دمیدن در شیپور جنگ سرد

مسائل عوض شده و دوران تغییر کرده است. این چیزی بود که بوش هنگام اعلام تواق هسته ای میان امریکا و هند در جولای 2005 در مقابل جهانیان بیان کرد.
کد خبر: ۱۳۴۸۴۹

توافقی که 2 کشور به رغم اختلاف نظر درباره جزییات کوچک در ماههای آینده امضا خواهند کرد. بدرستی که تقریبا همه چیز تغییر کرده است. زمانی هند رقیب سرسخت امریکا و یکی از بنیانگذاران جنبش کشورهای عدم تعهد در کنفرانس باندونگ در سال 1955 بود و 50 سال بعد بوش در کاخ سفید با منموهن سینگ ، نخست وزیر هند پیمان هسته ای به نمایش می گذارند. این توافق که روابط 2 کشور را از لحاظ هسته ای سازمان می دهد، دلیل واضحی است بر چیزی که تغییر می کند، تغییر نه در شرق آسیا، بلکه در کل جهان.

یکی از مولفه های اصلی حفظ ثبات میان 2 ابرقدرت دوران جنگ سرد توافق دوجانبه برای عدم ایجاد نظام دفاعی و عدم استقرار آن در مقابل موشکهای طرف دوم بود. امریکا و شوروی با شناخت اهمیت جلوگیری از جنگ هسته ای در 1972 پیمانی در این زمینه امضا کردند. اکنون نه تنها بوش تصمیم گرفته است به طور یکجانبه از این پیمان خارج شود، بلکه دستور داده است ایجاد نظام دفاعی علیه موشکهای بالستیک قاره پیما از نوع موجود در اختیار روسیه تشدید شود. توضیح امریکایی ها در این باره که گویا این نظام دفاعی برای مقابله با موشکهای کشورهای دشمن است و نه در برابر موشکهای روسیه و چین ، نه تنها غیرقابل قبول ، بلکه توهین آمیز است ، چرا که روسیه و چین را نادان می شمارد. امریکا برای توهین بیشتر و تحریک به لهستان و چک مراجعه کرده است.
در این مورد نیز ادعای به اصطلاح کارشناسی این است که برای دفاع از ساحل شرقی امریکا در برابر موشکهای ایران باید این سیستم دفاعی دقیقا در شرق اروپا مستقر شود. این ادعا نیز جدی نیست ، چرا که می توان کشورهای دیگری که عضو پیمان ورشو نیستند، یافت و این سیستم را در آن کشورها مستقر کرد. اما بوش تنها به شکستن قواعد بازی موجود میان ابرقدرت ها در موضوع سپر موشکی اکتفا نمی کند. او خواستار ایجاد نظم نوین جهانی است که در چارچوب آن منازعه ای در برابر موقعیت حاکم امریکا و مدیریت جهان طبق اراده اش وجود نداشته باشد. اگر در این راه جهان برای دیگر بازیگران خطرناک تر از گذشته هم شود باکی نیست.

خطر واقعی

بر اساس این رویکرد و جهان بینی حلقه مشاوران نزدیک به بوش باید توافق هسته ای میان دهلی نو و واشنگتن را مد نظر قرار داد. تنها 9 سال پیش در ماه می 1998 حکومت امریکا (در دوره بیل کلینتون) هند را به سبب آزمایش های هسته ای تحریم کرد. این تحریم ها هم از سوی قطعنامه های پیشین کنگره امریکا حمایت می شد و هم به عنوان بخشی از تلاش برای جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای در جهان لازم بود. از زمان ورود جان کندی به کاخ سفید در ژانویه 1961 امریکا مبتکر و مجری نظام منع گسترش سلاحهای هسته ای بود. این نظام هرچند همیشه موفق نبود اما اعتقاد عمیقی وجود داشت که جهان با تعداد اندک کشورهای هسته ای جای امن تری خواهد بود. پیش بینی کندی در سال 1963 مبنی بر این که در عرض 10 سال 25 کشور به سلاح هسته ای دست پیدا خواهند کرد، تحقق پیدا نکرد.
عامل این مساله نیز تلاش جامعه جهانی و در راس آن تلاش امریکا برای جلوگیری از گسترش این سلاح بود. توافق با هند ثابت می کند که حکومت بوش حاضر است نظام منع گسترش سلاحهای هسته ای را برای دستیابی به موضوعی که فکر می کند مهمتر است به هم بزند. این عامل مهمی در تقویت روابط امریکا با کشورهای کلیدی آسیا برای تبدیل آنها به مانعی در برابر تقویت چین است. درست است که نه در توافق هسته ای میان امریکا و هند و نه در موضوع ایجاد سیستم سپر موشکی نامی از چین برده نشده است.
اما برای همه واضح است که چین یکی از عوامل اصلی این اقدامات به شمار می رود. نگرانی از چین کلید درک اقدامات جهانشمول دیگر از سوی امریکاست. بوش و مشاورانش به این نتیجه رسیده اند که امریکا باید برای رویارویی با چین آماده شود. به نظر آنها بر اساس سناریوی احتمالی ، گریزی از این رویارویی نخواهد بود و همین رویارویی تعیین خواهد کرد که بازیگر تعیین کننده در جهان کیست.
این رویارویی لزوما نظامی نخواهد بود. برای متوقف کردن رشد خطرناک چین در زمینه اقتصاد نیز بهتر است در مقابل او رقیبانی را قرار داد که دارای توان نظامی راهبردی باشند. در این سناریو هند هسته ای اهمیت فوق العاده دارد. تحلیل این است که چین مجبور خواهد شد بخشی از منابع خود را برای آمادگی در برابر قدرت روزافزون همسایه هسته ای اختصاص دهد و به این ترتیب رشد او کاهش خواهد یافت.
مفهوم سلبی این توافق نه تنها کنار آمدن امریکا با موقعیت هسته ای کشوری است که به رغم قوانین بین المللی دست به آزمایش های هسته ای زده است ، بلکه دادن پاداش قابل توجه به کشوری است که هنوز به ان.پی.تی (پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای) نپیوسته است.

سیاست های دوگانه امریکا


توافق هند آشکارترین جلوه سیاست دوگانه حکومت امریکاست. حکومت بوش از یک سو نسبت به طرح هسته ای ایران و کره شمالی هشدار می دهد و خواهان توقف آنهاست ، و از سوی دیگر با طرح هسته ای هند کنار می آید و به او کمک هم می کند. توافق با هند می گوید هند 14 نیروگاه خود را به دلخواه غیرنظامی طبقه بندی خواهد کرد و آنها را در برابر بازرسان سازمان ملل بازخواهد کرد، اما 8 نیروگاه دیگر نظامی توصیف خواهند شد و بازرسی نخواهد شد.
هند در آینده آزاد خواهد بود هر نیروگاهی را که می خرد یا احداث می کند غیرنظامی یا نظامی اعلام کند. نتیجه این خواهد بود هند توسط نیروگاههای هسته ای به تولید سلاح هسته ای ادامه خواهد داد. در کمال تعجب ، این توافق حتی موجب افزایش سلاحهای هسته ای هند نیز خواهد شد، چون هند از محدود کردن میزان مواد شکافت هسته ای تولید شده در نیروگاه های نظامی امتناع می کند و امریکا هم متعهد می شود اورانیوم لازم را برای راه اندازی نیروگاه های غیرنظامی او تامین کند و هند می تواند این اورانیوم را در اهداف نظامی استفاده کند. وقتی امریکا در آغاز راه توافق با هند بود، هدف این بود که وضعیتی ایجاد شود که هند بتواند 6 الی 10 بمب در سال تولید کند، اما از نسخه نهایی این توافق برمی آید که هند خواهد توانست 50 بمب در سال تولید کند

چارلز فرگوسن از مرکز تحقیقاتی شورای روابط خارجی می نویسد: «این توافق تلاشهای امریکا برای جلوگیری از گسترش سلاحهای هسته ای را 100 سال به عقب بازمی گرداند. این توافق همچنین موجب شتاب مسابقه تسلیحات هسته ای در آسیا می شود. امریکایی ها درباره مساله هسته ای هند 2 گزینه پیش رو داشتند. اول ، همچنان به این مساله اعتقاد داشته باشند که می توان دیو هسته ای را که در قالب 50 بمب هسته ای از زیرزمین در منطقه راجستان در شمال غربی هند بیرون آمد (ماه می 1998) به شیشه بازگرداند. دوم ، از قدرت راهبردی روزافزون هند برای تحقق اهداف ژئواستراتژیک امریکا بهره برداری کرد. حکومت امریکا گزینه دوم را انتخاب کرد.

دموکراتیک و مسوولیت شناس

هند هم با 2 گزینه روبه رو بود. یا از موقعیت هسته ای جدید خود به عنوان اهرمی برای ایجاد نظام چندقطبی استفاده کند یا این که از موقعیت خود برای کمک به بقای نظم موجود با سلطه امریکا بهره ببرد؛ هرچند امریکا نظم موجود را بر ترس و عدم امنیت استوار کرده است. هندی ها راه دوم را انتخاب کردند و به دایره نفوذ و سلطه امریکا پیوستند. این اقدام در مدتی که هند مولفه اصلی دایره نفوذ شوروی در سالهای 60 و 70 قرن 20 بود یک انقلاب واقعی محسوب می شود. منافع مشترک امریکا و هند منجر به شکل گیری توافق هسته ای شد و این توافق هند را به جهان آزاد ملحق کرد، ولی او را به رقیب چین و روسیه تبدیل کرد. امریکایی ها طبق عادت خود، دیدگاه ایدئولوژیک را نیز در منافع راهبردی وارد کردند؛ چرا که این توافق میان 2 دموکراسی بزرگ جهان امضا شد که هر کدام از آنها بتازگی در برابر عوامل افراطی قرار گرفته بودند که نظام دموکراتیک آنها را تهدید می کرد.
این توافق نشان داد که از نظر حکومت امریکا در زمینه سلاح هسته ای ، بر حسب میزان دوستی کشورها با امریکا و نظام ارزشی هنجارهای آنها باید با آنها رفتارهای متفاوتی داشت. هند دموکراتیک ثابت کرد که در زمینه هسته ای کشور کاملا مسوولیت شناسی است.
او هیچ گاه دانش و تجهیزات هسته ای را به کشور دیگر نداد؛ در حالی که همسایه و رقیب او پاکستان کاملا برعکس بود. پس او مستحق پاداش است. وقتی رهبران پاکستان از این که بوش حاضر نشد با آنها توافق هسته ای امضا کند تعجب کردند امریکایی ها به شبکه مخفی قاچاق هسته ای به ریاست پدر بمب اتمی پاکستان دکتر عبدالقدیر خان اشاره کردند و آن را دلیل مسوولیت نشناسی پاکستان در زمینه هسته ای دانستند. معنی این حرف البته این نیست که در آینده نزدیک بوش به این نتیجه نخواهد رسید که برای آمادگی در برابر خطر چین بهتر است پاکستان را هم به حلقه اضافه کرد و پیشنهاد همکاری هسته ای به او داد. اگر چنین اتفاقی بیفتد یکی از طنزهای عجیب تاریخ به وقوع خواهد پیوست ؛ چرا که سلاح هسته ای پاکستان با کمک بی دریغ چین تولید شده است.
شکی نیست که سیاست هسته ای حکومت بوش که با ایجاد تغییر اساسی در رویکرد به سلاح هسته ای آن را ابزاری مشروع در اداره جنگها می داند، جهان را به مکانی بسیار ناامن تبدیل می کند. بوش و مشاورانش جهان را مکانی پر از دشمنان و بدخواهان امریکا می بینند. به رغم پایان جنگ سرد روسیه همچنان یک دشمن خطرناک تلقی می شود، چین از آن هم خطرناک تر به نظر می رسد. همه اینها را باید به هر وسیله ای حتی در صورت لزوم با سلاح هسته ای بازداشت.
چنین است که حکومت امریکا در شیپور جنگ سرد می دمد و حاضر است به کسانی که به او بپیوندد پاداش دهد، هرچند این پیوستن مستلزم مشروعیت دادن به ایجاد زرادخانه هسته ای باشد. در این داستان با، اسرائیل نیز جایگاهی دارد. توافق هسته ای امریکا و هند و موافقت حکومت امریکا با شکل گیری آن تا حدود زیادی یادآور توافق محرمانه و سکوت های رضایتمندانه حکومت های امریکا از دهه 60 درباره طرح هسته ای اسرائیل است.
درباره اسرائیل نیز توافق با سلاح هسته ای یک دموکراسی در میان بود که ارزشهایش مشابه دموکراسی امریکا بود و همان طور که ترس از چین عامل تقویت هند است آن هنگام هم ترس از اتحاد شوروی عامل کنار آمدن با سلاح هسته ای اسرائیل بود. تفاوت 2 مورد اینجاست که با اسرائیل این توافق ها علنا امضا نشد. سال 1969 ریچارد نیکسون ، رئیس جمهور امریکا و گولدا مئیر، نخست وزیر اسرائیل به توافق رسیدند که امریکا به اسرائیل فشار نیاورد که به ان.پی.تی بپیوندد.
این در واقع شناسایی عملی موقعیت هسته ای اسرائیل بود. اسرائیل باید از تحولات شبه قاره هند بهره برداری کند و دست به اقداماتی بزند که در نهایت او نیز به عنوان عضو مشروع و مورد قبول باشگاه هسته ای به رسمیت شناخته شود.


رئوبن پدهستور
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها