jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۸۹۶۴۱   ۰۵ آذر ۱۳۹۹  |  ۰۸:۴۳

تمام موجودات، حتی جمادات تسبیح خدا را می گویند

حقیقی بودن تسبیح موجودات غیر ذی روح

بسیاری از مفسران و حکمای گران قدر بر این باورند که تسبیح همه موجودات حقیقی است و با زبان مخصوص خودشان انجام می‌گیرد، بدین معنا که مجموعه نظام آفرینش ، چه ذی روح و چه غیر آن، علاوه بر آن که با وجودشان دلالت بر وجود حق تعالی دارند، با زبان خود نیز خدای تعالی را تسبیح می‌گویند و او را از جمیع نواقص و شوائب ممکنات تنزیه می‌کنند و به این کار خود نیز علم و شعور دارند (کل قد علم و تسبیحه)

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از ویکی فقه؛ نکته قابل دقت و تامل در این جا این است که تسبیح فرع بر شعور و ادراک است بدین معنا که اگر بپذیریم تمام موجودات مسبح حق تعالی هستند، ناچار باید پذیرفته باشیم که تمام موجودات ادراک و آگاهی دارند و بالطبع تمام موجودات از نوعی حیات بهرمند هستند. 

حقیقی بودن تسبیح موجودات غیر ذی روح

دلایل و شواهد عقلی و نقلی دال بر این حقیقت است که هر موجودی به حسب درجه وجودی خود، دارای علم و ادراک و حیات است ما در این جا نخست دلایل و شواهد نقلی از آیات و روایات را ذکر می‌کنیم، سپس به بیان دلایل و براهین عقلی می‌پردازیم.

دلایل قرآنی

اندک تاملی در آیاتی که در این جا ذکر خواهد شد ما را به این نکته رهنمون خواهد شد که تمام موجودات، حتی جمادات به عنوان موجوداتی که دارای علم و ادراک هستند، مورد نظر قرار گرفته‌اند.

۱. وان منها لما یهبط من خشیة الله

و پاره‌ای از سنگها از ترس خدا فرود آیند.

۲. قالت نملة یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم لایحطمنکم سلیمان وجنوده وهم لایشعرون فتبسم ضاحکا من قولها...

موری گفت: ‌ای موران، همه به خانه‌های خود اندر روید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندانسته شما را پایمال کنند، سلیمان از گفتار مور بخندید.

۳. انا عرضنا الامانة علی السموات والارض والجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها وحملها الانسان انه کان ظلوما جهولا

ما بر آسمانها و زمین و کوههای عالم عرض امانت کردیم همه از تحمل آن امتناع ورزیدند و اندیشه کردند تا انسان (ناتوان) بپذیرفت و انسان هم (در مقام آزمایش و ادای امانت) بسیار ستمکار و نادان بود.

۴. وحشر لسلیمان جنوده من الجن والانس والطیر فهم یوزعون

و سپاهیان سلیمان از گروه جن و انس و مرغان هر سپاهی تحت فرمان رئیس خود در رکابش حاضر آمدند.

۵. لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیة الله وتلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون

اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می‌کردیم مشاهده می‌کردی که کوه از ترس و عظمت خدا خاشع و ذلیل و متلاشی می‌گشت و این امثال را برای مردم بیان می‌کنیم باشد که اهل فکرت شوند.

۶. تکاد السموات یتفطرن منه وتنشق الارض وتخر الجبال هدا

نزدیک است از این گفته زشت (و عقیده باطل) آسمانها از هم فرو ریزد و زمین بشکافد و کوهها متلاشی گردد.

۷. یوم تشهد علیهم السنتهم وایدیهم وارجلهم بما کانوا یعملون

بترسند از روزی که زبان و دست و پای ایشان بر اعمال آنها گواهی دهند.

حقیقی بودن تسبیح موجودات غیر ذی روح

این موضوع یعنی شهادت و گواهی اعضا و جوارح در روز قیامت ، نشانگر آن است که در دنیا با علم و شعور، شاهد اعمال فرد بوده‌اند، چه در غیر این صورت شهادت آنها معنا نخواهد داشت و شخص مجرم می‌تواند اعتراض کند که چطور اعضا و جوارحی که در دنیا نمی‌توانستند به عمل من علم و آگاهی پیدا کنند، امروز علیه من شهادت می‌دهند.

۸. الیوم نختم علی افواههم وتکلمنا ایدیهم وتشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون

امروز است که بر دهان آن کافران مهر خموشی نهیم و دستهایشان با ما سخن گوید و پاهایشان به آنچه کرده‌اند گواهی دهد.

۹. وقالوا لجلودهم لم شهدتم علینا قالوا انطقنا الله الذی انطق کل شی ء

و آنها به اعضای بدن گویند، چگونه بر اعمال ما شهادت دادید آن اعضا جواب گویند خدایی که همه موجودات را به نطق آورد ما را نیز گویا گردانید.

۱۰. یومئذ تحدث اخبارها بان ربک اوحی لها

آن هنگام زمین مردم را به حوادث خویش آگاه می‌سازد که خدا به او چنین الهام کند (تا به سخن آید و خلق را به اخبارش آگه نماید).

۱۱. وقیل یا ارض ابلعی ماءک ویا سماء اقلعی

و به زمین خطاب شد که فورا آب را فرو بر، و به آسمان امر شد که باران را قطع کن.

۱۲. فقال لها وللارض ائتیا طوعا اوکرها قالتا اتینا طائعین

فرمود‌ای آسمان و زمین همه به سوی خدا به شوق و رغبت یا به جبر و کراهت بشتابید آنها عرضه داشتند ما با کمال شوق و میل به سوی تو می‌شتابیم.

۱۳. قلنا یا نار کونی بردا وسلاما علی ابراهیم

ما خطاب کردیم که‌ای آتش سرد و سالم برای ابراهیم باش.

۱۴. انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون

فرمان نافذ خدا (در عالم) چون اراده خلقت چیزی کند به محض این که گوید موجود باش بلافاصله موجود خواهد شد.

حقیقی بودن تسبیح موجودات غیر ذی روح

۱۵. وسئل القریة التی کنا فیها والعیر التی اقبلنا فیها

 

و از آن شهر و از آن قافله می‌توان چنین نتیجه گرفت که تمام موجودات حتی جمادات که نازلترین مرتبه از مراتب وجوداند، حظی و بهره‌ای از فهم و علم و ادراک دارند و می‌توانند مخاطب قرار گیرند و از خود عکس العمل نشان دهند و حتی سخن بگویند. و بالاتر از این مطلب حتی به آنچه می‌کنند و می‌گویند نیز علم و آگاهی دارند و در نتیجه به معنای حقیقی کلمه خدای تعالی را به پاکی می‌ستایند و تسبیح می‌گویند.

← روایات دال بر حقیقی بودن تسبیح موجودات

همچنین روایاتی وجود دارد که بر تسبیح حقیقی موجودات غیر جاندار دلالت دارد. از جمله تسبیح سنگریزه‌ها در کف حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و جریان استن حنانه که مشهور است. (در حدیث است که رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم فرمودند که وقتی قبل از بعثت شبانی می‌کردم، گاهی می‌دیدم که گوسفندان بی جهت رم می‌کنند و وحشت زده می‌شوند، پس از آمدن جبریل سبب را سؤال کردم، گفت این وحشت از صدای ضربتی است که به کافر می‌زنند که همه موجودات آن را می‌شنوند و از آن رم می‌کنند غیر از ثقلین، و اهل معرفت گویند انسان محجوبترین موجودات از ملکوت است مادامی که اشتغال به ملک و تدبیرات آن دارد، زیرا اشتغالش از همه بیشتر و قویتر است، پس احتجابش از همه بیشتر است و از نیل به ملکوت محرومتر است.

روایت در کافی شریف است، عن الباقرعلیه السلام قال: قال النبی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم انی کنت انظر الی الابل والغنم وانا ارعاها - ولیس من نبی الا وقد رعی الغنم - فکنت انظر الیها قبل النبوة وهی متمکنة فی المکینة ما حولها شی ء یهیجها حتی تذعر فتطیر، فاقول: ماهذا؟ واعجب حتی جاءنی جبرئیل فقال: ان الکافر یضرب ضربه ما خلق الله شیئا الا سمعها و یذعر لها الا الثقلین.)

در روایتی از عایشه نقل شده که گفت رسول خداصلی الله علیه وآله وقتی بر من وارد شد فرمود: ‌ای عایشه این دو برد (لباس) مرا بشوی عرض کردم یا رسول الله دیروز آنها را شستم. فرمود: مگر نمی‌دانی لباس آدمی خدای را تسبیح می‌گوید و اگر چرک شود تسبیحش قطع می‌شود».

حقیقی بودن تسبیح موجودات غیر ذی روح

برهان عقلی بر حقیقی بودن تسبیح موجودات

برهان عقلی و فلسفی در اثبات این که تسبیح تمام موجودات حقیقی است

این برهان مشتمل بر چهار مقدمه یقینی است که نخست به اجمال آنها را ذکر می‌کنیم و سپس به شرح و تبیین آنها می‌پردازیم.

مقدمه اول: هر موجود ممکن، محتاج و نیازمند به خدای تعالی است.

مقدمه دوم: نیازمندی و احتیاج موجودات از وجود موجودی مستقل و بی نیاز حکایت می‌کند.

مقدمه سوم: تمام ممکنات حتی جمادات، به حسب درجه وجودی خود دارای علم و ادراکند.

مقدمه چهارم: تسبیح چنانچه از سوی موجودات دارای علم و ادراک واقع شود و از بی نیازی (تنزیه) خداوند حکایت کند، حقیقی خواهد بود.

نتیجه: تمام ممکنات، خدای تعالی را به صورت حقیقی (نه مجازی) تسبیح می‌گویند.

بنابراین اگر چنین است که تسبیح حقیقی چیزی جز بیان بی نیازی خدای تعالی همراه با علم و ادراک نیست، و اگر چنین است که تمام موجودات از بی نیازی و منزه بودن خداوند حکایت می‌کنند و به حکایت خویش علم و آگاهی نیز دارند، به سهولت می‌توان نتیجه گرفت که تمام موجودات یعنی مجموعه نظام آفرینش، حتی جمادات،  خدای تعالی را به معنی حقیقی کلمه تسبیح می‌کنند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر
سیمین، عاشق زندگی بود

گفت‌وگو با عاطفه رضوی، یکی از علاقه‌مندان سیمین دانشور در صدمین سالروز تولد این نویسنده

سیمین، عاشق زندگی بود

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر