jamejamonline
فرهنگی صدا و سیما کد خبر: ۱۳۱۶۰۰۷   ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۰  |  ۱۱:۰۶

محمدرضا رهبری در گفتگو با جام جم:

مردم دوست دارند عاشقانه‌های جواد را ببینند

۱

محمدرضا رهبری در فصل چهارم سریال بچه‌ مهندس نقش جواد جوادی را بازی کرده‌ بود. وی قرار بود در نشست بچه‌ مهندس که در روزنامه جام‌ جم برگزار شد، حضور داشته‌ باشد که میسر نشد و با او گپ‌ و‌ گفت تلفنی داشتیم.

وقتی به شما نقش جواد جوادی پیشنهاد شد که ادامه فصل قبل بود و بازیگر دیگری این نقش را بازی کرده‌ بود، نگران نبودید مقایسه شوید با فصل گذشته، چرا که این انتخاب همراه با ریسک بالا بود؟
من اصولا ریسک پذیر هستم. ابتدا نگران نبودم، حتی فکر نمی‌کردم تا این میزان قضاوت شوم، زیرا هنوز کار من در سریال بچه‌ مهندس 4 پخش نشده‌ بود که با حمله فضای مجازی رو‌ به‌ رو شدم. اصلا فکر نمی‌کردم در این حجم در قالب کامنت به من توهین شود، اما بعد از پخش دو ‌سه قسمت از سریال بچه‌ مهندس 4  ورق برگشت. خیلی‌ها تحسین کردند و گفتند ای‌ کاش فصل قبل هم من بازی می‌کردم. البته صحبتم به این معنا نیست که آن بازیگر طرفدارانش را ندارد. او هم طرفدارانی دارد، زیرا برخی پیام‌ها را خواندم، متوجه‌ شدم بعضی‌ها بدون آن‌که سریال را ببینند همچنان بر موضع خودشان پا برجا هستند و تعصب کورکورانه دارند. گرچه تعداد این افراد خیلی کم است. از سوی دیگر دیده‌ام خیلی‌ها فن پیج آن بازیگر بودند و حالا فن پیج من شدند.

اشاره کردید به شما حمله شد، یعنی قبل از پخش سریال این اتفاق افتاد؟
بله و این حمله فقط به شبکه‌های مجازی ختم نمی‌شد. گاهی می‌دیدم پایین خبرهایی که از سوی خبرگزاری‌ها منتشر شده‌بود، پیام گذاشته‌ بودند که چرا بازیگر نقش جواد جوادی تغییر کرد. یعنی توهین‌ها از زمانی آغاز شد که خبری مبنی بر انتخاب محمدرضا رهبری برای نقش جواد جوادی در فصل چهارم بچه‌ مهندس انتشار پیدا کرد. علاوه بر آن برخی‌ها در دایرکت پیام می‌گذاشتند و گلایه داشتند. اما بعد از پخش سریال انرژی‌های منفی کمتر شد و شخصیت جواد از سوی من برای مخاطبان باورپذیر شد. حتی پیام‌هایی دریافت کردم که ما را حلال کنید ما زود درباره شما قضاوت کرده‌ایم!

شما در صحبت‌تان اشاره کردید ریسک‌پذیر هستید، در حالی که قبل از ایفای نقش جواد در سریال بچه‌ مهندس پیش نیامده‌ بود که شما نقشی را بازی کنید که ادامه کار بازیگر دیگری باشد؟
بله، درست است. به لحاظ شخصیتی عرض کردم که ریسک‌پذیر هستم!
 
قبل از رفتن جلوی دوربین چند قسمت از سه‌ فصل بچه‌ مهندس را دیده‌ بودید که با شخصیت جواد جوادی آشنا شوید؟
من دو روز قبل از این‌که جلوی دوربین بروم، قرارداد بستم و تا قبل از آن نمی‌دانستم قرار است در این سریال بازی کنم، زیرا قبل از شروع کار من فیلمبرداری شروع شده‌بود و منتظر بازیگر قبلی بودند که کارش تمام شود و
سر صحنه‌ برود، حتی برای او لباس هم خریده‌ بودند؛ اما این اتفاق نیفتاد. به همین دلیل من هم علم غیب نداشتم که می‌خواهم در این سریال بازی کنم و از قبل سریال بچه‌مهندس را دیده‌ باشم. زمان پخش این سریال هم سر کارهای دیگر بودم. باید به این نکته هم اشاره کنم که برای یکی از نقش‌های سریال بچه‌مهندس در فصل سه به من پیشنهاد شده‌ بود که در ادامه کار به شهادت می‌رسد اما از آنجا که سر فیلم سینمایی سرزمین آبی بودم، بازی نکردم. مسلما اگر آن نقش را در فصل سوم بازی کرده‌ بودم دیگر نمی‌توانستم نقش جواد را در فصل چهار بازی کنم. تلاش می‌کنم در ساعاتی که منزل هستم سریال‌ها را ببینم، اما طبیعی است بازیگران به‌دلیل زمان طولانی سریال، خیلی فرصت نکنند سریال‌ها را ببینند، اما بیننده فیلم‌های سینمایی باشند، چون مدتش کم است. البته من خیلی از سریال‌های دیگر را دیدم و واقعا دوست داشتم و دنبال می‌کردم.

مخاطبان از فصل اول شاهد زندگی جواد و سختی‌هایی که می‌بیند، هستند و حالا فصل چهار ادامه فصل‌های قبلی است. اما در فصل چهار رفتارهای غیر منطقی دارد و از خودش ضعف نشان می‌دهد. به‌ عنوان مثال مواجهه شخصیت جواد با بیماری‌اش که زیر عقد می‌زند، پرخاشگر می‌شود و... .
من برخلاف نظر شما، رفتارهای جواد را منطقی می‌دانم. ضمن این‌که من نویسنده نیستم و بازیگرم و بر مبنای چیزی که کارگردان از من انتظار دارد، نقشم را ایفا می‌کنم. بنابراین شخصیت‌ پردازی نقش از فیلتر نویسنده و بعد کارگردان رد می‌شود و بازیگر نقش را ایفا می‌کند. با توجه به گروهی بودن کار، من نمی‌توانستم سر خود کاری انجام بدهم. از سوی دیگر رفتارهای جواد، تغییر شخصیتش بعد از بیماری و عصبانیت‌هایش طبیعی است. چون وقتی فردی دچار تومور مغزی می‌شود، آستانه‌ تحملش پایین می‌آید. وقتی یک فرد با یک سرماخوردگی چند روز کسل است، وقتی درگیر بیماری شدید می‌شود، طبیعی است کم‌حوصله باشد، چون روی روان تاثیرگذار است.

بله نویسنده نقش را می‌نویسد و کارگردان با نگاه خودش نقش را جلوی دوربین می‌برد، اما به هر حال بازیگر پیکره نقش را تراش می‌دهد و آن را خلق می‌کند و طبیعی است دیدگاهی برای نقش دارد. اما ما به عنوان مخاطب وقتی جواد را می‌بینیم که سالم است بعد از شنیدن جواب رد از سوی پدر مرضیه، حین رانندگی شروع به گریه می‌کند و این رفتار او غیرمنطقی است.
متاسفانه مشکلی در فرهنگ داریم که خیلی هم متداول است. مثلا می‌گویند مرد نباید گریه کند. این در حالی است که در روایات داریم حضرت‌ علی (ع) سرش را در چاه می‌کرد و گریه می‌کرد. بنابراین گریه جواد در خلوتش نشان از ضعف او نیست یا رفتارش غیرمنطقی نیست. هر آدمی خلوتی دارد که مال خودش است.

اما از فصل اول نشان داده‌ می‌شود که جواد با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند. بنابراین این آدم باید آبدیده شده‌ باشد نه این‌که با شنیدن اولین نه شروع به گریه کند؟!
باز هم به نظرم رفتار جواد منطقی است، چون در خلوت اتفاق افتاده‌ است. هر آدمی هرقدر هم مقتدر باشد در خلوتش ممکن است گریه کند. اگر این اتفاق در جمع رخ داده‌بود باید می‌گفتیم او ضعف شخصیت دارد. ضمن این‌که مخاطب از همان قسمت‌های اول سرگیجه‌های جواد را می‌بیند و متوجه می‌شود او مشکل جسمی دارد و بعد با پیشرفت قصه متوجه تومور مغزی او می‌شود. طبیعی است تمام این موارد روی جواد تاثیر گذاشته‌بود. نمی‌دانم چرا شما اصرار دارید رفتارهای جواد در قصه منطقی نیست؟!

وقتی یک اثر پخش می‌شود بازی بازیگر از زوایای مختلف مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد و این امر طبیعی است. بازخوردها را نسبت به سریال بچه‌مهندس 4 چطور دیدید، زیرا در نظرسنجی‌ها سوم و در تلوبیون دوم شده‌ است؟
من همیشه برای کارهایم وقت می‌گذارم و نظرات مردم را دنبال می‌کنم و پیام‌هایشان را می‌خوانم. یکی از گلایه‌های مردم مربوط به قسمت‌های پایانی سریال می‌شد که ناراضی بودند و می‌گفتند چرا در قسمت‌های آخر قصه جواد و مرضیه رها شده و بیشتر مباحث امنیتی مطرح شده‌است. ناراحت بودند چرا این دو شخصیت به حاشیه رفته‌اند.

شما هم از این موضوع گلایه داشتید که چرا این اتفاق در قسمت‌های پایانی رخ داده‌ است؟
بله، چون پیام‌های مردمی نشان می‌داد مردم دوست دارند عاشقانه‌های جواد و مرضیه را بیشتر ببینند نه این‌که بیننده یک سریال امنیتی باشند. همان‌طور که من در جریان هستم از فصل اول، سریال بچه‌مهندس در ژانر ملودرام اجتماعی خانوادگی تولید شد اما در فصل چهارم داستانک‌ها، زندگی جواد را به حاشیه برد و تمرکز بیننده هم از سوژه اصلی خارج شد و این برای من خوشایند نبود.

شما برای این پیام‌های مردم چه پاسخی دادید؟
من فقط پیام‌ها را می‌خوانم، نمی‌توانم پاسخ بدهم؛ زیرا هم زیاد است و اگر یک پاسخ بدهیم باز هم سوال دیگری شکل می‌گیرد. در این صورت من باید کل زندگی‌ام را بگذارم تا پیام‌ها را پاسخ بدهم اما برای این‌که در جریان بازخوردها قرار بگیرم نظرات مردم را می‌خوانم و برایم مهم است؛ زیرا ما برای مردم کار می‌کنیم. این صحبت من هم حمل بر خودستایی نشود، چون هر کس که من را می‌شناسد می‌داند غرور کاذب ندارم.

با توجه به همزمانی تولید و پخش، آیا فرصت داشتید سریال بچه‌ مهندس را ببینید؟
بله، روزهایی که فیلمبرداری داشتیم به واسطه گوشی همراه از تلوبیون می‌دیدیم. اما باید بگویم ما مشکل زمان برای تولید داشتیم. فصل قبل در هشت‌ ماه تولید شد و این فصل از سریال بچه‌مهندس نزدیک به شش‌ ماه. استراحت نداشتیم و با دو گروه کار انجام می‌شد. طبیعی است وقتی تعجیل باشد، روی کیفیت کار تاثیر می‌گذارد اما با همه این مشکلات خروجی کار آبرومند شده‌است و خیلی از مردم سریال را دوست داشتند و حتی اصرار می‌کنند فصل‌پنج سریال ساخته شود و در دایرکت هم به من پیام می‌دهند که حتما جواد را در فصل پنج بازی کنم، زیرا دوست دارند بچه‌های جواد و مرضیه را ببینند. البته اگر دوباره داستانک‌ها زیاد نشود! در مجموع در این کار خیلی اذیت شدم اما سعی کردم بدون توجه به حواشی کارم را انجام بدهم، چون دوست داشتم مردم از کارم راضی باشند.
 
 فاطمه عودباشی - رسانه / روزنامه جام جم 
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار: ۰
هموطن
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۲۴ - ۱۴۰۰/۰۲/۲۹
آقآی محمدرضا رهبری و خانم مهشید جوادی موافقت شمارا درکنار پیشکسوتان عرصه بازیگیری مانند آقای قائمیان و خانم ثریا قاسمی و.........خواهانم . منتظرسری پنجم هستیم.
۲
۰

یادداشت

بیشتر
وقتی فاصله، فاجعه خلق می‌کند

وقتی فاصله، فاجعه خلق می‌کند

در تعریف «اُسطرلاب» گفته‌اند وسیله‌ ایست که در زمان‌های کهن، برای مشاهده‌ی وضع ستارگان و تعیین ارتفاع آنها در افق به کار می‌رفته است.

همان امام رضایی که داشتم، دارم

همان امام رضایی که داشتم، دارم

بارها وقتی پسرم یا دخترم در حیاط و روی مرمرهای خنک و تمیز صحن‌تان بدو بدو می‌کردند، همان‌طور که یک چشمم به گنبد شما بود و یک چشمم به بچه‌ها که گم نشوند و سکندری نخورند و نیفتند، به این فکر می‌کردم یعنی همین‌ قدری که مشهد رفتن کودکی‌های ما کیف می‌داد، مشهد رفتن اینها هم کیف می‌دهد؟ همان‌قدر به ما که خوش می‌گذشت به اینها هم خوش می‌گذرد یا نه؟

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر