گزارش آبزرور از «کشتار اشتباهی» نظامیان آمریکایی در عراق

ارتش امریکا تاکنون 32 میلیون دلار بابت غرامت مرگهای اشتباهی در عراق پرداخته است.(بابت هر نفر حدود 2500 دلار) کرزان شرابایانی ، به کرکوک رفت بپرسد چرا باید عمویش میمرد.
کد خبر: ۱۳۳۳۹۲

صبح سردی در ژانویه یکی از برادرانم تلفنی در لندن با من تماس گرفت. کاکاراش، دایی ما مرده بود، یعنی نظامیان امریکایی او را در یک مرکز ایست و کنترل در عراق کشته بودند.
او 75 ساله بود و مانند بسیاری از کردها در زمان صدام رنج فراوانی دیده بود و از امریکاییها به عنوان نیروی آزادیبخش اسقبال کرد.
مردم عراق هر روز با خطرهایی فراتر از خطر تکتیراندازان امریکایی و بمبهای شورشیان مواجه هستند.
تانکهای امریکایی تاکنون صدها (هزاران) عراقی را زیر گرفته یا آنان را با تیرهای سرگردان یا در مراکز ایست و بازرسی کشتهاند.
تعداد مردم عادی عراق که در آغاز جنگ یا در طول دوره اشغال عراق به وسیله نیروهای ائتلاف خارجی کشته شدهاند ، مشخص نیست.
آماری که ماه گذشته به تقاضای اتحادیه آزادیهای مدنی امریکا منتشر شد نشان میدهد که ارتش امریکا برای کشتار و مجروح کردن اشتباهی مردم عادی عراق تاکنون 32 میلیون دلار غرامت پرداخته است.
خبرنگار ابزرور میافزاید در زمان جنگ چند بار به عراق رفتهام اما این بار برای انجام کاری خصوصی به کردستان عراق  سرزمین مادریام که 27 سال پیش از آنجا فرار کردم  برگشتم.
صباح پسر عمویم مرا به همان مرکز ایست و بازرسی پلیس در نزدیکی خانهشان در حومه کرکوک برد که پدرش را کشته بودند. کاکارش خیلی زود بیرون رفته بود تا قبل از تشکیل صف بنزین بزند. من چند نفر را پیدا کردم که از نزدیک شاهد ماجرا بودند.
یکی از آنان یک سرباز عراقی بود که مشغول انجام وظیفه در مرکز ایست و بازرسی پلیس بود. او به من گفت وقتی امریکاییها اینجا هستند مجبوریم همه خودروها را متوقف کنیم اما عموی تو حواسش نبود و به رانندگی ادامه داد.
امریکاییها برای هشدار به او به زمین شلیک کردند باز هم توقف نکرد و خواست فرار کند و امریکاییها از ترس این که یک عامل انفجار انتحاری باشد شروع به تیراندازی به او کردند.
گروهی از مردم محلی به من گفتند نظامیان امریکایی به شدت به عمویم شلیک کردند. مردی به من گفت آنان آشکارا برای کشتن او شلیک میکردند.
در غیر این صورت میتوانستند به او فرصتی بدهند اما به قصد کشتار به او شلیک کردند.
برای دیدن خودرو او به یک گاراژ محلی رفتم. سوراخ 86 گلوله را در آن شمردم. شیشه عقب آن از جا کنده شده بود اما شیشه جلو دست نخورده بود.
دکتر احمد منصور که مرگ عموی مرا تایید کرده بود ، به من گفت سه گلوله به بدن او خورده بود: دو تا به پشت و یکی به کف دست او که فرمان را گرفته بود. هر سه گلوله از پشت شلیک شده بود. او گفت ما این شلیکها را «جراحت موشکی» میگوییم زیرا سوراخ ورودی آنها کوچک و خروجی بزرگ است و همه نسوج را در سر راه خود از بین میبرد و امکان نجات قربانی وجود ندارد.
کاکاراش علی خالد مرد خانواده بود. او پس از یک عمر رانندگی کامیون اخیرا بازنشسته شده بود ، کاری که ضمن انجام آن به همه جای عراق رفته بود.
او مانند بیشتر کردها، در زمان صدام رنج کشید و بسیاری از اقوام او  از جمله من  زندانی و شکنجه شدند. او هشت فرزند داشت و هنوز هم برای تامین مخارج خانواده به کارهای متفرقه رانندگی میپرداخت.
صباح به من گفت: او خوشحال بود که امریکاییها صدام را به زیر کشیدند. قبلا من هم از دیدن امریکاییها خیلی خوشحال میشدم اما حالا دیگر نه. هر کس که در معرض این بیعدالتی قرار گرفته باشد ، از امریکاییها بدش خواهد آمد. آیا امریکاییها به اینجا آمدهاند ما را از دست صدام نجات دهند یا بکشند؛
ارتش امریکا در سال 2003 تشکیلاتی برای پرداخت غرامت به قربانیان «مرگهای اشتباهی» ایجاد کرد و براساس آن 31 دفتر ادعاهای خارجی در سراسر عراق به وجود آورد که اختیار پرداخت غرامت به خانوادههای افرادی را دارند که اشتباهی به وسیله نیروهای امریکایی کشته میشوند. دفتر کرکوک قرار است صبحهای دوشنبه باز باشد اما دوشنبهای که من به آنجا رفتم پاسخگویی حضور نداشت.
در پایگاه اصلی ارتش امریکا در فرودگاه نظامی کرکوک ، شماره تلفن سخنگوی امور عمومی محلی را به من دادند که سرگردی به نام چانگ بود.
او موافقت کرد صبح بعد به دیدارش بروم اما وقتی سر قرار حاضر نشد و به تلفن همراه خود هم جواب نداد ، با تلفن دیگری شماره او را گرفتم.
او گفت: فرماندهانش نگران مصاحبه من با او هستند اما تاکید کرد (در کشتار عمویم) سربازان مقررات درگیری را اجرا کردهاند. هنگامی سربازان خود را در موقعیتی مییابند و متوجه خطر میشوند براساس مقررات درگیری عمل میکنند...
اگر خودرویی دارد به یک مرکز ایست و بازرسی نزدیک میشود که خودروهای دیگر جلوی آن توقف کردهاند ولی آن خودرو نمیایستد و به حرکت به طرف سربازان ادامه میدهد ، در چنان شرایطی اگر شما باشید چه میکنید؛
اما عموی من به طرف مرکز ایست و بازرسی نمیرفت او از مرکز رد شده بود و برخلاف حرفهای سرگرد در دفاع از اقدامات نظامیان خود، کمیسیون ادعاهای خارجی ، قتل عموی مرا به عنوان «مرگ اشتباهی» قبول کرد و در مقابل امضای تعهدنامهای که هیچ اقدامی علیه ارتش امریکا انجام نشود ، دو هزار و 500 دلار به اعضای خانواده او غرامت پرداخت.
در طول یک هفته اقامت در کرکوک با خانوادههای قربانیان 10 مرگ اشتباهی دیگر دیدار کردم. آنان هم مانند صباح ایمان خود را به عنوان آزادیبخش به امریکاییها از دست داده بودند.
اگر نظامیان مسوول اقدامات خود نباشند ، چه چیزی مانع از تکرار «کشتارهای اشتباهی» خواهد شد.

ترجمه: علی ایثاری کسمایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها