آدرسی در دست دارد و از صبح به دنبال محل موردنظر می گردد؛ یکی می گوید، دوتا چهارراه بالاتر،آن یکی می گوید چرا اینجا آمدی ؛ باید بروی مرکزشهر، یکی دیگر می گوید آدرست کامل نیست و هر کسی سمت و سویی از شهر را نشان می دهد و چیزی می گوید.
خلاصه این که صبحش ، شب می شود؛ شرق تا غرب و شمال تا جنوب را با وجود ترافیک طی می کند ولی آدرس که مثال نقشه گنجی شده است ، خوانده نمی شود و گنج که محل مورد نظر است ، یافته نمی شود. این کلاف سردرگم ،این بار شهرستانی غریبی