در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهرماه فکری ارشاد میگوید: شهلا 17 سال داشت که به تئاتر پدربزرگم آمد که یاد بگیرد چطور بازی کند. پدربزرگم همیشه میگفت: شهلا دختر من است و شهلا هم همیشه میگفت: معز پدر من است! پدربزرگم ایشان را واقعاً دوست داشت. الان هم که متأسفانه حال خانم ریاحی خیلی بد است. عکسهایش را که میبینم، متاسف میشوم.
زندهیاد داریوش اسدزاده هم شاگردش بود و پدربزرگ دوستش داشت، ولی اسدزاده پس از مدتها اشتغال در تئاتر، رفت به سینما و در اواسط دهه 50 هم رفت به آمریکا و ده سالی نبود که پدربزرگم سال 63 فوت شد و اسدزاده سال 65 برگشت. با این حال اسدزاده همیشه برای معزالدیوان احترام خاصی
قائل بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: