گلایه‌های یکی از هنرمندان و فعالان عرصه صنایع‌دستی کشورمان از واردات کالاهای چینی به کشور و فقدان حمایت‌های دولتی

واردات کمرمان را شکست!

روزگار هنرمندان صنایع‌دستی خوش نیست؛ چرخ زندگی‌شان خوب نمی‌چرخد و هیچ دستی به حمایت از آنها بلند نمی‌شود! این ماحصل گفت‌وگوی یک ساعته ما با نیما ذاکری سعید، یکی از فعالان هنر سراجی سنتی کشورمان است، هنرمند و تولید‌کننده‌ای که مثل خیلی از صنعتگران صنایع‌دستی، دل پری از سیاست‌های دولت نسبت به هنرمندها دارد؛ گلایه‌هایی که سررشته‌شان به فقدان حمایتی درست و اصولی از فعالان عرصه صنایع‌دستی می‌رسد، حمایتی که او می‌گوید همیشه حرفش بوده، اما از خودش خبری نبوده!
کد خبر: ۱۲۲۰۵۲۸

نیما ذاکری سعید، پسری است که حرفه پدر را دنبال کرده و در کارگاه سراجی سنتی (چرم‌دوزی) پدر و زیر دست او کار را یاد گرفته و برای این انتخاب دلیل و بهانه کم نداشته؛ انگیزه‌ای که خودش می‌گوید به رونق کار پدر در سال‌های گذشته برمی‌گردد، دلیلی که باعث شده بود او هم از 15 سالگی پا به کارگاه پدر بگذارد: «من از سال 77 وارد کارگاه پدرم شدم، آن موقع پدرم یک کارگاه کوچک یعنی یک کارگاه شش نفره در خیابان خرمشهر تهران داشت. در کنار این شش نفر، دوتا کارگاه دیگر هم برای ما کار می‌زدند و در شرایط اقتصادی خوبی بودیم که این خودش انگیزه خوبی برای انتخاب این رشته هنری بود، از طرف دیگر به خاطر علاقه‌ای که به کار چرم داشتم تصمیم گرفتم حرفه پدری‌ام را دنبال کنم؛ اتفاقا از این انتخاب هم راضی بودم.»
کابوس ادامه‌دارِ کالاهای چینی
رضایت از انتخاب یک رشته هنری به عنوان شغل، اما زیاد طول نکشید و مشکل از جایی شروع شد که پای کالاهای چینی به کشورمان باز شد. اتفاقی که همچنان ادامه دارد و کابوس زندگی این هنرمند فعال صنایع‌دستی است. کابوس بزرگی که می‌گوید بین او و خیلی از تولیدکنندگان صنایع‌دستی مشترک است، یعنی همه آنهایی که با آزاد شدن واردات کالاهای چینی بزرگ‌ترین ضربه را خوردند.
ذاکری سعید در توضیح بیشتر می‌گوید: «فکر کنم سال 79 یا 80 بود که دروازه‌های ایران به روی جنس‌های چینی باز شد و بازار پر شد از کالاهای مختلف چینی. در عرصه کاری ما هم این اتفاق افتاد و کیف و کفش‌های چینی بازارهای ایران را تحت تاثیر قرار دادند، همان زمان بیشتر کارگاه‌های تولید محصولات چرمی تعطیل شدند. حتی یادم است که خیلی از آن افرادی که جزو بزرگ‌های این کار بودند، از فشار و استرس این اتفاق مریض شدند، سکته کردند، کارگاه هایشان را بستند... وضعیت بسیار بدی بود... ما هم با این‌که کارگاه کوچکی داشتیم، اما مجبور به تعدیل نیرو شدیم و رسیدیم به سه نفر، بعد رسیدیم به دو نفر و یک نفر و بعد هم کارگاه تعطیل شد. چرا؟ چون خرج و دخلمان جور در نمی‌آمد. مثلا آن موقع یک کیف پول چرمی گاوی برای ما در می‌آمد 15 هزار تومان، اما همین کیف را از چین با قیمت 3000 تومان وارد می‌کردند. با این اتفاق کمرِ خیلی از کارگاه‌های تولیدی شکست. در این سال‌ها بازاری‌ها و حتی تعدادی از تولید‌کننده‌های بزرگ داخلی، بیشترین ضربه را به صنایع‌دستی داخلی زدند و با حمایت از کالاهای چینی و واردات این کالاها، کارگاه‌های داخلی را بیکار گذاشتند.»
انبارها پر شده از کالاهای چینی
نیما از آن روزهای تلخ خاطره کم ندارد، اما یکی از خاطره هایش را در این مجال کوتاه برای ما تعریف می‌کند؛ خاطره‌ای که همیشه باعث افسوسش بوده: «آن موقع واردکننده‌های کالای چینی دو دسته بودند، یک دسته‌ای که می‌رفتند جنس بنجل و درجه 5 و 6 می‌گرفتند که واقعا کیفیت بدی داشت و در نگاه اول مشخص بود که جنس خوب نیست. یک دسته‌ای هم بودند که می‌رفتند سراغ جنس‌های درجه یک چین و باز هم برایشان می‌صرفید، برندهای معروف کشورمان جزو دسته دوم بودند! من یادم است که آن موقع با یک نفر در بازار ارتباط خوبی داشتیم هفته‌ای مثلا 500 تا کیف چرم فقط برای او می‌زدیم. اما یک دفعه خریدش از ما به صفر رسید و بعد هم فهیمدیم که کشتی کشتی کالا از چین وارد کرده. یادم است یک روز پیش آمد که من یکی از انبارهایش را از نزدیک ببینم و واقعا تعجب کردم از حجم اجناس داخل این کارگاه. از انواع محصولات چرمی گرفته تا حصیری. درحالی که ما نمونه همه اینها را داخل کشورمان داشتیم و هنوز هم واقعا نمی‌فهمم که چرا با این‌که ما کیف‌های حصیری را در مازندران، زاهدان و کرمان داریم، اجازه واردات به این کیف‌ها را داده بودند؟! بگذارید برایتان مثالی بزنم: آن موقع کیف پول چینی را در بازار 800 تومان می‌فروختند، درحالی که همان کیف برای تولید‌کننده ایرانی 5000 تومان در‌می‌آمد! واقعا اینها سیاست‌های غلطی بود که آن زمان اجرا شد و بیشترین ضربه را به هنرمندان و صنعتگران زد.»

خصوصی‌سازی، ضربه کاری بعدی

شاید برای خیلی‌ها عجیب باشد که بالا رفتن قیمت دلار و حتی آزاد شدن نرخ بنزین، در فعالیت کارگاه‌های تولیدی هنری و صنایع‌دستی تاثیر‌گذار باشد، اما این اتفاقی است که نیما ذاکری سعید می‌گوید، در حرفه آنها و البته خیلی‌های دیگر رخ داده: «فکر کنم سال 85 -‌84 بود که قیمت دلار بالا رفت، بعد هم قیمت بنزین آزاد شد و رفت روی هزار تومان. اینجا دومین ضربه به تولید‌کننده‌های صنایع‌دستی که قبلا کمرشان به خاطر واردات محصولات چینی شکسته بود، وارد شد.»
این اما همه ماجرا نبود و از سال 92 یعنی شروع دولت یازدهم و با خصوصی‌سازی‌ای که در عرصه صنایع‌دستی انجام شد، عرصه برای فعالان صنایع‌دستی کشورمان تنگ‌تر شد. من اینها را هم از قول ذاکری سعید می‌نویسم؛ یکی از اعضای پویش فعالان صنایع‌دستی و هنرهای سنتی کشورمان.
او توضیح می‌دهد: «سال 92 بود که ما چشم باز کردیم و دیدیم همه چیز را در عرصه صنایع‌دستی به بخش خصوصی سپرده‌اند. همین جا بود که هنرمندان را جمع کردیم تا از حقوق‌مان دفاع کنیم؛ چرا که همه چیز داشت خصوصی‌سازی می‌شد. از گرفتن پروانه تولید گرفته تا حتی بیمه تامین اجتماعی هنرمندان!»
استارت کار فعالان هنرمندان عرصه صنایع‌دستی همین جا خورد، از وقتی که ذاکری سعید طوماری را در اعتراض به خصوصی‌سازی به امضای بیش از هزار هنرمند در سراسر کشور رساند؛ هنرمندانی که از معاونت صنایع‌دستی و گردشگری می‌خواستند نگاه کارشناسانه‌تری نسبت به این موضوع داشته باشد.

«بیمه»، معضلی که بود و هست!
«بیمه»، دغدغه مشترک خیلی از هنرمندان و فعالان صنایع‌دستی کشورمان است؛ حکایت بیمه برای خیلی‌ها مثل یک گره کور شده؛ گرهی که هر سال پیچیده‌تر شده و انگار خیال باز شدن ندارد. ذاکری سعید به‌عنوان یک هنرمند و فعال صنایع‌دستی دراین باره می‌گوید: «فکر کنم ماه‌های اولِ روی کار آمدن آقای روحانی بود که بیمه هنرمندها قطع شد و یک چالش بزرگ برای ما به‌وجود آمد. یعنی افراد جدید که اصلا بیمه نمی‌شدند و افراد قدیمی هم اگر تاخیر در پرداخت بیمه داشتند، بیمه‌شان قطع می‌شد که این اتفاق برای خود من هم افتاد. فکر کنم به خاطر دو هفته تاخیر در پرداخت حق بیمه، بیمه‌ام قطع شد و من با کلی سختی و با چند ماه نامه‌نگاری، بالاخره موفق شدم دوباره آن را وصل کنم. در حالی‌که مطمئنم خیلی‌های دیگر اصلا دنبال وصل شدن بیمه قطع شده‌شان نرفتند، چون هرکسی کار پیگیری را بلد نبود و البته کار سختی هم بود.»
مشکل بیمه البته هنوز هم وجود دارد، آنقدر که ذاکری سعید بگوید، با این‌که بیمه حق ذاتی یک هنرمند است، اما نگاه ویژه‌ای به این بحث در دولت وجود ندارد. هنرمندهای زیادی هستند که مشکل تامین هزینه دارو درمان و بازنشستگی دارند. در این بین خیلی‌ها هم سن بیمه را رد می‌کنند و با این‌که سال‌ها خاک هنر را خورده‌اند، بدون این‌که بیمه بشوند از دنیا می‌روند.

شرکت در نمایشگاه‌ها هم پولی شد
برای هنرمندان صنایع‌دستی، شرکت در نمایشگاه‌های صنایع‌دستی در شهرهای مختلف کشورمان یک فرصت خوب است؛ فرصتی که ذاکری سعید می‌گوید در سال‌های گذشته از آنها گرفته شده: «در همین دولت جدید، نمایشگاه‌های صنایع‌دستی از حالت حمایتی و رایگان درآمدند و پولی شدند. قبلا روال به این شکل بود که شرکت در این نمایشگاه‌ها، اسکان و پذیرایی رایگان بود و هر استان هم بین چهار تا پنج نفر سهمیه داشت، اما این روال عوض شد و گفتند هر استانی از این پس دو سهمیه رایگان دارد و سه سهمیه پولی. اسکان و پذیرایی هم خیلی جاها از رایگان بودن در آمد. ما سر این قضیه خیلی با معاونت صنایع‌دستی رایزنی کردیم، اما به جایی نرسیدیم. حرفمان هم این بود که معاونت صنایع‌دستی که حکم پدر خانواده صنایع‌دستی را دارد نباید به فرزندی که کار و کاسبی‌اش رونق دارد و می‌تواند هزینه شرکت در نمایشگاه را بپردازد بگوید تو بمان و به آن یکی که ضعیف‌تر است، بگوید تو نمی‌توانی در نمایشگاه حضور داشته باشی! گفتیم که با این روالی که در پیش گرفته‌اید فقط چند رشته معدود از هنر زنده می‌ماند و بقیه کم‌کم از بین می‌رود.» اتفاقی که باعث شد ایده راه‌اندازی کمپین حمایت از صنایع‌دستی هم همین جا به فکر ذاکری سعید برسد؛ کمپینی که حالا اعضای زیادی دارد.

مینا مولایی

ایران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها