روابط ایران و مصر چه در گذشته و چه در دو سه دهه اخیر از نوسانات بسیاری برخوردار بوده است. جدای از این که در دوره رضاخان به روابط خانوادگی هم منتهی شد و بعد 2 دولت در دوره محمدرضا در 2 قطب متضاد قرار گرفتند.
کد خبر: ۱۳۵۸۵۴
در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نیز فراز و نشیب های روابط 2 کشور بسیار بوده است. سادات در دکترین امنیت ملی اش ایران را تهدیدی برای مصر می دانست.
او و خلفش یعنی حسنی مبارک بیشترین کمکها را به صدام می کردند و در بیشتر نشست های عربی نیز برای به دست آوردن دل دولتهای عرب که از اقدام مصر در انعقاد صلح کمپ دیوید ناراحت بودند، مواضع تند علیه ایران می گرفتند؛ اما این رویه با پایان جنگ 8 ساله و حمله صدام به کویت و شفاف تر شدن مواضع ایران در عرصه بین المللی و منطقه ای تغییر یافت بخصوص این که گذشت زمان ثابت کرد رژیم صهیونیستی به هیچ تعهدی ازجمله خروج از بخشی از صحرای سینا پایبند نیست و سرنوشت فلسطینیان هر روز به دلیل سیاست های امریکا و اسرائیل پیچیده تر می شود و اسرائیل با سلاحهای هسته ای اش تهدیدی جدی برای اعراب ازجمله مصر است.
این در حالی است که ظهور قدرتی همچون جمهوری اسلامی ایران در منطقه ، علاوه بر این که باعث بازتعریف هویت مردم منطقه که از خط سازش و اشغال سرزمین های اسلامی سرخورده شده بودند، شد نوعی بازدارندگی در مقابل رژیم صهیونیستی به وجود آورد. این که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در پی حمایت از مردم منطقه در برابر اسرائیل ، هیچ سرزمین جدیدی به اشغال رژیم صهیونیستی درنیامد، بلکه برعکس سرزمین هایی از اشغال درآمد و این رژیم شکست هایی متحمل شده است.
اینها نکاتی است که اگرچه به زبان رهبران عرب نمی آید، اما به آن باور دارند و این موضوع در سطح افکار عمومی کشورهای اسلامی بویژه عربی بخوبی مشهود است.
بر این اساس بررسی روابط ایران و مصر نشان می دهد بیشتر متاثر از تحولات و عوامل بیرونی بوده است تا مسائل دوجانبه ، ضمن این که روابط 2 کشور از حساسیت بسیاری نیز برخوردار بوده و همچنین بر روابط دیگر کشورها، مسائل منطقه ای ، جهان اسلام و بین المللی تاثیر قابل توجهی داشته است.
از این رو اکنون که بار دیگر موضوع عادی سازی روابط تهران و قاهره مطرح شده است شایسته است 2 کشور مسائلی را برای داشتن روابط مطلوب و حسنه رعایت کنند. اگر مهمترین عوامل واگرایی و تقابل 2 کشور را در گذشته بویژه در دهه 1360 شمسی پیمان کمپ دیوید، دشمنی مصر با ایران ، کمک دولت مصر به صدام و دامن زدن مصر به مساله جزایر سه گانه ایرانی بدانیم ، اکنون شرایط فرق کرده است.
دشمنی با ایران فروکش کرده ، از حمایت از صدام پشیمان هستند و در خصوص جزایر نیز مواضع مصر مانند دیگر کشورهای عرب منطقه است. حتی در مجامع بین المللی مصر همکاری های خوبی با ایران را شروع کرده و افکار عمومی این کشور هم فشار زیادی را متوجه مقامات این کشور برای برقراری رابطه با ایران کرده است.
تنها مشکل پیمان کمپ دیوید است که به نظر نمی رسد دولت مصر از آن صرف نظر کند، زیرا آنها معتقدند چنین اقدامی باعث تشدید بحران در منطقه می شود و بهانه بیشتری به اسرائیل و امریکا برای اعمال فشار بیشتر بر دولتهای عربی می دهد. از سوی دیگر میان ایران و مصر رقابت خاصی در منطقه و جهان اسلام وجود ندارد. به عنوان مثال آنقدر که کشورهای عرب همسایه ، ایران را تهدید قلمداد می کنند و برنامه هسته ای ایران را زیر سوال می برند، دولت مصر چنین عقیده ای ندارد. حمایت های مکرر عمرو موسی ، دبیر کل مصری اتحادیه عرب و اعتراض های وی به مقامات عربی برای تهدید دانستن ایران در کنار مواضع مقامات رسمی مصر در این خصوص و حمایت آنها از ایده ایران در زمینه خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای نشان از شرایط جدید مصر دارد. ایران نیز که به دنبال گسترش روابط منطقه ای و ایجاد همگرایی میان کشورهای اسلامی است ، ضروری است با درک شرایط دیگر کشورها در صدد توسعه روابط باشد بخصوص مصر که یکی از کشورهای مهم اسلامی ، عربی و در منطقه حساس خاورمیانه و شمال آفریقاست.
از این رو می توان گفت روابط 2 کشور زمانی می تواند عادی ، پایدار و در برگیرنده منافع جهان اسلام باشد که اولا مبتنی بر احترام متقابل باشد و 2 کشور بویژه مصر که در کارنامه اش خصومت با ایران است ، در صدد جبران گذشته باشد. ثانیا مصر تلاش کند ضمن جلوگیری از نفوذ مخالفان روابط تهران و قاهره ، خود نیز از طرح مسائل حاشیه ای پرهیز کند. بی شک اکنون که عالی ترین مقام رسمی ایران آمادگی کشورش را برای عادی سازی روابط اعلام کرده است ، این طرف مصری است که باید از این فرصت تاریخی بهره گیرد و در چارچوب خواست عمومی امت اسلامی بویژه افکار عمومی مصر قدم بردارد.