روسیه نو ، میراث یلتسین

پیوند بوریس یلتسین با ظهور دموکراسی در روسیه پیوندی محو نشدنی است. ایستادگی او مقابل صفوف تانک ها در اطراف پارلمان روسیه نشان داد که افکار عمومی قدرت فائق آمدن بر استبداد را دارد.
کد خبر: ۱۳۲۵۱۱

این اندازه شهامت باعث کسب اعتبار ملی و توجه جهانی برای او و به سوی او شد و قبضه کمونیسم بر قدرت ، همان نظامی که او را تغذیه کرد و ابتدا به قدرت ملی رساند، گسست. اما دوران زمامداری او به ایجاد نوعی غرب وحشی از سرمایه داری که در آن یک گروه کوچک از بازرگانان در فاصله ای کوتاه به ثروت های هنگفت دست یافتند منجر شد. بوریس نیکلایویچ یلتسین که سال 1931 از پدر و مادری دهقان در کوههای اورال چشم به جهان گشود، سلسله مراتب حزب کمونیست را بتدریج طی کرد.
سال 1985 ، میخاییل گورباچف ، یلتسین را برای به عهده گرفتن کنترل مسکو و تکاندن فساد از ساختار فرسوده حزبی آن به پایتخت فرا خواند. عطش یلتسین برای اصلاحات که خود را رهبری آبدیده و نه یک بوروکرات بی احساس ، عرضه کرد خشم حافظان نظام کهنه را برانگیخت.
وی که در نهایت حتی از سوی میخاییل گورباچف مورد حمله قرار گرفت ، سال 1988 پولیتبورو (کمیته مرکزی حزب کمونیست) را ترک کرد و 2 سال بعد حزب کمونیست را وداع گفت. اما یلتسین به عنوان شخصیت مطرود حزبی همچنان محبوبیت خود را حفظ کرد. سال 1991 ، وی به عنوان نخستین رئیس جمهور منتخب روسیه سربرآورد.

سقوط اتحاد جماهیر شوروی

در ماه آگوست همان سال ، محافظه کاران تندرو دست به کودتا زدند. یلتسین با بسیج کردن لیبرال ها، گورباچف را به مقام رهبری حزب بازگرداند. با این حال وی از کودتا، هم برای بی اعتبار کردن دسیسه گران و هم گورباچف استفاده کرد. وی فعالیت حزب کمونیست را که هنوز سنگ بنای قدرت در شوروی بود ممنوع کرد. تا پایان آن سال اتحاد جماهیر شوروی فروپاشیده بود. بوریس یلتسین اکنون رئیس جمهور روسیه ای مستقل بود.
ظرف 2 سال پس از آن پارلمان روسیه بار دیگر تحت محاصره قرار گرفت ، اما این بار تانکها به دستور یلتسین صف آرایی کردند. وی با اعلام برگزاری انتخابات تازه سعی کرد مخالفان خود را کنار بزند. آنها مقاومت کردند، در داخل پارلمان سنگر گرفتند و کوشیدند کنترل تلویزیون دولتی را به دست گیرند. وقتی نیروهای وفادار به یلتسین ساختمان پارلمان را به توپ بستند، شورشیان تسلیم شدند، اما پارلمان تازه تقریبا به اندازه پارلمان قبلی ستیزه جو از آب درآمد.

خلاء اجتماعی

با رسیدن سال 1994 ، دستان روسیه به خون آغشته و کشور اسیر سردرگمی بود. تلاش نیروهای امنیتی روسیه برای سرکوب شورش ها در جمهوری جنوبی چچن رسوایی به بار آورد. اما با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری سال 1996 ، بوریس یلتسین یک تجدیدحیات سیاسی باورنکردنی را از سر گرفت. وی برای پایان دادن به جنگ ، شورشیان چچن را به کرملین دعوت کرد. او به مبارزه ای جانانه دست زد و فراتر از هر چیز سالم و مسلط بر امور ظاهر شد. نتیجه انتخابات ، پیروزی بوریس یلتسین را تایید کرد. بیشتر رای دهندگان در آن انتخابات بازگشت به گذشته کمونیستی را رد کردند.

امپراتور ناتوان

در نوامبر 1996 ، یلتسین در بیمارستان کلینیکی مرکزی مسکو تحت عمل جراحی موفق بای پس قلب قرار گرفت. 2 ماه بعد وی دچار ذات الریه شدید شد. از آن پس وی هرگز سلامت کامل خود را بازنیافت ، وضع جسمانی اش تا پایان عمر ناپایدار ماند و او را گاه برای چند هفته وادار به غیبت از انظار عمومی می کرد. او اکنون به یک امپراتور ناتوان بدل شده بود و بارگاهش صحنه کشمکش ، دسیسه و توطئه جناحهای مختلف برای جانشینی او بود. درنگاه کلی به دوران حکومتی یلتسین اگر چچن را کنار بگذاریم ، یکی از چشمگیرترین مشخصه های دوران حکومت وی این بود که این کشور در مجموع تا چه حددر صلح وصفا باقی ماند. وی کشورش را از یک برهه پرتلاطم با تحولات عمیق گذراند بی آن که چنان که خیلی ها وحشت داشتند خونی بر زمین ریخته شود. روسیه نو، میراث بوریس یلتسین است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها