درآمدی بر جامعه پذیری سیاسی

موضوع اصلی جامعهشناسی سیاسی، بررسی روابط متقابل میان قدرت دولتی و نیروهای اجتماعی است. به طور کلی نیروهای اجتماعی ممکن است در مقابل ساخت قدرت: بپاخیزند ، در آن شرکت و اعمال نفوذ کنند یا دچار انفعال سیاسی شوند.
کد خبر: ۱۲۴۶۳۱

این که نیروهای اجتماعی- مردم- کدامیک از 3 حالت فوق را در مقابل نظام حکومتی اعمال میکنند، به میزان جامعهپذیری سیاسی آنان بستگی دارد. به عبارت دیگر، قوام و دوام یک نظام در گروی میزان نهادینه کردن فرهنگ سیاسی آن نظام به وسیله مردم است.
اصولا منظور از جامعهپذیری سیاسی را باید روندی دانست که فرد در آن با وظایف، حقوق و نقشهای سیاسی خود در جامعه آشنا میشود. بنابراین، ریشه این بحث را باید با بحث رابطه متقابل فرد و جامعه مربوط دانست. امروزه بحث جامعهپذیری سیاسی همراه فرهنگ سیاسی مطرح میشود و هدف اصلی این نوشتار مشخص کردن قلمرو مفهومی جامعهپذیری سیاسی و چگونگی تحقق روند آن است. البته بررسی این روند از دیدگاههای مختلف امکانپذیر است که تاکید اصلی در اینجا بر دیدگاه جامعهشناسی سیاسی است.

جامعهپذیری

اصطلاح جامعهپذیری سیاسی یکی از اصطلاحات مهم در علوم سیاسی و اجتماعی است که با مشخص کردن مفاهیم جامعهپذیری و سیاست ابعاد آن کاملتر و روشنتر جلوه میکند. مفهوم جامعهپذیری یا اجتماعی کردن از قدمت زیادی برخوردار نیست، چنان که گفته میشود در دهه 1920 از سوی انسانشناسان و سپس در دهه 1940 از سوی جامعهشناسان و روانشناسان مورد استفاده قرار گرفته است. «روبرت، 1980: 109»
شاید سادهترین و مختصرترین تعریف جامعهپذیری این باشد که جامعهپذیری عبارت است از سازش و انطباق رفتار (فرد) با شرایط و پدیدههای متنوع جامعه.
راجرز کورتن، جامعهپذیری را چنین تعریف میکند: به مراحلی گفته میشود که شخص در آن مراحل، خصوصیات مناسب مورد نیازش را برای عضویت در جامعه به دست میآورد و مهمترین دستاورد این خصوصیت شناخت از خود به عنوان یک موجود استوار اجتماعی است که به وسیله هنجارها، نقشها و روابط با دیگران هدایت میشود.
همچنین در فرهنگ علوم رفتاری جامعهپذیری را فرآیندی قلمداد میکنند که به وسیله آن، فرد، راهها، افکار، معتقدات، ارزشها، الگوها و معیارهای فرهنگ خاص خود را یاد میگیرند و آنها را جزو شخصیت خویش میکنند.

چهار رویکرد متفاوت

رویکرد اول ، جامعهپذیری نوعی از تعلیم و تربیت.
رویکرد دوم ، جامعهپذیری فرآیند انتقال فرهنگ و الگوهای فرهنگی این رویکرد بیشتر به دیدگاه انسانشناسان نزدیک است .
رویکرد سوم ، جامعهپذیری کارکرد جامعه برای حفظ خویش.
هر جامعهای که مایل به حفظ و دوام خویش است ، یکی از ویژه کاریهایش ، جامعهپذیری جوانان است تا بدین وسیله آنها به طیب خاطر حامل ارزشها ، سنتها ، هنجارها و وظایف جامعه خویش باشند.
رویکرد چهارم ، جامعهپذیری روند تکوین شخصیت و ایفای نقش اجتماعی این رویکرد ، طبیعتا به حوزه روانشناسی نزدیکتر است.
همان طور که از تعاریف ذکر شده برمیآید، آنچه به حوزه جامعهپذیری سیاسی نزدیک است، رویکرد سوم است که جامعهپذیری را به عنوان کارکرد جامعه برای حفظ خویش قلمداد میکند.

این 4 نگاه

اساسا درک مفهوم جامعهپذیری سیاسی بدون بررسی مفهوم جامعهپذیری و سیاست امکان ندارد. مایکل راش ، جامعهپذیری سیاسی را فرآیندی میداند که به وسیله آن افراد در جامعهای معین با نظام سیاسی آشنا میشوند و تا اندازه قابل توجهی ادراکشان از سیاست و واکنشهایشان نسبت به پدیدههای سیاسی تعیین میشود.
روسکین جامعهپذیری سیاسی را راهی میداند که یک جامعه فرهنگ سیاسی خود را دائمی میکند و آلموند پاول معتقد است جامعهپذیری سیاسی روندی است که به وسیله آن فرهنگهای سیاسی شکل میگیرد، باقی میماند و تغییر میکند.
دکتر عبدالعلی قوام، جامعهپذیری سیاسی را فرآیند مستمر یادگیری میداند که به موجب آن افراد ضمن آشنا شدن با نظام سیاسی از طریق کسب اطلاعات و تجربیات به وظایف، حقوق و نقشهای خویش، خصوصا وظایف سیاسی از نسلی به نسل دیگر انتقال مییابد. امکان دارد در جریان این انتقال تغییرات و تعدیلهایی نیز صورت پذیرد.
استیون جامعهپذیری سیاسی را روند توسعهای میداند که به وسیله آن افراد سمتگیریهای سیاسی و الگوهای رفتار را به دست میآورند. او معتقد است جامعهپذیری سیاسی مهمترین پیوندی است که میان نظام اجتماعی و نظام سیاسی وجود دارد.
با توجه به تعاریف فوقالاشاره متوجه میشویم که جامعهپذیری سیاسی نیز تعریفهای گوناگونی دارد؛ اما آنچه را که بشود به عنوان چکیده تعاریف بیان کرد، این است که جامعهپذیری سیاسی را روندی قلمداد کرده تا افراد به وسیله آن دیدگاهها و الگوهای رفتار سیاسی را کسب کرده و به وظایف ، حقوق و نقشهای سیاسی خود در جامعه آگاه میشوند.

4 پرسش

هدف از جامعهپذیری سیاسی بیشتر جستجویی است برای پاسخ دادن به 4 پرسش مرتبط به یکدیگر زیر: چه چیزی یاد گرفته میشود؛ ، چه زمانی یاد گرفته میشود؛ ، چگونه یاد گرفته میشود؛ و بالاخره این که چه رابطهای میان جامعهپذیری سیاسی و رفتارهای سیاسی وجود دارد؛ برای پاسخ دادن به پرسش چه چیزی یاد گرفته میشود؛ ، باید بدانیم در یکی از مطالعات مهم جامعهپذیری سیاسی ، ایستن و دنیس (1969)، 4 مرحله را به عنوان فرآیند جامعهپذیری مطرح میکنند.
بازشناختن اقتدار فردی، بازشناختن وجود تمایز میان اقتدار درونی و بیرونی، بازشناختن اقتدار سیاسی غیرشخصی و بازشناختن وجود تمایز میان نهادها و افراد مرتبط با آنها.
ایستن و دنیس به این نتیجه رسیدند که کودکان در مرحله اول وجود اقتدار را تشخیص میدادند؛ یعنی کسی را که حق داشت فرمان صادر کند یا دستور بدهد، مثل پدر، مادر، پلیس و معلم. اما به مرور آنها از تمایز بین اقتدار درونی یا خصوصی پدر و مادر و معلم و اقتدار بیرونی یا عمومی پلیس و رئیسجمهور آگاه میشدند. در پی آن پی میبرند که نهادهای سیاسی غیرشخصی مانند مجلس، دیوانعالی و فرآیندهایی مانند رأی دادن وجود دارند و بالاخره آن که این آگاهی به دست میآید که تمایزی میان این گونه نهادها و فرآیندها و افراد وجود دارد که در آنها دخیل هستند یا آنها را اداره میکنند.
با کمی دقت در مبحث متوجه میشویم یادگیری از ساده به پیچیده از مفهوم محدود سیاست و نهادهای سیاسی به مفهوم گسترده آنها و از همانندی با کشوری خاص و بازشناختن نهادهای آشکار اقتدار سیاسی به مفاهیم انتزاعیتر مانند رأی دادن، دموکراسی و ایدئولوژی میرسیم.

سیاست و سراسر زندگی

به راستی ما چه زمانی سیاست آموختهایم، به طور کلی میتوان اذعان کرد جامعهپذیری سیاسی در سراسر زندگی رخ میدهد؛ اما در عمل دوران کودکی و تا اندازه کمتری دوره نوجوانی به طور کلی مهمتر از دوران بزرگسالی در نظر گرفته میشوند.
با این همه ، توجه فزایندهای به جامعهپذیری در دوران بزرگسالی ابزار شده است و نیز به این اندیشه که جامعهپذیری فرآیندی است که در سراسر زندگی ادامه مییابد، نه این که به بیست و چند سال نخست زندگی محدود باشد؛ هرچند ممکن است این سالهای نخستین برای بیشتر مردم در بیشتر جوامع مهم باشند، در نظر نگرفتن تداوم جامعهپذیری در دوره بزرگسالی و در سراسر زندگی به طور مشخص گمراهکننده به نظر میرسد. تا اندازه زیادی این جامعهپذیری به جای این که ارزشها و نگرشها را به طور بنیادی تغییر دهد، ممکن است تجربیات قبلی را تقویت کند؛ اما اهمیت آن را کاهش نمیدهد.
سیاست چگونه یاد گرفته میشود؛، این پرسش سوم بود، باید بدانیم که در جامعهپذیری سیاسی، شخص از 2 طریق مستقیم و غیرمستقیم، خصوصیات سیاسی خود را کسب میکند.

جامعهپذیری سیاسی مستقیم

این نوع جامعهپذیری سیاسی، فراگردی است که محتوای گرایشهای منتقل شده به شخص مطلقا دارای طبیعت سیاسی است. در این شیوه و تمایلات عمومی شخص واسطه قرار نمیگیرد و اشکالی از قبیل تقلید، جامعهپذیری پیشبینی شده که شباهت زیادی با روش تقلید دارد. از طریق آموزش سیاسی که در آن ابتکار عمل در دست دیگران است و نه فرد یا افرادی که هدف جامعهپذیر شدن هستند و تجربیات سیاسی که بر مبنای امکان تماس با مقامات صورت میپذیرد ، است.

جامعه پذیری سیاسی غیرمستقیم

این جامعهپذیری در قالبهایی چون، انتقال از طریق روابط متقابل، شیوه شاگردی و شیوه تعمیم ظهور مییابد. تعمیم گرایشها و تمایلات از یک حوزه اجتماعی به حوزه دیگر یکی از شیوههای یادگیری سیاسی غیرمستقیم محسوب میشود.
در فراگرد جامعهپذیری سیاسی غیرمستقیم به 2 نکته باید توجه داشت: اینکه این فراگرد در دوران کودکی متوقف نمیشود؛ بلکه در تمامی ادوار زندگی ادامه مییابد.
و اینکه این نوع یادگیری تنها به انتقال انتظارات و توقعات از نقشهای غیرسیاسی به افراد سیاسی محدود نمیشود؛ بلکه شامل انتقال مهارتها، عادات، رفتارها و تمریناتی که متناسب با فعالیتهای سیاسی است نیز میشود. به طور کلی وسایلی که از طریق آنها جامعهپذیری سیاسی رخ میدهد، به 3 دسته تقسیم میشوند: تقلید، آموزش و انگیزش.

رابطه میان جامعهپذیری سیاسی و رفتار سیاسی

بررسی رابطه میان جامعهپذیری سیاسی و رفتار سیاسی دشوارترین جنبه نظریه جامعهپذیری سیاسی است. بیشتر پژوهشهایی که درباره آن انجام شده، بر دادههای استنتاجی استوار است که اصولا دادههای اجتماعی- اقتصادی را با رفتار واقعی تطبیق میدهند.
این شیوه بویژه در مطالعات رفتار انتخاباتی معمول است که در آن از همبستگیهای بین ویژگیهای اجتماعی، اقتصادی مانند شغل و تحصیلات و رفتار رای دادن برای تایید این استدلال استفاده میشود که رفتار رای دادن به میزان قابل توجهی نتیجه جامعهپذیری کردن سیاسی است. (هیت و دیگران، 1991: 200) در مطالعات هیت و دیگران مدارکی ارائه میشود که جامعهپذیر شدن سیاسی عامل مهمی در رفتار انتخاباتی در بریتانیاست، اگرچه آنها عوامل مهم دیگری را نیز ارائه میکنند.
بویژه عوامل کوتاهمدت مانند مسائل و نگرشهای خاص درخصوص شایستگیهای حکومت و توانایی آن در اداره امور مسلم آن است که رابطه میان ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی معین و رفتار سیاسی که یک رابطه علی و به میزان قابل توجهی نتیجه جامعهپذیر شدن سیاسی است.

کارگزاران جامعهپذیری سیاسی

تقسیمبندی دیگری که معمولا جامعهشناسان درخصوص جامعهپذیری سیاسی انجام دادهاند، مربوط به کارگزاران جامعهپذیری سیاسی است. به طور کلی، کارگزاران را میتوان به 2 دسته تقسیم کرد؛ کارگزاران اولیه و کارگزاران ثانویه

کارگزاران اولیه

کارگزاران اولیه: تماسهای نزدیک و چهره به چهره میان افراد از طریق خانواده، دوستان، همسالان و ... میتواند جملگی به عنوان کارگزاران اولیه جامعهپذیری سیاسی تلقی شود. گاهی نوعی فشار برای یکنواخت شدن افکار سیاسی در میان اعضای یک گروه نخستین مشاهده میشود مثلا به علت آنکه یک حزب خاص مورد پشتیبانی خانواده است همه اعضای خانواده ناگزیرند از آن حمایت کنند.
ابری استیسری، از جمله صاحبنظرانی است که اعتقاد دارد در خانوادهای که درباره مسائل آزادانه بحث میکنند نوعی جامعهپذیری سیاسی شکل میگیرد که کودکان را به فراگیری سیاسی و تعهدات مربوط به آن توانا میکند.
برخی بر این نظرند که وابستگی کودک به خانواده و والدین در جهان سیاست به صورت وابستگیها به اشخاص دارای قدرت سیاسی جلوهگر میشود. به عبارت دیگر، کودک در مقابل قدرت شخصیتهای سیاسی به همان نحوه واکنش نشان میدهد که در مقابل قدرت والدین خود نشان داده است. در تعریف گروههای همسالان به عنوان بخشی از گروههای دورن کارگزاران اولیه، گفتهاند: گروهی است که در آن اعضا از موقعیت و وضعیتی نسبتا مساوی و روابط نزدیک برخوردارند و شامل گروههایی چون گروه همبازی محافل دوستان و گروههای کوچک میشود.
به طور کلی یکی از زمینههایی که باعث میشود فرد به مقدار زیادی تحت تاثیر گروه قرار بگیرد، مشکلاتی است که فرد از ناحیه خانواده خود دارد. بچههایی که احتیاجات اساسی آنها در خانه تامین نمیشود و بچههایی که در همانند ساختن رفتار خود با پدر و مادر توفیق نیافتهاند، از طریق رعایت میزانهای گروهی سعی میکنند رفتار خود را با افراد گروه خصوصا رهبران مشابه سازند.
یکی از محققان ادعا میکند تنها در 2 محیط خاص است که افراد گرایشهای سیاسی جدید را از همسالان خود میآموزند؛ اول در جایی که تفاوتهای اجتنابناپذیری بین فرد و گروههای همسال وجود دارد و فرد نتواند به آسانی از تاثیر آنها برکنار ماند و دوم در جایی که فرد به طور کامل عقاید والدین و دیگر بزرگسالان را نپذیرفته و هنوز برای پذیرفتن عقاید دیگر ظرفیت داشته باشد.

کارگزاران ثانویه

از آنجا که جامعهپذیری روندی است که تا پایان عمر ادامه دارد؛ لذا کارگزاران ثانویه آن بسیار زیادند به عنوان مهمترین کارگزاران ثانویه میتوان از مدارس و موسسات آموزشی، احزاب سیاسی، وسایل ارتباط جمعی نام برد. افزون بر اینها، ممکن است مردم تحت تاثیر عوامل دیگر جامعهپذیری سیاسی مانند اتحادیهها و نهادهای صنفی، گروههای مذهبی، سازمانهای جوانان، گروههای ورزش، کلوپها، شرکتها، جنبشهای سیاسی و خانههای سالمندان قرار گیرند.

نتیجهگیری

در این نوشته، مکررا به این موضوع اشاره شد که جامعهپذیری سیاسی فراگردی است مستمر و پویا که براساس آن، نهادهای نخستین و دومین در مراحل مختلف زندگی بر گرایشها و دیدگاههای سیاسی مشخص اثر میگذارد و در تصمیمگیریهای او در حوزه سیاست عامل کم و بیش تعیینکنندهای به شمار میرود.
بستر اصلی و مناسب مطالعه جامعهپذیری سیاسی فرهنگ سیاسی آن جامعه است. جهتگیریهای فرد درخصوص سیاست میتواند تا اندازه زیادی ناشی از شخصیت وی و فرهنگی که بر او سلطه دارد باشد.
آنچه مسلم است، نتیجه عملی جامعهپذیری سیاسی نحوه مشارکت سیاسی فرد در جامعه است. اگر جامعهپذیری سیاسی بدرستی صورت گرفته باشد، ضمن وابسته کردن فرد به نظامی که به آن تعلق دارد، وی را برای قبول مسوولیتهای گوناگون اجتماعی آماده میکند. در این روند افراد میآموزند که باید با مشارکت در روند تصمیمگیریهای اجتماعی و سیاسی در سرنوشت خویش شرکت کنند.
یکی از مشکلات اصلی بحث جامعهپذیری سیاسی آن است که بیشتر تحقیقات درباره جامعهپذیری سیاسی بر فرایند اجتماعی شدن متمرکز شدهاند، نه بر نتایج آن. به عبارت دیگر، تاثیر جامعهپذیری بر رفتار سیاسی و نظام سیاسی مسلم فرض شده است که شاید به عنوان یک نقیصه جدی علمی قابل بررسی باشد و امید میرود با مطالعات طولی و پانل این خلأ نیز برطرف شود.

دکتر علی طلوعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها