نباید برای نسل های آینده تعهدات هسته ای فراقانونی ایجاد کرد
فارس: نماینده اسبق ایران در آژانس با بیان اینکه اعطای امتیاز به طرف غربی با هدف اینکه به ایران اجازه فعالیت هستهای بدهد، امر مضحکی است، گفت: کسی حق ندارد برای نسلهای آینده تعهدات فراقانونی ایجاد کند.
کد خبر: ۱۲۸۰۴۷
محمدصادق آیتاللهی در گفتوگو با خبرنگار سیاستخارجی خبرگزاری فارس، با بیان اینکه مبانی حقوق بینالملل و روابط دو جانبه سیاسی کشورها به صورت واضح مشخص میکند هر کشوری ازجمله جمهوری اسلامی ایران که NPT را امضا کرده است، میتواند از حق خود استفاده کند، اظهار داشت: ما فعالیت هستهایمان را دیر شروع کردهایم. ماشین دیپلماسی ما نیز در این رابطه دیر به حرکت افتاده اما الان که به حرکت افتاده به این معنی نیست که برای دستیابی به حقی که از آن خودمان است، به طرفهای غربی امتیازات جدیدی بدهیم.
وی ادامه داد: اولا9 این مساله به هیچ وجه معقول نیست؛ چرا که بر اساس حقوق ملتها در تعهدات بینالمللی و روابط دوجانبه و چند جانبه دستیابی به انرژی هستهای حق ماست و اگر برای دستیابی به این حق هم بخواهیم امتیاز بدهیم، به هیچ وجه منطقی نیست. در ثانی، طرفهایی که امتیاز طلب میکنند، زیادهطلبی آنها حد یقف ندارد؛ یعنی اگر قرار بر امتیاز دادن باشد، باید تا در توان داریم، ثروت آیندگان را بدهیم و تعهداتی بر دوش آنها بگذاریم که خود آنها در قبول چنین تعهداتی بیگناه هستند.
نماینده اسبق ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی خاطرنشان کرد: خود ما هم بیگناهیم. ما چه گناهی کردهایم، حقی را مطالبه میکنیم که برای ما بوده و از خیلی پیش هم بوده است. اینکه یک نفر پیدا شود و اعلام کند که امتیاز بدهیم برای اینکه طرف مقابل به مذاکره متمایل شود، حرفی بسیار تعجبآور و غیرمنطقی است.
آیتاللهی ادامه داد: در معادلات سیاسی کشورها گاهی اوقات بدهبستان وجود دارد اما در بحث هستهای قضیه واقعا9 روشن است و از زمانی که ما به معاهدات پیوستهایم، این حق برایمان به وجود آمده است. قبل از انقلاب کسی نبوده که این حق را دنبال کند و بعد از انقلاب هم درگیر جنگ و سازندگی بعد از جنگ بودیم اما الان که به این فناوری دست پیدا کردیم، چه دلیلی دارد که کسی برای حقی که چهار دهه پیش بایستی مطالبه میکردیم، از ما امتیاز جدیدی طلب کند.
به گفته وی، در سیاست بینالملل طرفهای مقابل عادت کردهاند که «دست بگیر» داشته باشند و همه منتظرند که اگر قرار است حرفی بزنند و حمایتی بکنند که موظف هم هستند حمایت کنند و این کار را با گرفتن امتیاز انجام دهند. به همین منظور بهترین راه تکیه بر پشتوانه مردم، دفاع همهجانبه از دیپلماسی هستهای و ایجاد و تقویت روابط با کشورهای مختلف با رویکردی مدبرانه است. نباید برای دستیابی به حق خودمان از کیسه مردم امروز و آیندگان بذل و بخشش انجام دهیم.
آیتاللهی در ادامه تاکید کرد: تحریمهایی که پیشبینی میشود علیه ایران اجرا شود، فراتر از آنچه که تا به حال از دوران جنگ با آنها مواجه بودهایم، نخواهد بود.
وی با بیان اینکه مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران در طول این چند دهه با تحریم دست و پنجه نرم کردهاند و تقریبا9 میتوان کلمه عادت نمودن را برای آن به کار برد، خاطرنشان کرد: ما درست همین الان خارج از قطعنامه 1737 و خارج از قطعنامه بعدی که معلوم نیست، صادر شود یا خیر، تحت تاثیر فشارهای تحریم اقتصادی بودهایم و به نوعی با آن کنار آمدهایم. البته این تحریمها برکاتی نیز برای ایران داشته و توانستیم از عقبماندگی که از نظر اقتصادی و فنی در طول یک قرن گذشته با آن دست به گریبان بودیم، رهایی پیدا کنیم.
نماینده اسبق ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی با اشاره به اینکه غرب در تلاش است از طرح مساله تحریم به عنوان ابزاری سیاسی و تبلیغاتی بهره ببرد، اظهار داشت: خود غرب هم میداند که این تحریمها تاثیر آنچنانی بر توان اقتصادی ایران ندارد.
آیتاللهی با مقایسه شرایط امروز ایران با فضای بینالمللی بعد از تسخیر لانه جاسوسی یادآور شد: بعد از تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان، فشارها و تحریمهای شدیدی از سوی این کشور اعمال شد. این اقدام دانشجویان چهره آمریکا را به نحو بدی افشا کرد و نشان داد آنها در کسوت امور دیپلماتیک به جاسوسی و دخالت در امور داخلی دیگر کشورها میپردازند.
وی ادامه داد: اگرچه این کار نه توسط دولت جمهوری اسلامی انجام گرفته بود و نه کاری از پیش طراحی شده بود، اما بواسطه اقدامات تبلیغاتی آمریکا، این واقعه از سوی مجامع بینالمللی مورد محکومیت قرار گرفت و آمریکا با تبلیغات خود توانست همدردی غرب و افکار عمومی را علیه جمهوری اسلامی ایران بسیج کند، اما در حال حاضر فضا درست بر عکس است؛ چرا که اولا9 در ایران، حکومت و مردم همه با یک عزم ملی از حق دستیابی به انرژی هستهای حمایت میکنند و این حق از نظر حقوقی و بینالمللی گوش شنوا دارد. در ثانی تمام ابزارهای حقوقی در سطح بینالمللی در حمایت از گسترش مصارف صلحجویانه انرژی هستهای تدوین شدهاند.
نماینده اسبق ایران در آژانس خاطرنشان کرد: از طرف دیگر در جهان غرب، آمریکا در موضعی کاملا9 انفعالی قطعنامه 1737 را صادر کرده است؛ در حالی که هیچ توجیه منطقی و عقلی برای افکار عمومی خود در قبال صدور این قطعنامه ندارد. به همین جهت، حتی در حزب جمهوریخواه آمریکا هم مخالفتهای زیادی با سیاستهای بوش ابراز میشود؛ همانطور که در انگلیس نیز جناح کارگر مخالفت با بلر را تا مرز برکناری وی از مسند قدرت انجام داد.
به گفته آیتاللهی، اگر این دو موضوع را با فاصله 30 سال با هم مقایسه کنیم، میبینیم که قطعنامه احتمالی تحریم علیه ایران نه به لحاظ اقتصادی، بلکه به لحاظ سیاسی هم نمیتواند تاثیر سیاسی و تبلیغاتی خود را اعمال کند.
وی با بیان اینکه مهمترین نقطه اتکای دولتمردان در بحث هستهای، حمایت یکپارچه مردم از این حق است، اظهار داشت: به همین خاطر اگر قطعنامه دیگری هم بخواهد وجود داشته باشد، قطعنامهای سطحی و بیاثر بر اراده ملت و دولت ایران است. همین بحث اتکای ملت است که باعث میشود اجلاس دوشنبه 1+5 درلندن به نتیجه نرسد و یا بعد از تماس تلفنی روز پنجشنبه حتی آمریکاییها هم نتوانند به صراحت اعلام کنند که به اجماع برای افزایش تحریمها علیه ایران رسیدهاند.
نماینده اسبق ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی با اشاره به وجود برخی جریانات برای دامن زدن به رگههایی از احساس نگرانی از اعمال تحریمها در داخل کشور اظهار داشت: اینکه آیا این نگرانیها ریشه در ترس یا عدم خودباوری برخی گروهها یا افراد سیاسی دارد یا اینکه تحت تاثیر تحریکات خارجی است، نمیتوان در مورد آن به صورت قاطع اظهار نظر کرد اما ممکن است هر دوی آنها وجود داشته باشد.
وی افزود: اگر بحث عدم خودباوری وجود داشته باشد، میتوان تا حدودی ریشه آن را در تحلیل نادرست، دستیابی به اطلاعات ناقص و یا قرار گرفتن تحت تاثیر رسانههای غربی جستجو کرد. آیتاللهی با بیان اینکه برای تعیین میزان جدی بودن تهدیدها باید اظهارات اکثر مسئولین کشورهای غربی از جمله وزرای کابینه بلر، نمایندگان پارلمان انگلیس، نمایندگان کنگره آمریکا و افراد سیاستمدار و فکور در حزب جمهوریخواه را در خصوص ابراز سیاستهای خصمانه علیه ایران بررسی نمود، تصریح کرد: بسیاری از این مسئولین یکی پس از دیگری اعلام میکنند که سیاستهای غرب در قبال ایران اشتباه بوده است. چنین مواضعی حاکی از این است که برخلاف ارعابی که در دل معدود افراد و جریاناتی در ایران به وحود میآید، درحقیقت یک نوع رعب و وحشت در جناح غربی درخصوص به نتیجه نرسیدن آنها در اهدافشان در پرونده هستهای ایران مطرح است.
به گفته این کارشناس مسائل هستهای، مشکل اصلی سیاستمداران ماجراجوی آمریکا و انگلیس این است که تصمیمگیریهایشان مبتنی بر ارکان مردمی نبوده بلکه ناشی از سیاستهای خودشان بوده که سیاستهایی سنتی و دنباله سیاستهای جنگ جهانی دوم است و با افکار مردم جهان و مردم کشور آمریکا سازگار نیست.