یادداشت شفاهی

درباره یک سوءتفاهم

تئاتر و سینما دو رسانه و دو جهان هنری متفاوت است، گرچه ما گاهی در سینما با آثار درخشانی با ظرفیت‌های معناشناختی قوی برخورد می‌کنیم. اما این‌که کسی تئاتری است و جابه‌جا می‌شود و به سمت کار سینمایی می‌رود یا از سینما به تئاتر رو می‌آورد، به امید این‌که از این رسانه برای طرح عمیق‌تر مسائل انسانی یا اجتماعی استفاده شود، یک سوءتفاهم است. چون فهمیدن هر یک از این رسانه‌ها نیازمند کار و تلاش سالانه زیاد و فوق‌العاده است.
کد خبر: ۱۲۲۱۵۶۰

یک هنرمند تئاتر که با نحوه ارتباط تئاتری عجین شده است، اگر بخواهد جابه‌جایی به سینما در او ممکن شود تا از این طریق بتواند حرف قابل درک و قابل فهمی برای مخاطب بزند، کار بسیار دشواری پیش رو دارد.
این رفت و برگشت‌ها به سینما و تئاتر معمولا کار را به جایی نمی‌رساند، همان‌طور که نمونه‌های زیادی را از این دست سراغ داریم. به عنوان مثال کار یکی از کارگردان‌هایی که از تئاتر به سینما آمده، سطحی و گنگ و نامفهومی بود و انگار تحت تاثیر صوری سینمای فارسی قرار داشت و همان ظواهر را تکرار می‌کرد. چون جهان سینما را نمی‌شناخت و به لحاظ ذهنی، آن ابزار کافی را برای ساخت و ساز یک اثر سینمایی نداشت.
این در مورد تئاتر هم صادق است و چون کارگردان سینمایی، تئاتر را به درستی نمی‌شناسد، درگیر درک صوری ارتباط تئاتری می‌شود. یکی از مشکلاتی که در جهان تئاتری و جهان سینمایی ما اتفاق می‌افتد، تصور غلطی از ارتباط و نیاز مخاطب است. مثلا در سینما ما وجهی را به تماشاگر حقنه می‌کنیم که سرکوب شخصیت مخاطب است. ما تماشاگر را در سینما وادار می‌کنیم از جایگاه تنزل یافته‌ای به جهان اطرافش نگاه کند. در تئاتر هم همین اتفاق می‌افتد و ما جهانی را تصویر می‌کنیم که هیچ ارتباطی با ذهنیت و نیاز مخاطب ندارد. این سردرگمی در هر دو جریان تئاتری و سینمایی ما وجود دارد و نه تنها این رفت و برگشت‌های تئاتر به سینما برعکس و کمک نمی‌کند، بلکه این سردرگمی را چند برابر می‌کند.
بنابراین یکی از تفاوت‌های اساسی در کارگردانی تئاتر و سینما در مخاطب‌سنجی خودش را نشان می‌دهد. وقتی یک تئاتری، متنی را روی صحنه می‌برد و از او می‌پرسیم چرا این متن دست خورده و آن را تغییر دادی، مثلا خیلی عاقلانه و هوشمندانه توضیح می‌دهد که باتوجه به مخاطب متن را تغییر دادم. درحالی‌که فهم او از مخاطب، غلط و متاثر از فضاهای غیرمنطقی شرایط پیرامون خودش است. سینمای ما هم به‌ویژه در کمدی، چهره‌ای از انسان ایرانی تصویر می‌کند که به‌هیچ‌وجه واقعیت ندارد. این سینما تلاش هم دارد این چهره را به مخاطب تحمیل کند تا فیلم را به فروش برساند. درواقع با مضحکه‌ای روبه‌روییم که شخصیت خود مخاطب را زیرسؤال می‌برد.

صمد چینی‌فروشان

منتقد تئاتر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها