همکاری های عمل گرایانه

روابط ایران روسیه از دیرباز همواره با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بوده است. حضور روسها در مقاطع مختلف تاریخی پیش از انقلاب بیشتر معطوف به نادیده گرفتن منافع ملی ایران بوده که این موضوع ذهنیت منفی تاریخی در بین ایرانیان از این کشور همسایه ایجاد کرده است.
کد خبر: ۱۲۸۴۲۵

با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، شرایط جدیدی فرا روی روابط تهران مسکو قرار گرفت که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 91 میلادی و از بین رفتن فضای دوقطبی عملا نوعی واقعگرایی بر این روابط حاکم شده است.
«جامجم» در گفتگو با دکتر مهدی سنایی که مسوولیت رایزنی فرهنگی ایران در روسیه و قزاقستان را در سالهای گذشته در کارنامه دارد ، به بررسی روابط تهران مسکو و فرصتها و چالشهای پیش روی آن پرداخته است.

شعار اصلی قانون اساسی و در واقع دستگاه دیپلماسی انقلاب ، شعار نهشرقی ، نه غربی ، بوده است. یعنی جمهوری اسلامی ایران در زمان شکلگیری، اعتقاد داشت که باید با اتکا به خود و بدون جلب و جذب کمک از دولتهای شرقی و غربی که بیشتر به دیدگاههای مکتب آرمانگرایی ختم میشود، حرکت کند. اما با گذشت زمان و پس از جنگ هشتساله در واقع یک نوع رویکرد واقعگرایی هم در این دستگاه دیپلماسی حاکم شد. حال به نظر شما در تاریخ پس از انقلاب اسلامی ایران ، تعامل با کشورهای آسیای مرکزی و روسیه را در چند مرحله یا دوره میتوان در نظر گرفت؛
طبیعتا اوایل انقلاب با توجه به همان رویکرد و با توجه به قانون اساسی ما ، نگاه نه شرقی ، نه غربی حاکم بود. به طوری که در سیاستهای جمهوری اسلامی هنوز هم این نگاه حفظ شده است، یعنی تلاشی که به منظور اتخاذ سیاستهای مستقل در این عرصه صورت می گیرد ، در واقع دنباله همان سیاست نه شرقی ، نه غربی است. منتهی دوره وقوع انقلاب اسلامی، دوره جنگ سرد بود. جهان به دو بلوک تقسیم میشد ؛ بلوک شرق و بلوک غرب که هر کدام کلونی و متحدان خاص خودشان را داشتند. جمهوری اسلامی وابستگی به هر یک از طرفین را نفی و سیاسیت مستقل را انتخاب میکرد. به اعتقاد اینجانب ، این مساله به موضوعی نظری و معنایی در شکلگیری انقلاب اسلامی بر میگردد. ممکن است دورههای مختلف شکل گرفته ، این تعامل به تناسب تغییراتی که در صحنه بینالمللی رخ داده ، شکلهای مختلفی پیدا کرده باشند ؛ اما این نکته حایز اهمیت میشود که این سیاست حفظ شده است ، یعنی ویژگی اصلی ساختار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ، حفظ استقلال و اتخاذ سیاستهای متناسب بر مبنای تعبیری است که ما بر پایه 2 رویکرد اسلامی و ایران، از منافع ملی داریم. به اعتقاد من ، حتی گفتگوی تمدنها نیز که آقای خاتمی مطرح کرد ، به شکلی ادامه همین موضوع است. یعنی خواسته اصلی گفتگوی تمدنها نیز این است که باید فرهنگهای مختلف در صحنه بینالمللی شناسایی شوند و به گفتگو بنشینند. برای هیچ تمدنی نمیتوان هژمونی قائل شد. چنانکه برای هیچ قدرت سیاسی ، نمیتوان هژمونی قائل شد یعنی در واقع نه شرقی، نه غربی ، پذیرفتن نفی هژمونی شرق و غرب محسوب میشد و توازن هژمونی در دنیا برقرار بود.
سپس در دوره معروف به نظم نوین بعد از فروپاشی شوروی ، ما هژمونی امریکا را نفی کردیم، تکقطبی را نفی کردیم که باز نفی یک هژمونی سیاسی است. گفتگوی تمدنها هم همین بود. گفتگوی تمدنها به شکلی نفی هژمونی تمدنی و تکرار همان خواسته اصلی انقلاب اسلامی است. میتوان گفت که خواست اصلی انقلاب اسلامی از نظام بینالملل این است که چارچوب و ساختار این نرمهای حقوقی با در نظر گرفتن تمدنهای مختلف شکل نگرفتهاند ، بلکه تمدن اروپایی و انگلیسی و مسیحی در شکلگیری آنها مدنظر قرار گرفته است. یعنی دعوت به گفتگوی تمدنها اولا نفی هژمونی تمدنی است که آقای فوکویاما آن را در قالب پایان تاریخ طرح کرده و ثانیا نفی برخورد تمدنهاست که آقای هانتینگتون مطرح کرده و در اصل درخواستی است از جامعه و نظام بینالملل که باید تمدنهای مختلف را به رسمیت شناخت. در واقع تعبیر دیگری از نفی هژمونی است، منتها یک موضع رادیکال نیست، یک موضع گفتگوست.

اگر بخواهیم یک دوره تاریخی برای روابط با روسیه در نظر بگیریم، به چه مقاطعی باید اشاره کنیم؛
میتوان گفت در رابطه با روسیه ، ما پس از انقلاب اسلامی شاهد 2 برهه هستیم. دوره قبل از فروپاشی و پس از فروپاشی. در دوره اول سیاست ما نه شرقی و نه غربی بود. روسیه نیز ملاحظاتی داشت. هم با ایران همکاری میکرد و هم در واقع از طرفی روابطی با دشمن ایران داشت که در جنگ بود. روسیه با عراق رابطه گرمی داشت و سلاح به آنها میفروخت. همزمان به ایران هم اسلحه میفروخت ؛ اما با توجه به اینکه یکی از 2 قطب ابرقدرت دنیا بود که جوهر انقلاب اسلامی آن را نفی میکرد، طبیعتا روابط صمیمانهای برقرار نبود. به همین دلیل عصر فروپاشی شوروی، زمان آب شدن یخها در روابط ایران و روسیه بود.
دوران ایران و روسیه پیش از شوروی شاید خاطرات تلخی هم همراه خود داشته باشند ، خاطراتی از دخالتهای فراوان و بیجای روسیه که در امور داخلی ایران رخ داده ، خاطره نهایی غائله جمهوری آذربایجان پس از پایان جنگ جهانی دوم، خاطره حمایت از حزب توده در ایران و غیره. در دوره شوروی هم که سایه سنگین کمونیست و ترس و وحشتی که برای مردم و روشنفکران ایرانی ایجاد میکرد ، امکان برقراری رابطه گرم بین دو کشور را از میان میبرد و روابط با حساسیت متقابل همراه بود. به طور کلی ، حکومت ایران در بلوک مقابل شوروی قرار داشت ، اما فروپاشی شوروی در واقع یک نقطه عطف تاریخی در روابط ایران و روسیه به شمار میرود. ایران و روسیه از حالت رقیب و دشمن خارج شده و تبدیل به 2 همکار شدند. در رابطه با ایران میتوان گفت تحولات تدریجی رخ داده است. به مرور زمان از دهه 90 و پس از آن یعنی از 1991 به بعد که شوروی وجود نداشت ، باور به همکاری با روسیه هم در ایران افزایش یافته است. روسیه در سالهای اول بعد از فروپاشی، سیاست نگاه غرب داشت و در واقع بیشتر اولویت سیاست خارجی روسیه در دورهای که کوزیروف ، وزیر خارجه روسیه بود ، اختصاص به عضویت در اتحادیه اروپایی ، همکاری با امریکا و حتی عضویت در ناتو داشت و نهایتا همه چیز در همکاری با غرب و اروپا و امریکا خلاصه میشد ، اما با برکناری کوزیروف و روی کار آمدن پریماکوف ، در واقع سیاست خارجی روسیه دچار تغییراتی شد و آن هم ایجاد توازن در نگاه به شرق و غرب بود و این که روسیه باید به شرق بویژه حوزه خاور نزدیک شامل جمهوریهایی که اقلیت روس دارند و جهان اسلام توجه داشته باشد. در دوره پوتین هم که یک سیاستمدار عملگراست ، این سیاست باز تقویت شد. یعنی همکاری با شرق و بویژه با جهان اسلام مورد حمایت قرار گرفت. بخصوص در دو ، سه ساله اخیر دوره دوم ریاست جمهوری پوتین روسیه مایل به ایفای نقشی فعالتر در جهان اسلام است که طبیعتا ایران هم نقش مهمتری در روابط با روسیه پیدا میکند.

اگر در روابط تهران مسکو بعد از فروپاشی شوروی متمرکز شویم نگاه به روسیه براساس چه سیاستی بوده است؛
سیاست گسترش همکاری با روسیه. به هر حال تعریفی که روسیه در سیاست خارجی ما و در میان مدیران کشور دارد ، یک نگاه جدی است یعنی نگاه به عنوان همکار راهبردی به روسیه است. حجم رفت و آمدها ، میزان گفتگوها ، وجه گفتگوها و اهمیت موضوعاتی که مورد گفتگو قرار میگیرد و همینطور میزان فعالیتی که هر دو کشور در کشور مقابل دارند، همه حکایت از این میکنند که در دستگاه دیپلماسی ما روسیه از اولویت برخوردار است و فعالیت با روسیه حایز اهمیت است. اولا سطح عالی تبادل هیاتها ، ثانیا سطح عالی موضوعاتی که مورد بحث است ، اینکه در سطح بینالملل و در سطح منطقهای هم ایران، در نقاط حساسی مانند انرژی هستهای و موضوعات حساسی مثل مبارزه با تروریسم ، مبارزه با مواد مخدر و... 2 کشور اتفاق نظر دارند ، و ثالثا اینکه سطوح همکاری منحصر به سطوح دوجانبه نیست ، سطوح منطقهای و بینالمللی را هم شامل میشود. تمام این موارد حکایت از آن میکنند که روسیه از تایید ویژهای در سیاست خارجی ما برخوردار است.

اگر ما روسیه را به عنوان مرکز ثقل منطقه آسیای مرکزی قفقاز در نظر بگیریم ، چه توانمندیهایی برای تقویت روابط دوجانبه هست و چه موضوعاتی باعث واگرایی این روابط میشود؛
در واقع ایران در دوره پس از فروپاشی شوروی ، در روابط با جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز ملاحظه روسیه را کرده است. یعنی تلاش کرده روابط با روسیه و این جمهوریها شکلی پیدا نکند که نگرانی در روسیه ایجاد کند. به دلیل اهمیتی که برای روابط با روسیه قائل بودهایم ، ملاحظات این کشور را رعایت کردهایم منتها در واقع یکی از حوزههای عمده اشتراک نظر 2 کشور بحث مخالفت مشترکشان با هژمونی قدرتهای بیگانه در منطقه است و همین طور هژمونی امریکا در منطقه و گسترش ناتو به حوزه آسیای مرکزی، قفقاز و خزر. این فصل مشترک دیدگاه ایران و روسیه در حوزه سیاسی - امنیتی است و نگرانیهای مشترکی هم در گسترش ناتو و گسترش حضور و نفوذ امریکا در منطقه دارند. این روابط تا حدودی هم در حوزه سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای تجلی پیدا کرده است.
همین طور حساسیتی که نسبت به حوزه خزر وجود دارد. علایق روسیه برای همکاری با جهان اسلام با توجه به نقش ایران در جهان اسلام خود یک زمینه همکاری را ایجاد میکند.
زمینههای واگرایی ، زمینههایی است که میتوانند امکان همکاری را هم فراهم کنند. البته یک زمینه اصلی واگرایی میان 2 کشور عدم اعتمادی است که بعضا وجود دارد و اینکه بعضی از تفاهمات به سرانجام نمیرسد و بعضا سران دو کشور و یا دستاندرکاران نگران این میشوند که شاید طرف مقابل اراده لازم را برای انجام کار ندارد. به عنوان مثال ، در حال حاضر مباحث بسیاری مطرح است که از انرژی هستهای بوشهر گرفته تا بحث طبس که به سرانجام نرسیده و نهایی نشدهاند که همه باعث میشوند دستاندرکاران در ایران به این فکر بیفتند که روسیه اراده لازم را برای انجام بعضی کارها در ایران دارد یا خیر و طرف روس هم این تردید را میکند که ایران تنها اسلحه نظامی از روسیه میخواهد و این مسائل دردسرساز است. درخصوص دیگر مسائل هم روسیه ترجیح میدهد با اروپا کار کند که این امر گاهی در نوشتههای نویسندگان روس هم دیده میشود.
این بیاعتمادی و شاید بتوان گفت جو روانی که نسبت به همدیگر در بعضی موارد حاکم است ، یکی از نقاطی است که میتواند عامل واگرایی باشد. اخیرا بحث انرژی در منطقه مطرح است که من فکر میکنم این یک موضوع حساس در روابط ایران و روسیه است که جمهوری اسلامی ایران هم باید با حساسیت ویژهای آن را به کمک دستگاه دیپلماسی و دستگاههای دیگر دنبال کند. چراکه روسیه به بسیاری از متحدان سابق خود و جمهوریهای همکارش انرژی ارزان تحویل میداده و حالا مایل نیست روند گذشته را در پیش بگیرد ، با این که به هر حال از تفاوتی که در تعرفهها و نرخها ایجاد میکند ، به عنوان یک اهرم نیز بهره میبرد و از طریق آن جمهوریها را تحت فشار قرار داده ، نتیجتا جوی را ایجاد میکند که بعضی از آنان از جمله ارمنستان و گرجستان یا حتی آذربایجان مایل هستند که بخشی از انرژی مورد نیاز را از ایران تامین کنند و حتی اروپا که از جهت گاز بسیار وابسته به روسیه است ، میتواند به یکی از مشتریان جدی ایران تبدیل شود و از برخی خطوط گاز ایران استفاده کند.
این امر میتواند ایران را تبدیل به یک رقیب جدی برای روسیه کند که البته ممکن است روسیه درخصوص این مساله حساسیت نشان دهد ، ایران هم به طور طبیعی نمیتواند منافع خود را در نظر نگیرد و باید تلاش کند که صدور انرژی را به کشورهای همسایه افزایش دهد. این موضوع بسیار مهمی است که ایران و روسیه بتوانند در چنین شرایطی مسائل را بدرستی مدیریت کنند و نگذارند که تبدیل به یک گام واگرایی شود، بلکه باید یک موضوع همکاری باشد. یکی از نگرانیهای عمده من در روابط ایران و روسیه همین است. این که این بحث و رقابت در زمینه انتقال و صدور انرژی طوری مدیریت شود که به یک موضوع همکاری تبدیل شود. بویژه با مرگ ترکمانباشی و آینده جدیدی که ترکمنستان با آن روبهرو خواهد بود، این موضوع یک مقدار جدیتر میشود.

به نظر میآید قدرتهای بزرگ در مباحث کلان و درواقع در اهداف کلان بینالمللی خود دارای یک اتفاق نظر هستند که اگر این فرض را درست بگیریم ، تاثیر روابط مسکو  واشنگتن در روابط تهران  مسکو در این قالب چگونه است؛ با توجه به آن تخاصم ایدئولوژیکی که میان ایران و امریکا وجود دارد.
واقعیت این است که ما مشکلات اساسی با امریکا داریم و با ساختار بینالملل هم بعضا حرفهای جدی داریم در حالی که روسیه چنین مشکلاتی را ندارد. یعنی روسیه اولا با این ساختار موجود بینالمللی مبتنی بر نظام سرمایهداری و لیبرالیسم که در قرون 17 میلادی به بعد شکل گرفت، مشکلی ندارد و با ساختارهای موجود بینالمللی هم مشکلی ندارد ، یعنی روسیه میخواهد سازمان ملل باشد و تقویت شود و به همین طریق کارها حل و فصل شود. پس این نکته مهمی است که روسیه مشکل اساسی با ساختار نظام بینالمللی موجود ندارد ؛ اما جمهوری اسلامی ایران دارد. پس امریکا میتواند یک شریک برای روسیه باشد کما این که پس از 11 سپتامبر یک تروریسم شکل گرفت و با دوستی ویژه بین پوتین و بوش همراه شد. رفت و آمدهایی صورت گرفت که در مقابل آن تعاملاتی هم صورت گرفت. روسیه از حضور نیروهای امریکایی در آسیای مرکزی چشم پوشید و بسیاری موارد دیگر. منتها از طرفی دیگر روانشناسی حکومت در روسیه یک روانشناسی اوراسیایی است و به همین دلیل روسیه همیشه مورد انتقاد کشورهای اروپایی و امریکایی در مورد نقض حقوق بشر قرار دارد و از طرفی دیگر هم روسیه از گسترش هژمونی امریکا نگرانی دارد و اعتقاد لازم را به امریکا ندارد.
رفتارهایی که امریکا در مقابل روسیه دارد همه نشان میدهند به روسیه اعتماد کافی ندارد بخصوص در بهار گذشته ، سخنرانی دیک چنی در بالتیک که سخت روسیه را مورد حمله قرار داد و شیوه حکومتداری پوتین را زیر سوال برد ، باعث شد برای اولین بار نوعی جنگ سرد در روابط روسیه و امریکا پدیدار شود. با توجه به این که یک بیاعتمادی نسبی هم وجود دارد و از طرفی هم روسیه یک نوع استحکام داخلی پیدا کرده ، در دورههایی پوتین مایل به عرض اندام بیشتر در سطح بینالمللی است و مواضع مستقلی را در این عرصه اتخاذ میکند. به مشارکت فعالتر و حل و فصل مسائل دیگر ملل تمایل دارد ، در جهان اسلام فعالیت جدیتری در حال صورت دادن است. به طور مثال ، رهبر حماس را به مسکو دعوت میکند و با این کارها میخواهد بگوید که دارای حوزه مستقلی در سیاست خارجی است. اینها همه نقطههای واگرایی روسیه در رابطه با امریکا است. پس روابط تهران مسکو و تاثیر روابط با واشنگتن از این مجموعه شکل میگیرد. اهمیت همکاری ایران و روسیه به چند دلیل است ؛ اولا یک همکار اقتصادی خوب است ، ایران یک باب بسیار خوب برای روسیه به شمار میرود. دوم این که یک شریک خوب منطقهای است. با توجه به نقشی که ایران در جهان اسلام دارد ، سوم این که یک کشور اسلامی و مروج اسلام است که روسیه ، اسلام تبلیغاتی آن را خطرناک نمیداند ، یعنی خطری برای روسیه ایجاد نمیکند ، چهارم این که در صحنه بینالمللی یک همکار است که قد علم کرده و مقابل هژمونی امریکا ایستاده است. اما سیاست خارجی روسیه تحت تاثیر یک مجموعه عوامل موثر است. عواملی از قبیل یک خاستگاه بیزانسی و تمدن بیزانسی و از این که نهایتا بخشی از گروههای متشکل از نخبگان و گروههای سیاسی تاثیرگذار اقتصادی روسیه مایل به همکاری گسترده با غرب هستند، در اصل مجموعه روابط ایران و روسیه بخشی است از سیاستهای کلی روسیه. به همین دلیل اگر شما نگاه کنید ، متاسفانه با وجود این که از جانب ایران از روابط فیمابین تعبیر استراتژیک میشود اما از جانب روسیه هیچگاه چنین تعبیری نمیبینید.
ذهنیتهای مردم ایران از روسیه با توجه به سوابق گذشته و دخالتهای فراوان آنها در این کشور یک ذهنیت مثبت نسبت به روسیه نیست و ذهنیت تاریخی مردم ما بر این باور است که در بزنگاههای مهم و حیاتی ، روسیه به آن تعهداتی که در قبال جمهوری اسلامی ایران داشته ، پایبند نبوده است.

به نظر میرسد آن اهمیتی که جمهوری اسلامی برای روسیه قایل است، آنقدر نیست که روسیه نسبت به جمهوری اسلامی دارد. آیا این تعبیر را میپذیرید؛
به هر حال ، این تعبیر علمی نیست منتها تعبیری که ایران در سیاست خارجی خودش از روسیه دارد با تعریفی که روسیه از ایران دارد یک مقدار متفاوت است. سطح همکاری ایران و روسیه در 3 عرصه میتواند تعریف شود: دوجانبه ، منطقهای و بینالملل. ایران بیشتر در سطح بینالملل به روسیه نیاز دارد. سطح دوجانبه اولویت دوم ایران است. شاید بتوان گفت منطقهای و دوجانبه در اولویت بعدی قرار دارند. در حالی که روسیه در سطح بینالملل نیاز چندانی به همکاری با ایران احساس نمیکند. یعنی روسیه مشکلی ندارد که بخواهد با کمک ایران در سطح بینالملل حل کند و در خط منطقهای هم تعریف خاصی برای ایران دارد. در سازمان همکاریهای شانگهای با عضویت ایران مخالفت میکند و با روابط دوجانبه موافقت دارد. یعنی نمودار روابط ایران و روسیه عکس هم است.

روابط تهران- مسکو تا چه اندازه معطوف به عضویت روسیه در شورای امنیت است؛
در مجموع، روابط 2 کشور حائز اهمیت است. منتها دارای خاستگاهها متفاوت است. طبیعتا حضور روسیه در شورای امنیت مهم است و ایران هم روی این حضور حساب کرده است. به هر حال، همکاری ایران و روسیه میتواند مشکلات متعددی در منطقه و دنیا را حل کند ، این یک نیاز متقابل است. مثلا از طرفی ایران در منطقه در حوزه فعالیت جهان اسلام میتواند کمک شایانی برای روسیه باشد؛ اما این مساله از یک ظرفیتی برخوردار است.
روسها نیز معتقدند که خیلی برای ایران مایه میگذارند. باید دید که روسیه هم در روابطش با ایران اهمیت قایل است یا خیر. منتها مقاومت روسیه هم یک ظرفیتی دارد ، روسها خودشان میگویند که اگر توقع دارید در جوامع بینالمللی از شما حمایت کنیم ، شما هم سعی کنید به گفتههای ما توجه کنید. به طور مثال ، روسیه به هیچ وجه مایل نبود که ایران مذاکراتش را با اروپا قطع کند ، یعنی روسها بسیار تاکید داشتند که در دفاع از ایران تنها نمانند و اروپا را همراه داشته باشند. بنابراین مایل بودند به هر شکل ممکن مذاکرات و گفتگوهای ما با اروپا ادامه پیدا کند ؛ اما این روند ادامه نیافت. آنها هم معتقدند و مدعی هستند که باید قدری با آنها همراهی شود ؛ چون ظرفیت مقاومتشان محدود است.

اگر بخواهیم مهمترین روابط دو کشور را بررسی کنیم ، با بحث روابط ایران و روسیه در پرونده هستهای مواجه میشویم. نقش روسیه را در این ارتباط چگونه ارزیابی میکنید؛
طبیعتا اهمیتی که جمهوری اسلامی برای روسیه دارد و حفظ موضع مستقلی که جمهوری اسلامی در پیش گرفته است ، به جایگاه روسیه در عرصه بینالملل کمک میکند. مجموعا همکاری 2 کشور یک همکاری دوستانه و مفید بوده و این بدیهی است. به طور مثال ، کشورهای دیگر حاضر نبودند نیروگاه بوشهر را راهاندازی کنند ؛ ولی روسیه این کار را انجام داد. یا در بسیاری از عرصههای دیگر که کشورهای دیگر مایل به همکاری نبودند ، روسیه وارد این عرصهها شده است ، منتها چنانچه در چارچوب کلی و در روابط ایران و روسیه نگاه کنیم، طبیعتا یک روابط دوستانه و مفیدی برای طرفین وجود داشته ؛ اما این که این روابط چقدر از مشکلات طرفین را حل کرده ، بستگی به همان توانایی و ظرفیت طرفین داشته است.

چشمانداز روابط ایران و روسیه در آینده چگونه خواهد بود؛
ایران و روسیه همکاریهای خوبی بویژه در زمینه هستهای با یکدیگر در سالهای گذشته داشتهاند و این مبتنی است برمناسبات و حسن تفاهمی که میان 2 کشور وجود دارد.
روسیه به عنوان عضوی از گروه 1+5 در شورای امنیت همواره حامی ایران بوده است و ایران نیز روی این حمایت و مقاومت آن در برابر فشارهای امریکا حساب میکند.
ما باید همهجانبه ، روابط خود را با روسیه گسترش دهیم روسیه هم همسایه بزرگ ایران است و هم از توانایی بالایی در منطقه و جهان برخوردار است و از طرف دیگر ، رشد روسیه در جهت منافع ملی ایران است ، طبیعتا رفت و آمدهایی که در این خصوص میان مقامات دو کشور صورت گرفته و میگیرد، میتواند در گسترش و ارتقای همکاریها مفید و تاثیرگذار باشد.
مسلما برای روسیه مهم است نیروگاه بوشهر که به کمک آنها ایجاد شده است به سرانجام برسد. اگر روسیه این طرح را به اتمام نرساند ، در جایگاه روسیه در عرصه بینالمللی تاثیر منفی خواهد داشت و طرفهای دیگر هم در جامعه بینالملل به آن اعتماد نخواهند کرد.
مجموعا در معادلهای که حاصل آن مقاومت روسیه در مقابل امریکاست ، سرنوشت نیروگاه بوشهر تعیین خواهد شد ؛ اما باز هم شرایط بینالملل و اوضاع پرونده هستهای ایران ممکن است راهاندازی این نیروگاه را به تاخیر بیندازد.
هر چه روسیه در عرصههای بینالمللی از جمله در جهان اسلام قدرتمندتر ظاهر شود ، بیشتر به نفع ایران خواهد بود. در عین حال مسکو نمیتواند محبوبیت ایران و نفوذ آن در حل مسائل افغانستان ، عراق ، لبنان و حل مناقشه فلسطین  اسرائیل را نادیده بگیرد.
مسکو با کسب حکم ناظری در سازمان کنفرانس اسلامی ، نقش مهمتری در جهان اسلام به خود گرفته است. و تمامی این عوامل ، پاسخگوی منافع ایران است. به عبارت دیگر ، هر چه روسیه در عرصههای بینالمللی از جمله در جهان اسلام قدرتمندتر ظاهر شود ، بیشتر به نفع ایران خواهد بود. برخی رجال سیاسی ایرانیخواهان به حداقل رساندن همکاریها با روسیه و تغییر جهت سیاست خارجی کشور به سمت همکاری با کشورهای اروپایی هستند. علاوه بر این ، در تهران و مسکو چنین نظری وجود دارد مبنی بر اینکه ایران یک عامل معامله در سیاست خارجی روسیه به شمار میرود. اما اینها همه از احتمالات است. مقامات ایران در مجموع همکاری با روسیه را مثبت ارزیابی و لزوم ادامه چنین همکاری را درک میکنند.
روسیه و ایران مخالف ایجاد جهان تک قطبی بوده و همچنین درخصوص سیاست دوگانه غرب در خصوص حقوق بشر ، مبارزه با تروریسم بینالمللی و قاچاق مواد مخدر دیدگاه مشترکی دارند.
در سطح منطقهای نیز روسیه و جمهوری اسلامی مخالف کشورهای ثالث در آسیای مرکزی و منطقه دریای خزر هستند.
روسیه نمیتواند محبوبیت ایران، نفوذ آن در حل مسائل افغانستان، عراق، لبنان وحل مناقشه فلسطین و اسرائیل را در نظر نداشته باشد.
روسیه از توانایی و امکانات بسیاری برخوردار است ؛ ولی اگر ایران را از دست بدهد ، ممکن است مواضع خود در خاور نزدیک را نیز از دست بدهد که امریکا مدتهاست برنامههایی با عنوان نظریه خاورمیانه بزرگ برای آنجا در سر میپروراند.


محمدرضا عسکری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها