اشاره‌ای به «دو فاخته پایین پای باد» و حسین عباسیان

زیستن با ذات زبان فارسی

غنای تجربه زیسته با زبان فارسی، آرام و قرار را از آدم می‌گیرد. وررفتن با ذات این زبان و دست‌وپنجه‌ نرم‌کردن با متونی که معاشقه کرده‌اند با این ذات، آدم را روزی می‌نشاند جلوی آینه تا از خودش بپرسد چه می‌خواهد و چه می‌جوید. آن وقت است که دست به هر کاری می‌زند تا این تجربه را از مسیری ببرد برساند به مقصدی که معلوم نیست کجاست و چقدر تا آن راه است. این اتفاقی است که برای حسین عباسیان می‌افتد؛ شاعر و نمایشنامه‌نویسی که قصه هم می‌پردازد برای بچه‌ها.
کد خبر: ۱۲۲۶۵۸۲

هر وقت به مسیری که او پشت سر گذاشته فکر می‌کنم، به همان غنای تجربه زیسته با ذات زبان فارسی می‌رسم. 36 سالش است. یک روز نوشت: «چرا هر کس که یک آغوش پر احساس می‌خواهد/ همیشه دست گرمش را دو دست سرد می‌گیرد؟» حالا شبکه‌های اجتماعی پر است از این بیت. همراه با عکس‌هایی از دخترانی در برگریزان پاییز، پسرانی تکیه داده به درختان یخ‌‌بسته زمستان. البته حسین غزلسرای قهاری بوده و در دیگر قالب های شعر کهن هم استادی کرده، اما حیف است او را با این یک بیت بشناسند. سال‌ها غزل نوشته، ناشری و ویراستاری کرده، شعر دوستانش را در کتابی گردآورده و به بازار فرستاده و بعدها شعرهایی نوشته که غزل و قصیده نبوده‌اند؛ شعرهایی که قرابت می‌برد شاید به بوطیقای شعر دیگر. هنوز هم این شعرها را ادامه می‌دهد و هر بار چیزی که در آنها رنگ می‌بازد، بوطیقای شعر دیگر است و هر بار که چیزی به آنها اضافه می‌شود، تشخص و عیاری فردی است که بسیار برجسته است.
حسین عباسیان، در این حین برای بچه‌ها قصه هم نوشته است و حالا ناشری باید تا آنها را منتشر کند؛ قصه‌هایی که برق از سر بچه‌ها می‌پراند و مغناطیس‌هایی هم می‌کارد در سر بزرگ‌ترها. حالا اما تازه‌ترین تجربه او، تازه‌ترین تجربه زیسته‌اش با هستی بازیگوش زبان فارسی، یک نمایشنامه است: «دو فاخته پایین پای باد» که نشر مسطر آن را منتشر کرده. همان انتشاراتی که پیشتر دو کتاب شعر از مهدی یزدی به بازار فرستاده و در این صفحه درباره‌شان نوشته‌ایم. دو فاخته... همان‌قدر که طرح و اجرای جلد درست و درمانی دارد، دچار صفحه‌آرایی و انتخاب فونت نامناسبی است. اما اینها که ظاهر ماجراست. باطن، همان است که از حسین انتظار می‌رود. همان رفتاری را که چند سالی است با لایه‌های پنهان فارسی در شعرش اختیار کرده، اینجا در این نمایشنامه نیز بر همان رفتار است. با تفاوت‌هایی که طبعا به فراخور فاصله متن تا اجرای یک نمایشنامه باید تمهید می‌شد.
دو فاخته... را چندان نمی‌توان به سنتی از سنت‌های نمایشنامه‌نویسی فارسی منتسب کرد. شاید بتوان آرکاییسمش را به بهرام بیضایی ارجاع داد، بازیگوشی‌هایش را به عباس نعلبندیان و وهم برساخته از فضاهای متکثر را به محمود شجاعی در نمایشنامه «مرگ‌های پس از شنوایی»، اما اینها اگر آدرس غلط‌دادن هم نباشد، تسهیلاتی در اختیار کسی که می‌خواهد کتاب را دست بگیرد و بخواند نمی‌گذارد. کتاب 114 صفحه است و به شمارگان 500 و به قیمت 12هزارتومان منتشر شده است. اگر می‌خواهید یکی از خوانندگان دو فاخته پایین پای باد باشید یا از فروشگاه‌های اینترنتی آدینه بوک و هنارس تهیه‌اش کنید با شمـــاره تلفن 02532816170 تماس بگیرید تا برایتان بفرستند.

صابر محمدی

ادبیات و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها