دریا دل جنوبی

هنگامی که صحبت از غزل امروز به میان می آید ، یکی از کسانی که بی درنگ شعر و آثارش در ذهن نقش می بندد ، استاد محمدعلی بهمنی است ، شاعری که نبض غزل امروز در جنوب گرم و صمیمی با او می تپد.
کد خبر: ۱۲۲۲۶۶

تجلیل از بهمنی در جشنواره تولیدات حوزه هنری اصفهان ، بهانه ای بود تا امروز میهمان «دیدار روز» جام جم باشد.



استاد از جنوب و بندرعباس چه خبر؛
مثل همیشه صمیمی و گرم اما در حال حاضر اصفهان هستم.

گویا قرار است در جشنواره ای که در اصفهان برگزار می شود ، از شما تجلیل شود ، دراین باره صحبت کنید.
برنامه ای که به همت حوزه هنری اصفهان برگزار می شود، تا آنجا که من متوجه شدم ، نمایشگاه و جشنواره تولیدات حوزه هنری است که با تجلیل از پیشکسوتان عرصه شعر و هنر همراه است. بسیاری از دوستان هم اینجا حضور دارند مثل ؛ سهیل محمودی ، ناصر فیض ، استاد محبت و... و البته جوانان خوب و خوش ذوق اصفهانی هم با شعرهای دلنشین ، میزبانی ما را به عهده دارند.

آقای بهمنی ، مجموعه جدیدتان چه زمانی منتشر خواهد شد؛
قرار است شعرهای تازه ام در کتاب «چتر برای چه؛ خیال که خیس نمی شود» از سوی نشر دارینوش چاپ شود. کتاب 2 بخش از آثارم را در بر می گیرد؛ یک بخش غزلها و دیگری شعرهای سپید و آزاد. البته قرار است ، پرویز پرستویی هم این شعرها را دکلمه کند و در نوار کاست و CD همراه کتاب منتشر شود.

یک کتاب هم گویا دکتر ثروتیان درباره شما منتشر خواهند کرد ، این کتاب در چه مرحله ای است؛
این کتاب درباره مجموعه آثار من است که قسمتهای متعددی دارد و اگر اشتباه نکنم بیشتر نقد و بررسی است و به همت انتشارات مروارید منتشر خواهد شد.

استاد، به نظر می رسد این اواخر کمتر سراغ غزل می روید و تا حدودی به شعر آزاد گرایش پیدا کرده اید، چرا؛
من همیشه دلداده و تشنه غزل گفتن و خواندن و شنیدن آن هستم ، شعری را که از درون انسان می جوشد، نمی توان محدود به قالب و شکل و... کرد ، شعر خودش قالب خودش را تعیین می کند یا حداقل در من این گونه بوده است اما تجربه قالبهای مختلف ، نکته ای است که من همیشه به جوانان توصیه می کنم ، چراکه این تجربه ، دستاوردهای زیادی برای آنها به دنبال دارد و باعث می شود تا فضاهای متنوع و مختلفی را تجربه کنند و دایره واژگانی و مضمونی گسترده ای به دست بیاورند.
و اما دو ، سه بیت از آخرین غزلی که سروده اید...
چگونه هم نباشم با شما خوبان و هم باشم
که می میرم اگر یک دم ، دم بی بازدم باشم
نبودن یا نه بودن ، مساله این نیست می خواهند
که من هم گاهگاهی در حواشی بیش و کم باشم
منی که شاعر دلخندها بودم ، زبانم لال
اگر که مویه پرداز و اگر تسلیم غم باشم
چرا من حرف سیاسان عالم را نمی فهمم
چرا در راستگویی نیز محتاج قسم باشم
ملالی نیست تهمت نیز گاهی آبرو بخش است
خوشاتر که به تقدیس تغزل ، متهم باشم
غزل می خواندم آنجا که پای بازگشتی نیست
اگر در بازگشتن نیز با او همقدم باشم...
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها