jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۷۸۲۶۳ ۱۲ مهر ۱۳۹۹  |  ۰۷:۲۶

از منظر آموزه های دینی، یکی از عوامل نزول بلا و آسیب های فردی و اجتماعی، ارتکاب گناه است. در این مقاله، رابطه گناه با نزول بلا و چگونگی آن، بررسی شد. این امر به مدد یافته های تجربی تأکید گردید. نتایج حاصل از بررسی منابع دینی و یافته های تجربی، حکایت از آن دارد که گناه نزول بلا را به هفت شکل محقق می سازد: تغییر نعمت، اجابت نشدن دعا، احباط عمل، نقمت، آسیب های روانی شخصیتی، کاهش عزت نفس، و کاهش شادکامی. ازآنجاکه نداشتن آگاهی از آثار وضعی و روان شناختی گناهان زمینه ارتکاب گناه را فراهم می آورد، ترویج و آگاهی بخشی آثار و پیامدهای گناهان در مراکز آموزشی و رسانه های جمعی زمینه پای بندی به رفتارهای اخلاقی، مذهبی را فراهم می آورد. همچنین آزمون نتایج پژوهش مذکور با انجام تحقیقات تجربی بر غنای کار می افزاید و موجب استحکام بحث شده، تأثیرگذاری آن رادوچندان می سازد.

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از سایت حوزه نت، در عالم طبیعت، قانون عمل و عکس العمل حکم فرماست و اعمال انسان نیز از این قانون مستثنا نیست (اسراء: 7). کسی که دامان خویش را به گناه می آلاید باید در دنیا نیز منتظر آثار گناه خویش باشد.
آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی
برخی از آثار وضعی گناهان به قدری مهم و حادثه ساز است که اقوام گنه کار پیشین را در کام عذاب و بلا فرو برده است (هود: 82). از جمله آثار وضعی گناه، نزول بلاها و سختی ها در زندگی دنیوی است. ازآنجاکه نفس آدمی خواهان ارضای نیازهای غریزی خود به هر شیوه ممکن است (قیامت: 5) و از سوی دیگر، انسان در دوران نوین، به تدریج، از آموزه های اخلاق دینی فاصله گرفته است، اطلاع و آگاهی از آثار وضعی گناهان می تواند تأثیر فراوانی در جلوگیری از ارتکاب گناه داشته باشد. پیشینه پژوهش نشان می دهد که تاکنون آثار متعددی در باب گناه و آثار آن به رشته تحریر درآمده است. حقانی (1365) آثار گناه را در زندگی پس از مرگ بررسی نموده است. فجری (1387) به برخی از آثار گناهان پرداخته و جنبه های گوناگون آثار گناه را بازگو نموده است. رسولی محلاتی (1393) آثار گناهان را به طور مفصل در هشت بخش سامان داده است. پژوهش های تجربی هم گویای این مطلب است که کاهش پای بندی به رفتارهای مذهبی، افزایش آسیب های جسمانی و روانی را به دنبال دارد. ابراهیمی و همکاران (1381) دریافتند بین قطع رحم با اختلالات افسردگی همبستگی وجود دارد. بحرینیان و ایلخانی (1381)، رابطه قوی بین اقدام به خودکشی و ترک نماز را به دست آورده اند. یافته خسروپور و ساردویی (1381) حکایت از آن دارد که بیماران روانی به ارزش های معنوی پای بندی مذهبی کمتری دارند. تحقیق حاضر، سعی کرده است با دو رویکرد دینی و روان شناختی، آثار و پیامدهای گناهان را بررسی کند و با نگرشی نو، به تبیین بلاساز بودن گناهان بپردازد. پرسش های پژوهش عبارت است از: آیا گناه موجب نزول بلا می شود؟ بلا چگونه با ارتکاب گناهان تحقق می یابد؟
گناه و اسباب آن
واژه گناه (ذنب) در زبان عربی، در اصل به معنای گرفتن دُم حیوان و مانند آن است. به هر فعلی که عاقبتش وخیم باشد ذنب گویند (قرشی، 1371، ج 3، ص 24). در اصطلاح، واژه گناه، بر بزه، نافرمانی و تبهکاری اطلاق می شود (حسینی دشتی، 1369، ج 4، ص 1904) و منظور این است که ایشان مرتکب عملی شود که با دستورات خداوند و پیامبران و امامان معصوم سازگار نباشد.
به طورکلی، علل و اسباب رفتارهای انسانی از جمله گناه را می توان به سه دسته تقسیم نمود:
1- وراثت
از جمله عوامل زمینه ساز رفتارهای شایسته و ناشایسته انسانی وراثت است که تأثیر آن از نظر شرع مقدس و علم تجربی به اثبات رسیده است. وراثت به طورکلی، یعنی: انتقال بعضی از خصوصیات والدین یا خویشان آنها به فرزندان، و همین امر سبب شباهت فرزندان به والدین یا خویشان است (شریعتمداری، 1385، ص 58). در بین دانشمندان، نضج گرایان از تأثیر اساسی این عامل، طرف داری می کردند (بی ریا و همکاران، 1383، ج 1، ص 228). ولی به هر روی، تأثیر جنبه های ژنتیکی در شکل گیری رفتار، از جمله رفتارهای غیراخلاقی، غیرقابل
انکار است. در روایات اسلامی، برخی صفات شخصیتی به عوامل ذاتی و ارثی نسبت داده شده است. برای نمونه، در روایت شریفی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آلهوارد شده است: همانا فرزندان آدم در دسته های گوناگونی خلق شده اند: کسانی که دیر غضب می کنند و زود آرام می شوند؛ افرادی که زود به هیجان می آیند و زود آرام می شوند؛ و کسانی که زود به خشم می آیند و دیر آرام می شوند. آگاه باشید که بهترین آنها افرادی هستند که دیر خشم می گیرند و زود آرام می شوند (محمدی ری شهری، 1377، ج 4، ص 3399). عبارت خلق در روایت، به جنبه های وراثتی نظر دارد.
در آیه ای از قرآن کریم، خداوند با تشبیه یک امر معقول به محسوس، به قانون وراثت اشاره کرده است. خداوند می فرماید: سرزمین پاکیزه (و شیرین) گیاهش به فرمان پروردگار می روید. اما سرزمین های بد طینت (شوره زار) جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی روید (اعراف: 58). در حدیث شریفی، امام صادق علیه السلام نقش استعدادهای وراثتی متفاوت افراد در اعمال و رفتارهای روزانه را تأیید کرده اند: مردمان همانند معادن طلاق و نقره هستند (کلینی، 1365، ج 8، ص 177).بنابراین، می توان نتیجه گرفت که والدین پاک، زمینه تولد فرزندان پاک، و والدین آلوده، زمینه تولد فرزندان آلوده را پدید می آورند. با توجه به آنچه ذکر شد، به نظر می رسد عوامل وراثتی نقش زمینه ساز را به عهده دارند.
2- محیط
عامل دیگری که در انحراف انسان مؤثر است، محیطی، اعم از محیط های اجتماعی، فرهنگی، روانی و جغرافیایی است. در بین روان شناسان، رفتارگرایان جایگاه ویژه ای برای عوامل محیطی قایلند (بی ریا و همکاران، 1383، ج 1، ص 228). پژوهش های متعدد در ایالات متحده، گویای این مطلب است که محیط آلوده، اعم از محرک های دیداری و شنیداری یا دوستان ناباب، زمینه بسیاری از انحرافات اخلاقی را در غرب پدید آورده است (مؤسسه رشد جوان، 1393). در روایات اهل بیت علیهم السلام تصریح شده که هر انسانی در بدو تولد، دارای فطرت توحیدی است، ولی بر اثر نوع پرورش و محیط اطراف، یهودی یا مسیحی می گردد (منحرف می شود). در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: هر نوزادی بر فطرت پاک توحید (و اسلام) متولد می شود، جز اینکه پدر و مادر، او را به آیین یهود یا نصرانیت وارد می کنند (مجلسی، 1404ق، ج 3، ص 281). در اهمیت تأثیر عوامل محیطی، همین بس که پسر حضرت نوح علیه السلام با اینکه از صلب پاک نبی خدا بود، در اثر همنشینی با کافران و بدکاران، مستحق عذاب الهی گردید (هود: 46) و پیامبر خدا با نصایح خود نیز نتوانست او را نجات دهد.
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد ***
سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد
3- اراده
نوعی توانایی روانی ویژه انسان که شخص بر اساس آن، می تواند در قلمرو خاصی، تأثیرات زیستی و محیطی را تحت تسلط خود در آورد و رفتار خود را آگاهانه انتخاب کند، اراده خوانده می شود (بی ریا و همکاران، 1383، ج 1، ص 245). اگرچه بسیاری از روان شناسان نقش اراده را نادیده گرفته اند، اما روان شناسان انسان گرا مانند مزلو بر اختیار و اراده آزاد انسان تأکید دارند (همان، ص 248).
اندیشمندان اسلامی معتقدند: عوامل وراثتی و محیطی زمینه روانی و شرایط محیطی را برای بروز رفتاری خاص، مهیا می سازند. اما اراده در قلمرو رفتارهای آگاهانه و اختیاری، عاملی فعال و تعیین کننده است (همان، ص 225). تحقیقات صورت پذیرفته در ایالات متحده نشان می دهد: ضعف اراده و عزت نفس زمینه بسیاری از آسیب های اخلاقی را فراهم آورده است و هر اندازه مهارت های گوناگون، مانند تقویت اراده و عزت نفس در نوجوانان تقویت شود، احتمال درگیر شدن در انواع آسیب ها، از جمله بی بندوباری و انحرافات جنسی و اخلاقی کاهش می یابد (مؤسسه رشد جوان، 1393). ازاین رو، مهم ترین و مؤثرترین مانع در برابر گناه، اراده است. در آیات قرآن، آیات متعددی در باب اراده و اختیار انسان وجود دارد که نشان دهنده تأثیرگذاری اراده در گزینش راه صحیح یا غلط است. در قرآن کریم، خداوند می فرماید: إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکرا وَإِمَّا کفُورا (انسان: 3)؛ ماراه رابه اونشان دادیم، خواه شاکر باشدیا ناسپاس.
بنابراین، انسان نباید به صرف وجود وراثت آلوده یا محیط آلوده، از رسیدن به کمال و سعادت مأیوس شود، بلکه با همت و اراده محکم، می توان تأثیر دو عامل دیگر را خنثا نمود؛ زیرا این اسباب به تنهایی علت تام برای سعادت یا شقاوت کسی محسوب نمی شود، بلکه مجموع این اسباب انسان را به سوی خوبی ها یا بدی ها سوق می دهند، هرچند در این میان، اراده ازاهمیت بیشتری برخوردار است.
 
آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی
بلا
بلا به معنای کهنه شدن است. به غم و مصیبت و اندوه از روی سبب بلاء می گویند که بدن را کهنه و فرسوده می کند. امتحان را بدان سبب ابتلاء می گویند که گویا ممتحن امتحان شده را از کثرت امتحان کهنه می کند (قرشی، 1371، ج 1، ص 230). مقصود از بلا، گرفتاری ها و مصایبی است که انسان بدان ها دچار می گردد و صدماتی را در ابعاد گوناگون بر انسان وارد می سازد.
سبب بلا
فلسفه وجودی بلا نسبت به هر کس، متفاوت است:
1- ارتقای درجه: برخی روایات هدف از نزول بلا و گرفتاری ها را نیل به ثواب و ارتقای درجه ذکر کرده و بلا را تحفه ای ارزشمند از جانب خدا دانسته اند. از جمله این روایات، روایتی از امام جعفر صادق علیه السلام است که می فرمایند: به راستی که خداوند، دوستانش را مصیبت زده و گرفتار می کند تا به آنها اجر و ثواب دهد، بی آنکه گناهی کرده باشند (کلینی، 1375، ج 5، ص 551).
2- کفاره گناهان: گاهی بلا نازل می شود تا کفاره گناهان باشد. کفاره یعنی: پوشانیدن. بلایی که کفاره گناه است در واقع، پوشاننده گناه است و گنه کار را از زندان گناهانش آزاد و پاک می سازد. ازاین رو، امام صادق علیه السلام می فرماید: هیچ رگی نلرزد و پایی برنخورد و سری درد نگیرد و بیماری نیاید جز برای گناهی (که از بنده سر زده است) (همان، ص 119). در حدیثی رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: هرگاه خداوند نسبت به بنده اش، اراده بدی نماید، گناهانش را نگه می دارد تا او را در روز قیامت، به واسطه گناهانش مجازات کند، و هرگاه به بنده اش اراده خیر کند در مجازات اودردنیاشتاب می کند(دیلمی، 1377، ج1، ص428).
3- کیفر گناهان (عذاب): دنیا دار مجازات نیست، اما برخی گناهان موجب تسریع در نزول عذاب می شوند و گنه کار در این دنیا نیز نتیجه اعمال ناشایست خود را می بیند. خداوند در قرآن، در خطابی عام به مؤمنان و کفار (طباطبائی، 1363، ج 18، ص 92) می فرماید: وَمَا أَصَابَکم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کسَبَتْ أَیدِیکمْ وَیعْفُو عَن کثِیرٍ (شوری: 30)؛ و هر مصیبتی که به شما می رسد به خاطر کارهایی (گناهانی) است که انجام داده اید و (خدا) بسیاری از (گناهانتان) را نیز عفو می کند.
تأثیر گناهان در نزول بلا
از دیدگاه جهان بینی الهی، بر جهان طبیعت، قانون علیت حکمفرماست و اعمال هرکس در دنیا و آخرت، دارای نتیجه است. خداوند متعال، به واسطه اسباب، سنت های خود را بر عالم جاری می کند؛ از جمله، بین گناهان و نزول بلاها، رابطه علّی و معلولی برقرار ساخته است. به عبارت واضح تر، بلا و عذاب مکافات عمل و اثر وضعی گناهان هستند، و این مکافات بستگی به کوچکی یا بزرگی گناه دارد (نادری کلرودی، 1382، ص 59). جهان بینی الهی، علاوه بر تأیید قوانین مادی، قوانین معنوی را نیز دخیل می داند. این نوشتار به تبیین کیفیت تأثیر گناهان در نزول بلا می پردازد:
1- تغییر نعمت: در منطق دینی، دوری از فرامین الهی علت بسیاری از خشکسالی ها، قحطی ها، مرگ ومیرهای ناگهانی و کوتاهی عمر و آفت ها ذکر شده است. خداوند بزرگ می فرماید: و اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می آورند و تقوا پیشه می کردند برکات آسمان و زمین را بر آنها می گشودیم، ولی (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم (اعراف: 196). با استمداد از مفهوم آیه، به این نکته ظریف می توان رسید که پای بند نبودن به آموزه های دینی عامل کاهش رحمت و برکت الهی و تغییر نعمت هاست. از منابع دینی به دست می آید: هر گناهی نوع خاصی از تغییر نعمت را به دنبال دارد. امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده اند: هرگاه، زناکاری پیدا شود مرگ ناگهانی زیاد می گردد. هرگاه پیمانه کاهش یابد (کم فروشی کنند) خداوند آنها را به خشکسالی و کم محصولی گرفتار می سازد. و هرگاه از پرداخت زکات سرباز زنند زمین برکات خود را از (قبیل) زراعت و میوه جات و معادن، از آنها دریغ می کند (صدوق، 1367، ص 573).
در فرازی از دعای کمیل می خوانیم: اَللهمَ اغفِرلی الذُّنوبَ التی تُغیرُ النِعم (قمی، 1386، ص 127)؛ خدایا، بر من ببخش گناهانی که نعمت ها را تغییر می دهند. گناه زمینه نزول عذاب الهی را فراهم می آورد و در چنین شرایطی، جامعه از بلا و عذاب در امان نمی ماند. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: هرگاه، خداوند  عزوجل  بر (مردم) شهری خشم گیرد (به واسطه گناهانشان) و نخواهد بر ایشان عذاب نازل کند، نرخ ها (قیمت اجناس) بالا رود و عمرها کوتاه شود و بازرگانان سود نبرند و میوه ها شاداب و سالم نگردد و آب قنات ها و چشمه ها فراوان نشود و باران ها را خدا از آن شهر بازدارد و مردمان فرومایه و شرور را بر آن مسلط گرداند (طوسی، 1381، ج 1، ص 313).
بسیاری از انسان ها تا زمانی که غرق نعمت هستند، قدر آن را نمی دانند، اما وقتی نعمت وسعت رزق، سلامتی، طول عمر، فرزند صالح و مانند آنها از ایشان گرفته شود، زبان به شکایت می گشایند، درحالی که از سنت های الهی غافلند قرآن می فرماید: إِنَّ اللّهَ لاَ یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ (رعد: 11)؛ خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد، مگر آنکه آنان، آنچه را در خودشان است تغییر دهند.
اصل تنعم برای عموم بندگان برقرار است، تا زمانی که خودشان تغییر در نعمت را خواستار شوند (به واسطه ارتکاب گناهان). در این صورت، بلاها و مصایب در قالب تغییر و سلب نعمت ها بروز می کند. این نوع بلاها دارای شدت بیشتری هستند؛ زیرا افراد غرق در نعمت و آسایش بوده، به ناگاه، با سلب نعمت، سختی بر آنان وارد می شود و تحمل آن، برایشان مشکل تر است. برخی از گناهانی که سبب تغییر نعمت می شود عبارت است از: حرام خواری زیاد که موجب سلب روزی می شود (محمدی ری شهری، 1377، ج3، ص 2059)؛ قطع رحم که زوال نعمت را در پی دارد (نوری، 1407ق، ج 15، ص186)؛ غنا که مانع نزول ملائکه می شود (مجلسی، 1379، ص 556)؛ ترک عمل خیری که به آن عادت شده است (صدوق، 1361، ص 271)؛ ترک کردن امر به معروف (همان)؛ ترک کردن شکر و کفران نعمت (همان). ازآنجاکه کفران نعمت در وفور نعمت بیشتر اتفاق می افتد (اسراء: 67)، رعایت تقوا در حال وفور نعمت، سخت تر از رعایت آن در زمان فقدان یا کمبود نعمت است. نبی مکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: من از ابتلای به راحتی بیش از ابتلای به سختی بر شما می ترسم. شما به سختی ها آزمایش شدید و صبر کردید، ولی دنیا شیرین و سرسبز است (فریبنده است) (محمدی ری شهری، 1377، ج 7، ص 390). خلیفه دوم در تأیید این مطلب گفت: ما به سختی ها آزمایش شدیم و صبر کردیم، ولی وقتی به خوشی ها آزمایش شدیم، صبر نکردیم (راغب اصفهانی، 1404ق، ص 61).
لازم به ذکر است که یکی از بزرگ ترین نعمت های خداوند، که تضمین کننده حیات اهل زمین است (کلینی، 1365، ج 2، ص 55)، حضور ولی خداست. در حدیثی از امام عصر (عج) آمده است: خداوند به واسطه من، بلا را از خاندانم و شیعیانم دور می کند (مجلسی، 1404ق، ج 52، ص 30).
2- اجابت نشدن دعا: ارتکاب برخی از گناهان سبب اجابت نشدن دعا می گردد. این سخن مستند به روایتی از امام محمدباقر علیه السلام است که فرمودند: به راستی، بنده از خدا حاجتی می خواهد و خدا زودتر یا دیرتر در پی روا کردن حاجت اوست. اما آن بنده در این میان، گناهی می کند و خدای تبارک به فرشته ای که موکل حاجت اوست، می فرماید: حاجتش را برآورده نکن و او را از آن محروم ساز؛ زیرا متعرض من شد و مستحق محرومیت از سوی من گردید (مفید، 1425ق، ص32).
شاکله اصلی دعا ارتباط با خداست. آن گاه که از بنده گناهی سر می زند، دیگر دعاهای او به درگاه خدا نمی رسد. بنابراین، هر بلا و مصیبتی ممکن است بر سرش فرود آید؛ زیرا دعا و استغفار، خود سبب دفع بلا می شود. زمانی که دعا اجابت نشود، پناهگاه محکم انسان از میان می رود. گناهان به دو صورت مانع اجابت دعا می شوند:
1- گناه توفیق دعا را سلب می کند، به گونه ای که گنه کار حتی موفق به دعا نیز نمی شود، چه رسد به اجابت آن. امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند: به راستی، بنده گناهی می کند و بر اثر آن، از نماز شب محروم می شود (کلینی، 1365، ج 5، ص 125). محرومیت از نماز شب به معنای سلب توفیق از دعا و استغفار است.
2- گناه سبب حبس دعا می شود. حبس به معنای زندانی شدن است؛ بدین معنا که اگر شخص دعا کند دعایش بالا نمی رود تا اجابت گردد. در فرازی از دعای کمیل می خوانیم: اَللهمَ اغفِرلی الذُّنوبَ التی تَحبسُ الدُّعا (قمی، 1386، ص 127)؛ خدایا بر من ببخش گناهانی که دعا را حبس می کنند. براساس منابع دینی، برخی از گناهان که مانع اجابت دعا می شوند، عبارتند از: قطع رحم (نوری، 1407ق، ج 15، ص 185)؛ حق الناس (صدوق، 1367، ص 621)؛ تظاهر به دین داری (همان، ص 575)؛ خوردن لقمه حرام (طبرسی، 1381، ص 275)؛ ظاهر شدن ربا در بین مسلمانان (کلینی، 1365، ج 2، ص 374)؛ بددهنی و فحاشی (صدوق، 1361، ص 271)؛ تأخیر نمازهای واجب تا وقت بگذرد (همان)؛ نفاق بابرادران دینی (همان).
3- حبط اعمال: حبط در لغت، به معنای فاسد کردن و هدر دادن است (مقری فیومی، 1425ق، ص 118). حبط عمل در اصل، به معنای باطل ساختن عمل و پاداش ندادن بر آن از جانب خدا است (حسینی دشتی، 1369، ج 2، ص 667). در اصطلاح، احباط به از میان رفتن ثواب یا استحقاق ثواب یا دیگر آثار عمل نیک به وسیله گناه اطلاق می شود. احباط و واژه های هم ریشه آن در قرآن 16 بار به کار رفته است (مرکز فرهنگ و معارف قرآن، 1382، ج 2، ص 191).
احباط عمل یکی دیگر از سنت های الهی است که موجب از بین رفتن حسنات گنه کار می گردد. آثار وضعی برخی از گناهان به حبط حسنات و پاداش آنها می انجامد و منحصر به موارد خاصی می شود که در دین اسلام بیان شده است. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: مردمانی از امت خود را می شناسم که در روز قیامت، حسناتی به سفیدی کوه های تهامه عرضه می کنند، اما خداوند همه آنها را پودر و پراکنده می کند. بدانید که آنها برادران هم تبار شمایند و شب ها نیز همچون شما عبادت می کنند، اما مردمی هستند که چون با محرمات الهی روبه رو شوند، آنها را مرتکب می گردند (محمدی ری شهری، 1377، ج 2، ص 991).
همچنین گناه نه تنها باعث زایل شدن اعمال خیر می شود، بلکه مانع پذیرفته شدن اعمال شایسته انسان، از جمله دعا می گردد؛ زیرا خداوند می فرماید: إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ (مائده: 27)؛ خداوند فقط از پرهیزگاران قبول می کند. با اجابت نشدن دعا  همچنان که گذشت  انسان آماج حوادث و بلاهای روزگار قرار می گیرد و پناهگاه معنوی خود را از دست می دهد.
آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی
براساس منابع دینی، گناهانی که موجب حبط اعمال می شوند سه دسته اند:
1- عوامل رفتاری حبط عمل؛ نظیر آشکار کردن زشتی ها (صدوق، 1367، ج 2، ص 562)؛ نگاه زن شوهردار به نامحرم (مجلسی، 1379، ص 554)؛ ترک نماز (دیلمی، 1408ق، ص 412)؛ فحشا و منکرات (همان، ص 73)؛
2- عوامل اعتقادی حبط عمل؛ همچون نارضایتی از خدا (کلینی، 1365، ج 2، ص 62)؛ ارتداد (بقره: 217)؛ نفاق (احزاب: 33)؛ دشمنی با امیرالمؤمنین علی علیه السلام (نوری، 1407ق، ج 1، ص 163)؛
3- عوامل اخلاقی عمل؛ همانند منت گذاردن و اذیت کردن (بقره: 264)؛ ریاکاری (صدوق، 1367، ص 255)؛ افترا (همان، ص 285)؛ نق زدن زن به شوهرش (صدوق، 1361، ج 3، ص 440).
4- نقمت: منظور از نقمت همان عذاب های زمینی و آسمانی است که در اثر گناه، بر انسان نازل می شود. گناه به دو صورت می تواند در نزول عذاب مؤثر باشد:
1- به صورت استدراج و تجدید نعمت؛ در روایت شریفی ذکر شده است: بنده ای است که گناهی می کند و نعمت او با وجود آن گناه تجدید می شود و آن نعمت، او را از استغفار از این گناه بازمی دارد (کلینی، 1365، ج5، 557).
2- به صورت استیصال؛ در روایتی از امام صادق علیه السلام وارد شده است: پدرم فرمودند: به راستی که خدا به طور حتم، حکم فرموده است که نعمتی به بنده خود ندهد که آن را از او بازگیرد، تا آن بنده گناهی انجام دهد که سزاوار نقمت شود (همان، ص 129).
علّامه طباطبائی سنت استدراج را چنین تقریر کرده است: اگر جوامع بشری بر طبق اقتضای فطرت عمل نمایند، خیرات و برکات خداوند بر آنها سرازیر می شود، ولی اگر به سوی فساد گرایش پیدا کنند، سبب اجرای سنت بازتاب اعمال می گردند و در دنیا به کیفر برخی از گناهان خود می رسند، مگر اینکه پای سنت دیگری از سنت های خداوند به میان آید؛ یعنی سنت استدراج و املا که در این صورت، به جای چشاندن نمونه ای از آثار سوء اعمالشان، خداوند درهای نزول نعمت را بر آنان می گشاید تا روز به روز در فساد و غفلت، غوطه ور شوند و در پایان، تمام عوامل و اسباب برای هلاکت گنه کاران فراهم گردد و مورد عذاب الهی قرار گیرند (طباطبائی، 1363، ج 18، ص 93).
در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است: هیچ سالی کم باران تر از امسال نیست. . . هرگاه جمعیتی مرتکب عصیان شوند خداوند بارانی را که در آن سال، برای آنها مقدر کرده است از آنها برمی گرداند (کلینی، 1365، ج 5، ص 125). در قرآن کریم آمده است: کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم باایمان، شیوع یابد، برایشان در دنیا و آخرت عذاب دردناکی است (نور: 19).
با وجود گناهان بی شماری که در سراسر نقاط دنیا اتفاق می افتد، خداوند رحیم به خاطر چند دسته از مخلوقاتش، عذاب خود را از مردم گنه کار دور می کند. امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: خدا در هر روز و شب، ملائکه ای دارد که ندا می دهد: مهلاً مهلاً! ای بندگان خدا، دست از معاصی بردارید که اگر این حیوانات چرنده و کودکان شیرخوار و پیران نمازگزار سال خورده نبودند آنچنان بر شما عذاب سرازیر می نمود که له شوید (صدوق، 1362، ج 1، ص 103). باید به این نکته توجه شود که مؤمنان هم مانند کافران ممکن است بر اثر ارتکاب برخی گناهان، مستوجب عذاب و قهر الهی گردند. در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: هر گاه امت من امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند منتظر رسیدن بلا و عذاب الهی باشند (مجلسی، 1379، ص 534).
از جمله گناهانی که خداوند در عقوبت دنیوی آنها شتاب می کند و تا آخرت به تأخیر نمی اندازد عقوق والدین، ظلم به بندگان و بدی کردن در مقابل احسان دیگران است (مجلسی، 1404ق، ج 73، ص 381). در قرآن کریم، خداوند می فرماید: تا وقتی تو (ای پیامبر) در میان آنها هستی، خداوند آنها را عذاب نخواهد کرد و (نیز) تا وقتی استغفار می کنند خداوند عذابشان نمی کند (انفال: 33). از این آیه، استفاده می شود که عذاب، زمانی بر مسلمانان نازل می شود که استغفار را ترک کنند و به گناهان روی آورند، گناهانی که سبب نزول عذاب در دنیا و آخرت می شود عبارت است از: شکستن پیمان ذمّی (اهل کتاب)؛ ترک احسان، هرزگی، نپرداختن زکات، زنا، حکم به ناحق دادن، قطع رحم (کلینی، 1365، ج 5، ص 547)؛ غنا (خوانندگی) (مجلسی، 1379، ص 556).
تحقیقات نشان می دهد بین پایبند نبودن به آموزه های دینی (گناه) و آسیب های گوناگون فردی  اجتماعی مثل ناامنی، بزهکاری، قتل، خودکشی و انحرافات گوناگون رابطه مستقیمی وجود دارد. تحقیق صورت پذیرفته نشان می دهد سست شدن پایه های معنوی و ضعف عقیده و رفتار دینی در مراحل رشد، با شیوع رفتار بزه کارانه ارتباط دارد. از سوی دیگر، عقاید و عملکرد دینی  معنوی در خانواده یکی از عوامل اساسی در پیش گیری از انحرافات روانی  اجتماعی است (پسندیده، 1381، ص 229).
در پژوهش دیگری، رابطه قوی بین خودکشی و ترک نماز به دست آمده است (همان، ص 233). نتیجه تحقیق دیگری نشان می دهد بین حضور نیافتن در اجتماعات مذهبی (دوری از عبادات و تکالیف جمعی) و ابتلا به بیماری های حاد قلبی ارتباط مستقیمی وجود دارد (همان، ص 238). تحقیقات نشان می دهد افرادی که در آمریکای شمالی به طور فعال مذهبی هستند نسبت به افراد غیرمذهبی، احتمال کمتری برای بزهکار شدن یا سوءمصرف مواد یا الکل و یا طلاق و خودکشی دارند. آنان حتی از لحاظ جسمی سالم ترند و عمر طولانی تری دارند (هادیان فر و مظفری، 1388، ص 8889). تحقیقات در ایالات متحده نشان می دهد دختران دارای رابطه جنسی، چهار برابر و پسران دو برابر بیشتر سعی دارند (نسبت به کسانی که پرهیز می کنند و عفت می ورزند) خودکشی کنند (مؤسسه رشد جوان، 1393).
5- آسیب های روانی  شخصیتی: در آموزه های دینی، واژه قلب جایگاه ویژه ای دارد. قلب مهم ترین سرمایه انسان است که سعادت و شقاوت وی به آن بستگی دارد. علّامه طباطبائی درباره چیستی قلب می فرماید:
در حقیقت، قلب همان جان آدمی است که با قوا و عواطف باطنی که مجهز است، به کارهای حیاتی خود می پردازد، و لکن بیشتر در قرآن کریم در آن چیزی که آدمی به وسیله آن درک می کند، استعمال می شود(طباطبائی، 1363، ج17، ص74؛ ج4، ص7).
خداوند در قرآن کریم، هدایت را از آن کسانی می داند که دارای قلب سلیم باشند: إِنَّ فِی ذَلِک لَذِکرَی لِمَن کانَ لَهُ قَلْبٌ (ق: 37)؛ این تذکری است برای کسی که قلب دارد. در روایات، مهم ترین هدیه الهی، قلب سالم ذکر شده است که خدا به بندگان صالح خویش عنایت می کند: هنگامی که خداوند بنده ای را دوست بدارد به او قلب سلیم و اخلاق معتدل و شایسته می دهد (تمیمی آمدی، 1366، ص 67).
از قرآن کریم و احادیث استفاده می شود همان گونه بدن انسان گاهی سالم و گاهی بیمار است، قلب او هم گاهی سالم و گاهی بیمار می شود. خداوند در قرآن می فرماید: یوْمَ لَا ینفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (شعراء: 8889)؛ روزی که مال و پسران برای انسان سودی ندارند، مگر کسی که با قلب سالم به سوی خدا برود. فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضا (بقره: 10)؛ در دل های ایشان بیماری (جهل و عناد) است. خدا بر بیماری آنها بیفزاید.
اما آنچه موجب تباهی و بیماری قلب می شود، طبق آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام اعمال ناشایست و گناهانی است که انسان مرتکب می شود. خداوند در قرآن می فرماید: کلَّا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِم مَّا کانُوا یکسِبُونَ (مطففین: 14)؛ چنین نیست، بلکه اعمالشان چون زنگاری بر قلب هایشان نشسته است. در برخی روایات، به صراحت مهم ترین عامل تباهی قلب، گناهان معرفی شده است. امام صادق علیه السلاممی فرماید: چیزی بیش از گناه، قلب را فاسد نمی کند (کلینی، 1365، ج 2، ص 268).
اما اینکه گناه چگونه موجب تباهی قلب می گردد، توسط اهل بیت علیهم السلام در قالب مثالی واضح، بیان شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: هنگامی که شخصی مرتکب گناه می شود، در قلب او، نقطه سیاهی به وجود می آید. حال اگر توبه کند، از بین می رود، ولی اگر گناهان او زیاد شود، سیاهی قلب او را فرا می گیرد. پس از آن دیگر رستگار نخواهد شد (همان، ص 271). بنابراین، قلب که مهم ترین سرمایه انسانی است، راز سلامت و سعادتش در گرو دوری از گناهان است.
نزدیک ترین معادل قلب در روان شناسی، واژه شخصیت و روان است که رابطه آنها با رفتارهای مذهبی بررسی می شود: شخصیت عبارت است از: سازمانی پویا در درون انسان و متشکل از نظام های روانی  جسمانی است که ویژگی های رفتار و تفکر فرد را مشخص می کند (میردریکوندی، 1382، ص 76). آلپورت، ملقب به پدر روان شناسی شخصیت، معتقد است: یکی از مهم ترین ویژگی های شخصیت سالم وحدت و یکپارچگی است. نظام ارزشی دینی تنها نظامی است که می تواند به صورت کامل و مستمر، به شخصیت، وحدت و یکپارچگی ببخشد. اگر کسی دارای گرایش و جهت مذهبی خالصانه باشد، محصول جانبی این جهت خالصانه آن خواهد بود که دین چنین شخصی را حفظ کرده، از او مراقبت نماید و سلامت روان را برایش به ارمغان آورد (همان، ص 8081).
پژوهش های اخیر نشان می دهد: افرادی که رفتارهای سنجیده تری دارند و از رفتارهای پرمخاطره اجتناب می کنند و پای بندی اخلاقی  دینی بالاتری دارند و ویژگی های شخصیتی کارآمدتری دارند (رکتور و همکاران، 2005؛ میدلتون و همکاران، 2013) و افرادی که به رفتارهای پرخطر دست می زنند و درگیر مشکلات اخلاقی، مانند بی بندوباری و روابط جنسی خارج از ضوابط هستند در ویژگی های شخصیتی مانند احساس کارآمدی، اراده و تصمیم گیری دچار ضعف هستند (وانگ و همکاران، 2009). بنابراین، تقویت باورها و رفتارهای دینی به سلامت شخصیت کمک می کند و تضعیف باورها و رفتارهای دینی شخصیت را دچار آسیب می کند.
آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی
نقش دین و پای بندی به آموزه های آن
نقش دین و پای بندی به آموزه های آن در افزایش سلامت روانی موضوعی است که محور پژوهش های متعدد داخلی و خارجی قرار گرفته است (پسندیده، 1381، ص 228237). یونگ در کتاب روان شناسی و دین می نویسد: کاملاً متقاعد شده ام که اعتقادات و مناسک دینی لااقل از لحاظ بهداشت روانی، اهمیت خارق العاده ای دارند. با اطمینان، می توان گفت که همه بیمارانم از آن رو احساس بیماری می کرده اند که چیزی را که ادیان زنده هر عصر به پیروان خود عرضه می دارند، از دست داده اند و هیچ یک از آنان قبل از بازیافتن بینش دینی خود، شفای واقعی نیافته است (احمدی، 1390، ص 1517).
باورها و رفتارهایی از قبیل توکل به خداوند، صبر، دعا، زیارت، و مانند آن می تواند از طریق ایجاد امید به نگرش های مثبت موجب آرامش درونی فرد شود و تا حد زیادی اضطراب مرتبط با موقعیت را کاهش دهد. در مقابل، پژوهش ها نشان می دهد که روی آوردن به رفتارهای خارج از چارچوب دین و اخلاق، آسیب های روانی گوناگونی به دنبال دارد.
یافته های رکتور و همکاران (2003) در مؤسسه ملی بهداشت کودکان و توسعه انسانی ایالات متحده نشان می دهد که بیش از 25 درصد دختران نوجوان درگیر ارتباط با جنس مخالف دچار آسیب های روانی مانند افسردگی بودند. مگ میکر در کتاب بیماری های شایع: چگونه رابطه جنسی نوجوانانمان را می کشد؟ معتقد است: نوجوانانی که درگیر بی بندوباری های جنسی می شوند به طور مستمر، آشفتگی های هیجانی را تجربه می کنند. درگیر شدن در این روابط، شرایط روانی را به وجود می آورد که وسواس نامیده می شود. این شرایط موجب می شود نوجوان با این تلقی، که آسایش موقت می تواند نیازهایش را تأمین سازد، به دنبال توهم رضایت ناشی از رابطه جنسی یا ماده مخدر می رود. در نهایت، بسیاری از نوجوانان بیشتر در افسردگی غوطه ور می شوند (مؤسسه رشد جوان، 1393).
یافته های زارعی و همکاران (1393) نشان می دهد بین پای بندی ضعیف به حجاب با اضطراب، افسردگی، و نشانه های جسمانی، و نارسا کنش وری اجتماعی رابطه وجود دارد. از مجموعه یافته های تجربی به دست می آید که دین و رفتارهای دینی نقش مهمی در سلامت روان افراد ایفا می نمایند و در مقابل، دوری از اعتقادات مذهبی و رفتارهای دینی (ترک واجبات و انجام محرمات) منجر به شکل گیری انواع آسیب های روانی می گردد.
6- کاهش عزت نفس: یکی از مهم ترین نیازهای روانی انسان، عزت نفس است. گناه موجب حقارت نفس شده، عزت نفس انسان را از بین می برد و این امر، آسیب های روانی مهمی در پی دارد. عزت نفس عبارت است از: حالت شکست ناپذیری و توان مقاومت در برابر سختی ها و مشکلات و نپذیرفتن ذلت در موقعیت های دشوار زندگی که در اثر نوع عملکرد، در انسان پدید می آید (شجاعی، 1383، ص 180). امروزه عزت نفس نیاز مؤثر بشری دانسته شده است که سهم اساسی در فرایند زندگی بر عهده دارد و برای رشدی طبیعی و سالم، ضروری می نماید. آلپورت عزت نفس را از پایه های رشد نفس می شمارد و آن را سومین مرحله از مراحل رشد نفس می داند (شولتز، 1389، ص 291).
مزلو در سلسله نیازهای خود، عزت نفس را از نیازهای اساسی انسان برمی شمارد (همان، ص 350). بالبی عزت نفس را بخشی از شخصیت می داند (بیابانگرد، 1376، ص 78).
به طورکلی، با توجه به تحقیقات به عمل آمده افراد دارای عزت نفس در مقابل انواع مشکلات زندگی، فشارهای روانی، تهدیدها و حوادث ناگوار طبیعی، مانند سیل و زلزله و بیماری های روانی (افسردگی، اضطراب، الکلیسم و اسکیزوفرنی) مقاوم و پایدارند (همان، ص 15). کاهش عزت نفس، خود زمینه آسیب های روانی، به ویژه افسردگی، را فراهم می آورد. بسیاری از روان شناسان معتقدند: فقدان عزت نفس ریشه بسیاری از ناهنجاری های روانی است (همان، ص 38). در بررسی های انجام شده بر روی افراد با عزت نفس پایین، علایمی همچون افسردگی، اضطراب، کاهش عملکرد و مشکلات بین فردی گزارش شده است (همان، ص 79).
در آموزه های دینی، عزت نفس از ارزش بالایی برخوردار است، هرچند استعمال این واژه با معنای روان شناختی آن تفاوت هایی دارد. خداوند در قرآن، عزت واقعی را از آن خدا، رسول و مؤمنان واقعی می داند: لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ(منافقون: 8)؛ عزّت مخصوص خدا و رسول او و اهل ایمان است. در روایتی، از امیرالمؤمنین علیه السلام بالاترین فضیلت را عزّت نفس معرفی کرده اند. امیرالمؤمنین علی علیه السلاممی فرمایند: نفس خویش را عزیز بشمار و به هیچ پستی و دنائتی تن مده، گرچه عمل پست، تو را به تمنیاتت برساند؛ زیرا هیچ چیز با عزت نفس برابری نمی کند(نهج البلاغه، 1407ق، ص 401).
برخی از روان شناسان معتقدند: افرادی که خودکنترلی بیشتری دارند از عزت نفس بالاتری برخوردارند(بیابانگرد، 1376، ص 4446). به طورکلی، افراد دارای عزت نفس با خود، دیگران و خدا رابطه سالم برقرار می کنند؛ از اهانت و تحقیر، غیبت، دروغ و دیگر گناهانی که از اسباب ذلت و خواری انسان است، می پرهیزند (شجاعی، 1383، ص 187). تحقیقات نشان می دهد افرادی که رفتارهای مذهبی انجام می دهند، از حرمت و عزت نفس بالاتری برخوردارند (همان، ص 205). در مقابل، پژوهش های متعددی رابطه بین گناه و کاهش عزت نفس را نشان می دهد. برای نمونه، رجبی (1389، ص 21) نشان داد که دختران بدحجاب و دخترانی که حجاب نسبی دارند در مقایسه با محجبه ها، حرمت خود و عزت نفس پایین تری دارند. زارعی و همکاران (1393) نشان دادند که ضعف پای بندی به حجاب زمینه کاهش عزت نفس و تصور از خود را در میان نوجوانان فراهم می آورد. رکتور و همکاران (2003) معتقدند: نادیده گرفتن جنبه های اخلاقی و بی بندوباری جنسی موجب پرورش نسلی بدون عزت نفس خواهد شد.
در آموزه های دینی، راه کسب عزت نفس تبعیت از فرامین الهی معرفی شده است. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل است: خدای تعالی هر روز می فرماید: من پروردگار عزیز شما هستم. پس هر کس خواهان عزّت دو جهان است باید که از خدای عزیز اطاعت کند (مجلسی، 1404ق، ج 67، ص 120). و در مقابل، گناه، آفت عزت نفس معرفی شده است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: کسی که نفس شرافتمند و با عزت دارد هرگز آن را با پلیدی گناه، خوار و پست نخواهد ساخت (نوری، 1407ق، ج 11، ص 339). امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: کسی که از کرامت نفس برخوردار باشد، شهوات نفسانی در نظرش خوار و ناچیز می گردد (تمیمی آمدی، 1366، ص 231). در حدیث دیگری، گناهان به نفوس حقیر نسبت داده شده است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: کسی که فرومایه است از کارهای پست جدایی ندارد (همان، ص 232).
7- کاهش شادکامی: شادکامی از نیازهای روانی بشر است که تأثیر عمده ای بر شکل گیری شخصیت و سلامت روانی دارد. تحقیقات متعدد نشان می دهد که بین پای بندی به دستورات دینی و شادکامی رابطه ای مستقیم است؛ یعنی هرقدر افراد به تکالیف دینی بیشتر عمل می کنند شادی را بیشتر در زندگی تجربه می کنند. تحقیقات ویلسون نشان می دهد پای بندی به مذهب یکی از عوامل شادکامی به شمار می آید (هادیان فر و مظفری، 1388، ص 83). تحقیق دیگری نشان داد: ایمان مذهبی اهمیت به مذهب، و سنت گرایی مذهبی معمولاً با شادمانی همبستگی دارد (همان). پژوهش دیگری نشان داده است: بین حضور در کلیسا و شرکت در گروه های مذهبی و ارتباط آن با شادمانی رابطه مثبتی وجود دارد (همان، ص 89). همچنین الیسون نشان داد افراد مذهبی پس از طلاق، بیکاری، بیماری جدی یا سوگ، قادرند نسبت به گروه کنترل، شادمان تر باقی بمانند (همان). در مقابل، پژوهش ها نشان می دهند پایبند نبودن به رفتارهای دینی شادکامی را کاهش می دهد. برای نمونه، کلسون (2003) با انجام پژوهش بر روی نوجوانان، دریافت: فعالیت های جنسی زودرس و خارج از ضوابط اخلاقی با کاهش شادی و استرس فردی مرتبط است. زارعی و همکاران (1393) دریافتند بین ضعف پای بندی به حجاب با افسردگی و غمگینی رابطه ای مستقیم دارد. یافته های رجبی (1389، ص 21) نشان داد که دختران بدحجاب در مقایسه با دختران با حجاب، رضایت کمتری از زندگی داشتند.
در متون دینی، ایمان و عمل صالح موجب شادکامی معرفی شده است: فَمَنِ اتَّقَی وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ(اعراف: 35)؛ کسانی که پرهیزگاری پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند نه ترسی بر آنهاست و نه غمناک می شوند. از سوی دیگر، حزن و اندوه از عوارض گناه معرفی شده است. امام صادق علیه السلاممی فرمایند: چون گناه بنده بسیار گردد و چیزی از کردار (نیک) نداشته باشد که آن را جبران کند و کفاره آنها شود، خداوند او را به اندوه گرفتار سازد تا کفاره گناهانش گردد (کلینی، 1365، ج 2، ص 44). در روایت دیگری امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: چه بسا اندک شهوتی که اندوه و غمی طولانی به بار آورد (حرّعاملی، 1398ق، ج 15، ص 210). بنابراین، گناه شادکامی انسان را به مخاطره می اندازد.
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
تدبیر و توکل در تحریم

تدبیر و توکل در تحریم

«دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیک‌تر»، با این‌که این عبارت را منسوب به چرچیل می‌دانند، ولی خلفای عباسی بیش از هزار سال پیش آن را زندگی کردند.

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

عصر پنجشنبه است. بخار سوپ شلغم، فضای خانه را پر کرده است. جعبه ابزار وسط است. سه‌چهارتا کار کوچک خرده ریزه در خانه باید انجام بدهم. رگلاژ کردن در کابینت‌ها.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر