در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از خانمهایی که در همان دوره به فارس منتقل شد خانم زهرا عبدالحمدی بود که یکراست رفت حوزه مجلس و کارش را شروع کرد.
آن موقع فارس خبرنگارهای اسم و رسم داری در حوزه سیاسی داشت و هر کسی راحت نمیتوانست میان آنها کار کند، اما خانم عبدالحمدی با عباس کلاهدوز و محمد میرزایی و چند نفر دیگر بهسرعت در گروه سیاسی فارس رشد کردند و بعد از چند سال هم خبرنگار حوزه مجلس شدند. مجلس به دلیل فضا و شرایط خاصش حوزه سختی برای خبرنگاران محسوب میشود و خب ماندگار شدن در این حوزه هم جنم و جربزه خاصی میخواست. در سالیان متمادی میدیدیم که خانم عبدالحمدی چگونه در این حوزه فعالیت میکند، خبرهای اختصاصی تهیه میکند، با نمایندگان گفتوگو میکند، در فصل بررسی بودجه هم صحن علنی را پوشش میدادند هم با نمایندگان حرف میزدند و هم گزارش تهیه میکردند. حقیقتا یک دوره طاقتفرساست. اعتراف میکنم از توان من خارج است.
ابتدای سال 97 که فارس را به مقصد صبح نو ترک کردم بعد از چند ماه شنیدم که ایشان در بستر بیماری است. روزهای متمادی خبرهایی از مریضیاش میشنیدم اما امید به بهبودی هم در خودش و هم در همکارانش زنده بود. او چند سالی بود که ازدواج کرده بود و پسری یکساله داشت، پسری که تنها چند ماه آغوش پرمهر مادر را تجربه کرد. از همکارانم میشنیدم که در دوری پسرش میسوزد، اما امید را از دست نداده است. عکسهایی که در ماههای آخر از او منتشر شد نشان میداد که چطور با بیماریاش میجنگد، مادری که برای زندگی میجنگد تا پسرش بیمادر نشود.
صبح روز گذشته بود که در گروه همکاران سابق خبر درگذشتش را شنیدم. آه و افسوس که حضرت حق تقدیرش بر رفتن این مادر بود. مادری که پسر یک سالونیمهاش حالا درد بیمادری را نمیفهمد.
مصطفی وثوقکیا
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: