jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۷۸۹۸۰ ۱۶ مهر ۱۳۹۹  |  ۱۱:۴۳

هنگامى كه نام خدا برده مى شود يك دنيا عظمت، قدرت، علم و حكمت در قلب انسان متجلّى مى گردد، چرا كه او داراى اسماء حسنى و صفات عليا و صاحب تمام كمالات، و منزّه از هر گونه عيب و نقص است.

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از سایت تبیان،هنگامى كه نام خدا برده مى شود يك دنيا عظمت، قدرت، علم و حكمت در قلب انسان متجلّى مى گردد، چرا كه او داراى اسماء حسنى و صفات عليا و صاحب تمام كمالات، و منزّه از هر گونه عيب و نقص است.

عوامل سعادت انسان در قرآن (قسمت دوم)

ذكر الهى(ياد نمودن خدا)

«اذْكُرُواْ اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُون; و خدا را فراوان ياد كنيد تا رستگار شويد».

از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه، ذكر و ياد خدا به طور دائم از عواملى است كه انسان را به سعادت ابدى مى رساند.

تفسير نمونه ذيل آيه آورده است:

شك نيست كه منظور از ياد خدا تنها ذكر لفظى نيست، بلكه خدا را در درون جان حاضر ديدن و به ياد علم و قدرت بى پايان و رحمت وسيعش بودن است.

هنگامى كه نام خدا برده مى شود يك دنيا عظمت، قدرت، علم و حكمت در قلب انسان متجلّى مى گردد، چرا كه او داراى اسماء حسنى و صفات عليا و صاحب تمام كمالات، و منزّه از هر گونه عيب و نقص است.

توجه مداوم به چنين حقيقتى كه داراى چنان اوصافى است روح انسان را به نيكى ها و پاكى ها سوق مى دهد، و از بدى ها و زشتى ها پيراسته مى دارد; و به تعبير ديگر بازتاب صفات او در جان انسان تجلّى مى كند.

توجه به چنين معبود بزرگى موجب احساس حضور دائم در پيشگاه او است. و با اين احساس فاصله انسان از گناه و آلودگى بسيار زياد مى شود.

ياد او، يادآورى و مراقبت او است، ياد حساب و جزاى او است، ياد دادگاه عدل او و بهشت و دوزخ او است و چنين يادى است كه جان را صفا، و دل را نور و حيات مى بخشد.

روايات در اهميت ياد خدا فراوان است، ولى به مناسبت بحث، فقط به حديثى كوتاه و پرمعنى از امام صادق(ع) بسنده مى كنيم:

عن أبي عبدالله قال:

«مَنْ أَكْثَرَ ذِكرَ الله عزّوجلّ أَظَلَّه اللهُ فى جَنَّتِه; هر كس بسيار ياد خدا كند خدا او را در سايه لطف خود در بهشت برين جاى خواهد داد».

1. يادآورى نعمت هاى خدا

«فَاذْكُرُواْ ءَالآَءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون; پس نعمت هاى خدا را به ياد آوريد، شايد رستگار شويد».

از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه يادآورى نعمت هاى الهى، داراى تأثيرى بسزا در توجه آدمى به خدا و دستيابى به رستگارى است.

اندكى دقت نمودن در نعمت هاى خدا، از جمله: خلقت انسان، آفرينش درختان و گياهان، آفرينش زمين و آسمان، خلقت ميوه ها و حبوبات و گل ها و گياهان، با جزئيات و ريزه كارى ها و اسرارى كه در هر يك نهفته است كافى است كه حس شكرگزارى را در انسان برانگيزد، و او را به دنبال عرفان و شناخت مبدأ اين نعمت ها بفرستد.

از اين رو اگر انسان هر چند مدتى، يادآور نعمت هاى خداوند باشد، به طورى كه اين يادآورى باعث قدردانى و شكرگزارى از نعمت هاى خدا واقع گردد، خداوند به او پاداشى چون: سعادت و رستگارى عطا خواهد كرد.

2. امر به معروف و نهى از منكر

«وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون; بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند. و آن ها همان رستگارانند».

تفسير راهنما در ذيل آيه آورده است:

تنها دعوت گران به خير و امر كنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر، اهل رستگارى هستند.

در تفسير نمونه نيز آمده است:

در آيه ى فوق دستور داده شده كه همواره در ميان مسلمانان بايد امتى باشند كه اين دو وظيفه ى بزرگ اجتماعى را انجام دهند، مردم را به نيكى ها دعوت كنند، و از بدى ها باز دارند. و در پايان آيه تصريح مى كند كه فلاح و رستگارى تنها از اين راه ممكن است.

بنابراين از آيه شريفه فوق استفاده مى شود كه دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر، در رستگارى و سعادت فرد و جامعه و نقش بنيادين دارد. و اگر اين دو اصل در جامعه ى امروزى اعمال شود; يعنى هر كس به اندازه ى توان، اقدام جدى نسبت به امر معروف و نهى از منكر داشته باشد. به طور يقين و قطع فرد و هم جامعه به راه راست و رستگارى نائل خواهد شد.

عوامل سعادت انسان در قرآن (قسمت دوم)

3. تقوا و پرهيزگارى

«فَاتَّقُواْ اللَّهَ يَـأُوْلِى الاَْلْبَـبِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون; از (مخالفت) خدا بپرهيزيد اى صاحبان خرد، شايد رستگار شويد».

از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه سعادت دنيا و آخرت، در گرو تقوا و پرهيزگارى است. بنابراين با توجه به آيه، صاحبان عقل و خرد، از طريق تقوا و مراقبت امر و نهى خدا، به سعادت در دنيا و آخرت نائل مى گردند.

آيةلله مصباح يزدى در كتاب اخلاق در قرآن مى گويد:

«تقوا» در قرآن به عنوان عامل سعادت و رستگارى انسان معرفى شده و رعايت آن، مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است... .

در آيات فراوانى، خود «تقوا» يا مصاديق آن و كارهايى كه رنگ تقوا دارند، با تعابير مختلف، به عنوان عامل سعادت ابدى و اخروى و مجوّز ورود به بهشت معرفى شده است.

تقوا و نجات از مشكلات: قرآن كريم مى فرمايد: «وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا; و هر كس تقوا الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم كند».

يكى از اميد بخش ترين آيات قرآن، همين آيه از سوره طلاق است كه تلاوت آن دل را صفا و جان را نور و ضيا مى بخشد، پرده هاى يأس و نوميدى را مى درد، شعاع هاى حيات بخش اميد را به قلب مى تاباند، و به تمام افراد پرهيزگار با تقوا وعده نجات و حل مشكلات مى دهد.

در حديثى از ابوذر غفارى نقل شده كه، پيامبر(ص) فرمود: من آيه اى را مى شناسم كه اگر تمام انسان ها دست به دامن آن زنند براى حل مشكلات آن ها كافى است، پس آيه «وَ مَن يَتَّقِ...» را تلاوت فرمود و بارها آن را تكرار كرد.

به طور يقين مى توان گفت يكى از مشكلات انسان هاى عصر حاضر اين است كه براى رسيدن به سعادت و رستگارى بى راهه مى روند و نمى دانيم سعادت كجاست؟ ولى طبق بيان آيه ى فوق يكى از راه هاى رسيدن به سعادت تقوا است. و اگر انسان خداترس باشد حتماً خداوند او را در رسيدن به سعادت و فلاح يارى خواهد كرد.

4. تزكيه نفس و تهذيب روح

الف) «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكّى; به يقين كسى كه پاكى جست (و خود را تزكيه كرد)، رستگار شد».

اين آيه و آيات بعد آن، اشاره به نجات اهل ايمان و عوامل اين نجات دارد. و دلالت دارد بر اينكه تزكيه، يكى از عوامل فلاح، رستگارى، پيروزى، نجات و سعادت است.

منظور از تزكيه; در لغت ـ چنان كه راغب در مفردات آوردهـ به معنى نمو و رشد است. ولى در اصطلاح علمى معنى وسيعى دارد، لذا تفسيرهاى گوناگون از آن كرده اند، از جمله:

  1. پاكسازى روح از آلودگى شرك;
  2. پاكسازى از اخلاق رذيله;
  3. پاكسازى عمل از محرّمات;
  4. پاكسازى مال و جان به وسيله دادن زكات در راه خدا.

اگرچه تمام اين تفسيرها ممكن است در معنا گسترده آيه جمع باشد; ولى آيه صراحت دارد به اين مطلب كه يكى از عوامل رسيدن به سعادت، تزكيه است. انسان اگر سعى كند تزكيه نفس و روح و جان داشته باشد، بر حسب اين آيه به مقام سعادت مى رسد، و در قيامت جزء گروه سعادتمندان خواهد بود.

ب) «قَدْ أفْلَحَ مَنْ زَكَّهَا; ]سوگند به اين ها[ كه هركس نفس خود را پاك و تزكيه كرده رستگار شده».

سوگندهاى پى در پى و مهمى كه در آغاز سوره ى شمس آمده است; بيشترين تعداد سوگندهاى قرآن را در خود جاى داده و به خوبى نشان مى دهد كه مطلب مهمى در اين جا مطرح است، مطلبى به عظمت آسمان ها و زمين و خورشيد وماه، مطلبى سرنوشت ساز و حيات بخش، آن مطلب عبارت از اين است كه: رستگارى بدون تهذيب نفس ممكن نيست.

آرى رستگارى از آن كسى است كه نفس خويش را تربيت كند، و رشد و نمو دهد، و از آلودگى به خُلق و خوى شيطانى و گناه و عصيان و كفر پاك سازد، و در حقيقت مسأله اصلى زندگى انسان نيز همين تزكيه است، كه اگر باشد سعادتمند است والاّ بدبخت و بينوا.

پس اين آيه هم چون آيه ى اول، صراحت دارد در اين كه قرآن شريف، تزكيه نفس و تخلّق به اخلاق حميده را عامل رستگارى و راه وصول به سعادت معرفى كرده، و فساد اخلاق را منشأ بدبختى و مايه ى زيان و ضرر شناخته است.

5. اعمال صالح

«فَأمّا مَنْ... عَمِلَ صَالِحاً فَعَسَى أنْ يَكُونَ مِنَ المُفْلِحينَ; اما كسى كه... عمل صالحى اننجام دهد، اميد است از رستگاران باشد».

از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه يكى از عوامل رستگارى و سعادت مردم انجام اعمال صالح است.

جويندگان راه سعادت مى توانند با انجام اعمال صالح ـ كه در كتاب هاى روايى و اخلاقى ذكر شده است ـ هم در دنيا و هم در آخرت خود را به سعادت و كاميابى برسانند.

از جمله ى اعمال صالح، پيش قدمى در كارهاى خير است; در همين زمينه خداوند مى فرمايد: «أُوْلَـئِكَ يُسَـرِعُونَ فِى الْخَيْرَ تِ وَ هُمْ لَهَا سَـبِقُون; (آرى) چنين كسانى در خيرات سرعت مى كنند و از ديگران پيشى مى گيرند (و مشمول عنايت ما هستند)».

در واقع خيرات و نيكى هاى و سعادت واقعى، آن نيست كه غرق شده گان در ناز و نعمت و غافلان مغرور به دنيا مى پندارند، خير و سعادت و بركت براى گروه مؤمنانى است كه داراى ويژگى هاى اعتقادى و اخلاقى كه در سوره ى مؤمنون ذكر شده هستند، و به دنبال آن در انجام اعمال صالح پيش قدمند.

6. توبه (بازگشت به سوى خدا)

«تُوبُوا إلى اللهِ جَميعاً أَيُّهَ المؤمِنُون لَعَلَّكُم تُفْلِحون; همگى به سوى خدا بازگرديد، اى مؤمنان تا رستگار شويد».

از آيه ى شريفه فوق استفاده مى شود كه يكى از عوامل سعادت و رستگارى انسان ها توبه و بازگشت از گناهان به سوى خداوند متعال است.

توبه به معنى بازگشت از گناه به سوى خدا آمده است.

در تفسير نمونه ذيل آيه شريفه آمده است:

اگر در گذشته كارهاى خلافى انجام داده ايد اكنون كه حقايق احكام اسلام براى شما تبيين شد از خطاهاى خود توبه كنيد و براى نجات و فلاح به سوى خدا آئيد كه رستگارى تنها بر در خانه او است، و بر سر راه شما لغزشگاه هاى خطرناكى وجود دارد كه جز با لطف او نجات ممكن نيست، خود را به او بسپاريد.

بنابراين آنان اميد دارند به سعادت برسند، در مرحله اول بايد از تمام گناهانى كه مرتكب شده اند توبه كنند و تصميم بگيرند ديگر دنبال گناه نروند، و قطعاً خداوند بر طبق وعده اى كه در اين آيه و آيات ديگر داده است توبه توّابين را مى پذيرد و بر وعده خود عمل مى كند و انسان را به سوى سعادت يارى مى دهد; زيرا كه در دعاى جوشن كبير مى خوانيم: «يا مَن وَعْدُه صادقٌ; اى كسى كه وعده ى او راست است» و «يا صادقاً لايُخْلِفُ; اى راستگويى كه خلف وعده نمى كند».

7. توسّل

«يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ...ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ...لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون; اى كسانى كه ايمان آورده ايد وسيله اى براى تقرب به او ]خدا[ بجوييد، باشد كه رستگار شويد».

موضوع مهمى كه در اين آيه مطرح شده، دستورى است كه درباره ى انتخاب «وسيله» به افراد باايمان داده شده است.

«وسيله» در اصل به معنا تقرّب جستن و يا چيزى كه باعث تقرّب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى شود مى باشد.

بنابراين مى توان گفت: «وسيله» در آيه ى فوق معنى بسيار وسيعى دارد، و هر كار و هر چيزى را كه باعث نزديك شدن به پيشگاه مقدس پروردگار مى شود، شامل مى گردد. مهم ترين آن ها: ايمان به خدا و پيامبر اكرم(ص); جهاد; عبادات هم چون: نماز و زكات و روزه و زيارت خانه خدا: هم چنين صله رحم و انفاق در راه خدا اعم از انفاق هاى پنهانى و آشكار; هم چنين هر كار نيك و خير مى باشد.

و نيز شفاعت پيامبران و امامان و بندگان صالح خدا كه طبق صريح قرآن، موجب تقرّب به پروردگار مى گردد، در مفهوم وسيع «وسيله» داخل است.

و هم چنين پيروى از پيامبر و امام و گام نهادن در جاى گام آن ها; زيرا همه ى اين ها موجب نزديكى به ساحت قدس پروردگار مى باشد حتى سوگند دادن خدا به مقام پيامبران و امامان و صالحان كه نشانه ى علاقه ى به آن ها و اهميت دادن به مقام و مكتب آنان مى باشد جزء اين مفهوم وسيع است.

بنابراين يكى از عوامل مهم در رسيدن به سعادت و رستگارى و كمال «توسل» است. و به تجربه ثابت شده است كه انسان هاى زيادى با متوسل شدن به پيامبر(ص) و ائمه(ع) و حتى به امام زادگان(ع) به سعادت و خوشبختى رسيدند.

 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
پرچم افراشته بر جنازه‌ها

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

آسمان، خاکستری است. زمین، یک دشت وسیع است پر از خانه‌های مخروبه و خرابه‌های سیمان و بتون و آجری که روزی دیوارهای خانه‌هایی بودند.

آنها که ستم را برنمی‌تابند...

آنها که ستم را برنمی‌تابند...

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا ا... عَلَیهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ ینْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلا» در میان مؤمنان، مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادند. بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند. (احزاب/23)

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر