بهشت زیر پای اوست اما...

زن به منزله جویبار آب روانی است که خاک سخت اما مستعد و بالقوه وجود مرد را طراوتی می بخشد و به میوه هایی چون ایمان ، معرفت ، علم و حتی ثروت و مقام می انجامد.
کد خبر: ۱۲۶۴۶۰

مرور تاریخ در عرصه های متفاوت علمی ، سیاسی ، اقتصادی دنیا و مطالعه زندگینامه ها ، این واقعیات را تصدیق می کند که شاید تعداد زنان مشهور و برجسته جهان کمتر از مردان نام آور باشد ، اما همین مردان نام آور هیچ گاه حضور موثر یک یا چند زن را حال چه به عنوان مادر ، خواهر یا همسر در تکامل فکری و شخصیتی ایشان و دستیابی به موفقیت ها انکار نمی کنند.
این مطلب صحه بر بزرگترین عامل انگیزشی و تربیتی یعنی زن می گذارد ؛ اما تکامل فکری بشر و تحولات فرهنگی و تغییر نگرش بانوان در جهت این که خود را به لحاظ توانایی و استعدادها همسان با مردان متصور کردند ، منشا رقابتی انگیزه ساز برای این جنسیت شد تا خود و باورهای خود را در عرصه اجتماع بروز دهد و به اثبات رساند و اینجا بود که نقشهای دیگری چون کارمند شرکت بودن ، معلم یا استاد بودن ، نماینده مجلس و یا مدیر بودن و... بر نقش ایشان به عنوان همسر و مادر افزوده شد.

بی شک یکی از مهمترین تصمیمات زندگی افراد ، انتخاب همسری نیکوست که علاوه بر تداوم نسل خویش شرایطی را فراهم کنند تا به دیگر نیازهای فکری ، عاطفی ، مالی و جنسی خویش پاسخ دهند و با عمل به سنت پیامبر که از سنن برجسته مسلمانان است ، نیم دیگر ایمان خویش را تحقق ببخشند و مسیر تکامل شخصیتی و معنوی خویش را هموارتر کنند. این نوع ایدئولوژی ، اهمیت انتخاب همسر را به دلیل حضور شریکی نه در کار و تجارت بلکه در زندگی به عنوان مشاور ، همدم و همراهی باوفا که در تریت فرزندان و مدیریت خانواده از مهارت کافی برخوردار باشد بسیار افزایش می دهد.
زنان به عنوان همسران و مادران ، برخلاف تصور غلطی که در اذهان عمومی شکل گرفته و زنان را مبادی امور منزل و فرزندان تلقی کرده که باید به اعمالی چون نظافت ، طبخ غذا ، نگهداری از کودک و سرویس دهی به شوهر و فرزندان بپردازد ، از وظایفی حائز اهمیت تر و تاثیرگذارتر در خانواده برخوردارند که اسلام نیز با معرفی الگویی گرانمایه چون حضرت زهرا (س) ، چگونگی عملکرد یک زن نمونه به عنوان همسر و مادر را بخوبی ترسیم می کند.
پرداختن به امور منزل حتی در احادیث و روایات نیز در مواردی لازم دانسته شده تا مرد برای این امور کنیزی را استخدام کند یا برای نگهداری از فرزند از دایه کمک گرفته شود ؛ هر چند این گونه اشارات بیشتر از سوی خانواده های متمول و مردانی که از ثروت بهره مندند به کار گرفته می شود ، اما بیانگر این نکته است که حضور زن در کنار شوهر و فرزندش به دلیل رسیدگی به مسائل فراتر از خانه داری است و اصطلاح خانواده داری یا مدیریت خانواده شاید اصطلاح مناسبی برای پرداخت به وظایف زن در خانواده باشد.
زن به عنوان همسر برای مردی که در جریان امور مختلف سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و... خارج از حریم خانه در هر سطحی که به لحاظ شغلی قرار داشته باشد بی شک تشویق ها و ابراز عواطف و ایجاد انگیزه در او و ارائه همفکری و هم صحبتی با ایشان مورد استقبال مردان ایده آل گرا و روشنفکر قرار می گیرد و عاملی تاثیرگذار در آرامش فکری و روانی مرد و افزایش انگیزه در او می شود تا هدفمندتر و پر انرژی تر پله های ترقی را پشت سر گذارد. این ویژگی زن باعث می شود مرد امروزی بیشتر به جای آن که در جستجوی زنی عامی که به قول دیالوگ یکی از بازیگران سینما «زنی که بوی قورمه سبزی بدهد» باشد همسری با خصوصیات فکری و هوشی و فرهنگی بالا و دارای احساسات قوی را برای خویش گزینش کند و این تصویر ذهنی از او دوستی صمیمی و مشاوری مدبر می سازد.
اما درباره مسوولیت مادری یک زن با این راهبرد که مادر تربیت کننده و پرورش دهنده مردان کاردان و شجاع و مادران و همسرانی معلم صفت و مدبر است ، حساسیت این مسوولیت را از کهنه شویی و اتوکشی و آماده کردن صبحانه پیش از رفتن به مدرسه فراتر می برد تا زن را با نقشی نه تنها تاثیرگذار در خانواده بلکه فردی راهبردی برای دستیابی به اهداف یک جامعه و کشور بشناسیم. این جملات شاید کمی مبالغه گویی و افسانه ای به نظر آید ، اما واقعیتی است که متاسفانه نه تنها سیاستگذاران و مسوولان این کشور در مسائل زنان از آن غافل مانده اند ، بلکه خود دختران و زنان کنونی جامعه نیز این دو مسوولیت ارزشمند و بزرگ را به فراموشی سپرده تا گام در عرصه رقابت برای اثبات استعداد و توانمندی های خویش گذارده و فریاد برآورند که ما با مردان برابریم ، اما ناغافل ماندند از طمع بسیاری از مدیران و کارفرمایان که این فریاد را در پی دستیابی به اهداف مدیریتی خویش برای کاهش هزینه ها مورد سوئاستفاده قرار دادند تا زن امروزی دیگر یک کنیز خانگی نباشد بلکه به تصور خود فردی آزاد چون دیگر مردان که می تواند قله های علمی و اقتصادی و... را فاتح باشد. اما این رویا فقط یک رویا بود تا مردان مدعی که از توان بیشتری برخوردار بوده و وظیفه تامین مخارج خانواده را به عهده داشتند به دلیل درخواست حقوق و مزایای بیشتر و انتقادها و اعتصابات فراوان از کار برکنار شده و زنان بی ادعا به خیال خوش آزادی ، زن را مورد استثمار قرار دهند. اکنون دیگر مردان به جای همفکری و هم صحبتی با همسران خویش روانه محافل عیش و نوش شده اند و پدیده مفاسد اخلاقی و همسر دوم و چندم به میان آمده و فرزندان هم اگر پدربزرگ و مادربزرگی باشد روانه منزل آنها می شوند و اگر نه که خوشا به حال مهدکودک های غیرانتفاعی که هم بر تعدادشان افزوده شده و هم بر درآمدشان.

رشد در همه زمینه ها


نمی توان نفوذ و رشد بانوان را در برخی سازمان ها نادیده گرفت. هم اکنون زنان با دانش و تخصصی که حاصل آورده اند و با بروز خلاقیت و ابتکار خویش در بسیاری از عرصه ها چون المپیادهای علمی و امور تحقیقاتی و عرصه های سیاسی و مدیریتی و حتی هنری ، ورزشی و فنی به موفقیت نائل آمده و تاثیرات فرهنگی و اقتصادی و علمی حضور آنها به وفور قابل درک است ؛ هرچند این پرسش در جای خود باقی می ماند که آیا این زنان موفق می توانند هنر و توانایی شان را در زندگی خانوادگی نیز نشان دهند؛

حال باید کسی را یافت تا خانواده هایی از هم گسیخته و متشنج و کودکان پراسترس و مردان و زنان افسرده را مشاوره حقوقی و روانکاوی دهد که چگونه متارکه کنند و فرزند به دست چه کسی سپرده شود یا داروهایی که برای رفع افسردگی لازم است تجویز کنند ؛ اما چه می شود کرد که این درد ، درد بی درمانی شده اما کاش یادمان باشد این درد از دامان خودمان است که ما را یاد آن مثل خودم کردم که لعنت بر خودم باد می اندازد یا از ماست که بر ماست.

نقش زن در ساختارهای سازمانی

گفته می شود این که زنان مورد استثمار قرار می گرفتند متعلق به دوره انقلاب صنعتی است و اکنون دیگر زنان با حضور در دانشگاه و کسب علم و تخصص ، همچون مردان از مزایای کافی و در خور تخصصشان برخوردارند ، اما یک نگاه کلی نشان می دهد زنان بسیاری از مشاغل و صندلی های سازمان ها را چه در بخش خصوصی و چه دولتی به خود اختصاص داده اند ، اما جایگاه آنها هم اکنون کجاست؛
بررسی آگهی های استخدامی و تعداد پرسنل موجود در سازمان ها بیانگر آن است که بیشتر خانمها به مشاغلی چون اپراتوری تلفن ، منشی گری ، ویزیتوری ، اپراتوری رایانه ، کارگری ساده و مشاغلی از این دست مشغول به کارند و نکته جالب تر این که بسیاری از این خانمها تحصیلات دانشگاهی در حد لیسانس آن هم در رشته هایی کاملا تخصصی ازجمله علوم پایه و زبان انگلیسی دارند که هیچ ارتباطی با عنوان شغلی شان ندارد. در مراتب بعدی ، مشاغلی چون معلمی و دبیری ، حسابداری و امور مالی ، خدمات مرتبط با علوم پزشکی و سپس مهندسی ها قرار دارند. با وجود قوانین کار موجود ، اکثریت کارفرمایان به دلیل این که بانوان تامین کننده مخارج خانواده نیستند و خود نیز تقاضا و ادعایی ندارند با حقوق بسیار ناچیز که گاه در حد 50 هزار تومان است و بدون بیمه و اخذ چک به عنوان ضمانت آنها را به استخدام خود درمی آورند ؛ مشاغلی که ساعات کاری آنها نیز استاندارد نبوده و در موارد بسیار 8 صبح الی 19 بعدازظهر نیروهای خود را موظف به حضور در شرکت می دانند و معمولا اگر ساعاتی از 13 الی 16 را هم به عنوان استراحت در نظر می گیرند به دلیل دوری منازل تا محل کار افراد ترجیح می دهند در محل کار بمانند ، اما این کار کدام نیاز از زن امروز را تامین می کند؛
زنانی که در بعضی موارد خود می گویند این دستمزدها حتی در حد تامین مخارج آرایشی آنها نیست یا همسرانشان به دلیل دوری محل کار یا ساعات زیادی که در منزل حضور ندارند مورد سرزنش شان قرار می دهند ، زنانی که فرصتی برای رسیدگی به امور تربیتی فرزند خویش ندارند و حتی از شرایط درسی و دوستان و حتی اعتیاد فرزند خود ناآگاه هستند ، زنانی که از شدت خستگی پس از کار توان رسیدگی به وظایف زناشویی خود را ندارند و در بسیاری موارد خود عاملی برای فساد همسر خویش هستند.
زنانی که نمی توان از آنها انتظار داشت خانواده را تعریف کنند ، چون مدتهاست گرمای کنار هم بودن اعضای خانواده را احساس نکرده و عبارت تو را دوست دارم را نگفته و بوسیدن فرزند پیش از خواب و با هم سر یک سفره نشستن را تجربه نکرده اند.

مقایسه دو نقش

آنچه مسلم است زنان نیز همچون مردان چه طبق موازین اسلامی و چه براساس یافته های علمی و روان شناسی عصر حاضر از ضریب هوشی ، قدرت تحلیل و درک و استعداد یادگیری علوم مختلف برخوردارند و براساس توانایی و تخصص خویش می توانند در عرصه های علمی ، هنری ، سیاسی و... حضور فعال و تاثیرگذار داشته باشند. اما اگر زنان مدعی توانمندی هایی چون مردان هستند ، البته با پذیرفتن این واقعیت علمی ، قانونی و مدنی که با مردان یکسان نیستند یعنی چه به لحاظ فیزیولوژیکی و چه به لحاظ روحی تفاوت های قابل ملاحظه ای با مردان داشته و این مطلبی است که نه تنها در ادیان مختلف مورد بحث قرار گرفته و همگی صحه بر آن گذارده اند بلکه واقعیت های تحقیقات علمی بشر نیز آن را به اثبات رسانده است که البته این تفاوت ها در انتخاب نوع شغل و میزان فعالیت و عملکرد بانوان نسبت به آقایان تمایز ایجاد می کند یعنی در واقع هیچ رقابتی بین این دو جنس وجود نداشته چراکه هر یک رسالت و مسوولیت خویش را بر عهده دارند که کمتر از دیگری نیست.

بدون ارزشگذاری برای فعالیت های زنان در داخل وخارج از منزل نمی توان از تداخل نقش های آنان جلوگیری کرد

البته زنان نیز همچون مردان می توانند در انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب حیطه فعالیت خود آزاد و از اختیارات و حقوق و مزایای درخور خویش بهره مند باشند.
اما یک چیز را نباید فراموش کرد. هر یک از ما آدمیان در هر جنسی که باشیم دارای هوش ، استعداد ، توانایی و شرایط متفاوت روحی و عاطفی هستیم که متناسب با این ویژگی ها و با توجه به علایق شخصی مان دست به انتخاب می زنیم ؛ اما یک قانون و تقدیر برای همگان وجود دارد. جنسیت در دست ما نیست و هر جنسیتی چه مرد و چه زن دلیلی بر این تفاوت میانشان وجود دارد پس یعنی هر یک از زن و مرد با وجود مشترکات فراوانی که با هم دارند تفاوتشان نیز قابل ملاحظه است و این تفاوت باعث تعیین رسالت هر یک از آنها می شود که زن نباید رسالت و وظایف زن بودن خویش و مرد نباید رسالت و وظایف مرد بودن خویش را نادیده بگیرد چرا که بشر پیش از آن که پای به عرصه وجود نهد ، بزرگترین نقش در زندگی به ایشان محول می شود و آن می تواند نقش یک مرد یا یک زن با مسوولیت ها و وظایف خاص خویشتن باشد و مهم این که این دو نقش در تقابل با یکدیگر به کمال می رسند و وظایفشان و آنچه انجام می دهند معنا می یابد و اگر نه هر یک از این دو جنس به تنهایی نمی توانند برای انسان بودن مورد ارزیابی قرار گیرند و سنجیده شوند و این فلسفه ازدواج وتشکیل خانواده و حرمت زندگی مشترک را به نوعی تفسیر می کند.
پس با وجود این که برحضور زن دراجتماع به دلیل توانمندی هایی که از آن برخوردار است و می تواند مشوق بوده و به لحاظ روحی تاثیر مثبتی در محیطهای کاری داشته باشد ، اما پیش از همه اینها باید نقش اصلی خویش را در اولویت قرار دهد همچنان که مرد نیز باید نقش خود را در خانواده بر دیگر نقشها اولویت دهد.

مشکل چیست؛

بررسی تحلیلی موضوع مطرح شده نشان می دهد اگر چه مسائل فرهنگی و ادعاها و حسادت های خاص نوع زنان در جهت رقابت با مردان و اثبات توانایی های خویش در بروز مشکلات موجود تاثیرگذار بوده ، اما دلایل محکم تری را نیز می توان شناسایی کرد که عمده مشکلات موجود را در ساختارهای سازمانی موجود در کشور و ساز کارهای متفاوت مشاغل موجود و عدم قوانین و مقررات مناسب و کافی در اجرای عدالت وانصاف در به کارگیری زنان در سازمان ها و عدم بررسی و تحقیقات لازم مبنی بر نیازهای عرصه مختلف به حضور زنان در آن عرصه ها و عدم تدوین یک برنامه جامع علمی و مدیریتی و سیاستگذاری های کلان نامناسب باعث ناآگاهی مسوولان از میزان و ظرفیت بانوان کشور و نیازهایی که در کشور برای حضور زنان در اجتماع وجود دارد شده تا نتوانند میان مسوولیت های زنانه آنها به عنوان مادر و همسر و یک نیروی فعال در هر زمینه ای تناسب ایجاد کرده و موجبات رضایت شغلی و علاوه بر آن رضایت خانوادگی را برای آنها فراهم آورند کما این که ضعفهای موجود این امکان را فراهم آورده تا در بخش خصوصی بنگاه های اقتصادی و شرکتهای مختلف کوچک و بزرگ از آنها سوء استفاده کرده و نه تنها از حقوق و مزایای قانونی آنها را محروم نکرده بلکه حرمت شکنی و به شخصیت آنها نیز جسارت کرده و حتی تعرض کنند.
به این ترتیب خانواده که کوچکترین تشکل یک جامعه محسوب می شود و کانونی راهبردی است متاسفانه با بحران مواجه شده تا در آینده از داشتن یک جامعه سالم محروم باشیم.

راه حل چیست؛

در ارتباط با فعالیت زنان در جامعه اگر بخواهیم تعادل میان نقشهایی که به عهده دارند برقرار شود ، ابتدا باید این نقشها را بدرستی تعریف و ارزش هر یک را مشخص کرد ، سپس تحقیقات جامعی درباره شرایط زندگی زنان ، وظایفی که می توانند به عهده بگیرند توانایی و استعدادهایی که از آن برخوردارند و جامعه بدان نیاز دارد یا می تواند برای به کارگیری آنها جایگاهی طراحی کند صورت داده و با اطلاعات کسب شده طرح و برنامه ای برای چگونگی حضور زنان درعرصه های متفاوت تدوین شده که در آن محدودیت هایی که زنان به لحاظ جسمی و روحی دارند. در نظر گرفته است ، به گونه ای که حضور آنها برای فعالیت های بیرون از منزل لطمه ای به خانواده وارد نکند و در مواردی که امکان پذیر است حتی از طرح (job house کار در خانه) استفاده شود و در قانونگذاری و مراحل اجرایی نیز موارد اشاره شده مدنظر دست اندرکاران قرار گیرد.
البته این پیشنهاد یک راه حل کلی و ساختاری است که کشور ما نیز اگر بخواهد آینده خانواده ها در جامعه فردا از امنیت و ثبات کافی برخوردار باشد و خانواده ها بتوانند تولیدکنندگان نیروهای کاری و علمی موثر و متعهد باشند و افرادی سالم به جهت جسمی و روحی و روانی به جامعه تحویل دهند باید از هم اکنون در اندیشه باشد ، چرا که امروز با سیل دختران و زنانی مواجه هستیم که روبه مشاغلی می آورند که نه تنها آینده شان را تضمین نمی کند بلکه شرایط را برای استثمار و فساد و آلودگی آنها نیز فراهم می کند ؛ البته دختران و زنان نجیب و مستعد ایرانی خود نیز باید نسبت به آنچه از حرمت و ایمان ، حجب و حیا و هوش و ذکاوت دارند قدر نهاده و بی منطق و بدون تحلیل مناسب تحت تاثیر احساسات زنان غرب و فرهنگ های غلط نهادینه شده در آنها قرار نگیرند و از آزادی زن رویایی نسازند که بعدها خود حسرت آنچه را داشته اند و از دست داده اند بخورند و از آنچه به دست آورده اند نیز نتوانند راهی پیش روی خود هموار کنند و در عقده ها و فشارها و کمبودهای روحی دست و پا زنند.


سینا ایرانپور انارکی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها