jamejamonline
سیاسی عمومی کد خبر: ۱۲۶۷۳۴۲ ۰۳ خرداد ۱۳۹۹  |  ۱۶:۲۳

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

ما در پایگاه همدان بودیم و از این پایگاه ابلاغ شد که شما باید به طرف انبارهای خرمشهر بروید و انبارها را بزنید. گفتیم چرا باید انبارها را بزنیم؟ پاسخ رسید که آنجا مقر فرماندهی دشمن است.

یک عده از بچه ها از جمله من تا به حال به خوزستان نرفته بودیم و من فقط منطقه را از بالا دیده بودم و برای من مساله ای مطرح نبود اما امیر ایرج عصاره از بچه های دزفول و بزرگ شده آبادان بود.

او می گفت این مناطق محله های بازی ما بود و من حالا باید آنجا را بمباران کنم و این برای او بسیار سخت بود. من از زبان ان مرد حرف می زنم که گریه او را دیدم. او وقتی برگشت جور دیگری بود و بسیار ناراحت بود و می گفت باید زمین خودم و انبار های محله خودم را بمباران کنم ولی باید این کار را می کردیم چون دشمن مقر فرماندهی خود را در محل انبارهای پر از تجهیزات ایرانیان برپا کرده بود لذا برای رسیدن به نتیجه مطلوب که همان آزادسازی خرمشهر بود بهای سنگینی دادیم.

نفراتی از عزیزان ما به شهادت رسیدند و هواپیماهای ما دچار مشکل شدند. دشمن برای ماندن آمده بود. صدام حسین گفته بود اگر خرمشهر را گرفتید کلید بصره را به شما خواهم داد.

ما برای گرفتن کلید بصره نرفته بودیم ما رفتیم تا بگوییم این مملکت ما است و باید آزاد شود. لذا من این خاطره را همواره در ذهن دارم. امیر عصاره وقتی بچه های دیگر را برای عملیات توجیه می کرد اشک می ریخت و این صحنه از یاد من نمی رود.

ما پرواز های زیادی در منطقه خوزستان داشتیم چون جنگ در آن منطقه بود در حقیقت کلید کار ما در آن منطقه بود. عملیات فتح المبین از جمله عملیات هایی بود که ما جهشی پیدا کردیم و اتفاقی افتاد.

حضرت امام فرمودند خرمشهر را خدا آزاد کرد. فکر ما به سمت عملیات بیت المقدس نبود و هنوز فتح المبین تمام نشده بود که نیروی هوایی قبل از عملیات زمینی کار خود را انجام می دهد و بعد از اتمام عملیات باز هم حضور دارد چون دشمن پاتک می زند و ما باید جلوی پاتک دشمن را بگیریم.

هنوز آن ماجرا تمام نشده بود که به ما گفتند باید برای عملیات بیت المقدس اماده شوید و ما نمی دانستیم چطور باید خودمان را جمع و جور کنیم. ولی چه زیبا جمع و جور شد و همیشه چندین نفر سینه چاک برای کار حاضر بودند. لذا وقتی حضرت امام فرمودند خرمشهر را خدا آزاد کرد واقعا همین طور بود و روحی در بچه ها حلول می کرد و این حرکت ها انجام می شد.

استراتژی عملیات بیت المقدس به نوعی خاص بود. خدا شهید صیاد شیرازی را بیامرزد. بسیاری از خلبانان ما که کار عملیات عکس برداری هوایی را انجام می دادند می شناختند. خدای سبحان به دل او انداخته بود که چنین کاری را انجام بدهد.

او قبل از عملیات از بچه های ما خواست که عکسبرداری منطقه را انجام بدهند. شهید ذولفقاری و برخی از دوستان ما از منطقه چزابه تا فکه و تا پایان فاو را عکسبرداری کردند و کل منطقه را به ایشان نشان دادند. منطقه بسیار عریض و طویل بود ولی نقطه اوج ما خرمشهر بود.

باید همه منطقه را می دیدم و اتفاقی عجیب افتاد. پلی غوطه ور روی اروند زده شده بود. پل شناور روی آب و همچنین پل غوطه ور زیر آب بود. چون تانک و نفربر می تواند زیر آب حرکت کند و بچه ها این را نمی دیدند و این در عکسبرداری ها دیده شد و دستور بمباران آمد و مرحوم محمود اسکندری به خوبی بمباران کرد. اگر این پل منهدم نمی شد شاید خرمشهر به این زودی ها آزاد نمی شد چون این پل پشتیبانی دشمن بود و من از این ابعاد کار را می بینم و می گویم این کار، کار ما نبود.

ما عکس گرفتیم و ما بمباران کردیم ولی خدا تدوین کرده و در دل یکی انداخته بود. وقتی خدا چنین کاری را انجام داده است شما نمی توانید بگویید اشتباهی در کار است.

اگر این اتفاقات در آن زمان رخ نمی داد چه بسا ما مجبور بودیم بر سر میز مذاکره بنشینیم و در چانه زنی ها چیزهای زیادی را از دست بدهیم. این اتفاقات در بهترین زمان و با بهترین مدیریت ها رخ داد.

بدترین بخش کار این بود که شما در حین یک عملیات مجبور می شوید بر فراز خاک خودتان پرواز کنید و چیزهایی را که متعلق به خودتان است از بین ببرید. پل را بزنید با اینکه متعلق به شماست ولی چون مورد استفاده دشمن قرار گرفته است مجبور به منهدم کردن آن هستید. این ماجرا بسیار سنگین است.

متعاقبا جمعیت بسیار بالایی از دشمن را به اسارت گرفتیم. جابجا کردن این افراد خود کار سنگینی است چون ریل های ما از بین رفته بود. یکی دو نفر نبود و غریب به بیست هزار نفر بودند. تمام مراحل جنگ برای ما گرفتاری هایی داشت.

من به هر بخشی از جنگ نگاه می کنم متوجه می شوم لفظی که امام در این خصوص به کار بردند بسیار با معنی است و واقعا خرمشهر را خدا آزاد کرد من به هیچ وجه نمی توانم از این ایده خارج بشوم.

امیر سرتیپ سیاوش مشیری - خلبان اف چهار فانتوم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
مانیفست مجلس جوان

مانیفست مجلس جوان

اولین نطق رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره یازدهم را می‌توان به‌نوعی مانیفست و خط‌مشی اصلی این دوره در چهارسال پیش‌رو قلمداد کرد.

تعامل کارساز قوا

تعامل کارساز قوا

قوه مجریه، قضاییه و مقننه، سه بازوی کارآمدی نظام در پاسخگویی به مطالبات حقیقی مردم و اجرای سیاست‌های ابلاغی از سوی رهبر انقلاب‌ هستند و همگرایی سه‌ قوه در اجرای این سیاست‌ها الزامی است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر