در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
|
وقتی فقط صدای جیغ دخترم را می شنیدم من پیشنهاد می کنم هر کسی دلش می خواهد بفهمد کسانی که آن موقع دستگیر می شدند و زنده از زندان های ساواک بیرون می آمدند چقدر می توانسته اند مقاومت داشته باشند ، 2 روز وقت بگذارند و بیایند موزه عبرت را در تهران بازدید کنند. من فکر می کنم دیدن این موزه خالی از تنبه نباشد. سلول ها و سرمای کشنده آنها که حتی تابستان هم آدم استخوان درد می گرفت. من هنوز هم وقتی یادم می افتد تنم از سرما می لرزد. در این سلول ها چنان صداگذاری کرده بودند که صدای ناله های افرادی را که شکنجه می کردند در سلولها می پیچید که بسیار دردناک بود. ناله های یک دختربچه یا پسربچه شنیده می شد ، ولی نمی شد به آنها دلداری داد. دخترم را آوردند آنجا. یک شعری را از رادیو بغداد در دفترش نوشته بود که آن را روزها در مدرسه با همکلاسی هایش می خواند. به خاطر این دفتر و از طرفی هم به دلیل این که تن خودم جای سالمی برای شکنجه کردن نداشت و بدنم عفونت کرده بود و بوی خیلی بدی می داد ، دخترم را آوردند آنجا و او را شکنجه می کردند که من فقط صدای جیغ ها و التماس های او را می شنیدم. پس از چند روزی که این شکنجه ها را انجام می دادند و 4 بعد از نیمه شب صدای زنجیر بند را شنیدم. وقتی زنجیر بند باز شد از لای دریچه سلول نگاه کردم دیدم دو تا سرباز زیر بغل این بچه را گرفته اند و وسط راهرو انداختند که هر چه با سطل آب روی صورتش می ریختند به هوش نمی آمد. |
|
هنوز هم به یاد سلول ها و آن سرما و آن شکنجه ها که می افتم تمام تنم می لرزد |
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: