آیا ایران میزبان بشقاب های پرنده است؛

فروردین 83 را به خاطر دارید؛ اگر یادتان باشد در آن هنگام اگر روزنامه ای را ورق می زدید یا یکی از شبکه های رادیو تلوزیون را مرور می کردید بی شک می توانستید اخبار فراوانی را درخصوص ظهور و پروازهای اشیای پرنده ناشناس بر فراز آسمان ایران بیابید.
کد خبر: ۱۲۴۶۷۳

گزارش های گوناگون در این خصوص به حدی بود که مقامات رسمی را به واکنش وادار کرد و برنامه های گوناگونی درخصوص این اجرام ساخته شد ؛ اما اندکی بعد زمانی که به اواخر اردیبهشت نزدیک شدیم ، کم کم فصل تعطیلات موجودات فرازمینی به پایان رسید و بشقاب های پرنده به ناگهان ، همان طور که آمده بودند ، بازگشتند و آنچه برای ما باقی ماند ، جنجالی بزرگ بود. در آن زمان گروههای نجومی فراوانی سعی کردند درباره ماهیت این اجرام نورانی پرنده ناشناس دست به روشنگری بزنند و به مردم یادآوری کنند آن جرم درخشانی که آنها را مسحور کرده ، چیزی جز سیاره درخشان زهره نیست.
اینک با گذشت نزدیک 3 سال از آن زمان ، بار دیگر بشقاب های پرنده به آسمان ایران آمده اند و جالب این که دوباره همراه با طلوع سیاره زهره. در روزهای آینده زهره درخشان تر خواهد شد و موج گزارش های مردمی از رویت بشقاب های پرنده نیز افزایش خواهد یافت. به همین دلیل بد نیست در این فرصت پرونده 3 سال پیش را مرور کنیم تا ناچار به تکرار اشتباه آن سالها نشویم.

داستان بشقاب های پرنده داستانی است که به نظر می رسد باید به دوران مدرن تعلق داشته باشد ؛ اما از دید کسانی که حضور این اشیا را باور دارند از پیشینه ای بسیار غنی برخوردار است. اولین نشانه ها از ظهور این اجرام که معمولا با ظاهری مشابه یک کلاه لبه دار ظهور می کنند ، به دورانی بازمی گردند که انسان حتی تصوری از پرواز نیز در سر نداشت.
شاید یکی از نخستین مدارک ثبت شده از چنین تصوراتی به حدود 12 هزار سال پیش بازگردد. قطعه سنگی تراش خورده که در نپال پیدا شده است ، روی خود علایمی از موجوداتی شبیه انسان و همین طور نقشی از یک ستاره در مرکز صفحه دایره ای داشت. در قرنهای بعد این نقشها و توصیفات تکامل بیشتری یافتند و همزمان ردپای آنها در متون کهن پیدا شد. حماسه های هندی جاودانه «رامایانا» و «مهابهارتها» که در آن از نبرد پهلوانان نیمه آسمانی هند باستان سخن رفته است ، اگر با دیدی مدرن بررسی شوند ، چنان به نظر می رسند که گویی توصیفی دقیق را از پرواز اسکادران سفاین فضایی مجموعه فیلمهای سینمایی جنگ ستارگان را روایت می کنند. همزمان ، ارابه آتشین آپولون در یونان باستان و زورق اوزیریس در مصر کهن نیز چنین نشانه هایی را در دل خود نهان دارند. حتی سرنخ رویت چنین مشاهداتی را می توان در بخش مکاشفات عهد عتیق کتاب مقدس جستجو کرد. شاید یکی از برجسته ترین این نمونه ها به مکاشفه هزقیل نبی بازگردد. آنجا که از فرود پیکهای آسمانی سخن می گوید که با ارابه هایی آتشین و با لباسهایی براق و کلاهخودهایی بر سر در کنار فرات فرود آمدند و با او صحبت کردند.
وی در این مشاهده نه تنها به توصیف دقیق ابزار پرنده این راویان می پردازد که با دقتی خاص از لباس آنها سخن می گوید. لباسی که در تطابقی جالب با لباسهای مدرن فضانوردی قرار دارد.
در سوی دیگر سیاره ما و در امریکای جنوبی نه تنها نشانه های تصویر شده و داستان های مربوط به تمدن های فراموش شده این منطقه ما را هنوز هم که هنوز است ، سردرگرم می کند ، بلکه مجسمه هایی از جنس طلا یافت شده که در تونل باد رفتارهایی مشابه رفتار ساختارهای آیرودینامیک امروزی از خود بروز می دهند. فهرست این گزارش های ابتدایی از بشقاب های پرنده یا به عبارت امروزی اش UFO که گاهی در فارسی از معادل شپن (شی ء پرنده ناشناس) نیز برای آن استفاده شده ، آنقدر زیاد است که مجال اشاره تمامی آنها در یک گزارش کوتاه ممکن نیست. اما در دوران جدیدتر نیز این گزارش ها ادامه یافت.
در آثار هنری باقی مانده از قرون وسطی نیز این داستان ادامه داشت که البته شاید بتوان حضور این اشیا در این آثار را بازتابی از روایت های کهن تر این ماجرا دانست. به عنوان مثال ، دومینیکو جیرلندیو جیووانینو (1494-1449) در نقاشی معروف خود به نام The Madonna with Saint که شهرتی جهانی دارد ، تصویری از کودکی مسیح را رسم کرده است که بر فراز سر مریم مقدس می توان نشانه ای از یک بشقاب پرنده دید.
این نشانه ها با شروع دوران پرشتاب رنسانس و تجدید حیات علمی اروپا کمتر دیده شد و به نظر می رسید تمرکز انسان روی پدیده های در دسترس تر زمینی قرار گرفته است. اما این تمرکز بالا نیز باعث نشد تا حتی قابل اعتمادترین دانشمندان دوره معاصر از تفکر درباره موجودات فضایی و سفر آنها به زمین غافل بمانند که نمونه جالب توجه آنها گوس ریاضیدان برجسته آلمانی است که پیشرفت های ریاضیات دوران کلدانی و بابلی را نتیجه ملاقات فرازمینی ها با بنیانگذاران این تمدن می داند.
اما به هر حال دیدار با اشیای پرنده ناشناس برای مدتی طولانی فراموش شد تا در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم از سر گرفته شود. شاید شروعی برای دوران جدید بشقاب های پرنده را بتوان سالهای 1946 و 1947 میلادی دانست. دورانی که رهایی از جنگ جهانی دوم از یک سو و تلاش برای پیشرفت های علمی جدید از سوی دیگر چهره جدیدی برای مسائل علمی ترسیم کرده بود. در این سالها جامعه انسانی از پیشرفت های علمی و فنی خود کاملا به وجد آمده بود که یکباره گزارش هایی از مشاهده اشیای پرنده ناشناس در گوشه و کنار اروپا و امریکا منتشر شد. ابتدا گمان می شد این اشیا نوعی ابزار پروازی جدید و ساخت اتحاد جماهیر شوروی سابق است که اینک در آغاز جنگ سرد قرار است نقش جاسوس های هوایی بلوک شرق را به عهده گیرد ؛ اما انتشار گزارش رویت این سفاین بیگانه بر فراز کاخ کرملین در مسکو و سپس دیگر نقاط شوروی و انتشار این نکته که روسها هم مدتی است با این میهمانان ناخوانده درگیر هستند ، توجه دانشمندان را به سوی پاسخی متفاوت جلب کرد. سازمان های هوایی و فضایی دو قدرت شرق و غرب هر یک کمیسیون های ویژه ای را برای بررسی این موارد ترتیب دادند. هدف اصلی این کمیسیون ها پاسخ به 2 پرسش اساسی بود.
نخست آن اجرامی که رصد آنها از سوی گروهی افراد از طیفهای گوناگون از کشاورز گرفته تا خلبان و حتی برخی فضا نوردان گزارش می شد ، آیا واقعا وجود دارند و اگر این طور است منشا آنها چیست و دوم این که آیا این اجرام خطری برای امنیت ملی کشورها و در مرحله بعد زمین به بار خواهند آورد.
یکی از این کمیسیون ها در سال 1953 تاسیس شد و به بررسی دقیق تمام گزارش های منتشر شده تا آن موقع پرداخت و در سال 1954 گزارش این کمیسیون منتشر شد. در این گزارش سعی شده بود با دلایل علمی وجود یوفوها به چالش کشیده شود. اگرچه انتظار می رفت با انتشار این گزارش داستان بشقاب های پرنده پایان پذیرد ؛ اما سیل مشاهدات ادامه داشت و در نهایت در سال 1956 سازمان نیکاپ (NICAP) یا کمیته ملی تحقیقات پدیده های فضایی مسوولیت تحقیق را به عهده گرفت.
این کمیسیون با عضویت چندین مقام هوانوردی و اعضای سابق CIA تلاش داشت تا به توضیحی دقیق دست یابد. در همان زمان طرح معروف به کتاب آبی که هدفش بررسی دقیق گزارش های مربوط به این موارد بود آغاز شد و البته هیچ گاه گزارش نهایی آن فرصت انتشار نیافت ؛ چراکه در 27 اوت 1966 به دلیل اختلالی که در سیستم مخابرات پایگاه استراتژیک موشکهای قاره پیما در داکوتای شمالی و همزمان با رویت شی ئ پرنده ناشناسی رخ داد ، جانسون رئیس جمهور وقت امریکا را وادرا کرد تا دستور تشکیل یک کمیسیون دیگر به سرپرستی ادوارد کندون را صادر کند. وی و همکارانش به بررسی بیش از 100 مورد از معتبرترین گزارش ها پرداختند.

و این داستان ادامه خواهد داشت


اما آیا حل معمای بشقاب های پرنده سال 83 در ایران به معنی بسته شدن این پرونده بود. رویدادهای چند روز اخیر نشان می دهد این گونه نبوده است. تا زمانی که مسائل را از دریچه مربوط به آن بررسی نکنیم ، همواره احتمال رخ دادن موارد مشکوک این گونه ای وجود دارد. اگر ندانیم در اسطوره شناسی کهن نقش دایره در حال پرواز سمبلی باستانی است که گاهی خود را در شکل ماندالای هندی و بودایی نمایان می سازد و گاهی به شکل محوطه معابد کهن ، نخواهیم توانست توجیه شی ء پرنده نقش برجسته های کهن را درست درک کنیم و اگر فراموش کنیم در دید اساطیری تجلی امر مقدس با ظواهر وحشت همراه است ممکن خواهد بود توصیفی از تجلی یک امر مقدس را با مراحل فرود یک سفینه فضایی اشتباه بگیریم و اگر به خود اجازه دهیم بدون

بررسی کامل همزمانی های خاص را به یک پدیده مربوط کنیم ، ممکن خواهد بود اشتباهات فراوانی مرتکب شویم همان گونه که برخی از فضانوردان هنگام گذر از جو زمین اثر حرارتی سفینه را با اشیای پرنده ناشناس و خلبان هایی که بازتاب نور ابرها را با بشقاب های پرنده مهاجم اشتباه گرفتند.
موضوع بشقاب های پرنده بدون توجه به صحت یا کذب گزارش ها ارائه شده و بدون توجه به ماهیت اصلی آنها به عنوان پدیده ای روانی نیز قابل بررسی است. کارل گوستاو یونگ در پژوهشی بنیادین در خصوص بشقاب های پرنده (که ترجمه آن به قلم جلال ستاری و با عنوان اسطوره ای نو ، نشانه هایی در آسمان منتشر شده است) یادآور می شود که ظهور و گسترش این پدیده به معنی بروز حادثه ای روانی در ضمیر ناخودآگاه انسان است که ممکن است نشان از گونه ای آشفتگی روانی اجتماعی داشته باشد. بشقاب های پرنده به عنوان اسطوره ای نو شکل گرفته اند و تا زمانی که با سلاح خرد و تدبیر و استفاده از طیف وسیعی از دانشها به بررسی آنها نپردازیم ، مطمئن باشید هر روز در گوشه ای از آسمان نشانه ای ظهور خواهد کرد. شاید روزی سفیران تمدنی دور به دیدار ما بیایند و اسطوره واقعیت پیدا کند. اما تا آن زمان حق نداریم زهره و سایر پدیده های طبیعی را با آن جایگزین کنیم

اعضای این کمیسیون 60 نفره را اخترشناسان ، مهندسان ، خلبانان و حتی روان شناسان تشکیل می دادند. سرانجام نتیجه این تحقیق که به گزارش کندون مشهور شده بود ، در 1000 صفحه و با مهر تایید آکادمی ملی علوم امریکا منتشر شد. در این گزارش مفصل اعلام شده بود تمامی موارد بررسی شده در این گزارش دارای توضیحات علمی و قابل قبول است و ارتباطی با موجودات هوشمند فرا زمینی یا فعالیت های جاسوسی دیگر کشورها ندارند.
در روسیه داستان با عاقبتی مشابه مواجه شد. یک گروه 18 نفره به نام کمیسیون دایمی امور فضایی مسوولیت بررسی این گزارش ها را به عهده داشت و پس از آن نیز کمیسیون علمی شوروی به بررسی دقیق آنها پرداخت و سرانجام اعلام شد ، بررسی همه گزارش های رسیده نشان از آن دارد که تمامی این موارد دارای منشا طبیعی بوده اند و هیچ موردی به صورت مشکوک باقی نمانده است. این گزارش ها اگرچه با ذایقه علاقه مندان ارتباط با موجودات فضایی سازگاری نداشت ؛ اما انجام آنها نشان از اهمیت یافتن این موضوع در بین اذهان علمی جوامع داشت. اینک طبقه بندی های گوناگونی برای این اشیای ناشناس انجام شده بود.
گزارش های معتبر در 3 دسته با عناوین برخورد نزدیک از نوع اول تا سوم دسته بندی می شد. در برخورد نوع اول افراد تنها این اشیا را می دیدند ، در نوع دوم علاوه بر دیدار با آنها صدای این اشیا نیز به گوش می رسید و در برخورد نزدیک از نوع سوم علاوه بر دیدن سفاین بیگانه و شنیدن صدای آنها ملاقات هایی نیز میان سرنشینان آن و زمینیان گزارش می شد. اگرچه با گذر زمان از تعداد این گزارش ها کاسته شد ؛ امابه معنی متوقف شدن آنها نبود. هنوز بیش از 3 سال از ادعای پزشکان فرقه رایلی مبنی بر موفقیت در شبیه سازی انسان نمی گذرد. ادعایی که موجی عظیم در رسانه های جهان به راه انداخت.
اعضای این فرقه که خبر این فعالیت آنها چندی پیش تیتر اول تمام خبرگزاری های جهان بود ، خود را مرید مردی به نام رایل می دانند که معتقد است در یکی از کوهنوردی های هفتگی خود در امریکا با موجودات فضایی ملاقات کرده است و آنها به او اعلام داشته اند که بزودی برای ملاقات دوباره به زمین باز خواهند گشت و ضمن آموزش روش کلونینگ انسان ، از او خواسته اند زمینه را برای بازگشت آنها آماده کند!
افزایش میل عمومی به پدیده UFO ها باعث توجه فیلمسازان بسیاری به این موضوع می شود و مشاهده اشیایی که در نگاه اول توضیحی برای آنها وجود نداشت. به مرور زمان اسطوره ای نو را شکل داد.

بشقاب های پرنده به ایران می آیند

در گذشته تاریخی ایران نیز مواردی که بتوان آنها را به حضور موجودات ناشناخته فضایی در زمین ارتباط داد ، کم تعداد نیستند. بسیاری از افرادی که هدف جستجوی نشانه هایی از حیات فرازمینی و ملاقات های گذشته آنها با زمینیان دارند ، می توانند از متن حماسه های کهن ایرانی و نقوش باستانی مواردی را استخراج کنند همان گونه که بسیاری از آنها نقشی همانند نقش فروهر را که در ایران نسبت به نمونه های قبلی خود در مصر تحول پیدا کرده است نمادی از یک مسافر کهکشان های دور به حساب می آورند ؛ اما در دوره جدید که موج رویت بشقاب های پرنده به اوج رسید ، نام ایران نیز در میان کشورهایی قرار گرفت که نه تنها تعداد قابل توجهی گزارش از آن مخابره می شد ، که تعدادی از مهمترین گزارش ها از نظر طرفداران وجود بشقاب های پرنده در ایران رخ داده بود.
در این میان یکی از گزارش ها اهمیت بیشتری دارد. پرونده شی ء ناشناس پرنده تهران که در بامداد روز 19 سپتامبر سال 1976 دیده شد.
براساس گزارش از این ماجرا که در 31 آگوست 1977 منتشر شد ، ساعت 12.30 نیمه شب 19 سپتامبر تلفنهایی از منطقه شمیرانات به نیروی هوایی ارتش ایران زده می شود و رویت یک شی ء پرنده ناشناس در افق شمالی گزارش می شود. دقایقی بعد برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران حضور این جرم در رادار خود تایید می کند و بلافاصله یک فروند هواپیمای شکاری F4 که خلبان شاهرخی ، هدایت آن را به عهده داشت به تعقیب آن برمی خیزد با نزدیک شدن هواپیما به این جرم سیستم رادیویی هواپیما از کار می افتد جنگنده دوم F4 به هوا برمی خیزد ؛ اما او نیز نمی تواند با وجود مانورهای پیچیده پروازی به او نزدیک شود در پایان تعداد این اشیا از یک مورد به 3 مورد افزایش یافته و سپس ناپدید می شوند. با وجود چنین گزارش شگفت انگیزی بهار بشقاب های پرنده در ایران را باید سالها بعد دانست.
شاید انتشار گزارش های پراکنده در این زمینه ادامه داشت اما داستان در پاییز 1369 به اوج رسید ؛ زمانی که دکتر داریوش ادیب که پیش از آن بیشتر به واسطه تدوین مجموعه 4 جلدی جواهرشناسی معروف بود ، کتابی با نام اسرار بشقاب های پرنده را ترجمه و منتشر کرد. این کتاب ترجمه داستانی به نام COMMUNION-A True Story بود که خاطرات نویسنده آن ویتلی استریبر ، از دزدیده شدنش توسط موجودات فضایی (یک برخورد نزدیک از نوع سوم و البته بسیار هیجان انگیز!) به شمار می رفت.
اما پیشگفتار کوتاه داریوش ادیب بر این کتاب بیش از متن اصلی و طولانی آن مهم به نظر می آمد. چرا که در آن ضمن یادآوری خاطره ای از ملاقات با پسری که مدعی دیدار با بشقاب های پرنده در پارک جنگلی عباس آباد تهران بود ، تصاویری را که وی از این بشقاب های پرنده در تهران گرفته بود منتشر می ساخت. تصاویری که به قولی در ماهنامه بشقاب های پرنده (که در امریکا منتشر می شود) نیز منتشر شده است. این تصاویر در برخی از موارد از تصاویر بشقاب های پرنده مکزیکوسیتی نیز واضح تر بودند. در همان سالها داریوش ادیب سلسله مقالاتی در روزنامه اطلاعات به عنوان یکی از روزنامه های پرمخاطب کشور منتشر کرد و در آن با ارائه شواهد فراوان سعی کرد وجود حیات هوشمند فرازمینی و بشقاب های پرنده را اثبات کند. (یکی از این شواهد صورت فرعون مریخی بود که بعدها توسط تصاویر مدارگرد نقشه بردار سراسر مریخ موسوم به MGS ، ماهیت اصلی آن مشخص شد و هیچ نشانه ای از این صورتک مریخی در این تپه یک کیلومتری شنی دیده نشد. آنچه این اشتباه را پدید آورده بود وضوح پایین دوربین های وایکینگ ها و زاویه مناسب نور بود).
مدتی بعد از موج اولیه ماهنامه نجوم به پاسخگویی به برخی از این اخبار پرداخت که نتیجه آن مجموعه مقالاتی بود که همراه با یک راهنمای علمی عکاسی از بشقاب های پرنده به چاپ رسید. این مجموعه ، این موضوع را نه تنها رد، بلکه مطبوعات کشور را به دلیل انتشار چنین گزارش هایی مورد انتقاد قرار می داد. در این مقاله ها نشان داده شده بود که چگونه مردم پدیده های آشنای نجومی و جوی را با اشیای ناشناس پرنده اشتباه می گیرند و همین طور توضیح داده شده بود چگونه می توان با کمک یک چراغ قوه عکسی از یک بشقاب پرنده جعل کرد. داستان بشقاب های پرنده در ایران برای چندین سال دوران آرامی را سپری کرد تا این که از اوایل سال 1381 و با مشاهده اشیای نورانی در برخی از شهرها بار دیگر داستان از نو شروع شد. اولین گزارش ها از مرزن آباد و سپس بابل و مشکین شهر آغاز شد ؛ جایی که گوی های نورانی می توانست علاوه بر این که موجب وحشت اهالی شود ، حتی خسارات زیادی را نیز به جای گذارد.
این پدیده که همزمان در برخی کشورهای جهان هم رویت شد بسرعت مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه مشخص شد. آذرگوی های گلوله ای که پدیده جوی نادر اما شناخته شده است عامل این رویدادها اعلام شد و درباره بابل فرضیه گونه ای از تخلیه انرژی ژئوفیزیکی نیز مطرح شد. اما مشکین شهر نه تنها پایان داستان آذرخش های گلوله ای را رقم زد که آغاز فصل جدید بشقاب های پرنده نیز همانجا بود. 25 و 26 فروردین ماه 1383 خبرگزاری ها ، خبر مشاهده شی ء ناشناس پرنده ای را در آسمان مشکین شهر و اردبیل مخابره کردند. بلافاصله صداوسیما تصاویری را که با کمک یک دوربین آماتوری از این اشیائ تهیه شده بود ، منتشر ساخت و به این ترتیب موج جدید آغاز شد ، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) در کمتر از 72 ساعت بیش از 6 خبر از رویت این اشیاء در آسمان شهرهای مختلف ایران از مشکین شهر و اردبیل گرفته تا گنبد کاووس و تبریز و اراک و اشنویه و سنندج و... منتشر کرد.
بلافاصله مطبوعات و خبرگزاری ها سعی کردند با پیگیری موضوع ، اطلاعات بیشتری را منتشر کنند، اما داده ها هنوز به اندازه ای نبود که بتوان براساس آن استنتاجی صورت داد. خبرگزاری های بین المللی هم بسرعت خبر را منتشر کردند. کم کم کار بالا گرفت و موجی از نگرانی و شایعه در جامعه رواج یافت به طوری که برخی از محافل از ارتباط این اشیا با فعالیت های هسته ای ایران سخن گفتند و برخی دیگر از تهدید احتمالی آنها ابراز نگرانی کردند و به این ترتیب امیر سرتیپ دوم موسوی معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مجبور شد با شرکت در مصاحبه ای با ایسنا ، ضمن اعلام این که بررسی پدیده های موسوم به UFO از سالها پیش در ارتش آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد به بی خطر بودن آنها برای فضای هوایی ایران به دلیل ارتفاع بالایشان اشاره کند و تاکید کند نیروی هوایی به بررسی این موضوع ادامه خواهد داد. وی در پایان تاکید کرده بود نیروی هوایی برای دفاع از حریم هوایی کشور آماده است.
مرور گزارش هایی که این موج نگرانی را در آن سالها به وجود آورد ، همه کارشناسان را قانع کرد که شی ئ پرنده ناشناس تنها یک جرم می تواند باشد ، سیاره آشنای زهره . برای نمونه به یکی از این گزارش ها دقت کنید:گنبد کاووس ، ایرنا ، 26 فروردین 1383 - 4آوریل 2004 یک شی ء نورانی بار دیگر سه شنبه شب در ارتفاع پایین در ضلع جنوبی شهر گنبد کاووس دیده شد.
به گفته منابع مردمی ، این شی ء از ساعت 20 تا 22.30 در آسمان ظاهر شد و رنگهای مختلف از خود انعکاس می داد. این شی ء نورانی که به طور غیرمحسوس به سمت غرب حرکت می کرد، کم کم در آسمان ناپدید شد.
براستی این توضیحات شما را یاد پدیده ای نجومی نمی اندازد؛ کافی است همین شبها که دوباره موج جدیدی از گزارش های مشابه منتشر شده است و روزنامه ها به طور گسترده به انعکاس آن می پردازند. ساعتی پس از غروب خورشید ، از خانه خارج شده و به افق غربی بنگرید. جسم بسیار درخشانی را می بینید که مستقیما شما را زیر نظر گرفته است. اگر هوا اندکی تاریک تر شود و شما به این موجود درخشان که ستونهای نورانی از اطرافش بیرون زده خیره شوید ، احساس می کنید در مقابل چشمان شما شروع به حرکت ترقصی کوچکی خواهد کرد. این جرم با سرعت نامحسوسی به افق نزدیک می شود و هر چه پایین تر می رود تنوع رنگی چشم گیری از خود بروز می دهد و سرانجام ناپدید می شود.

یونگ: گسترش مشاهده اجرام پرنده ناشناس به معنی بروز حادثه ای روانی است که ممکن است نشان از گونه ای آشفتگی روانی - اجتماعی داشته باشد

آیا این توصیف ها که در گزارش مشاهده های شاهدان عینی نیز نقل شده است شما را یاد بانوی زیبای منظومه شمسی نمی اندازد؛
زهره این روزها از تربیع گذشته و به حالت هلالی خود نزدیک می شود. به همین دلیل تقارن نورش در زمین کاملا یکسان نیست و همین مساله باعث تشدید پراش نوری در یک جهت خواهد شد. پدیده ای که شاهدان از آن به بازوان اطراف این جرم یاد کرده اند. حرکت غیرمحسوس شرق به غرب نیز چیزی جز مشخصه آشکار ستارگان و البته سیارات نیست و به یاد داشته باشید که در تمامی گزارش ها این شی ئ در افق غربی و جنوب غربی قرار دارد. علت تغییر رنگ زهره هنگام غروب در شهرها نیز موضوع جدیدی نیست.
آلودگی جوی و وجود ذرات معلق در جو زمین از یک سو و از سوی دیگر بازتاب گرمای جذب شده در طول روز در ساعات اولیه غروب ، باعث تشدید پراش نور این سیاره می شود. آری بشقاب های پرنده شبهای آخر سال 1385 نیز چیزی جز همان جرم آشنای 83 نیست و اگر از الان دقت نکنیم ، در شبهای آینده شاهد سیل دیگری از این گزارش ها خواهیم بود.البته این اولین باری نیست که زهره مردم را به اشتباه انداخته است.
رونالد ریگان رئیس جمهور گذشته ایالات متحده ، شبی که از اتاق کار خود نگاهی به بیرون انداخت نور خیره کننده ای را دید که او را مستقیما زیر نظر گرفته بود. بلافاصله جلسه شورای امنیت ملی تشکیل شد و دستور بررسی این جاسوس آسمانی صادر شد. او فکر می کرد توسط روسها زیر نظر گرفته شده است ، غافل از این که به سیاره زهره می نگریست. در جریان جنگ جهانی دوم نیز بارها خلبان های نیروی هوایی امریکا در بازگشت از ژاپن به روی زهره آتش گشودند.
اما تمام این واقعیت های باعث نخواهد شد که میل انسان به ملاقات با فرازمینی ها کاهش یابد و به همین دلیل باز هم یوفوها دیده خواهند شد.


پوریا ناظمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها