درمان نوین بیماری های قلبی

وقتی در ایران صحبت از سلولهای بنیادی طی چند سال گذشته جدی شد ، توجه محافل علمی کشور به تحولات عظیم ناشی از پیوند سلولهای بنیادی در درمان بیماری های قلبی معطوف شد.
کد خبر: ۱۲۴۵۱۶

در واقع سلولهای بنیادی (Stem cell) توانستند دنیای تازه ای را به روی بیماران دچار سکته و نارسایی قلبی بگشایند.
سلولهای جدا شده از سلولهای مغز استخوان به شیوه آنژیوپلاستی یا جراحی ، داخل عضله آسیب دیده قلب تزریق می شوند و موجبات ترمیم عضله قلب را فراهم می آورند. حال به بهانه برگزاری سمپوزیوم یک روزه ای که با همکاری پژوهشکده رویان طی هفته گذشته برگزار شد ، گذر دوباره ای بر سیر مطالعات صورت گرفته بر پیوند سلولهای بنیادی به منظور درمان نارسایی های قلبی خواهیم داشت.

بیماری های قلبی - عروقی بخصوص بیماری عروق کرونر از عوامل اصلی مرگ و میر در سراسر دنیاست. میزان مرگ و میر سالانه ناشی از بیماری های قلبی - عروقی 14.3 میلیون نفر است که 70 درصد این تعداد به کشورهای در حال توسعه مربوط است. در امریکا شیوع بیماری عروق کرونر 6.9 درصد و انفارکتوس حادمیوکارد (سکته قلبی) 3.5درصد گزارش شده است.
در مطالعه ای که توسط محققان ایرانی (دکتر صراف زادگان و همکاران) در جمعیت شهر اصفهان صورت گرفته شیوع بیماری عروق کرونر (Symptomatic) 9.3 درصد گزارش شده است.
در طرح MONICA که به وسیله سازمان بهداشت جهانی (WHO) رهبری می شود بررسی میزان بیماری قلبی - عروقی در میان 37 جامعه در 21 کشور از 4 قاره جهان طی 10 سال نشان داد که میانگین نرخ سالانه بیماری های عروقی در این جوامع 573 میلیون و یکصد هزار نفر است.

سلولهای بنیادی و جبران بافت های مرده قلب

عملکرد ناقص بطن ، دومین عارضه شایع پس از انفارکتوس میوکارد است. در مراحل شدید این بیماری عملکرد انقباضی عضله قلب در ناحیه دچار سکته از میان می رود و به دنبال آن در ناحیه ای که دچار سکته نشده نیز تغییر شکل صورت می گیرد که منجر به بدتر شدن عملکرد بطن می شود و تمام این وقایع منجر به پیشرفت بیماری و مرگ و میر ناشی از آن می شود. در حالت عادی ، بطن چپ عهده دار پمپ کردن خون به تمامی بدن است و در صورت نقص در عملکرد این قسمت بسیار مهم ، پمپاژ خون دچار اختلال و خونرسانی به اعضا مختل گردیده اعضای بدن دچار کم خونی و عملکرد ضعیف می شوند.
از طرف دیگر به علت قوت کم قلب در پمپاژ ، خون برگشتی از ریه که دارای اکسیژن است برای پخش شدن در بدن به بطن چپ آمده ، در ورودی قلب تجمع می یابد و به تدریج به درون عروق ریه برمی گردد که همین منشاء مسائل مختلف از جمله تنگی نفس شدید و ادم ریه می شود. استفاده از داروهای قوی کننده قلب نیز تنها روی قطعه سالم قلب موثر است و متاسفانه هیچ اثری در بازگشت قسمتهای از میان رفته ندارد. مطالعات صورت گرفته در 9 کشور نشان می دهد که 80 درصد از بیمارانی که فوت می کنند و 59 درصد از بیمارانی که دچار عوارض پس از انفارکتوس میوکارد می شوند دچار عارضه قلبی (HF) یا عملکرد ناقص سیتولیک بطن چپ (LVSD) بوده اند و اصولا حتی اگر بیمار فوت نکند به علت نارسایی قلبی بسیاری از فعالیت ها را نمی تواند انجام دهد.
به دلیل این که پس از بروز انفارکتوس میوکارد بافت قلب در ناحیه آسیب دیده از میان می رود و خونرسانی به آن نقطه قطع می شود و در واقع فاقد عملکرد انقباضی می شود ، با راهبردهایی همچون عمل قلب باز(CABG) و آنژیوبلاستی خونرسانی به منطقه آسیب دیده را جبران می کنند ، اما تغییری در وضعیت بافت مرده قلب در ناحیه آسیب دیده ایجاد نمی شود. تلاشها برای جبران بافتهای مرده قلب همچنان بی نتیجه ماند تا سلولهای بنیادی به عنوان یک احتمال در جبران قسمت از دست رفته مطرح شد و از آنجا که سلولهای بنیادی سلولهای با قدرت تکثیر بالا و تمایز به انواع سلولهای دیگر هستند توجهات زیادی را در استفاده از این سلولها برای بیماران قلبی به خود جلب کرده اند.

سلول درمانی در بیماری های قلبی

شواهدی مبنی بر وجود سلولهای بنیادی در قلب وجود دارد ، اما چون قدرت تکثیر و مهاجرت آنها به ناحیه آسیب دیده در فاز انفارکتوس میوکارد کافی نیست نمی توانند باعث بهبود آسیبهای موجود شوند. بتازگی بینش جدیدی نسبت به استفاده از انواع سلولهای بنیادی که در بدن افراد بالغ وجود دارد حاصل شده است.

عصر درمانی جدید


مطالعات بسیاری در کشورهای توسعه یافته جهان از جمله امریکا، آلمان ، ژاپن ، فرانسه و کانادا با استفاده از انواع سلولهای بنیادی در درمان عوارض ناشی از سکته قلبی صورت گرفته است که امکان استفاده از سلول بنیادی را در درمان افرادی که از سکته حاد قلبی و بیماری های مزمن قلبی رنج می برند در جامعه پزشکی و عموم مردم مطرح کرده است.
گزارش های اولیه آزمایش روی مدلهای حیوانی از بیش از 10 سال پیش منجر به پیشرفت علم سلولهای بنیادی و سوق دادن آن به سمت استفاده در موارد بالینی شده است و در حال حاضر ما در ابتدای عصر درمانی جدیدی قرار گرفته ایم.

تا به حال بیش از 400 بیمار قلبی در سراسر جهان تحت درمان با سلولهای بنیادی قرار گرفته اند ، اما از آنجا که شرایط این مطالعات و سلولهای بنیادی استفاده شده متفاوت بوده و همچنین از آنجا که هنوز مکانیسم دقیق عملکرد سلولهای بنیادی ناشناخته است به طور کامل وارد مراحل بالینی نشده ، اما چون تمام این مطالعات ایمنی ، سهولت و کارایی این سلولها را در درمان بیماران قلبی اثبات کرده اند استفاده از این سلولها در مراکز مختلف جهانی رو به افزایش است

منابع سلولهای بنیادی قابل دسترس عبارتنداز مغز استخوان ، خون محیطی ، عضله اسکلتی و....
3 راه متفاوت برای استفاده از روش سلول درمانی در بیماری های قلبی وجود دارد:
1- پیوند مستقیم سلولهای بنیادی به ناحیه آسیب دیده (با جراحی یا از طریق آنژیوگرافی)
2- حرکت دادن سلولهای بنیادی از مغز استخوان به ناحیه آسیب دیده با استفاده از سایتوکانی ها و فاکتور سلول بنیادی
3- تجویز موضعی سایتوکانی ها در ناحیه آسیب دیده که منجر به القای تمایز سلولهای بنیادی قلبی به سلولهای قلبی یا کاردیومیوسیت ها می شود.
در مجموع می توان گفت سلولهای بنیادی از طریق افزایش یا حفظ تعداد سلولهای قلبی زنده ، بهبود عملکرد عروق قلب و افزایش انقباض قلب در ناحیه آسیب دیده منجر به بهبود عملکرد قلب می شود. مکانیسم های دقیق این عمل هنوز روشن نیست. هنوز نمی دانیم آیا خود این سلولها تکثیر و تمایز می کنند؛ این سلولها تکثیر و تمایز را به سلولهای دیگر القائ می کنند؛ باعث ترشح سیتوکین های (مواد مترشحه از سلول) خاصی می شوند و بر اثر آن رشد سلولی ایجاد می کنند؛ چگونه با سلولهای اطراف ناحیه آسیب دیده در یک امتداد قرار می گیرند؛ کنترل تکثیر و تمایزشان چگونه است و چگونه تکثیر بیش از حد نمی کنند؛ اما فعلا مهم کارآمدی این سلولها در بهبود ناحیه سکته یافته است.

رویان و مطالعه روی شیوه های درمانی نوین

بتازگی در مطالعه ای که با همکاری پژوهشکده رویان و مرکز قلب تهران صورت گرفته است در بیمارانی که نیازمند عمل قلب باز بودند و از سکته شان هنوز بیش از 3 ماه نگذشته بود ، از سلولهای بنیادی گرفته شده از مغز استخوان خودشان برای بهبود عملکرد بافت آسیب دیده قلب استفاده شد. 27 بیمار با رضایت خودشان در این مطالعه شرکت کردند. بدین صورت که 18 بیمار دریافت کننده سلول های بنیادی با 9 بیمار گروه کنترل یعنی افرادی که تنها عمل قلب باز شدند و سلول بنیادی دریافت نکردند ، مقایسه شدند. خوشبختانه چون این سلولها از مغز استخوان خود شخص گرفته می شود و به قلب خود شخص پیوند می خورد از نظر اخلاق زیستی مشکلی به آن گرفته نمی شود. برای بررسی دقیق عملکرد قلب پیش از عمل ، 3 و 6 ماه پس از عمل آزمایش هایی نظیر اکوکاردیوگرافی ، استرس اکو و اسکن تالیم انجام و نتایج آنها با هم مقایسه شد.
پس از پیگیری 6 ماهه 18 بیماری که علاوه بر عمل قلب باز سلول بنیادی نیز گرفته بودند نسبت به گروه کنترل بهبود قابل توجهی در عملکرد قلب داشتند و این مطالعه نیز همانند مطالعات انجام گرفته در کشورهای دیگر ایمنی ، سهولت و کارایی این سلولها را نشان داد. در میان بیماران بودند کسانی که هیچ امیدی به زندگی نداشتند و حتی فعالیت های شخصی را نمی توانستند انجام دهند و امروز در حال فعالیت و کار و ورزش دیده می شوند ؛ اما هم اکنون سوال این است : آیا زمان آن فرا رسیده که این درمان به عنوان یک روش معمول درمانی سکته ها یا نارسایی های قلبی قرار گیرد؛ آیا هم اکنون گروه خاصی از بیماران مشخص شده است که به نوعی به این گونه درمان ها پاسخ بهتر دهد؛ آیا روش یا نوع سلول خاصی برتری خود را نسبت به بقیه اثبات کرده است ؛ پاسخ همه پرسشها خیر است.
در تمام دنیا در این مرحله چنین درمان هایی در مرحله تحقیقات بوده و به عنوان درمان معمول محسوب نمی شوند و تمامی مراکز تحقیقاتی هم اکنون تحقیقات وسیع تری روی تعداد بیشتر بیماران انجام می دهند و بیماران را به مدتهای طولانی تر دنبال می کنند تا هرچه بیشتر اطلاعات درباره این روشها جمع آوری شود و متدهای برتر ، سلولهای مناسب تر و بیماران بهتر برای این گونه درمان ها مشخص شوند. مساله مهم دیگر پدید نیامدن عوارض درازمدت بر اثر این درمان هاست که حتما باید بررسی شود. گرچه تاکنون هیچ عارضه ای به دنبال این درمان ها گزارش نشده است ، اما پیگیری های درازمدت نیز واجب به نظر می رسد. در آینده ای نزدیک مطالعه دیگری با همکاری پژوهشکده رویان ، بیمارستان بقیه الله جماران ، بیمارستان شهید رجایی و مرکز قلب تهران بر روی 140 بیمار قلبی صورت خواهد گرفت که در طی آن روشهای متفاوت این درمان مورد آزمایش قرار می گیرد و بیماران نیز به صورت طولانی مورد پیگیری خواهند بود.

پونه شیرازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها