اصولا انقلاب در فناوری های نظامی و جنگ اطلاعاتی در زمینه های فرهنگی ، نظامی ، سیاسی و اقتصادی روند خاصی را در سطوح 3 گانه استراتژیک (راهبردی) ، عملیاتی و تاکتیکی در امور نظامی امنیتی کشور چین پدید آورده است.
آنچه مسلم است ، چین تلاش می کند تا در جنگ اطلاعاتی که از طریق ایجاد رسانه های گروهی منسجم و فراگیر تحقق می یابد، ابزارهای تاثیرگذاری خاص خود را داشته باشد. چینی ها به این ارزیابی مهم رسیده اند که سلاح ها ، استراتژی ها و مهارت های جنگ کلاسیک (سنتی) امروزه در عصر ارتباطات شبکه ای ، اهمیت پیشین خود را تا حد زیادی از دست داده اند و امروزه جنگ اطلاعاتی (سانسورهای خبری ، جعل اطلاعات و تبلیغاتی) برای به حداکثر رساندن سطح تاثیرگذاری امنیتی راهبردی این کشور جایگاه ویژه ای دارند.
آنچه مسلم است ، درک و برداشت صحیح و مبتنی بر واقعیت بیرونی و عینی سیاستگذاران امنیتی راهبردی چین از دگرگونی در تعاملات امنیت بین المللی ، تحول در مقوله امنیت جهانی ، شبکه ای شدن امنیت ، رویکردهای نوین درخصوص مدیریت تحولات بین المللی و کنترل و مدیریت بحران ها و رهایی از قید و بندهای راهبردی کلاسیک و توجه ویژه به فناوری های نوین امنیتی راهبردی در عصر جنگ روانی اطلاعاتی چین جایگاه ویژه ای در سیاستگذاری های امنیتی جامع و کلان این دولت داشته باشد.
امروزه جنگ اطلاعاتی و حملات شبکه ای ، امنیت ملی کشورها را به چالش جدی می کشند و به نظر می رسد که دولتمردان چینی با شناسایی دقیق فرصت های امنیتی ناشی از روند جهانی شدن ، آسیب پذیری های خود را به دقت مدنظر قرار داده اند و امکانی برای خود فراهم آورده اند که بتوانند همگرا و هماهنگ با عصر اینترنت بسرعت در مقابل بحرانهای سیال از خود واکنش مناسب نشان دهند.
آنچه دست اندرکاران امنیتی راهبردی چین بخوبی دریافته اند آن است که در روند فشرده و پیچیده تصمیم گیری ها به همان اندازه که برتری کلاسیک نظامی موثر و مهم است ، برتری اطلاعاتی نیز قابل مطالعه و تاثیرگذار است.