در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سومین ساخته ابراهیم ابراهیمیان، همچون فیلمهای اول و دوم او، فیلمنامههای بسیار لاغر دارد که به سختی کش آمده و به شکل یک فیلمنامهبلند درآمده است. حال آنکه اگر همین فیلم در قالب یک فیلم کوتاه ساخته میشد، قطعاً نتیجه میتوانست بهتر باشد.
جدا از مسأله کشآمدگی داستان و تکرار مدور برخی از واقعهها در سراسر فیلم، «پیلوت» به لحاظ بصری نیز هیچ خصوصیت خاص و منحصر به فردی ندارد و فیلمی خالی از فرم است. اندازه تکراری نماها، دوربین روی دستی که گاهی نیازی به روی دست بودنش احساس نمیشود و قابهایی که به لحاظ بصری بسیار معمولی و متوسطاند دست به دست هم دادهاند تا «پیلوت» به لحاظ فرم و شکل نیز اثری کاملاً معمولی باقی بماند.
آنچه اما فیلمنامه کار از آن رنج میبرد صرفاً لاغری طرحش نیست بلکه محکم نبودن منطق روایی، طرح نهچندان منسجم و قابل استناد بسیاری از گرهها، عدم چفت و بست درست و حسابشده زنجیرهای علت و معلولی و ضعف در شخصیتپردازی از دیگر ایرادهاییاست که میتوان بر فیلمنامهاثر گرفت. و در رابطه با نوع روایتپردازی نیز در همان ابتدا این پرسش مطرح میشود که آیا بحران اصلی فیلمنامه مسألهای آنقدر پیچیده است که تا این اندازه شاخ و برگ پیدا کند و بابتش این همه رخداد فرعی پیش بیاید؟ پدری که اصلاً مرگ و زندگی فرزند بیمارش برای او اهمیتی نداشته به صرف لجبازی با همسر سابقش چرا باید متحمل این حجم از دردسر و دشواری شود؟
چرا باید با پزشک صادرکننده گواهی فوت دربیفتد یا همسر سابقش را به باد کتک بگیرد؟ ضمن آنکه مسألهای که والدین کودک بر سرش نزاع میکنند اصلا آنقدر مهلک نیست؛ چراکه شهرهای محل سکونت والدین کودک متوفی که هریک مصر هستند کودک در همان شهر به خاک سپرده شود تنها دو ساعت با هم فاصله دارند و این لجبازی عمیق و بگومگوهای متعدد در ظرف کوچک ماهیتِ مشکل آندو نمیگنجد. سؤال پرستار از فهمیه، مبنی بر باردار بودن یا نبودنش به شکل مشکوکی مطرح میشود و زن نیز به شکل مشکوکتری به آن پاسخ میدهد و همین سوال که ربط و تأثیر چندانی هم در پیشرفت روایت ندارد تا پایان فیلم در ذهن مخاطب باقی میماند و برایش به دنبال پاسخ است!
وقتی متوجه میشویم این سوال بنا نبوده نقشی در روند پیشرفت داستان داشته باشد کاملا رودست میخوریم و این در حالیاست که لزومی به طرح آن سوال آن هم با آن لحن خاص در فیلم نبود. بهنظر میرسد فیلمساز قصد داشته است به شیوه رایج سینمای اجتماعی سالهای اخیر به طرح مسألهای بحرانی با مضمون پنهانکاری، بحران جدایی و دروغگویی بپردازد اما به سبب نقصان در فیلمنامه و به اسمهای بودن رویدادهای آن این طرح به ایدهای تلف شده تبدیل میشود که از جایی به بعد دچار سکته شده و حتی عناصر گوناگون درام از آن حذف میشوند و بنابراین دیگر جایی برای غافلگیری مخاطب باقی نمیماند. «پیلوت» فیلمی نیست که بتوان بابت اجرای شلخته یا کارگردانی پر ایراد به آن خرده گرفت بلکه فیلم لطمه اساسیاش را از فیلمنامهاش میخورد. فیلمنامهای که در آن بیش از تمرکز بر داستانگویی شاهد پارهای از موقعیتها هستیم که میآیند و میروند و تکرار میشوند و هرگز به تکامل نمیرسند. اگر از ضعف شدید شخصیتپردازی و انفعال و تیپزدگی آنها بگذریم بازیگران فیلم خصوصا جواد عزتی و سعید آقاخانی بازیهای قابل قبولی را ارائه میدهند که همین بازیهای خوب دیگر ضعفهای اثر را در سایه خود نگاه میدارند.
یاسمن خلیلیفرد
سینما
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: