در نگاه اول ، بسیاری از سیاستمداران امریکایی اعمال این تحریم ها را فقط به ضرر جامعه علمی کشورهای تحریم شده می دانستند. از نظر آنها قطع ارتباط دانشمندان کشورهایی مانند ایران با جهان ، عدم ارسال تجهیزات ، عقف ماندن از علم روز و مهجور ماندن آنها می تواند این کشورها را عقب مانده نگاه دارد؛ البته عضویت در انجمن های علمی ، شرکت در کنفرانس و دیگر فعالیت های بین المللی مزایای زیادی برای دانشمندان ایرانی دارد و باعث می شود دانشمندان ایرانی با ارتباط با دیگر دانشمندان جهان در جریان تحقیقات علمی روز قرار بگیرند، در طرحهای بین المللی که نیازمند تجهیزات پیشرفته است شرکت کنند، امکان انتشار مقالات علمی بیشتری را در مجلات معتبر پیدا کنند و از این طریق آرام آرام ، دانش روز جهان به داخل کشور منتقل می شود؛ اما تنها پس از 2 سال تبعات منفی چنین تحریم هایی برای خود ایالات متحده مشخص شد.
از قرار معلوم ، سیاستمداران ایالات متحده فراموش کرده بودند تا چه اندازه به دانشمندان غیرامریکایی و مهاجر وابسته اند. 55 درصد دانشجویان دوره دکتری رشته های مهندسی و به طور کلی 33 درصد دانشجویان دکتری تمامی رشته های علوم و مهندسی در دانشکده های ایالات متحده را غیر امریکایی ها تشکیل می دهند. 45 درصد فیزیکدانان و 80 درصد دارندگان مدرک دکتری در رشته های شیمی و مهندسی مواد شاغل در ایالات متحده را دانشمندان مهاجر تشکیل می دهند. در سالهای 1980 تا 2000 میلادی دانشمندان و مهندسان غیرامریکایی با مدرک تحصیلی دکتری که در این کشور مشغول به کار شده بودند، از 24 درصد به 37 درصد افزایش یافت.
حضور چشمگیر استادیاران غیرامریکایی که بیشتر از سطح دانش بالاتری نسبت به همکاران امریکایی خود برخوردارند، دانشگاه ها را به محیطی بین المللی تبدیل کرده است و نظام آموزشی بیش از آن که در دست استادان امریکایی باشد در دست مهاجران غیر امریکایی است. شاغلان غیرامریکایی دارای مدرک کارشناسی 17 درصد، دارندگان مدرک کارشناسی ارشد 29 درصد و دارندگان مدرک دکتری 38 درصد نیروی کار را در سطح خود تشکیل می دهند. در 15 سال گذشته یک سوم از برندگان جایزه نوبل که در امریکا اقامت دارند غیرامریکایی بوده اند. در چنین شرایطی فکر می کنید اعمال محدودیت در صدور ویزا و تعلیق های چند ماهه چه تاثیری بر روند تحقیقات علمی ایالات متحده خو اهد داشت؛
لغو، تعویق و برنامه ریزی مجدد همایش های علمی اولین اثر این سیاست سختگیرانه بود. کاهش چشمگیر پذیرش دانشجوی خارجی در دانشگاه های ایالات متحده ، از اثرات مستقیم و ابتدایی این سیاست بود که تبعات آن به کاهش بازدیدکننده از مراکز علمی این کشور انجامید؛ اما تاثیرات بلندمدت این اقدام در برنامه های تحقیقاتی علمی بلندمدت مشخص شد، جایی که ایده ها، نوآوری ها و دیدگاه های دانشمندان خارجی در پیشبرد اهداف این تحقیقات نقش اساسی ایفا می کند. برنامه های بهداشت عمومی و پیشگیری از بیماری های عفونی مانند ایدز نیز تحت تاثیر قرار گرفت و با کاهش روند پیشرفت روبه رو شد.بسیاری از سیاستمداران و دانشمندان طراز اول ایالات متحده معتقدند علم و فناوری ، منبع اصلی رشد اقتصادی و امنیت ملی این کشور است.
در زمان جنگ جهانی دوم ، ایالات متحده توانست بسیاری از دانشمندان بزرگ جهان را گردآورد و محیطی مناسب برای فعالیت های تحقیقاتی آنها فراهم کند. از آن زمان به بعد این کشور توانسته است پیشروترین کشور در زمینه علوم و تحقیقات لقب بگیرد و فاصله اش را با دیگر رقبا حفظ کند، اما در سالهای اخیر، رشد علمی کشورهای آسیایی و اتحادیه اروپایی سبب شده است نگرانی هایی درباره آینده این کشور پدید آید.اتحادیه اروپایی در سال آینده ، بزرگترین شتابدهنده ذرات بنیادی را با نام LHC راه اندازی می کند و قصد دارد در چند سال آینده ، مقام اول تحقیقات فیزیک هسته ای و ذرات بنیادی را از آن خود کند. پیش از این نیز اروپایی ها توانسته بودند شبکه جهانی اینترنت را راه اندازی کنند، در حالی که امریکایی ها با دستیابی به این فناوری فاصله زیادی داشتند. در عرصه تحقیقات فضایی نیز هرچند ناسا هنوز حرف اول را می زند، اما نزدیکی روسیه و اتحادیه اروپایی به یکدیگر آنها را به قدرت اول فناوری فضایی نزدیک کرده است. ورود چین ، ژاپن و هند و در آینده نزدیک ایران عرصه این رقابت را تنگ تر می کند.