آرزوهای بزرگ (جلد 2)

شروع هر سال جدید معمولا با آرزوهای جدید همراه است. آرزوهایی بعضا جدیدالورود که تازه به ذهن و ضمیر آدم خطور می کند.
کد خبر: ۱۲۹۸۵۳
در پایان سال گذشته و در گذشته (رحمه الله علیه) یک «اس.ام.اس» با معنایی در همین راستا از سوی پاره ای دوستان به ساحت باسعادت ما ارسال می شد، دائر بر این که: «آرزوهایی را که می خواهی در لحظه تحویل سال از خدا داشته باشی ، قبل از آغاز سال جدید یادداشت کن. خدا فراموش نمی کند اما تو معمولا از یاد می بری همین چیزی که امروز داری ، آرزوی دیروزت بوده است.»
توضیح پزشکی: بخصوص در عصر حاضر که آدمها بر اثر پیشرفت های بزرگ ، گاهی آلزایمر هم می گیرند. چیزی که قدیمی های بنده خدا اسمش هم به گوششان نخورده بود. آن موقع که این همه امکانات نبود.انسان ها عموما آرزوهای بزرگ و قشنگی دارند. کوچکی و بزرگی آرزوهای افراد هم غالبا با سایز فکری خود آنها رابطه تنگاتنگ دارد. هر که فکرش بیش ، عمقش بیشتر (و بالعکس). مثلا یکی آرزو می کند که فقط خودش به اتفاق خانواده اش خوشبخت و سعادتمند باشند؛ در حالی که یک نفر دیگر تمام مردم روی زمین را غرق در خوشبختی می خواهد. برای همین هم به هرکس که می رسد می گوید: «خوشبخت شدیم!...».
خدا مرحوم «چارلز دیکنز» صاحب «آرزوهای بزرگ» را ببخشد و بیامرزد؛ ولی ما آرزوهای کوچک هم زیاد داریم. خواسته باشیم مثال بزنیم اگرچه گفته باشند که در مثل مناقشه نیست ترجیح می دهم که از آدمها مثال نزنم. خوف آن دارم که علی رغم صاف و سادگی و بی غل و غشی ما، بعضی ها خیال کنند دارد بهشان برمی خورد. فلذا سری را که درد نمی کند، دستمال کاغذی نمی بندند. بگذارید از یک جوجه تیغی لطیف و یک گوسفند نحیف مثال بیاورم که هیچ کدام اصلا آدم نیستند.
آرزوی تیغ دار: از یک جوجه تیغی عزیز می پرسند که بزرگترین آرزویت چیست؛ اشک در چشمانش حلقه می زند و می پرسد: «منو بغل می کنی؛»!
آرزوی گوسفندانه: از یک گوسفند سوال می کنند که در دنیا چه آرزویی داری؛ می گوید: «بزرگترین آرزوم اینه که یک روز بتونم جلو وانت بشینم.»!
آرزوی نگارنده: از صاحب این قلم اگر بپرسند، می گویم: بزرگترین آرزوی من این است که بتوانم همیشه مطلب کوتاه بنویسم!
یکی از دوستان جام جم: آی که گل گفتی!.........


رضا رفیع
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها