در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای اصلاحات در سریالسازی باید در مرحله اول فیلمنامهنویسان در قصهها اتفاق جدیدتری رقم بزنند و قصههای جدید و موضوعات جدیدی که قابلیتهای بهتری داشته و از منظر تکنیکی تازگی داشته باشد به مخاطب ارائه کنند.
تماشاچی، نوآوری میخواهد و این کمبود را اگر بخواهیم گسترش دهیم، میرسیم به یکسری کارهایی که هرروزه با آنها روبهرو هستیم. کارهایی که میبینیم عمدتا خاکستری و بدون رنگ و روست.
این رنگ و رو نداشتن میتواند از متن شروع شود، که من اسم آن را گذاشتهام قصههای مکرر همیشگی تکراری و بعد میرسیم به اجراها، لباسها و مکانها و...
این رنگ و لعابی که مخاطب در سریالهای بیگانه و خارجی میبیند را در سریالهای خودمان هم باید ببیند. ما در قصههایمان بیش از اینها به شادی نیازمندیم چون وقتی غم و اندوه میآید، همه چیز را تحت پوشش خود قرار میدهد و روی همهچیز تاثیر میگذارد و این هم نکته دیگری است که فیلمنامهنویسان ما باید در نگارش آثار خود آن را مورد دقت قرار دهند.
مردم به طراوت نیاز دارند و به شادابی و رنگهای متعدد. یک بحثی در همین عالم هنر است که میگوید مخاطب باید حظ بصری ببرد، یعنی اینکه وقتی آدم میتواند با نگاهش لذت ببرد و شاد شود، نباید این حظ بصری از او دریغ شود. این حظ بصری در محصولات تلویزیونی ما یک مقدار پررنگ شود و باید برای رونقش فعالیت کرد.
در نگاهی کلی بر سریالهای تلویزیون نیاز به قصههای متنوع حس میشود و یک مقدار تنوع در ساختار قصه یا در اجرای سریالها لازم است.
بهتر است موضوعات مطروحه در آثار فیلمنامهنویسان ما موضوعات متنوعتری باشد و دامنه سوژهها بسیار بیشتر شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: