بیا که دنیا بی تو لطفی ندارد

میرزا مصطفی خان محدثی -از شعرای کبار مملکت خراسان - که فی الحال از اجله جریده جام جم ، و با حقیر از زمان ماضی رفاقت داشته ، به طریقه فرس ماژور تلگرافات فرستاده که چه نشسته ای بیا که دنیا بی تو صفا نداشته و جریده شریفه جام جم ، بی راپورت تو رونق ندارد.
کد خبر: ۱۲۲۲۷۸

به ضمیمه تلگراف ، یک قصه هم از ماجرای طوفان نوح سلام الله و علی نبینا من باب تحکیم رفاقت فرستاده بود که به منزلت این حقیر فقیر در کشتی جام جم اشاره دارد. منقول است که از هر حیوان یک جفت ، به امر و اراده باریتعالی ، با پای خودشان به سفینه نوح داخل شده ، در یک گوشه غنوده ، کار به کار هیچ حیوان دیگر نداشته ، به امورات خود مشغول شده . لکن ، جناب حمار از داخل شدن به کشتی امتناع ورزیده ، نه به زور و نه به زاری و نه به زر، رضایت نداده که داخل شود و اینقدر گوشش را کشیدند که یحتمل سبب درازگوش شدنش همین بوده اما نقل شده که نوح در گوش حمار چیزی زمزمه کرده که از خر شیطان پایین آمده و دست زوجه اش را گرفته ، یورتمه داخل سفینه شده . بعدا که از نوح پرسیدند که چه گفتی؛ گفت «گفتم بیا که دنیا بی تو لطفی ندارد». علی ای حال سفینه جام جم هم بی راپورت نویس هیچ لطفی نداشته و ندارد. فلذا ما هم از خر شیطان پایین آمده ، قول و قرار گذاشته ، با اعاظم جریده دست مودت داده ، مقرر شده که در این گوشه غنوده و نان و ماست خود را استعمال نماییم . عندالورود خودمان به خودمان خوشامد می گوییم و وعده می دهیم که در ایام طاق ، طبق رسم معهود راپورت بدهیم. در ایام جفت هم حضرت رفیع به روال خود ، فرمایشات خود را خواهند فرمود. و من الله التوفیق.

راپورت / میرزاسید علی میرفتاح
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها