jamejamnashriyat
نشریات تپش کد خبر: ۱۲۳۳۹۳۲ ۲۴ مهر ۱۳۹۸  |  ۰۸:۰۰

جام‌جم در آستانه سالگرد اسیدپاشی‌های سریالی در اصفهان بررسی می‌کند

داغ فراموش شده

اولین‌بار و در سال 83 بود که دختری به‌نام آمنه بهرامی هدف حمله اسیدپاشی خواستگارش قرار گرفت. خواستگار اسیدپاش، چندبار به آمنه نزدیک شد تا با او صحبت کند، اما او علاقه‌‍‌ای به مجید نداشت و هربار او را از خود می‌راند. آتش‌ کینه و انتقام در وجود مجید شعله می‌کشید و برای التیام زخم‌های روحی‌اش تصمیم گرفت تا کاری کند آمنه جز او به مرد دیگری فکر نکند. یک روز سرد پاییزی، با ظرفی پر از اسید گوشه‌ای‌کمین‌ کرد و منتظر آمنه ماند. آمنه که آمد، مجید، او را از پشت صدایش کرد و تا آمنه برگشت، ظرف اسید را روی صورتش خالی‌کرد. وجودش به یکباره تبدیل به گلوله‌ای سوزان از آتش شد که می‌سوخت و تمامی نداشت.
اسید، دو چشم آمنه را از او گرفت و پوست صورت و دستانش را چنان سوزاند و پیر کرد که با وجود انجام ده‌ها عمل جراحی، هنوز هم نمی‌توان کوچک‌ترین شباهتی میان چهره فعلی او و عکس‌های قبل از اسیدپاشی پیدا کرد. آن سال‌ها، پرونده آمنه، یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های قضایی ایران بود و سروصدایش حتی به خارج از مرزهای کشور هم رسید. بعد از دوندگی‌های بسیار، آمنه بالاخره موفق شد از قوه قضاییه حکم قصاص و کوری دو چشم مجید را بگیرد. روز قصاص، پزشک آماده اجرای حکم بود. مجید که می‌دانست به ته خط رسیده است و تا دقایقی دیگر نابینا خواهد شد، به‌شدت گریه کرد.
آمنه که تحت تاثیر گریه‌های خواستگار اسیدپاش‌اش قرار گرفته بود، همان‌جا اعلام گذشت کرد و پرونده اولین قصاصی‌که می‌رفت به مرحله اجرا درآید، بسته شد. بعد از آمنه، خبر اسیدپاشی به دختران اصفهانی در سال 93، تیتر یک رسانه‌های ایران و جهان شد. در این حادثه، مرضیه ابراهیمی و سهیلا جورکش از جمله دخترانی بودند که توسط موتور سوارانی ناشناس هدف اسیدپاشی قرار گرفتند و با وجود گذشت پنج سال از حادثه و با وجود پیگیری‌های مداوم پلیس اصفهان، متهم یا متهمان اسیدپاش هنوز به دام قانون نیفتاده‌اند.
سردار خانی، رئیس پلیس آگاهی کشور چند روز قبل درباره آخرین وضعیت این پرونده گفت: پرونده اسیدپاشی اصفهان بایگانی نشده و در جریان است. همچنان در حال پیگیری این پرونده‌ها هستیم که در صورت حصول نتیجه، حتما به سمع و نظر مردم می‌رسد. پلیس آگاهی، پرونده‌های جنایی را کنار نمی‌گذارد و این پرونده‌ها همچنان جریان دارند.
پس از وقوع اسیدپاشی، خبرهایی درباره دستگیری دو مظنون در این پرونده منتشر شد که سردار خانی در این‌باره می‌گوید: پلیس دو نفر را شناسایی کرده و مظنون‌هایی را احضار کرده اما اخیرا فرد جدیدی در این رابطه دستگیر نشده است.
در این سال‌ها به‌جز این قربانیان، زنان و دختران دیگری نیز قربانی‌کینه‌توزی عده‌ای اسیدپاش شدند، اما متهمان هرگز قصاص نشدند.
کشدار شدن پرونده‌های اسیدپاشی و قصاص نشدن مرتکبان و از سوی دیگر تداوم اسیدپاشی، موضوعاتی بود که روح و روان قربانیان اسیدپاشی و خانواده‌های‌شان را به‌شدت جریحه‌دارکرده بود. آن‌قدر که خرداد امسال، طرح تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزه‌دیدگان ناشی از آن در مجلس مطرح شد و در نهایت، نمایندگان کلیات این طرح را با 206 رای موافق، چهار رای مخالف و سه رای ممتنع از 230 نماینده حاضر تصویب کردند که با تقویت بازدارندگی قانون برای جلوگیری از اقدام به اسید پاشی و ارتکاب این جرم در کشور دنبال می‌شود. براساس این مصوبه، اگرکسی به صورت عمدی با پاشیدن اسید یا هر نوع ترکیبات شیمیایی دیگر با هر میزان غلظت باعث جنایت بر نفس و عضو شود، در صورت مطالبه از ناحیه مجنی علیه یا ولی دم، حسب مورد با رعایت شرایط مقرر در کتاب قصاص به قصاص نفس یا عضو محکوم می‌شود. در این مصوبه برای معاونت در جرم نیز مجازات تعزیری در نظرگرفته شده است.
با وجود این، آن چنان‌که از حرف‌های قربانیان اسیدپاشی برمی‌آید، مصوبات مجلس، حرکت رو به جلویی نیست و در واقع انگار هیچ پیشرفتی صورت نگرفته است. چون هنوز هم اسید به راحتی خرید و فروش می‌شود، مرتکبان به‌راحتی اسیدپاشی می‌کنند و هیچ حکم قصاصی نیز اجرا نشده است.

قصاص باید اجرا شود
دکتر کمال سیدفروتن، متخصص جراحی پلاستیک و زیبایی و مدیر عامل انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی می‌گوید: «مصوبات مجلس برای اسیدپاشی هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. اگر به مرحله اجرا درآید و تشدید مجازات اسیدپاشی اعمال شود، مسلما تا حدودی از آمار این حرکت غیرانسانی کاسته می‌شود. مساله مهم این است که بعد از یک حادثه اسیدپاشی، نتیجه‌گیری در مورد آن و اقداماتی که باید انجام شود، به چند سال بعد موکول نشود. تا زمانی که مردم داغ و پیگیر اخبار مربوط به اسیدپاشی هستند، تشکیل دادگاه و مجازات اسیدپاش می‌تواند موثر باشد و مانع اسیدپاشی توسط‌کسانی شود که این افکار را در سر می‌پرورانند، اما اگر چند سال از حادثه بگذرد و بعد نتیجه را اعلام کنند، آن تاثیر اولیه را نخواهد داشت. پس سرعت در تشکیل دادگاه و اجرای حکم تاثیر به‌سزایی در کاهش این جرم خواهد داشت.»
در مواردی، برخی پرونده‌های اسیدپاشی مرتکبان، منجربه صدور حکم قصاص شده، اما تاکنون هیچ یک به مرحله اجرا درنیامده است و پرونده آمنه بهرامی نیز درست در لحظه اجرای حکم قصاص با رضایت او متوقف شد. اجرا نشدن حکم قصاص نیز از مواردی است که مدیرعامل انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی به آن انتقاد دارد و ادامه می‌دهد:«وقتی قاضی حکم صادر می‌کند، باید اجرا شود. علت تعلل در اجرای قصاص هنوز مشخص نیست، شاید دلیلش این است که می‌خواهند از خانواده قربانی اسیدپاشی رضایت بگیرند. قربانیان اسیدپاشی، از نظر روحی و عصبی و اجتماعی تحت تاثیر این حادثه هستند و این زجر هر روز برای‌شان تکرار می‌شود. یا خودشان را پیدا می‌کنند یا اگر نکنند ممکن است دست به خودکشی بزنند. به همین دلیل است که اجتماع و دست‌اندرکاران دولت باید نگاه جدی‌تری به موضوع اسیدپاشی و مجازات مرتکبان داشته باشند.»
او معتقد است آمنه باید حکم قصاص را اجرا می‌کرد و منطق او هم، اعترافات اسیدپاشان است که می‌گویند سرانجام خانواده قربانیان رضایت خواهند داد. فروتن ادامه می‌دهد: «مرتکبان از حس ترحم و گذشت قربانیان خود سوء استفاده می‌کنند. گذشت باید تا جایی باشد که به جامعه آسیب نزند، اگر ضرر بزند، قابل اغماض نیست. آنهایی که هدف اسیدپاشی قرار گرفته‌اند، مصرانه دنبال اجرای حکم هستند. اگر چند حکم اجرا شود، در کاهش و حتی جلوگیری از وقوع این حادثه دردناک، موثر است.»
موضوع دیگری که او به آن انتقاد دارد، خرید و فروش اسید است که هنوز هم آزادانه انجام می‌شود. فروتن معتقد است اگر خرید و فروش اسید مانند اسلحه شناسنامه‌دار شده و مشخص شود که اسید توسط چه کسی و برای چه کاری خریداری شده است، کمک به‌سزایی به کاهش و مهار اسیدپاشی توسط مجرمان می‌کند.
فروتن در بخش دیگری از صحبت‌های خود به فعالیت‌های انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی در حمایت از آسیب‌دیدگان اشاره می‌کند و می‌گوید: «از زمانی که انجمن تشکیل شد، تمام کسانی که عضو انجمن هستند، رایگان جراحی شدند و همکاران متخصص چشم، گوش و حلق و بینی و جراح پلاستیک زیادی نیز مایل به همکاری با انجمن هستند که انجمن آنان را هماهنگ می‌کند. بیشتر قربانیان صورت خود را در اسیدپاشی از دست می‌دهند و متاسفانه با وجود عمل‌های جراحی متعددی‌که انجام می‌شود، هرگز چهره اول‌شان بازیابی نمی‌شود. اینها را عمل می‌کنیم تا شرایط بهتری برای حضور در اجتماع و خانواده خود پیدا کنند.»

لیلا حسین‌زاده

تپش

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

هفته گذشته طالبان یورش برق‌آسایی به شهرستان «مایمی» در شمال‌ شرق افغانستان داشت.این منطقه روی خط مرزی این کشور با تاجیکستان و در استان بدخشان قرار دارد.

اسبی در غبار آمد

اسبی در غبار آمد

در نخستین ساعاتی که خبر شهادت شهید محسن فخری‌ زاده را شنیدم، نوشتن یک مثنوی را آغاز کردم: «سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد/ غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد». تا پاسی از شب بیدار بودم و شعر را بازنویسی می‌کردم.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر