شوخی غیر علمی!

2 ماه است که لغو عضویت شیمیدانان کشورمان در انجمن شیمی امریکا به مهمترین بحث مجامع علمی کشور تبدیل شده است.
کد خبر: ۱۳۵۵۰۵

البته این ماجرا پس از اعتراض های فراوان با عقب نشینی مسوولان این انجمن و تمدید عضویت استادان ایرانی خاتمه یافت ؛ اما آیا ابعاد این مساله به حضور یا عدم حضور 36عضو ایرانی محدود می شود؛ برخی چهره های سرشناس ایالات متحده معتقدند این اقدام پیش از آن که به ضرر ایرانیان باشد، رشد علمی و اقتصادی ایالات متحده را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

داستان از اینجا شروع شد که انجمن امریکا (ACS) تصمیم گرفت بدون کسب نظر از مجمع عمومی خود، عضویت اعضای ایرانی خود را از آغاز ژانویه 2007 میلادی (دی 1385) تمدید نکند. انتشار این خبر از همان ابتدا واکنش ها و مخالفت های گسترده ای در داخل و حتی خارج از کشور در پی داشت.
دکتر ارسلان قربانی ، قائم مقام وزیر علوم در همکاری های علمی و بین المللی بیان کرد که اقدام انجمن شیمی امریکا در لغو عضویت دانشمندان ایرانی باید از بعد حقوقی و قانونی از سوی یونسکو به عنوان یکی از سازمان های وابسته به سازمان ملل پیگیری شود که جمهوری اسلامی ایران به آن رسیدگی خواهد کرد.یکی از مهمترین اعتراض ها به تصمیم جامعه شیمیدانان امریکا، نامه ای بود که از سوی چند چهره سرشناس علمی ایرانی برای اعضای ACS ارسال شد و در آن ضمن تشریح نکات مهمی از این ماجرا، درخواست شده بود به این تصمیم نابخردانه و ناعادلانه اعتراض کنند.
نویسندگان این نامه پس از شرح ماوقع و افشای پنهانکاری مسوولان ACS نشان دادند که طبق آیین نامه اجرایی ACS ، لغو عضویت در صورتی امکان پذیر است که عضو مورد نظر از پرداخت حق عضویت و هزینه های مربوط خودداری کند یا رفتاری از او سر بزند که به اهداف و ساختار ACS آسیب وارد کند. از سوی دیگر، دانشمندان ایرانی حائز شرایط مجوز معافیت اداره نظارت بر دارایی های خارجی ایالات متحده باید عضویتشان تمدید می شد که ACS از انجام این کار سرباز زده بود.
در این نامه همچنین به صحبتهای خانم مادلین ژاکوبز، مدیر اجرایی ACS نیز اشاره شد. خانم ژاکوبز از اخطار حقوقدانان و وکیلان مبنی بر این که عدم اخراج اعضای ایرانی می تواند جریمه سنگین نیم میلیون دلاری ، 20 سال زندان برای مسوولان رده بالای انجمن و لغو معافیت مالیاتی انجمن را به همراه داشته باشد، خبر داده بود. دکتر فریدون هژبری (معاون آموزشی اسبق دانشگاه صنعتی شریف)، دکتر داوود رهنی (رئیس سابق ACS در نیویورک)، استاد فضل الله رضا (موسس و رئیس انجمن آکادمیک ایرانیان در امریکای شمالی)، دکتر فریبا آریا (رئیس انجمن دانشگاه صنعتی شریف)، دکتر محمد بهفروز (رئیس انجمن دانشگاه شیراز)، دکتر علی بنی جمال (مسوول انجمن شیمیدانان ایرانی ACS) ،دکتر علی اکبری (استاد اقتصاد و رئیس انجمن استادان و دانش آموختگان میراث ایرانی Asphi) و دکتر حمید جوادی (رئیس گروه فیزیکدانان ایران و امریکا) با ارسال این نامه به اعضای ACS توانستند موج عظیمی از اعتراض اعضای دیگر کشورها را به این اقدام نابخردانه به راه بیندازند.
دکتر علی بنی جمال نیز اظهار کرد، لغو عضویت شیمیدان های ایرانی به اعتبار و روند پیشرفت علم شیمی در ایران لطمه وارد نمی کند و در مقابل این اقدام نه تنها سودی برای انجمن شیمی امریکا ندارد، بلکه اعتبار آن نیز خدشه دار خواهد شد چون صدها شیمیدان امریکایی هم به این مساله اعتراض کتبی و شفاهی کرده اند.
کمیته اجرایی مجمع بین المللی انجمن فیزیک امریکا نیز با ابراز نگرانی از اقدام انجمن شیمی امریکا، حمایت کامل خود را از موضع رئیس انجمن فیزیک امریکا مبنی بر حفظ جهانشمولی عضویت در این انجمن در سراسر جهان اعلام کرد.
سرانجام در پی مخالفت ها و پیگیری های جامعه علمی در ایران و امریکا، انجمن شیمی امریکا از مواضع خود عقب نشینی کرد و ناچار به باز گرداندن عضویت 14 عضو ایرانی انجمن شد. مادلین ژاکوبز اعلام کرد: انجمن در تلاش است برای تمدید عضویت 22 ایرانی دیگر از دولت امریکا مجوز دریافت کند. انجمن متعهد شده تمام مزایای خود بجز 2 مورد استثنایی اصلی که شامل خدمات مربوط به توسعه شغلی و همچنین شرکت در نشست های علمی انجمن به دفعات نامحدود می شود را به اعضای کشورهای تحریم شده ارائه کند.

این قصه سر دراز دارد

اما این اولین بار نبود که دولت امریکا محدودیت هایی غیرمنطقی و غیرمنصفانه برای دانشمندان ایرانی اعمال و با فعالیت های علمی برخورد سیاسی می کند. پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 دولت امریکا محدودیت های شدیدی را درباره ارتباطات علمی با ایران اعمال کرد و مجازات های سنگینی هم برای متخلفان در نظر گرفت. حمایت مالی هر شهروند یا انجمن علمی ایالات متحده از کنفرانس و سمینارهای برگزار شده در ایران ، شرکت در این کنفرانس ها و ویرایش و چاپ نوشته های علمی تهیه شده در ایران بدون مجوز ویژه اداره امور دارایی ایالات متحده مشمول این تحریم ها خواهند شد و متخلفان با مجازات هایی مانند جریمه نقدی سنگین ، حبس طولانی مدت و لغو معافیت مالیاتی روبه رو خواهند شد. دولت امریکا همچنین سیاست های سختگیرانه ای برای ارائه ویزا به شهروندان ایرانی بخصوص دانشمندان و دانشجویان در پیش گرفته است.

فناوری نوین بردوش نیروی متخصص


بیل گیتس ، رئیس مایکروسافت و ثروتمندترین مرد جهان نیز در سخنرانی خود در کنگره امریکا از این موضوع اظهار نارضایتی کرد و گفت سیاست های مهاجرت فعلی که پس از 11 سپتامبر وضع شده است بشدت به وضعیت علمی و فناوری ایالات متحده ضربه می زند. وی با اشاره به این که امروز، نوآوری است که رشد اقتصادی را شتاب می بخشد افزود: نوآوری ، ایالات متحده را به قدرت اول اقتصاد جهان تبدیل کرده است ؛ اما مهمترین عامل در ظهور این نوآوری ، نیروی کار است که توانسته فناوری های نوینی را به بشرتقدیم کند. اگر ایالات متحده بخواهد همچنان جلوتر از دیگر کشورها قرار بگیرد، چاره ای ندارد جز آن که نیروی کاری متشکل از برترین مغزهای جهان به وجود آورد و برای نیل به این منظور، مجبور است شرایطی را فراهم کند تا دانشمندان و مهندسان غیرامریکایی بتوانند در شرکتهای امریکایی مشغول به کار شوند. تقاضای بازار امریکا به مهارت های فنی و تخصصی مدتهاست از توان جامعه امریکا برای تولید نیروی کار تحصیلکرده فراتر رفته است و تنها مهندسان و دانشمندان خارجی می توانند این خلاء را پر کنند

به دنبال وضع این قوانین بود که در سال 2001 میلادی موسسه مهندسان برق و الکترونیک (IEEE) عضویت اعضای ایرانی خود را لغو کرد. این سیاست ها حتی بر پذیرش دانشجویان ایرانی داوطلب ادامه تحصیل نیز تاثیر منفی گذاشت و دانشگاه های مطرحی چون هاروارد ،MIT ، برکلی و پرینستون بسختی دانشجویان ایرانی را می پذیرفتند.

روی دیگر سکه تحریم

در نگاه اول ، بسیاری از سیاستمداران امریکایی اعمال این تحریم ها را فقط به ضرر جامعه علمی کشورهای تحریم شده می دانستند. از نظر آنها قطع ارتباط دانشمندان کشورهایی مانند ایران با جهان ، عدم ارسال تجهیزات ، عقف ماندن از علم روز و مهجور ماندن آنها می تواند این کشورها را عقب مانده نگاه دارد؛ البته عضویت در انجمن های علمی ، شرکت در کنفرانس و دیگر فعالیت های بین المللی مزایای زیادی برای دانشمندان ایرانی دارد و باعث می شود دانشمندان ایرانی با ارتباط با دیگر دانشمندان جهان در جریان تحقیقات علمی روز قرار بگیرند، در طرحهای بین المللی که نیازمند تجهیزات پیشرفته است شرکت کنند، امکان انتشار مقالات علمی بیشتری را در مجلات معتبر پیدا کنند و از این طریق آرام آرام ، دانش روز جهان به داخل کشور منتقل می شود؛ اما تنها پس از 2 سال تبعات منفی چنین تحریم هایی برای خود ایالات متحده مشخص شد.
از قرار معلوم ، سیاستمداران ایالات متحده فراموش کرده بودند تا چه اندازه به دانشمندان غیرامریکایی و مهاجر وابسته اند. 55 درصد دانشجویان دوره دکتری رشته های مهندسی و به طور کلی 33 درصد دانشجویان دکتری تمامی رشته های علوم و مهندسی در دانشکده های ایالات متحده را غیر امریکایی ها تشکیل می دهند. 45 درصد فیزیکدانان و 80 درصد دارندگان مدرک دکتری در رشته های شیمی و مهندسی مواد شاغل در ایالات متحده را دانشمندان مهاجر تشکیل می دهند. در سالهای 1980 تا 2000 میلادی دانشمندان و مهندسان غیرامریکایی با مدرک تحصیلی دکتری که در این کشور مشغول به کار شده بودند، از 24 درصد به 37 درصد افزایش یافت.
حضور چشمگیر استادیاران غیرامریکایی که بیشتر از سطح دانش بالاتری نسبت به همکاران امریکایی خود برخوردارند، دانشگاه ها را به محیطی بین المللی تبدیل کرده است و نظام آموزشی بیش از آن که در دست استادان امریکایی باشد در دست مهاجران غیر امریکایی است. شاغلان غیرامریکایی دارای مدرک کارشناسی 17 درصد، دارندگان مدرک کارشناسی ارشد 29 درصد و دارندگان مدرک دکتری 38 درصد نیروی کار را در سطح خود تشکیل می دهند. در 15 سال گذشته یک سوم از برندگان جایزه نوبل که در امریکا اقامت دارند غیرامریکایی بوده اند. در چنین شرایطی فکر می کنید اعمال محدودیت در صدور ویزا و تعلیق های چند ماهه چه تاثیری بر روند تحقیقات علمی ایالات متحده خو اهد داشت؛
لغو، تعویق و برنامه ریزی مجدد همایش های علمی اولین اثر این سیاست سختگیرانه بود. کاهش چشمگیر پذیرش دانشجوی خارجی در دانشگاه های ایالات متحده ، از اثرات مستقیم و ابتدایی این سیاست بود که تبعات آن به کاهش بازدیدکننده از مراکز علمی این کشور انجامید؛ اما تاثیرات بلندمدت این اقدام در برنامه های تحقیقاتی علمی بلندمدت مشخص شد، جایی که ایده ها، نوآوری ها و دیدگاه های دانشمندان خارجی در پیشبرد اهداف این تحقیقات نقش اساسی ایفا می کند. برنامه های بهداشت عمومی و پیشگیری از بیماری های عفونی مانند ایدز نیز تحت تاثیر قرار گرفت و با کاهش روند پیشرفت روبه رو شد.بسیاری از سیاستمداران و دانشمندان طراز اول ایالات متحده معتقدند علم و فناوری ، منبع اصلی رشد اقتصادی و امنیت ملی این کشور است.
در زمان جنگ جهانی دوم ، ایالات متحده توانست بسیاری از دانشمندان بزرگ جهان را گردآورد و محیطی مناسب برای فعالیت های تحقیقاتی آنها فراهم کند. از آن زمان به بعد این کشور توانسته است پیشروترین کشور در زمینه علوم و تحقیقات لقب بگیرد و فاصله اش را با دیگر رقبا حفظ کند، اما در سالهای اخیر، رشد علمی کشورهای آسیایی و اتحادیه اروپایی سبب شده است نگرانی هایی درباره آینده این کشور پدید آید.اتحادیه اروپایی در سال آینده ، بزرگترین شتابدهنده ذرات بنیادی را با نام LHC راه اندازی می کند و قصد دارد در چند سال آینده ، مقام اول تحقیقات فیزیک هسته ای و ذرات بنیادی را از آن خود کند. پیش از این نیز اروپایی ها توانسته بودند شبکه جهانی اینترنت را راه اندازی کنند، در حالی که امریکایی ها با دستیابی به این فناوری فاصله زیادی داشتند. در عرصه تحقیقات فضایی نیز هرچند ناسا هنوز حرف اول را می زند، اما نزدیکی روسیه و اتحادیه اروپایی به یکدیگر آنها را به قدرت اول فناوری فضایی نزدیک کرده است. ورود چین ، ژاپن و هند و در آینده نزدیک ایران عرصه این رقابت را تنگ تر می کند.


مرضیه رستمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها