وحدت جنبش های اسلامی

تاریخ سیاسی خاورمیانه جدید همچنان برپایه رویارویی جریان های اسلامگرا با سلسله متحدان منطقه ای امریکا رقم می خورد.
کد خبر: ۱۳۰۹۷۹

در فصل جدید این مواجهه دوستان بوش تلاش زیادی برای کشاندن بازی به مسیر خشونت کردند، آنها به تقلید از الگوی غائله الجزایر و چچن کوشیدند این بار از نیروی ارتش و بازوی نظامی برای خارج کردن این جنبشها از صحنه استفاده کنند؛ اما این سناریو پیش از عملیاتی شدن لو رفت و رهبران جنبشها بویژه در غزه و بیروت تاکتیک های حریف را با سیاست مذاکره و مدارا خنثی کردند. در خصوص سیاست مدارا با اسلامگرایان میانه رو و حذف اسلام گرایان تندرو، نومحافظه کاران کاخ سفید با رهبران محافظه کاران سنتی عرب یک سال دیگر نیز بخت خود را برای حذف حریفان اسلامگرا آزموده اند؛ اما چندان موفق نبوده اند، به نظر می رسد که جاذبه مانیفست اسلامی در منطقه همچنان باقی است و سیاست های امریکا برای به حاشیه راندن آن با موفقیت همراه نبوده است به گونه ای که جنبشهای اسلامی فعال در منطقه امروز به بازیگران مهم و اثرگذار نظام بین الملل تبدیل شده اند.
در واقع براساس ادبیات نظری روابط بین الملل و با توجه به مباحث مربوط به بازیگران روابط بین الملل هزاره سوم ، عصر جنبشهای بزرگ نام گرفته است ، جنبشهای اجتماعی سیاسی در ادبیات بین الملل پدیده تازه ای نیست ، آنها جزو آشناترین مفاهیم و پدیده های جا افتاده جهانی هستند. سالهاست که گروههای مختلفی از مردم برای نیل به آرمان ها و خواسته های سیاسی یا سلفی خویش به پی ریزی حلقه هایی از حرکت مبارزاتی مبادرت می کنند، اهمیت این جنبشها از آن روست که هدف آنان در گام نخست دگرگونی محیط سیاسی خویش است ؛ اما در افق دورتر به تغییر پهنه سیاست جهانی و برانداختن معادله ناعادلانه حاکم بر جامعه جهانی می اندیشند و درست به همین دلیل ناظران روابط بین الملل آنها را به عنوان حریفان و مدعیان جدی در پایه گذاری نظم نوین سیاسی می شناسند.
دست کم در عصر امروز 3 گروه از نهضت ها را می توان در تیره و تبار این جنبشها قرار داد:
1- نهضت های ضداشغال که برای رهایی خاک و سرزمین خویش از اشغال قدرت یا قدرتهای خارجی مبارزه می کنند.
2- جنبش های ضد وابستگی که خواهان استقرار نظامی مستقل و برآمده از اراده مردم بر کشور هستند.
3- ملیت های استقلال طلب که در سرزمین های آزاد شده از بند کمونیسم برای کسب حقوق تاریخی و ملی مبارزه می کنند و جهان اسلام ترکیبی از هر 3 حرکت را در دل خود جای داده است.
آنچه پیداست سرزمین های اسلامی خط مرکزی این جنبشهاست و پدیده جنبش و نهضت در هیچ نقطه ای به اندازه این منطقه تبلور ندارد.
اشتراک دیگر این حرکتها از وجود دشمن واحد ناشی می شود. بزرگترین بازیگر بین المللی که مدعی ایفای نقش هژمونیک در جهان است مهمترین حریف سیاسی این جنبشهاست ، دست کم در سالی که گذشت ایالات متحده امریکا هنوز در نقش رقیب واحد و مشترک این گروههاست تا به این صورت چرخه منازعات کشورهای مسلمان نشین برپایه دو محور و دو قطب دیرین اسلام و غرب استمرار پیدا کند. مواجهه امریکا با جنبشهای اسلامی که از فردای جنگ سرد در قالب سرکوب گروههای اسلامی الجزایر و شمال آفریقا شروع و در فردای سپتامبر با حمله به افغانستان و عراق شکل جهانی یافت ، امسال سیری فزاینده و اشکالی پیچیده تر پیدا کرد تا جایی که به حق ناظران از این مرحله به عنوان نقطه اوج رویارویی امریکا با جهان اسلام یاد کردند. این مواجهه در نقاطی مانند عراق و افغانستان صحنه های بی سابقه ای از خشونت و کشتار را آفرید. در مرزهای فلسطین اشغالی یعنی امان و قاهره که نهضتها و گروههای اسلامی به دولت یا مجلس راه یافتند، این تقابل اشکال دسیسه آمیزی داشت ، در اینجا سناریوی تحریم و انزوای نیروهای اسلامی یا به دست دولتی لیبرال و پیرو همانند حکومت مبارک ، سنیوره یا ملک عبدالله اجرا شد یا آن که به صورت زنجیره تحریم های اقتصادی و سیاسی از طریق قطعنامه های سازمان ملل و شورای امنیت پیگیری شد.
بنابراین ، جنبشهای اسلامی در سالی که گذشت شرایط متفاوتی را تجربه کردند برخی به گروههای کامیاب در میدان مبارزه سخت با امریکا و متحدان اسرائیل تبدیل شدند همانند حماس و حزب الله. برخی دیگر علاوه بر فشارهای بین المللی با شرایط طاقت فرسای سرکوب از سوی رژیم های توتالیتر مانند اردن یا مصر دست به گریبان بودند و سرانجام گروه سوم از جنبش ها برای کسب حقوق تاریخی خود در راهروهای سازمان های بین المللی معطل ماندند یا حقوق آنان وجه المصالحه زدوبندهای دیپلماسی کشورهای منطقه قرار گرفت.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها