در گذشته تاریخی ایران نیز مواردی که بتوان آنها را به حضور موجودات ناشناخته فضایی در زمین ارتباط داد ، کم تعداد نیستند. بسیاری از افرادی که هدف جستجوی نشانه هایی از حیات فرازمینی و ملاقات های گذشته آنها با زمینیان دارند ، می توانند از متن حماسه های کهن ایرانی و نقوش باستانی مواردی را استخراج کنند همان گونه که بسیاری از آنها نقشی همانند نقش فروهر را که در ایران نسبت به نمونه های قبلی خود در مصر تحول پیدا کرده است نمادی از یک مسافر کهکشان های دور به حساب می آورند ؛ اما در دوره جدید که موج رویت بشقاب های پرنده به اوج رسید ، نام ایران نیز در میان کشورهایی قرار گرفت که نه تنها تعداد قابل توجهی گزارش از آن مخابره می شد ، که تعدادی از مهمترین گزارش ها از نظر طرفداران وجود بشقاب های پرنده در ایران رخ داده بود.
در این میان یکی از گزارش ها اهمیت بیشتری دارد. پرونده شی ء ناشناس پرنده تهران که در بامداد روز 19 سپتامبر سال 1976 دیده شد.
براساس گزارش از این ماجرا که در 31 آگوست 1977 منتشر شد ، ساعت 12.30 نیمه شب 19 سپتامبر تلفنهایی از منطقه شمیرانات به نیروی هوایی ارتش ایران زده می شود و رویت یک شی ء پرنده ناشناس در افق شمالی گزارش می شود. دقایقی بعد برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران حضور این جرم در رادار خود تایید می کند و بلافاصله یک فروند هواپیمای شکاری F4 که خلبان شاهرخی ، هدایت آن را به عهده داشت به تعقیب آن برمی خیزد با نزدیک شدن هواپیما به این جرم سیستم رادیویی هواپیما از کار می افتد جنگنده دوم F4 به هوا برمی خیزد ؛ اما او نیز نمی تواند با وجود مانورهای پیچیده پروازی به او نزدیک شود در پایان تعداد این اشیا از یک مورد به 3 مورد افزایش یافته و سپس ناپدید می شوند. با وجود چنین گزارش شگفت انگیزی بهار بشقاب های پرنده در ایران را باید سالها بعد دانست.
شاید انتشار گزارش های پراکنده در این زمینه ادامه داشت اما داستان در پاییز 1369 به اوج رسید ؛ زمانی که دکتر داریوش ادیب که پیش از آن بیشتر به واسطه تدوین مجموعه 4 جلدی جواهرشناسی معروف بود ، کتابی با نام اسرار بشقاب های پرنده را ترجمه و منتشر کرد. این کتاب ترجمه داستانی به نام COMMUNION-A True Story بود که خاطرات نویسنده آن ویتلی استریبر ، از دزدیده شدنش توسط موجودات فضایی (یک برخورد نزدیک از نوع سوم و البته بسیار هیجان انگیز!) به شمار می رفت.
اما پیشگفتار کوتاه داریوش ادیب بر این کتاب بیش از متن اصلی و طولانی آن مهم به نظر می آمد. چرا که در آن ضمن یادآوری خاطره ای از ملاقات با پسری که مدعی دیدار با بشقاب های پرنده در پارک جنگلی عباس آباد تهران بود ، تصاویری را که وی از این بشقاب های پرنده در تهران گرفته بود منتشر می ساخت. تصاویری که به قولی در ماهنامه بشقاب های پرنده (که در امریکا منتشر می شود) نیز منتشر شده است. این تصاویر در برخی از موارد از تصاویر بشقاب های پرنده مکزیکوسیتی نیز واضح تر بودند. در همان سالها داریوش ادیب سلسله مقالاتی در روزنامه اطلاعات به عنوان یکی از روزنامه های پرمخاطب کشور منتشر کرد و در آن با ارائه شواهد فراوان سعی کرد وجود حیات هوشمند فرازمینی و بشقاب های پرنده را اثبات کند. (یکی از این شواهد صورت فرعون مریخی بود که بعدها توسط تصاویر مدارگرد نقشه بردار سراسر مریخ موسوم به MGS ، ماهیت اصلی آن مشخص شد و هیچ نشانه ای از این صورتک مریخی در این تپه یک کیلومتری شنی دیده نشد. آنچه این اشتباه را پدید آورده بود وضوح پایین دوربین های وایکینگ ها و زاویه مناسب نور بود).
مدتی بعد از موج اولیه ماهنامه نجوم به پاسخگویی به برخی از این اخبار پرداخت که نتیجه آن مجموعه مقالاتی بود که همراه با یک راهنمای علمی عکاسی از بشقاب های پرنده به چاپ رسید. این مجموعه ، این موضوع را نه تنها رد، بلکه مطبوعات کشور را به دلیل انتشار چنین گزارش هایی مورد انتقاد قرار می داد. در این مقاله ها نشان داده شده بود که چگونه مردم پدیده های آشنای نجومی و جوی را با اشیای ناشناس پرنده اشتباه می گیرند و همین طور توضیح داده شده بود چگونه می توان با کمک یک چراغ قوه عکسی از یک بشقاب پرنده جعل کرد. داستان بشقاب های پرنده در ایران برای چندین سال دوران آرامی را سپری کرد تا این که از اوایل سال 1381 و با مشاهده اشیای نورانی در برخی از شهرها بار دیگر داستان از نو شروع شد. اولین گزارش ها از مرزن آباد و سپس بابل و مشکین شهر آغاز شد ؛ جایی که گوی های نورانی می توانست علاوه بر این که موجب وحشت اهالی شود ، حتی خسارات زیادی را نیز به جای گذارد.
این پدیده که همزمان در برخی کشورهای جهان هم رویت شد بسرعت مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه مشخص شد. آذرگوی های گلوله ای که پدیده جوی نادر اما شناخته شده است عامل این رویدادها اعلام شد و درباره بابل فرضیه گونه ای از تخلیه انرژی ژئوفیزیکی نیز مطرح شد. اما مشکین شهر نه تنها پایان داستان آذرخش های گلوله ای را رقم زد که آغاز فصل جدید بشقاب های پرنده نیز همانجا بود. 25 و 26 فروردین ماه 1383 خبرگزاری ها ، خبر مشاهده شی ء ناشناس پرنده ای را در آسمان مشکین شهر و اردبیل مخابره کردند. بلافاصله صداوسیما تصاویری را که با کمک یک دوربین آماتوری از این اشیائ تهیه شده بود ، منتشر ساخت و به این ترتیب موج جدید آغاز شد ، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) در کمتر از 72 ساعت بیش از 6 خبر از رویت این اشیاء در آسمان شهرهای مختلف ایران از مشکین شهر و اردبیل گرفته تا گنبد کاووس و تبریز و اراک و اشنویه و سنندج و... منتشر کرد.
بلافاصله مطبوعات و خبرگزاری ها سعی کردند با پیگیری موضوع ، اطلاعات بیشتری را منتشر کنند، اما داده ها هنوز به اندازه ای نبود که بتوان براساس آن استنتاجی صورت داد. خبرگزاری های بین المللی هم بسرعت خبر را منتشر کردند. کم کم کار بالا گرفت و موجی از نگرانی و شایعه در جامعه رواج یافت به طوری که برخی از محافل از ارتباط این اشیا با فعالیت های هسته ای ایران سخن گفتند و برخی دیگر از تهدید احتمالی آنها ابراز نگرانی کردند و به این ترتیب امیر سرتیپ دوم موسوی معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مجبور شد با شرکت در مصاحبه ای با ایسنا ، ضمن اعلام این که بررسی پدیده های موسوم به UFO از سالها پیش در ارتش آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد به بی خطر بودن آنها برای فضای هوایی ایران به دلیل ارتفاع بالایشان اشاره کند و تاکید کند نیروی هوایی به بررسی این موضوع ادامه خواهد داد. وی در پایان تاکید کرده بود نیروی هوایی برای دفاع از حریم هوایی کشور آماده است.
مرور گزارش هایی که این موج نگرانی را در آن سالها به وجود آورد ، همه کارشناسان را قانع کرد که شی ئ پرنده ناشناس تنها یک جرم می تواند باشد ، سیاره آشنای زهره . برای نمونه به یکی از این گزارش ها دقت کنید:گنبد کاووس ، ایرنا ، 26 فروردین 1383 - 4آوریل 2004 یک شی ء نورانی بار دیگر سه شنبه شب در ارتفاع پایین در ضلع جنوبی شهر گنبد کاووس دیده شد.
به گفته منابع مردمی ، این شی ء از ساعت 20 تا 22.30 در آسمان ظاهر شد و رنگهای مختلف از خود انعکاس می داد. این شی ء نورانی که به طور غیرمحسوس به سمت غرب حرکت می کرد، کم کم در آسمان ناپدید شد.
براستی این توضیحات شما را یاد پدیده ای نجومی نمی اندازد؛ کافی است همین شبها که دوباره موج جدیدی از گزارش های مشابه منتشر شده است و روزنامه ها به طور گسترده به انعکاس آن می پردازند. ساعتی پس از غروب خورشید ، از خانه خارج شده و به افق غربی بنگرید. جسم بسیار درخشانی را می بینید که مستقیما شما را زیر نظر گرفته است. اگر هوا اندکی تاریک تر شود و شما به این موجود درخشان که ستونهای نورانی از اطرافش بیرون زده خیره شوید ، احساس می کنید در مقابل چشمان شما شروع به حرکت ترقصی کوچکی خواهد کرد. این جرم با سرعت نامحسوسی به افق نزدیک می شود و هر چه پایین تر می رود تنوع رنگی چشم گیری از خود بروز می دهد و سرانجام ناپدید می شود.
|
یونگ: گسترش مشاهده اجرام پرنده ناشناس به معنی بروز حادثه ای روانی است که ممکن است نشان از گونه ای آشفتگی روانی - اجتماعی داشته باشد |
آیا این توصیف ها که در گزارش مشاهده های شاهدان عینی نیز نقل شده است شما را یاد بانوی زیبای منظومه شمسی نمی اندازد؛
زهره این روزها از تربیع گذشته و به حالت هلالی خود نزدیک می شود. به همین دلیل تقارن نورش در زمین کاملا یکسان نیست و همین مساله باعث تشدید پراش نوری در یک جهت خواهد شد. پدیده ای که شاهدان از آن به بازوان اطراف این جرم یاد کرده اند. حرکت غیرمحسوس شرق به غرب نیز چیزی جز مشخصه آشکار ستارگان و البته سیارات نیست و به یاد داشته باشید که در تمامی گزارش ها این شی ئ در افق غربی و جنوب غربی قرار دارد. علت تغییر رنگ زهره هنگام غروب در شهرها نیز موضوع جدیدی نیست.
آلودگی جوی و وجود ذرات معلق در جو زمین از یک سو و از سوی دیگر بازتاب گرمای جذب شده در طول روز در ساعات اولیه غروب ، باعث تشدید پراش نور این سیاره می شود. آری بشقاب های پرنده شبهای آخر سال 1385 نیز چیزی جز همان جرم آشنای 83 نیست و اگر از الان دقت نکنیم ، در شبهای آینده شاهد سیل دیگری از این گزارش ها خواهیم بود.البته این اولین باری نیست که زهره مردم را به اشتباه انداخته است.
رونالد ریگان رئیس جمهور گذشته ایالات متحده ، شبی که از اتاق کار خود نگاهی به بیرون انداخت نور خیره کننده ای را دید که او را مستقیما زیر نظر گرفته بود. بلافاصله جلسه شورای امنیت ملی تشکیل شد و دستور بررسی این جاسوس آسمانی صادر شد. او فکر می کرد توسط روسها زیر نظر گرفته شده است ، غافل از این که به سیاره زهره می نگریست. در جریان جنگ جهانی دوم نیز بارها خلبان های نیروی هوایی امریکا در بازگشت از ژاپن به روی زهره آتش گشودند.
اما تمام این واقعیت های باعث نخواهد شد که میل انسان به ملاقات با فرازمینی ها کاهش یابد و به همین دلیل باز هم یوفوها دیده خواهند شد.