با توجه به اینکه شما تجربه حضور در رویداد ورسوس را داشتهاید، این جایزه را چگونه ارزیابی میکنید؟
من همیشه مسابقههایی را که برای جوانان در عرصه هنرهای تجسمی برگزار میشود، پیگیری میکنم و حتی اگر در آنها دخیل نباشم، آنها را در نظر دارم. به عقیده من، در این میان ورسوس یکی از رویدادهای خوب و موفق است، بهویژه آنچه برایم قابلتقدیر است این که ورسوس توسط گروهی برگزار میشود که خود در حوزه هنر دخیل نیستند، با اینحال به دلیل علایق شخصی خودشان روی هنر سرمایهگذاری کردهاند. چنین رویدادهایی با توجه به اینکه قیمت آثار جوانان بالا نیست، عواید مالی برای برگزار کننده ندارند، بنابراین برگزارکننده به دنبال نفع مالی نیست.
در سالهای اخیر شاهدیم که چند جایزه در حوزه تجسمی ویژه هنرمندان جوان توسط بخش خصوصی برگزار میشود. البته رویدادهایی نیز در بخش دولتی برگزار میشود، اما به نظر میرسد تاثیرگذاری جوایز خصوصی را ندارند. به نظر شما دلیل شکلگیری این رویدادها چه بوده و چرا همگی به بخش خصوصی تعلق دارند؟
تا زمانی که دوسالانههای نقاشی مرتب برگزار میشد هیچکدام از این جوایز و مسابقات وجود نداشتند، اما پس از آنکه برگزاری دوسالانه نقاشی قطع شد، هیچ جایی برای عرضه آثار هنرمندان جوان آماتور وجود نداشت تا آنها بتوانند خود را به فضای حرفهای معرفی کنند. از آنجا بود که بخش خصوصی شروع به کار کرد تا رویدادهایی در این زمینه به وجود بیاورد که پاسخگوی نیاز هنرمندان باشد. البته تقریبا همه این رویدادها در حوزه نقاشی شکل گرفتند و در رشتههایی مانند مجسمه، عکس و... چنین اتفاقاتی رخ نداد. شاید نقاشی اینقدر خوششانس بوده که فضای جدیدی برای خودش پیدا کند. واقعیت آن است که بخش خصوصی است که فضای حرفهای تجسمی را هدایت میکند، نه بخش دولتی، چون بخش دولتی حرف جدی در این زمینه ندارد. اگر بخش خصوصی نباشد هنرمندان جوان راهی برای معرفی به فضای جدی هنر ندارند و اگر این مسابقهها وجود نداشته باشد مجالی برای بروز پیدا نمیکنند. جالب است که خیلی اوقات برگزیدگان رویدادهای مختلف هنرهای تجسمی، مشترک هستند و این نشان میدهد که نگاههای یکسانی در رویدادهای مختلف وجود دارد.
دلیل اینکه مسابقات هنری جوانان به رشته نقاشی محدود شده، چیست و آیا شاخههای دیگر هنر به این شکل دچار کمبود نمیشوند؟
در واقع این اتفاق افتاده و حوزههای دیگر در این زمینه کمبود دارند. در حال حاضر چند رویداد ویژه نقاشی برگزار میشود و میتوان به گروههای دیگری که قصد دارند وارد این حوزه شوند پیشنهاد کرد که به رشتههای دیگر هنری توجه کنند چون برای نقاشی به اندازه کافی فضا هست. ممکن است تمرکز بیشتر این رویدادها روی نقاشی به دلیل این باشد که تعداد هنرمندان نقاش بیشتر است و مخاطبان این هنر هم بیشتر از سایر رشتهها هستند، با این حال دلیل قطعی و مشخصی برای این موضوع نمیتوان بیان کرد. ما در جایزه منتخب نسل نو بارها قصد داشتیم مدیوم دیگری مانند مجسمه را انتخاب کنیم اما هنوز موفق به این کار نشدهایم. در واقع چون گالری هما به نقاشی گرایش بیشتری داشت در مسابقه منتخب نسل نو نیز در همین حوزه پیش رفتیم.
با توجه به اینکه بیشتر شرکتکنندگان در این مسابقات، دانشجویان یا افرادی تازه فارغالتحصیل شده هستند، این رویدادها تا چه حد میتواند نشاندهنده کارکردها و تأثیرات فضای آکادمیک هنر ایران باشد؟
این موضوع کاملا آشکار و تاثیرات فضای دانشگاهی در آثار قابل تشخیص است. در داوری میبینیم که معمولا کسانی که گرایش فیگوراتیو یا رئالیستی بیشتری دارند از یک دانشگاه آمدهاند و دانشجویان یک دانشکده دیگر یا شاگردان یک استاد خاص، گرایشهای دیگری دارند، اما نکته خوبی که وجود دارد آن است که چون در این مسابقات افرادی از شهرستانها یا کسانی که تحصیلات آکادمیک ندارند نیز شرکت میکنند، طیف وسیعی از آثار را میبینیم که اصولا در گالریها دیده نمیشوند. معمولا در فضای تجسمی به دلایل مختلفی مانند یک شیوه خاص تدریس هنر، سلیقه هنری گالریها یا به دلیل ذائقه بازار، یک شیوه خاص نقاشی رایج میشود و میبینیم که ناگهان تعداد زیادی هنرمند شبیه هم به وجود میآید. اما در این مسابقات چون بعضی از هنرمندان سابقه آکادمیک ندارند، آثار نابتری را مشاهده میکنیم و این موضوع برای من بسیار جذاب است. داوران نیز این موضوع را در نظر میگیرند که چنین آثاری در نمایشگاه حضور پیدا کنند و به کسانی که پیش از این نتوانستهاند خودشان را نشان دهند فرصت حضور داده میشود.
این مسابقات هنری اغلب بدون در نظر گرفتن موضوع مشخص برای آثار برگزار میشوند. نظر شما درباره این رویکرد چیست و فکر میکنید بهتر است مسابقات موضوعی باشند یا خیر؟
من شخصا قائل به موضوع نیستم. حتی در گالری هم وقتی یک نمایشگاه برگزار میکنیم به هنرمند نمیگوییم روی یک موضوع خاص کار کند، بلکه اگر موضوعی را مدنظر داریم سراغ هنرمندی میرویم که قبلا روی آن کار کرده باشد. داستان مسابقات نیز به همین شکل است و اگر به هنرمند موضوع بدهیم او را محدود و درعینحال او را وادار میکنیم وارد فضایی شود که متعلق به او نیست.
زینب مرتضاییفرد
فرهنگ و هنر