کار خط‎های اورژانس مشغول می‎شود، اما اگر برق برود یا سیستم با مشکلاتی روبه‎ رو شود پرستاران چه کار می‎کنند؟ خدمات‎رسانی اورژانسی هیچ‎گاه قطع نمی‎شود. پرستار جوانی توضیح می‎دهد اگر سیستم‎ها قطع شود کار کردن با سیستم آنالوگ انجام می‎شود. او لبخند می‎زند و توضیح می‎دهد که خدمات ‏رسانی ادامه دارد. بعد مشغول کار می‎شود و مشخصات فردی را وارد سیستم می‎کند که مایع شوینده خورده است و خلط خونی دارد، اما همکار کنار دستی‎اش از مشخصات فردی که موادمنفجره کنار پایش منفجر و دچار سوختگی شده است می‌پرسد.

ارجاع، راهنمایی، انتقال

داستان بعد از تماس با شماره ۱۱۵ اورژانس ادامه دارد. اگر فردی نیاز به مشاوره داشته باشد، پرستاران به او مشاوره می‎دهند. حجم زیادی از تماس‎ها برای مشاوره‌گرفتن است، اما برخی هم نیاز به خدمات فوریت‎های پزشکی و انتقال آمبولانس دارند؛ بنابراین مشخصات و آدرس فرد نیازمند به خدمات اورژانس ارسال می‎شود تا ماموران اورژانس خودشان را به او برسانند. بخش انتقال راهوری متشکل از شش کاربر آقاست. تهران به شش بخش تقسیم شده است و هر اپراتوری هم وظیفه اعزام آمبولانس به یک منطقه را بر‌عهده دارد. هرکدام از اپراتور‌ها دو نمایشگر مقابل خود دارند. در یک مانیتور مشخصات آمبولانس و پایگاهی که به محل حادثه اعزام می‎شود و در یک مونیتور دیگر هم نقشه تهران پیداست. کاربر هر آدرسی را که متعلق به منطقه اوست وارد سیستم می‎کند و مکان دقیق را برای آمبولانس خالی پایگاه می‎فرستد. پیدا کردن آدرس دقیق و مدیریت آمبولانس‎های هر پایگاه وظیفه اپراتورهاست. یکی از اپراتور‌ها از سختی کارش می‎گوید. از این‌که در بسیاری از مواقع، آدرس‎های اشتباه به او داده می‎شود. او توضیح می‎دهد افرادی که در بحران قرار دارند نمی‎توانند مدیریت کنند و به دلیل استرس ممکن است آدرس را اشتباه بدهند. علاوه‌براین بسیاری از افراد نام قدیم معابر و خیابان‌ها را اعلام می‏کنند و همه این‎ها می‎تواند باعث اتلاف زمان و دیر فرستادن آمبولانس به محل حادثه شود.
 
کاربر مرد دیگری در تلاش است تا آمبولانسی را به محل حادثه بفرستد. او می‎گوید همه آمبولانس‎هایی که به محل حادثه نزدیک است در ماموریت هستند. این کاربر باید از آمبولانس دیگر پایگاه‌های نزدیک استفاده کند. مهم این است که آمبولانس به محل حادثه اعزام تا خدمات اورژانسی ارائه شود.

الو پزشک؟

این‌طور نیست که تکنیسین‎ های اورژانس هر فرد مصدومی را به هر مرکز درمانی و بیمارستانی که نزدیک حادثه است برسانند. در بسیاری از مواقع فرد حادثه‌دیده نیاز به خدمات ویژه قلبی و عروقی و گوارشی دارد یا این‌که دست یا پایش دچار شکستگی شده است؛ بنابراین نیاز است که او به بیمارستان‎ها و مراکزی رسانده شو‌د که مخصوص ارائه آن خدمات است. حتی فرد باید به بیمارستان دولتی اعزام شود که با بیمه قرارداد دارد.
 
به‌عنوان‌مثال فردی که مشکلات قلبی دارد باید به بیمارستانی منتقل شود که بخش کت‌لب (بخش قلب و عروق) دارد. ارائه این اطلاعات به عهده پزشکان متخصصی است که مقیم بخش دیسپچ هستند. راهنمایی به تکنیسین اورژانس برای استفاده دارویی و خدماتی هم از دیگر کار‌های پزشکان متخصص است. یکی از پزشکان این بخش که متخصص قلب و عروق است، توضیح می‎دهد اگر شرایط بیماری حاد باشد و استفاده از دارو در همان لحظه نیاز باشد این پزشک متخصص است که باید با توجه به علائم و شرح حال بیمار دز دارویی را تعیین و تجویز کند که مریض حداقل تا زمانی که به بیمارستان منتقل می‎شود به خطر نیفتد. او ادامه می‎دهد تجویز دارو می‎تواند در شرایطی که خودش بیمار را معاینه نکرده به دلایلی سخت باشد.

آژیر آمبولانسی

در حیاط پایگاه یک آمبولانس و یک موتورآمبولانس قرار دارد. پایگاه خلوت است. مسؤول پذیرش این پایگاه اورژانس می‎گوید تکنیسین‎ های پایگاه اورژانس درمانگاه صبارو در ده ونک به ماموریت رفته‎ اند. آنها‎ سر بالین خانمی میانسال رفته ‏اند که از درد شدید قفسه سینه، کتف و چانه شکایت کرده است.
 
زن سابقه مشکلات قلبی ـــ عروقی دارد و احتمال سکته هم وجود داشته است. حدود یک ربع می‏گذرد تا آمبولانس به پایگاه برگردد. هنوز از ماشین پیاده نشده، اما ماموریت دیگری به آنها‎ محول می‏شود. مردی حدود ۶۰ساله از درد شدید قفسه سینه و تنگی نفس شکایت دارد. حدود پنج روز از ابتلای مرد به بیماری کرونا می‎گذرد. آمبولانس به حرکت درمی ‎آید. فریبرز جانی و محمد امین‌دهقان، تکنیسین‎های آمبولانس هستند.
 
جانی شش سال و دهقان هم حدود ۱۵‌سال است در اورژانس کار می‎کنند. امین‏‎دهقان از کارکنانی است که رکورددار انجام زایمان است. او در دوره خدمتش به حدود ۱۱ مادر باردار کمک کرده تا فرزند خود را به دنیا بیاورند. آمبولانس در خیابان‎های پرتردد و شلوغ تهران حرکت می‏کند و وارد بزرگراه همت می‎شود. جایی که آژیر یک‎صدا نواخته می‎شود، اما راننده خودرو‌هایی که در خط سرعت هستند به آژیر آمبولانس بی‎توجهند. در خط سرعت می‌رانند و به آمبولانس اجازه تردد نمی‎دهند. آژیر آمبولانس، اما یک صدا نواخته می‏شود و راننده‌ها هم گوششان بدهکار نیست.
 
اتفاقا ناراحتی این دو تکنیسین اورژانس هم همین است. این که خودرو‌ها بی‎توجه به آژیر آمبولانس در خط سرعت می‎رانند و اجازه تردد به آمبولانس که باید زودتر به محل حادثه برسد، نمی‎دهند. آمبولانس برای خودروی لوکس سیاهرنگی بوق می‎زند. چند خودروی جلوی او راه می‎دهند. خودروی خارجی چند میلیاردی، اما اجازه تردد نمی‎دهد. دهقان می‎گوید اجازه عبور ندادن به آمبولانس یک مشکل است و ماجرای بعد از آن بدتر هم می‎شود. زمانی که خودرویی راه داده است، لب‏به‏لب کنار آمبولانس می‏راند تا بعد از عبور او دوباره به خط سرعت برگردد.
 
تصادفات زیادی پشت آمبولانس اتفاق می‎افتد. بسیاری از خودرو‌ها حتی با آمبولانس تصادف می‎کنند، اتفاقی که خیلی هم شایع است. دهقان تعریف می‎کند در یکی از تصادفات آمبولانس نتوانست حرکت کند و آمبولانس دیگری برای رساندن بیمار به بیمارستان اعزام شد. با هر تصادف، آمبولانس از چرخه ارائه خدمات حذف می‎شود تا تعمیرات انجام گیرد. برای دهقان، اما روز‌های نزدیک چهارشنبه‏سوری سخت است.
 
او می‏گوید یکی از روز‌های شلوغ ما روز چهارشنبه‏سوری است. زمانی که برخی بیماران هم از سوختگی رنج می‌برند و هم صدمات روحی زیادی به‌دلیل سوختن پوست بدن و صورت متحمل می‏شوند. زمانی که از روز چهارشنبه‏سوری حرف می‎زند، صدایش ناراحت و غمگین و به نقطه‏‎ای خیره می‏شود. سرتکان می‎دهد و آه کشیدن تنها جملات بعدی‏اش هستند.

آمبولانس به محل حادثه می‎رسد. خانه ویلایی در میان ساختمان‎های بلند جایی در یک کوچه باریک بن‎‏بست در محله یوسف‎آباد پنهان شده است. جانی چند بار زنگ در را به صدا درمی‎آورد. پنج شش دقیقه‎ای زمان می‎برد تا در باز شود. او تعریف می‎کند در ماموریت‎هایش با افراد زیادی برخورد کرده افرادی که حتی در را روی او باز نکرده‎اند تا رسیدگی به بیمار انجام شود. در را پیرمرد چاقی بدون ماسک باز می‎کند.
 
دهقان از او می‎خواهد ماسک به صورت بزند، پیرمرد، اما می‎گوید با استفاده از ماسک تنگی نفس به سراغش می‎آید. خانه، قدیمی و فرسوده است. در گوشه اتاق، پیرزنی حدود ۹۰ساله روی تخت نشسته است. یک ویلچر کنارش است. پیرمرد تعریف می‎کند هفته گذشته همراه دوستش به رستورانی رفت و پس از آن به بیماری کرونا مبتلا شد. تنگی نفس، اما بعد از گذشت یک هفته سراغش آمد.
 
مرد بعد از هر بار حرف زدن، نفس‎نفس می‏زند. اکسیژن خون مرد پایین و روی عدد ۵۸ است. هر دو تکنیسین اورژانس تاکید می‏کنند باید همراه آن‌ها به مرکز درمانی برود. مرد، اما حاضر نیست مادر پیرش را رها کند. دهقان با او صحبت می‎کند که اگر برای درمان اقدام نکند، خطر در کمین مادرش هم خواهد بود. پیرمرد فکری می‏کند و بعد با خواهرش تماس می‎گیرد تا به خانه پدری بیاید و از مادر مراقبت کند.
 
پیرزن مهربانانه به او لبخند می‏زند. پیرمرد برای مادرش دست تکان می‏دهد و می‎گوید: «زود برمی‏گردد.» مرد را روی برانکارد داخل آمبولانس می‏خوابانند و اکسیژن به او وصل می‎کنند. صدای آژیر دوباره به صدا درمی‎آید. آمبولانس تکان‌های شدیدی می‏خورد، ترمز‎های شدید می‏گیرد و دوباره در ترافیک می‏ماند.

دهقان تعریف می‎‏کند شیوع ویروس کرونا در کشور تعداد ماموریت‌ها را افزایش داده است. به بالین فرد مبتلا به کرونا حاضر شدن زیاد هم آسان نیست. جانی و امین‏ دهقان هر دو در ماموریت ۱۰روز قبل به بیماری کرونا مبتلا شدند و بعد از بهبود، در محل کار حاضر شده‌اند. دهقان به صورت مستمر اکسیژن خون مرد را بررسی می‎کند.
 
پیرمرد از سردرد و حالت تهوع شکایت می‏کند. بعد از دریافت اکسیژن، عدد اکسیژن خون در حال افزایش است. پیرمرد را به اورژانس یکی از بیمارستان‎ها می‏رسانند. تکنیسین‎ های آمبولانس او را روی برانکارد می‎گذارند، کار‌های پذیرش را انجام می‎دهند و بعد وی را به اتاق ایزوله انتقال می‏دهند تا پرستاران کار‌های درمانی را شروع کنند.
 
پیرمرد روی تخت اتاق ایزوله اورژانس جای می‏گیرد و به او اکسیژن وصل می‎کنند. پیرمرد زیر ماسک اکسیژن نگاه مهربانانه و تشکرآمیزش را بدرقه راه تکنیسین‎ های اورژانس می‎کند. تکنیسین‎ها سوار آمبولانس می‎شوند. ماموریت‎های دیگری در راه است.
 
روزنامه جام جم / لیلا شوقی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها