jamejamonline
ورزشی فوتبال کد خبر: ۱۳۰۷۴۳۷   ۲۴ اسفند ۱۳۹۹  |  ۱۰:۱۵

گفت‌وگو با هاشمیه متقیان، تنها بانوی پارالمپیکی دوومیدانی در توکیو

در ستایش ایستادگی

می‌توانست تمام شود؛ همان بار اولی که عصایش شکست و در کوچه زمین خورد. با آن درد عمیقی که در جانش پیچید و سنگینی نگاه‌ها. در همان دوره غرور نوجوانی، چند روز بعد وقتی دوباره پیش روی همان چشم‌ها، افتاده بود وسط کوچه خاکی.

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از روزنامه جام جم،  می‌توانست بعد از مدرسه، بدون دانشگاه تمام شود. می‌شد بسنده کرد به یک زندگی صرفا معمولی و کم دردسر. حتی آن دو دفعه‌ای که از فهرست اسامی تیم ملی والیبال نشسته هم خط خورد، پایانی نبود برای تلاش‌های هاشمیه متقیان، متولد ۱۳۶۵ از اهواز.نشسته روی سکوی پرتابش، با چشم‌های بسته و دم و بازدم‌های عمیق. چشم‌هایش را باز می‌کند. با یک دست میله آهنی را نگه داشته. با فریاد یا ا...، دست راستش نیزه را به آسمان پرتاب می‌کند. بلندترین پرتاب زندگی‌اش، در سرزمین آفتاب تابان. این رؤیایی است که او شب‌ها با آن به خواب می‌رود و فردا صبح با آن به تمرین می‌رود.در آخرین روزهای اسفند ۹۹ با تنها دختری که سهمیه پارا دوومیدانی توکیو را در دست دارد، هم‌صحبت می‌شوم و از گفت‌وگو با هاشمیه متقیان که همان ویژگی معروف خونگرمی جنوبی‌ها را دارد، لذت می‌برم.

 

 از دوران کودکی و مدرسه بگو، این‌که چطور تفاوت جسمی‌ات را شناختی و پذیرفتی؟

ما هشت خواهر و برادریم. گذران زندگی با حقوق کارمندی پدر سخت بود. اما خانواده طوری با من برخورد می‌کردند که کودکی شادی داشتم. با وجود معلولیت، بسیار پرتحرک بودم. آن‌قدر پرجنب و جوش که عصاهای طبی یا چوبی، پاسخگوی نیازم نبودند و زود می‌شکستند. پدرم یک جفت عصای آهنی برایم ساخت و با آنها به مدرسه می‌رفتم. در مدرسه عادی درس می‌خواندم و خیلی خوش می‌گذشت. دوستان و معلمان خوبی داشتم. شاید به همین دلیل، همه چیز به نظرم عادی بود. حتی شرایط خاص جسمی. تفاوت با هم‌سن و سال‌ها را به‌تدریج و بیشتر در نوجوانی درک کردم اما اصلا مانع مهمی به نظرم نمی‌رسید. من بارها در مسیر مدرسه زمین خوردم و دوباره در کوچه خودم را جمع و جور می‌کردم و به کمک عصا می‌ایستادم. کم‌کم یاد گرفتم با هر افتادنی چطور دوباره بایستم. خانواده‌ام برای تحصیل و زندگی من بسیار زحمت کشیدند. گاهی باران که می‌آمد و کوچه‌ها گل‌آلوده می‌شدند برادرهایم با یک چرخ مرا به مدرسه می‌بردند یا پدرم از محل کارش می‌آمد، بغلم می‌کرد و به مدرسه می‌برد. با همه این اوصاف هیچ‌وقت گوشه‌نشینی را ترجیح ندادم. به محض ورود به هر جمعی، می‌بایست عضو آن می‌شدم. همین ویژگی در ورزش هم به من کمک کرد.

 از چه طریقی با ورزش افراد دارای معلولیت آشنا شدی؟

یک روز در اتوبوس دختری آدرس جامعه معلولان اهواز را داد. ۱۹سالم بود. آنجا متوجه شدم ورزش معلولان وجود دارد. بعد با والیبال نشسته آشنا شدم و تمریناتم را به صورت جدی شروع کردم. دو بار هم از لیست تیم ملی خط خوردم، چون دست‌هایم برای والیبال به اندازه کافی بلند نبود. عاقبت به پارا دوومیدانی هدایت شدم و به‌سرعت پیشرفت کردم. بعد از شش ماه، با اولین طلای قهرمانی کشور سال ۲۰۱۴ به تیم ملی دعوت شدم.

 کدام کارنامه‌ات را پربارتر می‌دانی؟ تحصیلی یا ورزشی؟

من همزمان با ورزش، تحصیل در دانشگاه را شروع کردم و تا کارشناسی ارشد هم ادامه دادم. هم دوران تحصیل و هم ورزش برای من کلی مسأله داشت که یکی‌یکی همه را حل می‌کردم و هر کدام در افزایش اعتماد به نفسم تأثیر خاص خود را داشته است. در کارنامه ورزشی‌ام چند مدال و سهمیه دارم. در بازی‌های پاراآسیایی اینچئون، دو نشان نقره و در قهرمانی ۲۰۱۵ آسیا، دو مدال طلا و سهمیه پارالمپیک ۲۰۱۶ ریو را کسب کردم. در رقابت‌های جهانی ۲۰۱۷ لندن، در پرتاب نیزه نایب قهرمان شدم. البته به عنوان تنها بانوی شرکت‌کننده مسابقات هم مورد توجه قرار گرفتم چون هشت رقیب دیگر مرد بودند. در بازی‌های پاراآسیایی جاکارتا به طلای پرتاب دیسک و نقره در پرتاب نیزه رسیدم. مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۱۹ امارات نیز برای من با نشان نقره پرتاب نیزه و کسب سهمیه پارالمپیک توکیو همراه بود.

 تو یک بار میدان پارالمپیک را در ریو تجربه کرده‌ای و حالا توکیو را در پیش داری. فکر می‌کنی در فاصله این دو رویداد چقدر تغییر کرده‌ای؟

چند ماه قبل از ریو، کلاسم و به تبع آن ماده اصلی پرتابم تغییر کرد. زمان کمی برای تطبیق با کلاس پزشکی، ورزشی جدید و تمرین حرفه‌ای در پرتاب نیزه داشتم ولی با هشت ماه تمرین سهمیه را گرفتم. در ریو چهارم شدم و به مدال پارالمپیک نرسیدم. اما در تمام مسابقات بعد از آن و هر روز در تمرین‌ها رؤیای من بهترین پرتاب، بهترین رکورد و سکوی توکیو بوده است. البته تجربه‌ام در فاصله این سال‌ها هم بیشتر شد که یقین دارم کمکم می‌کند.

 در مسیری که تا به حال طی کردی، چه چیزها یا کسانی الهام‌بخش بوده‌اند؟

مادر، پدر و برادرهایم با وجود همه مشکلات الهام‌بخش بوده‌اند. تلاش آنها در زندگی الگوی تلاش من شد. جدا از الهام‌بخشی حمایت‌های کمیته ملی پارالمپیک و فدراسیون ورزش‌های جانبازان و معلولین هم مؤثر بود. اردوها، مربیان و تجهیزاتی که در اختیارم گذاشته‌اند. من پیش از هر پرتابی در همه مسابقات با ذکر یا ا... فریاد می‌زنم و همین عبارت همیشه نجاتم می‌دهد.‌

آرزو قنبری - گروه ورزش / روزنامه جام جم 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
خاطره شیرین گوچی و کره‌جنوبی

خاطره شیرین گوچی و کره‌جنوبی

وقتی حرف بازی ایران و کره‌جنوبی پیش می‌آید، ناخواسته یاد سال 2014 و آن بازی نوستالژیک اولسان می‌افتم که رضا قوچان‌ نژاد دروازه‌ حریف را باز کرد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

نیازمندی ها