متهم به قتل در اظهاراتش گفت: من چندین سال است که موادمخدر مصرف می کنم و به همین دلیل تمایل و علاقه ای به زندگی خود و خانواده ام نداشتم.
قبول دارم که جگر گوشه ام را به قتل رسانده ام ، باور کنید اعتیاد از من یک پدر سنگدل ساخت. پنجم اردیبهشت ماه سال 81اولین فرزندمان که پسر بود، به دنیا آمد و روز حادثه 27روز از زندگی اش می گذشت.
آن روز او مدام گریه می کرد. در یک لحظه عصبانی شدم و او را از زنم گرفتم و محکم به زمین کوبیدم که آرام شود، اما دیگر صدایش نیامد. خیلی ترسیده بودم ، هراسان پسرم را به بیمارستان بردیم اما دیر شده بود. روز بعد جسد وی را داخل یک ملحفه پیچیدم و بی آن که همسرم متوجه شود، آن را در قبرستان داوودآباد دفن کردم و به منزل برگشتم و زنم را تهدید کردم که اگر ماجرا را برای اعضای خانواده یا همسایه ها بگوید، او را هم می کشم ، که از ترس مجبور به سکوت شد.
پدر سنگدل ادامه داد: 2سال بعد بار دیگر همسرم باردار شد و امید به زندگی در وی بیشتر شد.
وضعیت جسمی ام به هم ریخته بود و پولی برای تهیه مواد مخدر نداشتم ، می خواستم مقداری از وسایل منزل را بفروشم که با همسرم درگیر شدم و او را مورد ضرب و شتم قرار دادم که به یکباره بیهوش و نقش زمین شد، وقتی او را به بیمارستان رساندم ، نجات یافت ، اما بچه ای که در شکم داشت ، فوت کرد.
چندی بعد، پسر دیگرم به دنیا آمد و او را هم در یکی از روزهای سال گذشته ، در اوج عصبانیت بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادم و آنقدر ضربه های محکم به سرش زدم که برای همیشه فلج شد.
بنابراین مدام همسرم را تهدید می کردم که اگر راز مرگ 2فرزندم و آزار و اذیت فرزند سوممان فاش شود، او را می کشم و او بناچار سکوت اختیار کرده بود.
بنابراین گزارش ، پدر سنگدل با قرار قانونی روانه زندان شد تا تحقیقات تکمیلی در خصوص ابعاد مختلف پرونده صورت گیرد.