حکیم که ناراحتی شاگرد نفر آخر را دید، نزدیک وی رفت و گفت: از اینکه نفر آخر شدهای ناراحتی؟ شاگرد نفر آخر گفت: بلی ای حکیم. وی افزود: هیچگاه فکر نمیکردم آخر شدن اینقدر دردناک باشد. بهخصوص اینکه حق من آخر شدن نبود.
حکیم گفت: چطور؟ شاگرد نفر آخر گفت: من جزو شاگردان خوب کلاس بودم و دلیل آخر شدنم نفهمی و کودنی و خرفتی و بیاستعداد بودن نبود، بلکه حواسجمع نبودن در سر جلسه امتحان بود. اگر شب قبل از امتحان بهاندازه کافی استراحت میکردم و صبح امتحان نیز صبحانه مناسب میخوردم، آخر نمیشدم. حکیم دستی به شانه شاگرد نفر آخر زد و گفت: همیشه و در هر آزمونی یکنفر آخر میشود. آن یکنفر پس از اعلام نتایج غصهدار میشود و به درخت گوشه حیاط تکیه میدهد و به دیوار روبهرو خیره میشود. اما به این فکر کن که تو با آخر شدنت باعث شدی یک نفر از غم و غصه ناشی از احساس شکست نجات پیدا کند. یکنفر بهخاطر نفهمی و کودنی و خرفتی و بیاستعدادی همواره آخر میشود، اما امروز برخلاف همه روزها شاد و خندان است و به آینده خود امیدوار شده است. شاگرد نفر آخر وقتی سخنان حکیم را شنید، شادمان شد و گفت: ای حکیم، با این سخنان درس بزرگی به من دادی و باعث شدی خودم را پیدا کنم و غم و غصه بر من غلبه نکند.
سپس از جا برخاست و به سرویس بهداشتی رفت تا دست و روی خود را بشوید. شاگرد نفهم و کودن و خرفت و بیاستعداد هم که نفر یکیمانده به آخر شده بود، پس از آنروز امیدوارانه مراتب موفقیت را طی کرد و طی مدت کوتاهی از مدرسه فارغالتحصیل شد و بهرغم نفهمی و کودنی و خرفتی و بیاستعدادی، به یکی از مناصب بالای اداری در دولت چین شمالی دست یافت و در آن منطقه تحولات زیادی ایجاد کرد.
امید مهدینژاد
طنزنویس
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد