در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش خبرنگار جامجم، صبح جمعه 19 مهر امسال، ابراهیم شهاب 45 ساله لباسهایش را پوشید تا برای خرید نان از خانه بیرون برود. به دو قدمی خانه رسیده بود که دوباره تشنج سراغش آمد و با سر به زمین افتاد.خواهر با شنیدن صدا خود را به حیاط رساند. وقتی ابراهیم را در آن وضع دید با برادرش تماس گرفت و از او خواست خود را به آنجا برساند. برادرزاده ابراهیم میگوید: وقتی وارد خانه شدیم و عمو ابراهیم را در آن وضعیت دیدیم، ناراحت شدیم.آب قندی به او دادیم و لباسهایش را عوض کردیم. فکر میکردیم خطر از بیخ گوشمان رد شده و فقط یک حادثه بوده است .
مصطفی اضافه کرد: همه ما عمو ابراهیم را دوست داشتیم. مهر و محبتش خیلی زیاد بود و برای همه دلسوزی میکرد. وقتی کمی حال عمو ابراهیم خوب شد ما به خانه برگشتیم. اما هنوز وارد خانه نشده بودیم که عمهام زنگ زد و گفت حال عمو دوباره به هم خورده .اینبار عمو ابراهیم حالش خیلی بد بود. از گوشهایش خون میآمد و حالت تهوع شدید داشت. مکث نکردیم و بلافاصله او را به بیمارستان شریعتی کرج بردیم. در آنجا کمی به او رسیدگی کردند و گفتند هرچه سریعتر به بیمارستان شهید مدنی منتقلش کنیم.وقتی پزشکان بیمارستان مدنی او را معاینه کردند، گفتند بهخاطر شرایطی که دارد بهتر است برای عمل به بیمارستان رجایی منتقل شود. بلافاصله او را به بیمارستان رجایی بردیم . پزشکان بیمارستان پس از کلی معاینه اعلام کردند ضربه شدید باعث شده او دچار مرگ شود.همان موقع بود که فکر اهدای عضو به ذهنم خطور کرد.
دکتر ساناز دهقانی، رئیس واحد فراهمآوری اعضای پیوندی بیمارستان سینا در اینباره بیان کرد: با اعلام رضایت اولیایدم بیمار مرگ مغزی به بیمارستان سینا منتقل شد و روز یکشنبه 19 مهر پزشکان متخصص اعضای بدن او را به بیماران نیازمند اهدا کردند.کبد و کلیههای بیمار به سه نیازمند اهدا شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: