در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
معاون شرکت گفت: او از آنجا که جزو تیم ۹۹تاییها نیست، چنین شاد و سرزنده و خوشحال است. مدیرعامل شرکت گفت: تیم ۹۹تاییها چیست؟ معاون شرکت گفت: بیایید تا به شما نشان دهم.
معاون و مدیرعامل بهطور مخفیانه به آبدارخانه رفتند و معاون یک دسته صدتایی اسکناس دههزار تومانی از جیب در آورد و یکدانه از آنها را برداشت و ۹۹تای دیگر را همراه کاغذی که روی آن نوشته شده بود تقدیم به شما، روی میز گذاشت و سپس هردو در گوشهای مخفی شدند. دقایقی بعد نیروی خدماتی شرکت وارد آبدارخانه شد و وقتی کاغذ و دسته اسکناس را روی میز دید آنها را برداشت و بعد از اظهار خوشحالی مشغول شمردن آنها شد. وقتی فهمید اسکناسها ۹۹تا هستند، نگران شد و شروع به گشتن کرد. روی میز، زیر میز، داخل کابینتها، زیر سماور، شیر سماور، روی زمین و خلاصه همهجا را گشت و وقتی اثری از اسکناس گمشده پیدا نکرد، با ناراحتی و افسردگی روی صندلی نشست و به فکر فرو رفت. معاون به مدیرعامل گفت: حالا او هم جزو تیم ۹۹تاییهاست و از اینپس همواره بهجای لذت بردن از ۹۹تای موجود، از فقدان آن یکدانه مفقود افسرده و غمگین و ناراضی است. مدیرعامل به معاون گفت: عجب. سپس افزود: ولی زدی بدبخت را افسرده کردی. معاون گفت: اینگونه نمیماند. مدیرعامل گفت: تو خودت چرا اینقدر شنگولی؟ معاون گفت: ما تیم ۹۹۹تایی هستیم و از آنجا که یکی در هزارتا رقمی نیست، بود و نبودش را دایورت میکنیم. در این لحظه مدیرعامل به معاون گفت: ای 4درصدی و هردو با هم خندیدند.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: