اعلام آمادگی ایران برای حل ابهامات آژانس

فارس: نماینده دائم ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی ضمن تاکید بر اعلام آمادگی کامل ایران برای حل ابهامات آژانس تصریح کرد:«مذاکره» به عنوان راه معقول و سازنده جهت تفاهم و تعامل، راه سودمندی برای جلوگیری از تقابل است.
کد خبر: ۱۲۸۳۵۸

به گزارش خبرگزاری فارس مشروح سخنان علی اصغر سلطانیه سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سازمانهای بینالمللی که امشب در وین ایراد شده و در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته به این شرح است.
آقای رئیس، نمایندگان محترم
در ابتدا، مایلم قدردانی دولت متبوع خود را از حمایتهای کشورهای عضو جنبش عدم تعهد ابراز کنم و همراهی خود را با مواضع اعلام شده توسط سفیر محترم کوبا، به عنوان رئیس گروه عدم تعهد، اعلام نمایم.

سابقه فعالیتهای هستهای در ایران
اولین تلاشهای ایران برای دستیابی به فناوری هستهای به دهه 50 میلادی باز میگردد. نخستین کشوری که ایران را به دستیابی به فناوری هستهای ترغیب و این تکنولوژی را به ایران منتقل کرد (ایالات متحده آمریکا)، نخستین مخالف جدی امروز ایران در تحقق فعالیتهای هستهای آن می باشد. پس از وقوع انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم شاه، جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت که همچنان به عضویت و پایبندی خود به NPT، موافقت نامه پادمان و اساسنامه آژانس ادامه دهد. با وجود این حسن نیت، سرنوشت خوبی در انتظار قراردادهای هستهای ایران نبود.
پس از انقلاب اسلامی، شرکت زیمنس، حاضر به تکمیل نیروگاه هستهای بوشهر نشد و سایر کشورهای غربی و آمریکا نیز از انتقال هر گونه تجهیزات و فناوری هستهای به ج.ا.ایران خودداری کردند. این موضوع، حاکی از اعمال یک سیاست و استاندارد دوگانه و تبعیض آمیز در عرصه جهانی است و موید این است که کشورهای مزبور تا زمانی که کشوری در راستای منافع و اهداف آنان حرکت نماید، با هیچ مانعی مواجه نخواهد شد. اما با در پیش گرفتن سیاست استقلال سیاسی و اقتصادی و همچنین عدم وابستگی، همین کشورها با بهانههای مختلف و طرح قوانین و مقررات و محدودیتهای مصنوعی، از هر نوع همکاری طفره رفته و تعهدات خود را نیز زیر پا می گذارند. این کشورها، حتی فراتر از این رفته و در اجرای سیاست استقلال و خودکفایی ملی نیز ایجاد مانع میکنند.

اهداف اصلی برنامه هستهای ایران
هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران در توسعه هستهای، تولید برق هستهای می باشد. تا سال 2025، جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس رشد مؤلفههای اقتصادی کشور و مصوبه مجلس شورای اسلامی،20 هزار مگاوات برق هستهای را به عنوان برنامه اصلی توسعه نیروگاههای هستهای کشور به اجراء گذارد. حجم سوخت هستهای مورد نیاز این نیرو گاهها نیز ایران را ملزم به برنامهریزی بلندمدت برای تأمین آن از منابع داخلی و بیرونی میکند. برخوردهای تبعیض آمیز با ج.ا.ایران و اعمال استانداردهای دوگانه و همچنین دلایل زیر، ایران را مصمم و ملزم به پیگیری سیاست چرخه سوخت بومی کرده است.
آمریکا در قبل از انقلاب اسلامی، قراردادی برای تحویل سوخت رآکتور اتمی تهران داشتند که پس از انقلاب، مانع از حمل سوخت آماده به ایران شدند.
ایران، 60 تن UF6 در اروپا دارد که هنوز به ما تحویل نشده است. سوخت اولیه نیروگاه بوشهر نیز که توسط ایران از زیمنس خریداری شده بود، 25 سال توقیف شد و حاضر به تحویل آن به ایران نشدند و سرانجام نیز مجوز صادرات آن به ایران لغو شد.
ج.ا.ایران، 10% سهام کارخانه غنی سازی اورودیف را دارد. اما، حتی یک گرم اورانیوم نیز به ایران داده نشده است که حداقل برای تولید رادیو ایزوتوپها با کاربرد پزشکی، مورد نیاز فوری کشور بود.
در دهه 1980،کمیتهای تحت عنوان تضمین تامین نیازهای هستهای توسط آژانس برای رفع نگرانی کشورهایی که نیروگاه دارند ولی به تولید سوخت نمیپردازند، ایجاد شد. 7 سال مذاکره این کمیته، نتیجهای به بار نیاورد. لذا، هیچ سند بینالمللی الزام آور حقوقی برای تضمین تأمین سوخت هستهای نیز وجود ندارد.

سیاست همکاری و رفع ابهام
جمهوری اسلامی ایران، تاکنون برای برطرف ساختن ابهامات و ادعاها، حسن نیت و شکیبایی فراوانی نشان داده است و با اتخاذ اقدامات اعتماد ساز، حتی فراتر از تعهدات قانونی و حقوقی خود، با بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دیگر طرفها همکاری نموده است و همواره بر آمادگی خود برای حل و فصل نگرانیها و مسائل مورد علاقه از طریق مذاکره و همکاری تاکید کرده است. انجام بیش از 2100 نفر روز بازرسی از تأسیسات و فعالیتهای هستهای، تعلیق داوطلبانه تمامی فعالیتهای غنی سازی و تبدیل اورانیوم به مدت دو سال و نیم، امضای پروتکل الحاقی، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی برای بیش از دو سال، اعطای دسترسی کامل و نامحدود به تمامی مواد و تأسیسات هستهای، اعطای بیش از بیست مورد دسترسی تکمیلی بر طبق پروتکل الحاقی، اعطای بیش از 26 مورد دسترسی به سایت های نظامی، ارائه بیش از هزار صفحه اظهارنامه اولیه طبق پروتکل الحاقی و روزآمد کردن آنها و ارائه ابتکار هستهای توسط رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل، مبنی بر مشارکت دولت ها و شرکت های خارجی در غنی سازی در ایران، بخشی از فعالیت ها و همکاری های ج.ا.ایران در این زمینه میباشد. اما، پاسخ های نامتناسب و غیر عادلانهای که به این رویکرد سازنده داده شد، به همراه دیگر شواهد و قرائن حاکی از اینست که هدف برخی از طرفها حل و فصل ابهامات نیست، بلکه محروم ساختن و بازداشتن جمهوری اسلامی ایران از پیشرفتهای تکنولوژیک از جمله در حوزه هستهای، مقصود اصلی آنهاست. متأسفانه اعتماد ما به مقاصد و نیت واقعی برخی از کشورهای غربی در این زمینه تضعیف شده است. ما دریافته ایم که این کشورها به دنبال تحقق اهداف معاهده نمیباشند، بلکه آن ها این معاهده را به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی خود قلمداد می نمایند. از طرف دیگر، جمهوری اسلامی ایران کماکان به تعهدات خود تحت موافقت نامه جامع پادمان پایبند بوده و میباشد و بازرسیهای آژانس بدون هیچ گونه مانعی، مطابق با این موافقتنامه، تداوم یافته است. تمامی فعالیتهای هستهای در جمهوری اسلامی ایران از جمله غنیسازی، مطابق اساسنامه آژانس، NPT و موافقت نامه جامع پادمان صورت میپذیرد و تحت نظارت کامل و مداوم آژانس از طریق حضور بازرسان و دوربینها قرار دارند. برخی از مواردی که دال بر همکاری ایران با آژانس میباشد و فقط در گزارش اخیر مدیر کل منعکس شده است، به شرح زیر می باشد:
آژانس، ارزیابی خود از راستی آزمایی موجودی فیزیکی (PIV) مواد هستهای در PFEP نطنز را که بین 16 و 18 سپتامبر 2006 انجام شده بود، تکمیل کرده و به این جمع بندی رسیده است که موجودی مواد هستهای همان گونه که ایران اعلام کرده بود، با نتایج PIV همخوانی دارد. در 18 دسامبر 2006، ایران دسترسی بازرسان آژانس را به اسناد عملیات تولید و دور ریز مربوط به غنی سازی در PFEP نطنز را فراهم ساخته است.
ترتیبات راستی آزمایی موقت ( شامل نصب دوربین و دسترسی مستمر بازرسان) در FEP نطنز در حال اجراست.
در طول ژانویه و فوریه 2007، آژانس نمونه های محیطی را در FEP نطنز جمع آوری کرد و شروع به نصب اقدامات کنترلی و نظارتی نمود.
آژانس، در 29 ژانویه 2007 راستی آزمایی اطلاعات طراحی در رآکتور IR-40 ایران را انجام داده است.
همان گونه که ج.ا.ایران قبلا اظهار کرده بود، آلودگی دارای منشا خارجی است. اذعان گزارش 22 فوریه 2007 مدیر کل آژانس مبنی بر این که آلودگی ذراتی شبیه به آنچه که در ایران یافت شده بود نیز در نمونه برداری های صورت گرفته از تجهیزات و قطعات سانتریفیوژ در جمهوری عربی لیبی مشاهده شده است و این که این آلودگیها از یک کشور سرچشمه گرفته اند، موید این موضوع میباشد.
ایران طی نامه ای در تاریخ 30 نوامبر 2006 موافقت کرد که اجازه نمونه برداری مجدد از تجهیزات دانشگاه فنی در تهران را بدهد. این نمونه برداری مجددا انجام شد.
تمام UF6 تولید شده، تحت تدابیر نظارتی و کنترلی آژانس قرار دارد.
براساس موافقتنامه پادمان، ایران به آژانس اجازه دسترسی به مواد و تاسیسات هستهای اعلام شده را داده و گزارشهای حسابرسی مواد هسته ای مورد نیاز که مرتبط با این مواد و تاسیسات بودهاند را ارائه نموده است.
آژانس قادر است عدم انحراف مواد هستهای اعلام شده در ایران را راستی آزمایی نماید.
هیچ نشانه ای از فعالیتهای مرتبط با بازفرآوری در هیچ یک از سایتهای اظهار شده ایران وجود ندارد.
علاوه بر آن چه که در بالا ذکر شد، از گزارش قبلی مدیرکل آژانس (2006/64/GOV) در نوامبر 2006 تا گزارش 22 فوریه 2007 مدیر کل، جمهوری اسلامی ایران در ادامه همکاریهای خود با آژانس، انجام فعالیتها و بازرسیهایی را تسهیل نموده است که در طول این مدت، بالغ بر 150 نفر روز شده است:
کارگاه تحقیق و توسعه غنیسازی (FEP): 18 بازرسی با استفاده از 44 نفر روز بازرسی، نصب 7 دوربین که تماما در حال کار میباشند، اعمال مهر و موم فلزی آژانس در 22 نقطه استراتژیک.
کارگاه آزمایشی تحقیق و توسعه غنیسازی((PFEP: 14 روز بازرسی با استفاده از 31 نفر روز بازرسی، انجام بازرسیهای میانی راستی آزمایی موجودی، انجام بازرسیهای راستیآزمایی اطلاعات طراحی. رآکتور تحقیقاتی اراک(IR40): 2 بازرسی با استفاده از 2 نفر روز بازرسی، انجام بازرسیهای راستیآزمایی اطلاعات طراحی در حال ساخت.

آثار عملی سیاست همکاری و رفع ابهام
اتخاذ چنین سیاستی از سوی ج.ا.ایران، به این وضعیت منجر شد که آقای البرادعی در گزارشهای متعدد خود و همچنین گزارش اجرای پادمان ها در سال 2005 اذعان کرده است که تمامی مواد هسته ای اظهار شده توسط ایران، مورد حسابرسی قرار گرفته و هیچ نشانهای دال بر انحراف مواد هستهای اظهار شده از مقاصد صلح آمیز در ایران وجود ندارد.
آقای البرادعی همچنین در گزارش 28 آوریل 2006 خود به صراحت اذعان کرده است که اعلام نظر آژانس در خصوص فعالیت های اظهار نشده کشورها فرایندی زمان بر است.
این وضعیت، مختص به ایران نیست و هم اکنون آژانس در همین زمینه در حال بررسی نسبت به وضعیت 46 کشور از جمله ایران، آلمان و 13 کشور اروپای غربی دیگر میباشد. از طرف دیگر، آژانس فقط در خصوص 24 کشور، هیچ نشانهای از مواد یا فعالیتهای هستهای اظهار نشده، یافت نکرده است.

واقعیت های فنی
موضوع هسته ای ج.ا.ایران بر خلاف مفاد اساسنامه آژانس به شورای امنیت ارجاع شده است. بر طبق بند ج ماده 12 اساسنامه، احراز عدم پایبندی (انحراف به سمت سلاح هسته ای) بر عهده بازرسان می باشد که باید آن را از مدیر کل به شورای حکام گزارش نمایند. این در حالی است که تاکنون بازرسان نه تنها عدم پایبندی را احراز نکردهاند، بلکه به عدم انحراف فعالیتهای هستهای صلح آمیز ج.ا.ایران نیز اذعان کرده اند. متاسفانه باید گفت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، صرفا9 به دلیل از سرگیری فعالیت تعلیق شدهای (تحقیق و توسعه در زمینه غنی سازی) صورت گرفت که توسط شورای حکام بر داوطلبانه و غیر الزام آور بودن آن تصریح شده بود.
توجه شما را به این حقیقت جلب مینمایم که یک بار دیگر اظهارات ایران مبنی بر این که هیچ فعالیت بازفراوری در ایران وجود ندارد، با گزارش اخیر مدیر کل آژانس مورد تایید قرار گرفته است؛ بنابراین، قطعنامه های شورای حکام و شورای امنیت در خصوص تعلیق فعالیتی که وجود ندارد، هیچ مبنای حقوقی ندارد.
در خصوص راکتور تحقیقاتی آب سنگین 40 مگاواتی اراک نیز همان گونه که قبلا اعلام شده است، جایگزین رآکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی تهران که عمر آن به زودی پایان مییابد، خواهد شد. این رآکتور، تولید رادیو ایزوتوپها برای کاربردهای پزشکی و کشاورزی و صنعتی را به عهده خواهد داشت. همان گونه که ج.ا.ایران مکررا9 اعلام کرده است، هیچ گونه فعالیت و مواد اظهار نشده هستهای ندارد. آقای البرادعی، در سال 2000 اولین بازدید خود را از جمهوری اسلامی ایران انجام داد. در این بازدید قصد ایران برای انجام برخی فعالیتها در حوزه فن آوری چرخه سوخت هستهای و ساخت تاسیسات آنها نظیر تبدیل اورانیوم (UCF) به اطلاع ایشان رسید. با وجود این که در آن زمان به ترتیبات فرعی جدید نپیوسته بود، لیکن پرسشنامه اطلاعات طراحی این تاسیسات در اصفهان و سایر فعالیتهای چرخه سوخت را در سال 2000 به آژانس ارسال نمود. در واقع، آژانس 4 سال زودتر از زمانی که تحت موافقت نامه جامع پادمان خود به انجام این اقدام موظف بود، از این اقدام مطلع شد.
مدیر کل آژانس همچنین در 21 فوریه 2003 از تاسیسات نطنز بازدید کرد. برای مدیر کل نیز تردیدی نبود که ایران مجبور نبود بر طبق موافقت نامه پادمان پرسش نامه اطلاعات طراحی را قبل از این بازدید به آژانس ارائه نماید. بر طبق موافقت نامه پادمان، 180 روز قبل از معرفی مواد به این تاسیسات، باید به این اقدام مبادرت نمود و در واقع با وجودی که ایران هیچ تعهدی در این خصوص نداشت، به این اقدام شفاف سازی دست زد؛ بنابراین اطلاق فعالیت اظهار نشده یا پنهان کاری در این خصوص کاملا9 و قطعا9 نادرست است.
ضمن یادآوری موضع ج.ا.ایران که در گزارش 22 فوریه 2007 مدیرکل آمده است مبنی بر اینکه "ایران آمادگی کامل و تمایل به مذاکره در مورد نحوه حل و فصل مسائل موجود با آژانس را دارد، منوط به اینکه اطمینان حاصل شود موضوع در چارچوب آژانس مطرح خواهد شد و شورای امنیت سازمان ملل در این زمینه دخالت نخواهد کرد"، سبب تعجب است که این پیام به درستی درک نشده است. آژانس، یک سازمان مستقل راستی آزمایی است و طبیعتا9 هر گونه دخالت شورای امنیت در این راستا، سبب تضعیف آژانس و ایجاد موانع برای همکاری با این نهاد صرفا9 فنی خواهد شد. شایان ذکر است که ج.ا.ایران تنها کشوری بود که به طور داوطلبانه پروتکل الحاقی و حتی فراتر از آن را اجرا می نمود. از اینرو، چند کشور خاص که موضوع هستهای ایران را از مسیر خود خارج کردند با این اشتباه تاریخی خود مقصر قلمداد میشوند و باید سرزنش شوند. در عین حال، در ارتباط با حل و فصل معدود مسائل باقی مانده ایران آماده است طبق شیوه های مندرج در نامه های مورخ 27 آوریل 2006 و نامه 19 فوریه 2007 خود به مدیرکل آژانس عمل نماید.

رویکرد تبعیض آمیز و متناقض
متاسفانه، باید گفت در حالی که آمریکا و برخی کشورهای دارنده سلاح هستهای به تعهدات خود تحت معاهده عدم اشاعه پایبند نبوده و نمی باشند و به تکثیر هرچه بیشتر سلاح های هسته ای میپردازند و در پی تولید انواع جدید این سلاحها میباشند و حتی برخی، دیگران را تهدید به استفاده از آن میکنند و در زمینه خلع سلاح هستهای گام های عملی قابل توجهی بر نمیدارند و مذاکرات با حسن نیت به سوی خلع سلاح کامل هسته ای را آغاز نکرده اند، در زمینه همکاری های صلح آمیز هسته ای نیز نه تنها از تعهداتشان بر پایه معاهده منع گسترش سر باز می زنند، بلکه با توسل به رویکردهای غیر قانونی و تهدید آمیز، در پی ایجاد موانع فراوان برای جلوگیری از تلاش های علمی و فعالیت های صلح آمیز هسته ای دیگر کشورها میباشند.
شگفت آور این است که این معدود کشورها خود را ضامن حفظ معاهده میخوانند و برای انحراف افکار عمومی جهانی از زرادخانههای هسته ای خود، انگشت اتهام را بر اساس اطلاعات واهی و گمراه کننده به سوی کشوری نشانه میروند که سلاحهای کشتار جمعی هیچ جایگاهی در استراتژی های امنیتی و دفاعی آن نداشته و ندارد. در این راستا، متاسفانه نهادها و سازمان های بینالمللی که بی طرفی و نگاه برابر و عاری از غرض ورزی سیاسی مهمترین پایه مشروعیت آنها می باشد را ابزار دست خود قرار داده اند و در پی بی اعتبار ساختن هرچه بیشتر آنها میباشند. نمی توان انتظار داشت در این شرایط که کشورهای غیر هستهای نیز از بدیهی ترین حقوق مشروع خود برای بهره برداری از انرژی هسته ای برای اهداف صلح آمیز محروم میشوند، رژیمNPT کارآیی و اعتبار خود را حفظ کند. کشورهای سلطه جویی که پیشرفت علمی و فناوری ملتهای مستقل و آزاد را به عنوان چالشی برای انحصار طلبی خود تلقی میکنند و نمیخواهند شاهد چنین دستاوردهایی در سایر کشورها باشند، تلاشهای فنی صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران در زمینه هستهای را که تماما9 حقوق قانونی آن و تحت نظارت و پادمان آژانس بینالمللی انرژی اتمی انجام شده است، به گونهای جلوه دادهاند که در راستای تعقیب برنامه سلاح های هستهای صورت می پذیرد. این، یک بازی سیاسی و تبلیغی، بیش نیست.

شورای امنیت، مسیر غیر قانونی
علی رغم این همکاری ها و عدم انحراف فعالیتهای هسته ا ی ج.ا.ایران، بعضی کشورها با انگیزههای سیاسی، روند رسیدگی به موضوع را بر خلاف اساسنامه آژانس از مسیر قانونی خارج ساخته و تلاش می کنند از طریق شورای امنیت با تحمیل اراده سیاسی خود بر آژانس، جمهوری اسلامی ایران را از حقوق قانونی و مشروع خود در بهره برداری از انرژی صلح آمیز هستهای محروم سازند. باید اذعان کرد که هیچ توجیه حقوقی، منطقی و حتی سیاسی برای مداخله و اقدام شورای امنیت در این مسئله وجود ندارد. اقدامات شورای امنیت در این زمینه، مبانی و اصول معاهده عدم اشاعه و منشور سازمان ملل متحد را مخدوش و متزلزل میکند. سه کشور اروپایی و تمامی طرفهای دیگر باید بدانند مسیر شورای امنیت و تحریم، مسیری غیر قانونی و غیر حقوقی است که کاملا9 متباین از مسیر مذاکرات و همکاریهای دراز مدت میباشد. این مسیر، هیچ کمکی به حل و فصل موضوع نمیکند؛ بلکه صرفا9 به پیچیده شدن مسائل میانجامد. این اقدامات، به منزله مجازات کشوری است که عضو تمامی معاهدات مربوط به خلع سلاح و کنترل تسلیحات بوده و به تعهدات خود پایبند بوده است. این، در حالی است که برخی دیگر از کشورها با رفتار بارز خلاف ترتیبات بینالمللی، نه تنها مجازات نمیشوند، بلکه پاداش نیز می گیرند. از طرف دیگر، رژیم صهیونیستی با خارج ماندن از معاهدات بینالمللی مربوطه، بدون هیچ گونه دغدغه خاطر، فشار جهانی و اعمال نظارتهای بینالمللی نسبت به فعالیتها و تاسیسات هستهای خود، در حال گسترش کمی و کیفی سلاحهای هستهای خود میباشد. همان دولتهایی که تلاش می کنند تا شورای امنیت را وادار به تحمیل اقدامات تنبیهی بی پایه علیه برنامه صلح آمیز هستهای ایران نمایند، خود همواره مانع از اتخاذ هر گونه اقدام شورای امنیت، ولو اقدامی اندک، علیه رژیم اسرائیل برای وادار کردن این رژیم به تبعیت از قواعد حاکم بر رژیم عدم اشاعه گردیدهاند. با این کار، آنها آزادی عمل وسیعی به این رژیم داده اند و حتی این رژیم را تشویق میکنند تا آزادانه به توسعه مخفیانه و تملک غیرقانونی سلاح های هستهای ادامه داده و حتی بدون هراس از کمترین مجازاتی، به طور علنی به این اقدام خود ببالد. جامعه جهانی باید نسبت به تقویت رویکردهای یکجانبه گرایانه به زیان چند جانبه گرایی نگران باشد. رویکرد یکجانبه گرایانه به مسائل بینالمللی و برخورد گزینشی با آنها، موجب تضعیف نهادهای بین المللی خواهد شد. توصیه میکنیم که دیگران با خودداری از اعمال استانداردهای دو گانه و تحمیل اراده سیاسی خود بر نهادهای بینالمللی، این موضوع را به یک بحران بینالمللی تبدیل نکنند که در آن صورت، آثار زیان بار آن برای جامعه بینالمللی وسیع و گسترده خواهد بود.

تاسیسات صلح آمیز هستهای تحت پادمان ایران در معرض تهدید حمله
در حالی که ج.ا.ایران دسترسی کامل آژانس به تمامی مواد و تاسیسات هستهای خود بر طبق موافقت نامه پادمان فراهم نموده است و آژانس قادر است عدم انحراف مواد هستهای اظهار شده در ایران را راستی آزمایی نماید، چند کشور و رژیم روزانه و در نقض آشکار بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد، در بالاترین سطح مقامات خود تهدید به توسل به حمله به تاسیسات صلح آمیز هسته ای تحت پادمان ایران میکنند. ج.ا.ایران، این تهدیدات خطرناک و غیر قانونی را با ارسال نامه هایی به دبیرکل سازمان ملل و مدیر کل آژانس، مستند نموده است. در حالی که اکثریت جامعه بینالمللی خواستار یک راه حل مذاکره شده صلح آمیز است و ایران آمادگی خود را برای چنین راه حلی اعلام نموده است، آمریکا و اسرائیل که هر دو سابقه فعالیتهای اشاعه عمودی و افقی دارند، به تهدیدات خود علیه تاسیسات تحت کامل پادمان ایران ادامه میدهند.
قابل ذکر است همان گونه که توسط شورای حکام در قطعنامههای قبلی خود به رسمیت شناخته شده است، اقدام به تجاوز علیه تاسیسات هسته ای تحت پادمان به منزله حمله علیه آژانس میباشد. علاوه بر این، در سند نهایی کنفرانس بازنگری معاهده عدم اشاعه در سال 2000، 188 کشور تاکید کردند که حمله یا تهدید به حمله علیه تاسیساتی که به مقاصد صلح آمیز اختصاص دارند، ایمنی هستهای را به مخاطره انداخته و تاثیرات خطرناک سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی خواهد داشت و نگرانیهای جدی را در خصوص اعمال حقوق بینالملل در مورد استفاده از زور در چنین مواردی مطرح خواهد کرد که مطابق با مفاد منشور ملل متحد، مستلزم اقدام مناسب خواهد بود. چنین حمله یا تهدید به حمله نسبت به تاسیسات هستهای تحت پادمان، در حال کار یا تحت ساخت، وضعیتی را ایجاد خواهد کرد که بر طبق بند 3 قطعنامه 533 کنفرانس عمومی آژانس، شورای امنیت سازمان ملل متحد باید فورا9 بر طبق مفاد منشور ملل متحد، اقدام نماید.
قطعا9 تداوم عدم اقدام شورای امنیت در چنین موارد حیاتی، منافع و امنیت ملی کشور تحت حمله یا تهدید حمله را به مخاطره میاندازد. با در نظر گرفتن رفتار حال و گذشته رژیم اسرائیل در تهدید علیه تاسیسات هستهای تحت پادمان سایر کشورها، آژانس و شورای حکام باید مسئولیتها و تعهدات خود در خصوص چنین نگرانی شدیدی را به انجام برسانند.

سخن پایانی
در دکترین دفاعی و امنیتی ج.ا.ایران، سلاحهای کشتار جمعی از جمله هستهای هیچ جایگاهی ندارد و طبق فتوای مذهبی رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنهای، حرام و مخالف قوانین اسلامی به شمار میرود.
ج.ا.ایران، معتقد است کشورهایی به سلاح های کشتار جمعی نیاز دارند که تصور میکنند معادلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را میتوان با انبوه سلاحهای کشتار جمعی به نفع خود سامان داده و هدایت کرد.
ج.ا.ایران، همواره تأکید داشته و دارد که مذاکره به عنوان راه معقول و سازنده جهت تفاهم و تعامل، راه سودمندی برای جلوگیری از تقابل است. بدیهی است، مذاکرات برای این که نتیجه بخش باشد و به پیش برد امور بینجامد، باید بدون پیش شرط بوده و هدف اساسی از آن نیز باید تضمین عدم محرومیت ایران از حقوق مسلم، غیر قابل انکار و به رسمیت شناخته شده خود بر اساس ماده 4 NPT شامل غنی سازی و چرخه سوخت و اعمال آن و همچنین بررسی راه ها عدم انحراف برنامه هستهای آن از مقاصد صلح آمیز باشد. ج.ا.ایران، از هر پیشنهاد سازنده ای در این راستا استقبال می کند. از اینرو، اگر طرف مقابل مدعی مذاکره است، باید صادقانه و به دور از هرگونه بازی سیاسی وارد مذاکرات شود.
ج.ا.ایران، همچنان آماده است که چند مسئله باقی مانده را با آژانس حل و فصل نماید.
جمهوری اسلامی ایران، کماکان به تعهدات خود تحت موافقت نامه جامع پادمان پایبند بوده و میباشد و بازرسیهای آژانس بدون هیچ گونه مانعی، مطابق با این موافقتنامه، تداوم یافته است.
ج.ا.ایران، آماده است برای مکانیسم های تضمین عدم انحراف فعالیت های هسته ای صلح آمیز خود در آینده، با همه طرف های ذیربط مذاکره نماید و به نتیجه برسد.
موضوع هسته ای ج.ا.ایران، باید خارج از شورای امنیت مورد رسیدگی قرار گرفته و حل و فصل شود.
برنامه هسته ای ج.ا.ایران، صرفا در راستای مقاصد صلح آمیز بوده و در هیچ سطحی (تحقیق و توسعه، نیمه صنعتی، صنعتی)، ظرفیتی برای تولید مواد هستهای قابل استفاده جهت سلاح هستهای نداشته و ندارد.
شورای امنیت، یک مسیر غیر قانونی است و قطعنامههای آن در خصوص برنامه صلح آمیز هسته ای ج.ا.ایران فاقد پایههای حقوقی و قانونی است.
هر گونه اقدام بعدی شورای امنیت در این خصوص، وضعیت را پیچیده تر می کند، به حل و فصل موضوع هیچ کمکی نمیکند و تلاش ها و ابتکارات اخیر برای از سرگیری مذاکرات را به مخاطره میاندازد.
جمهوری اسلامی ایران، کشوری مسؤولیت پذیر در نظام بینالملل است و به تعهدات بینالمللی خود همچنان پایبند خواهد بود، ولی در مقابل فشار و تهدید، بی تفاوت نخواهد ماند و اجازه پایمال شدن حقوق خویش را نخواهد داد.
ملت ایران، همیشه ملتی آرامش خواه، صلح دوست و صلح طلب بوده و هیچ گاه اهل زورگویی و تجاوز نبوده است، اما در مقابل زورگویی و تجاوز، با اقتدار و شجاعت ایستاده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها