دکتر هاشم رفیعیتبار فیزیکدانی است که امسال به عنوان چهره ماندگار فیزیک نظری انتخاب شد. وی که پایهگذار نانوفناوری در ایران است، سخنرانی خود را این طور آغاز کرد: اگر از این فیزیکدان بخواهید سیستمی طراحی کند که بود یا نبود یک ملکول را در محیط به شما اطلاع دهد، با 2 چالش بزرگ روبهرو میشود. یکی این که چه سیستمی به کار ببرم که این ملکول را در محیط تشخیص دهد و دیگر این که پس از تشخیص چگونه این اطلاعات را به بیرون منتقل کند.
دکتر رفیعیتبار در مقایسه با مقیاسهای نانو، یک سلول سرطانی را واحد بزرگی برشمرد که اجازه میدهد از طریق کانالهایی که دارد داخلش برویم و انواع دستکاریها را در مقیاس اتمی و ملکولی در آن انجام دهیم.
به گفته وی، حتی ریاضیدانان هم که در ارتباط با کاربرد ریاضی محض در علوم پایه کار میکنند، در حال بررسی سلولهای سرطانی از دید مفاهیم بسیار عمیق هندسه هستند و مثلا دریافتهاند که وقتی سلولی سرطانی میشود، سطح آن در مقیاس نانو زبر میشود که از روی نوع زبری که ناشی از ایجاد پروتئین است میتوان تشخیص داد سلول در چه مرحلهای از رشد سرطان است و این خود یک مبحث بسیار زیباست.
وی در ادامه به راهبردهای پیشنهادی که امروزه در تشخیص و درمان سرطان مطرحند اشاره کرد و افزود باید امکانات کشور را در خصوص آنها در نظر گرفت و دید از کدامیک میتوان استفاده کرد.
اولین راهبرد استفاده از ساختارهای بدون بعد است که شامل ذرات پلیمری، ذرات مغناطیسی، درختگونهها و ملکولهای قفسمانند است و در ایران در این زمینه مقداری فعالیت شده است. راهبرد دوم حسگرهای تکبعدی هستند که شامل نانوسیمهایی هستند که جریان الکترون در داخل آنها تکبعدی است و دراین خصوص 2 کاربرد در سطح جهانی مطرح است؛ یکی استفاده از سیمهای سیلیکونی و دیگری نانولولههای کربنی که این در مرکز تشخیص سلولهای سرطانی قرار دارد و ما هم در ایران در پی برنامه مشترکی این کار را شروع کردهایم. این نوع حسگرها پیام را از طریق ترابرد الکترون به بیرون بیان میکنند، پس در این سیستمها باید روی خواص الکترون مواد تکیه کرد.
راهبرد سوم هم که الان خیلی مد شده است، مکانیکی است یعنی وقتی با یک سلول سرطانی برخورد میکنند اطلاعات را از طریق اختلالات مکانیکی که در ساختارشان به وجود میآید، به بیرون گزارش میدهند. خارج از این 3 راهبرد هم فیزیک اجازه انتخاب دیگری را به ما نمیدهد.
دکتر رفیعیتبار راهبرد دوم را کاندیدای بسیار خوبی برای ایران میداند و معتقد است باید تمرکز ما بر ایجاد این نوع حسگرها باشد. وی در ادامه به مصادیق این 3 راهبرد پرداخت و گفت: نوع اول 4 عملکرد دارد. یکی این که میتواند به عنوان آنتن به کار رود و خود را به سمت یک سلول سرطانی هدایت کند و نصب این آنتن هم کار بسیار مشکلی است؛ اما از نظر قوانین فیزیک شدنی است. عملکرد دوم این حسگرها این است که میتوانند با خودشان مواد برملاسازی MRI را حمل کنند و کار سوم آنها هم از میان بردن سلول سرطانی است که با استفاده از یک سیستم فتوکاتالیک این کار را میکند. کار چهارم آن هم این است که میتواند به پزشک یک تشخیص بصری از سلول سرطانی بدهد؛ چون دارای یک عامل فلورسانت است که در معرض نور فروقرمز خودش را به صورت تابش نوری نشان میدهد. این نوع حسگر نانو ایدهآلترین است. حسگر نوع دوم ذرهای هم از ذرات مغناطیسی Feo2 استفاده میکند و نوع سوم آن هم فلورسنت میشوند و از طریق نوررسانی خودشان را نشان میدهند. به گفته دکتر رفیعیتبار، یکی از راهبردهای کشور میتواند این باشد که به دنبال این نوع حسگرها هم باشیم.
نوع بعدی حسگرها سیستمهای تکبعدی هستند که در مرکز آنها ساختار لولههای کربنی است. لولههای کربنی در نانوفناوری انقلابی به وجود آوردند. اینها 2 نوع دارند. تکجداره و چندجداره که انواع و اقسام خواص را دارند و در فیزیک بینظیرند، مثلا درجه سختی آنها 5 برابر فولاد است و چگالی بسیار پایینی دارند و از فولاد بسیار سبکترند و میتوانند هم فلزی و هم نیمهرسانا باشند. هدایت گرمایی آنها هم از مس بسیار بیشتر است. نحوه استوانه کردن این لولهها باعث میشود دارای خواص مختلفی شوند و میتوان حسگرهایی فوقحساس را طراحی کرد که بتوانند سلولهای سرطانی را آشکارسازی کنند. اخیرا در امریکا با این لولههای کربنی توانستهاند حتی سلول سرطانی را از میان ببرند. به این ترتیب که محلولی از لولههای کربنی درست کردهاند که وقتی نور نزدیک به فروقرمز به آن تابانده شود، گرم میشود. این نور اگر به سلولهای معمولی بتابد، هیچ اتفاقی نمیافتد، اما اگر داخل سلول نانولوله باشد نور را جذب میکند و به صورت گرما پس میدهد، حال اگر به این محلول یک نور لیزری بتابانیم داخل سلول یک انفجار رخ میدهد.
نوع دوم این حسگرها که با استفاده از سیمهای سیلیکونی کار میکنند به روشهای لیتوگرافی بسیار پیشرفته نیاز دارد که متاسفانه در کشور ما نیست. مادهای که میتواند خون و شامل سلولهای سرطانی باشد از کانال عبور میکند و این حسگر میتواند سلول سرطانی را حس کند و جریان الکترونی را تغییر و به بیرون گزارش دهد. در واقع به معنی واقعی کلمه در مرزهای دانش فناوری قرار دارد.
نوع آخر هم استفاده از عملکرد مکانیکی برای انتقال اطلاعات به بیرون است که در این مورد خاص کلیدی مواد خاص که از داخل سلول سرطانی بیرون آمده است روی آنتنها قرار میگیرند و این آنتنها میتوانند بود و نبود یک ماده را از نظر جرمی در محیط تشخیص دهند و به احتمال زیاد اولین نوع حسگرهایی خواهند بود که میتوانند درون بدن فعالیت کنند.
پایهگذار علم نانو در ایران در خاتمه سخنان خود تاکید کرد که ما در ایران از نظر علوم پایه بسیار خوب هستیم و مقالات معتبر زیادی داریم و اگر بخواهیم پیشنهادی برای تمرکز روی خاصی حسگر داشته باشیم به نظر میرسد حسگرهای تکبعدی که رسانایی الکترون را گزارش میدهند، بهتر باشد؛ چون اخیرا در دانشگاه شهید بهشتی کنسرسیومی با 11 دانشگاه دیگر برای طراحی حسگرها تشکیل شده است و به زودی به امضای تفاهمنامهای میان معاونان پژوهشی این مراکز اولین همکاری بین رشتهای در کشور آغاز خواهد شد که انواع متخصصان در آن هستند. وی این طور افزود که هدف ما این است که تا سال 1390 بتوانیم اولین نوع حسگرها را بسازیم؛ چون دانش پایه آن را داریم و باید دانش فنی آن را بسازیم که کاری بسیار مهم بویژه درخصوص سرطان خواهد بود و ارزش افزوده فراوانی دارد.