در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خواب تکرار شونده
ماجرای بازی در مورد پسر جوانی به اسم Lloyd است که البته هیچ جای بازی ندیدم مستقیما به اسم او اشاره شده باشد و با خواندن توضیحات سازنده در صفحه استیم بازی به آن پی بردم! به هرحال به نظر میرسد او گرفتار خواب یا کابوسی شده که بیدار شدن از آن چندان هم راحت به نظر نمیرسد و کل روند بازی تلاش شما برای زنده ماندن در دنیای کابوسها و پیدا کردن راهی برای خروج از آن است. بازی خیلی ناگهانی و سر راست شروع میشود، بهطوری که حتی خبری از منوی اولیه برای شروع هم نیست و بعد از باز کردن بازی بلافاصله در محیط مرحله قرار میگیرید که ظاهرا خانه Lloyd است. خوشبختانه به دلیل ساختار خوب طراحی مرحله در این بخش و اجتناب از پرت کردن حواس بازیکنان با عناصر و چیزهای مختلف، تنها چیزی که در این محیط میتوانید با آن تعامل داشته باشید یک تخت خواب است و اینجاست که متوجه میشوید هرچه بعد از آن در بازی ببینید به نوعی ساخته ذهن شخصیت بازی و در دنیای خواب اوست.
بازی هفت فصل دارد که ماهیت گیمپلی در هرکدام از آنها حل کردن تعدادی معما و رسیدن به نقطه آخر است. این روند در بیشترین حالت نباید چیزی بیش از 2 ساعت به طول انجامد. البته شش گزینه مخفی کاملا اختیاری نیز در بازی وجود دارد که اگر بخواهید آنها را هم پیدا کنید، شاید نیم ساعت دیگر مهمان بازی باشید.
با وجود اینکه سبک هنری بازی و جوی که بازیکن را در آن قرار میدهد ساختاری داستانی دارد و منتظر شنیدن یا حداقل درککردن قصه هستید، DARQ این ظرفیت را نسبتا به باد داده است! بازی خیلی تلاش دارد هر کس برداشت خودش را از داستان داشته باشد، ولی مساله این است که در برقرارکردن ارتباط داستانی دنبالهوار بین فصلهای مختلف بازی و حتی عناصر و المانهای گیمپلی چندان موفق عمل نکرده است. به جز ورودی و خروجی هر فصل که از خانه Lloyd شروع و به همانجا ختم میشود، هر فصل بازی صرفا محیطی مجزا با معماهای خاص خودش به نظر میرسد. حتی در بسیاری از مراحل نیز معماها از منظر مفهومی، ارتباطی داستانی با محیط مرحله ایجاد نمیکنند یعنی شما نمیدانید این معما اصلا چرا باید اینجا باشد؟ آیا قرار بوده معنی خاصی در مفهوم قصه داشته باشد؟ به عبارت دیگر در خیلی از موارد احساس میشود اگر یک معما را از یک مرحله برداشته و در مرحلهای دیگر قرار دهیم، لطمهای به فضاسازی و جو بازی وارد نمیشود.
فیزیک بازیچه است!
گیمپلی DARQ اساسا بر مبنای حل معماست و برای حل کردن آنها اکثرا به جمعآوری گزینهها در محیط و استفاده از آنها در جای درست نیاز است. برای پیدا کردن این گزینهها و کلا حرکت در محیط با مکانیک اصلی بازی که دستکاری کردن فیزیک است، آشنا میشوید. با کمک این ویژگی شما میتوانید روی دیوارها و سقف حرکت کرده و در مواقعی محیط مرحله را چرخانده یا بین عمقهای مختلف آن حرکت کنید. در این میان ممکن است با چند دشمن بهشکل زامبی نیز مواجه شوید که برای فرار از آنها باید از همین ویژگیها استفاده کنید.
معماهای بازی بسیار جذاب و به دور از پیچیدگی عجیب و غریب هستند و حتی گزینههایی که برای حل کردن یک معما باید در سیستم اینونتوری خود داشته باشید نیز از نظر قرارگیری در مرحله یا راه رسیدن به آن، چندان دور از محل معمای اصلی نیستند. این مساله باعث میشود شما در مرحله گیج و سردرگم نباشید و حل کردن معماها لطمهای به ضربآهنگ و روند بازی نزند، اما تعدادی از معماها یا سناریوهای گیمپلیای که در بازی وجود دارند یک بار مصرف هستند و شما جای دیگری آنها را تجربه نخواهید کرد.
جمعبندی
DARQ یک بازی اتمسفریک معمایی است و موسیقی، صداگذاری و سبک گرافیکی نسبتا سیاه و سفید بازی و استفاده از رنگهایی با اشباع پایین در تقویت این ماهیت اتمسفریک بودن بسیار تاثیرگذار عمل میکنند. به نسبت بازیای که تقریبا دو سال در شبکههای اجتماعی اخبار آن را از طرف خود سازنده دنبال و مشتاقانه گیفهای آن را تماشا میکردم، راستش انتظار بیشتری داشته و شاید دوست داشتم مدت زمان بازی کمی بیشتر بود یا الگوهایی که تعریف میشوند صرفا یک بار مصرف نباشند، ولی در مجموع نسبت به زمانی که صرف تجربه بازی خواهید کرد راضی خواهید بود و بهخصوص بعضی از معماهایش بسیار الهامبخش هستند.
DARQ
سازنده Unfold Games
ناشر Unfold Games
پلتفرم PC
سبک معمایی
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: