در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرایی که دربارهاش میگوید: وقتی ما هنوز دانشجو بودیم بیشتر در حوزه جهادی فعالیت میکردیم اما از وقتی بچهها فارغالتحصیل شدند دستمان تا اندازهای کوتاه و تعداد این اردوهای جهادی کمتر شد، به همین علت دیدیم به نوعی دستم از انجام کار خیر کوتاه شده، بنابراین چهارشنبهها را در کلینیکی که فعالیت میکنم به درمان رایگان دامها اختصاص دادم.
این جهادگر یک خاطره جالب هم از درمانهای جهادیاش دارد: «یکبار برای واکسنزدن به طویله رفتم. تا قبل از آن هم گاومیش ندیده بودم. طویله از تعدادی سنگ و دوتا چوب بلند ساخته شده بود. از آنجا که گاومیش به جز صاحب خود اجازه نزدیک شدن به کسی را نمیدهد و چون این زن فقط با زبان ترکی آشنایی داشت با زبان اشاره از او خواستم پارچهای را روی صورت گاو بیندازد تا من در مقابل چشمان او نباشم. متأسفانه نتوانستم منظورم را خوب منتقل کنم و زمانی که سوزن واکسن را در گردن گاومیش فرو کردم او رم کرد و با ضربهای که به ستون چوبی طویله زد باعث شد سقف طویله فرو بریزد. به سرعت خودم را بیرون کشیدم اما گاومیش خشمگین بهدنبال من آمد و من بدو گاومیش بدو...تا اینکه خوشبختانه به یک درخت رسیدم و از آن بالا رفتم و تا صاحب گاومیش آمد و روی صورت گاو را با پارچه پوشاند، بالای درخت ماندم.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: