در روز کارآفرینی تفاوت و شباهت‌های کارآفرینی را در ایران و دنیا بررسی کردیم

آسمان کارآفرینی هر کجا آیا همین رنگ است؟

یکی غذا درست می‌کند و می‌فرستد، یکی مکان‌های تفریحی معرفی می‌کند، دیگری متخصص برای تعمیر وسایل خانه پیشنهاد می‌کند و این داستان و این رقابت همین‌طور ادامه دارد. کارآفرینی و ظهور شرکت‌‌های نوپا‌، بهانه‌ای شد که در روز کارآفرینی و آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، به دنیای کارآفرینی بین‌المللی سرک بکشیم و ببینیم کارآفرینی و کارآفرین شدن در همه‌جای دنیا یک رنگ است؟ چیزی که اول از همه با آن برخورد کردیم این بود که کارآفرینی در کل دنیا با کارآفرینی در ایران یک نگاه مشترک دارد؛ این‌که همه کارآفرین‌ها به این معتقد هستند که بیشترین شکست‌ها و نبود موفقیت‌ها، می‌تواند در کارآفرینی جلوه داشته باشد و بعد به سمت موفقیت حرکت کند. اما برای بیشتر دانستن سراغ محمدمهدی موحدی‌نژاد، مشاور و مدرس بازاریابی و تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی رفتیم و از او درباره دنیای کارآفرینی بین‌المللی پرسیدیم.
کد خبر: ۱۲۱۹۸۸۸

خودت را پرت کن
دنیای امروز، کارآفرینی را می‌طلبد و این واقعیتی است که همه آدم‌ها به دنبالش هستند اما هرکسی به نحو و روشی آن را دنبال می‌کند. موحد نژاد می‌گوید این همان جذابیت دنیای کارآفرینی در سراسر دنیاست: «واقعیت این است که کارآفرینی واژه جذابی برای همه است؛ آنقدر که قریب به اتفاق آدم‌ها، جذب واژه کارآفرین می‌شوند و می‌خواهند کارآفرین باشند. خب کارآفرین می‌تواند کسی باشد که الان بیکار است، اما مهارتی مثل کار با فوتوشاپ یا هرچیز دیگری دارد اما ماجرا این است که در کارآفرینی، یک‌سری ساز و کارهایی وجود دارد که افراد را دچار مسؤولیت‌پذیری‌هایی می‌کند که تا پیش از آن، از چنین چیزی خبر نداشته‌اند. طبق گفته بسیاری از اساتید کارآفرینی دنیا، کارآفرینی شبیه این است که خودت را به دره‌ای پرت کنی، بدون این‌که بدانی آن پایین چه خبر است و تازه بعد از پرت شدن، شروع به فکر کردن می‌کنی.»

غم مشترک
برخلاف تفکر ما، همه‌چیز در دیگر نقاط دنیا گل و بلبل نیست و تمام آنها کارآفرین‌های موفقی نیستند و همه ما هم کارآفرین‌های ناموفق و در راه مانده نیستیم. «تعریف معمول از یک کسب و کار موفق این است که بتواند بیشتر از ده سال دوام بیاورد و موفق باشد. اما با ظهور کارآفرینی، این عدد کم شده است. در واقع کارآفرینی، این ده سال را کم کرده است و حالا کارآفرینی موفق آن کاری است که بتواند دو تا سه سال دوام بیاورد و همچنان در بین مردم باقی بماند. جالب است بدانید بیش از 90 درصد کسب و کارهایی که در آمریکا ایجاد شده‌اند بعد از مدتی تعطیل می‌شوند؛ همان کسب و کارهایی که با نگاه کارآفرینی شروع می‌شوند. البته در ایران هم این قضیه مرسوم است و بسیاری از بنیانگذاران کسب و کارها به‌دلیل برخورد با مشکلات مجوزی و زیر ساختی، آن را تعطیل می‌کنند.»

یک رمز مشترک
کارآفرینی بین‌المللی، تئوری‌های جالبی در سراسر دنیا دارد؛ یک تئوری می‌گوید کسی که می‌خواهد کارآفرین شود باید با این هدف جلو برود که اگر نقشه یک جواب نداد، نقشه دو و اگر آن هم جواب نداد، نقشه سه را پیاده کند. در واقع نباید روی یک راه اصرار داشته باشد؛ باید بدانیم که آن کسب و کار و آن ایده، بچه ما نیست که می‌خواهیم در رابطه با آن سماجت به خرج بدهیم. از سوی دیگر، تئوری دیگری مطرح می‌شود که شما باید به ایده‌تان ایمان داشته باشید و در ارتباط با فعالیت و کسب و کارتان سماجت به خرج بدهید تا موفق شوید. اما می‌دانید چه چیزی می‌تواند این دو تئوری دور از هم را به هم نزدیک و یکی کند؟ انعطاف‌پذیری؛ یعنی چه؟ یعنی اگر در روستایی دور افتاده، محصولات محلی و صنایع دستی خودم را می‌فروشم، فقط به یک راه فروش بسنده نکنم. اگر می‌بینم که این بازار خوبی نیست و مرا به آن چیزی که می‌خواهم نرسانده است، بر راه و روشم پافشاری نکنم. در واقع من باید آمادگی داشته باشم که تغییر کوچکی انجام بدهم تا حال ایده‌ام را بهبود ببخشم. در این مواقع اگر اصرار داشته باشم و سماجت کنم، موفق نخواهم بود. این رمز مشترک کارآفرینی در همه‌جای دنیاست.

منعطف باش
وقتی می‌گوییم انعطاف‌پذیری رمز موفقیت جهانی در کارآفرینی است، منظورمان چیست؟ «انعطاف‌پذیری خاصیتی در کارآفرینی است که ایرانی و خارجی ندارد. شاید بهترین مثال برای بررسی و تاثیر این ویژگی در راه‌اندازی یک کسب و کار جدید، درباره یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های کالسکه‌سازی انگلستان در صد سال پیش است. این شر کت، کالسکه‌هایی می‌ساخت که در زمان خودشان بهترین نوع کالسکه در صنعت حمل و نقل بود. بعد از مدتی، زمانی که صنایع خودروسازی وارد عرصه حمل و نقل شد، آن شرکت سعی کرد کیفیت محصولاتش را بالا ببرد؛ یعنی روکش چرم برای صندلی‌هایش انتخاب کرد، رنگ‌های بهتری در ساخت کالسکه به کار برد، شیشه‌هایش را با کیفیت بالاتری کار کرد و به هر طریقی که توانست، روی تولید محصولش سماجت به خرج داد، ولی نمی‌دانست که در چنین شرایطی، انعطاف‌پذیری بهتر از سماجت است. همین هم شد که شرکت‌های خودروسازی وارد سیستم شدند و خیلی راحت این شرکت منحل شد و در حال حاضر هیچ نامی از آن وجود ندارد. در صورتی که اگر کمی انعطاف به خرج می‌داد و مطالعه بازاری داشت، می‌فهمید که ماهیت اصلی‌اش حمل و نقل است. پس چکار کنم؟ من هم می‌توانم با شرکت‌های خودروسازی مذاکره داشته باشم یا خودم محصولی با کارایی این شرکت‌ها تولید کنم که اگر این کار را می‌کرد با آن سابقه درخشان و محبوبیت در بین مردم، می‌توانست امروز هم موفق باشد.»

فرق ایرانی و خارجی
چیزی که مشخص این که کارآفرینی در نگاه شرقی‌ها کمی سنتی‌تر از کارآفرینی در نگاه غرب است که روز به ‌روز به سمت صنعتی شدن پیش می‌رود. البته که ایده نو، سنتی و صنعتی نمی‌شناسد و راه درست، همان شناخت نیاز مخاطب است که در همه جای جهان، آن را عامل موفقیت کارآفرینی می‌دانند. اتفاقی که بعضی شرکت‌ها در ایران آن را شناخته‌اند و دارند عمل می‌کنند و پیشرو شده‌اند؛ بعضی‌ها هم مانند همان شرکت کالسکه سازی دارند راه خودشان را می‌روند. به نظر می‌رسد کارآفرینی ایرانی با یک فاصله تقریبا هفت هشت ساله از کارآفرینی غربی عقب است و هنوز نیازمند تغییراتی است که کشورهای پیشرفته، در سال‌های گذشته با آن برخورد کردند و توانستند حلش کنند؛ مشکلاتی که امروز ما در سیستم‌های تاکسیرانی آنلاین مانند اعتصاب رانندگان و اعتراض‌های مسافران به مسائل مختلف به آن برخورده‌ایم، شرکت اوبر چند سال پیش در کانادا با آن مواجه شد و توانست با موفقیت از آن بگذرد و امروز به سمت تاکسی‌ها و خودروهای خودران حرکت می‌کند. در واقع به نظر من فاصله کارآفرینی ایران تا کشورهای خارجی چیزی به اندازه فاصله نرم‌افزارهای تاکسی‌های آنلاین ما تا برنامه اوبر است.

نسخه ایرانی بسازیم
طبیعتا شروع کار در یک منطقه، آگاهی‌های محلی،‌منطقه‌ای، شهری و حتی کشوری مخصوص به خودش را می‌طلبد: «افرادی که می‌خواهند کارآفرینی کنند افرادی هستند که دوست دارند استقلال داشته باشند؛ آنها افرادی ماجراجو، ریسک‌پذیر و استقلال‌طلب هستند که این ویژگی‌ها در آدم‌های سراسر دنیا برای تولید یک کار جدید و یک ایده نو مشترک است. اما همه‌چیز از یک نیاز شروع می‌شود و ما به‌عنوان کارآفرین باید ببینیم که آیا خدماتی که به مخاطب می‌دهیم، نیازش را تامین می‌کند یا نه. درواقع با در نظر گرفتن همه شرایط از جمله افزایش دلار و تحریم و آزاد‌شدن واردات کالایی خاص، آیا باز هم مخاطب به کارآفرینی ما نیاز دارد؟ پس بگردیم و نیازش را پیدا کنیم و همان را برطرف کنیم. گاهی مسیری که در پیش گرفته‌ایم، مسیر اشتباهی است. آگاه بودن به شرایط روز محیط، یکی از عواملی است که در کارآفرینی‌های بین‌المللی خیلی مورد کند و کاو و بررسی قرار می‌گیرد.»

کارآفرینی دیجیتال و تولید محتوا
شرکت‌های ‌نوپا هم با واژه کارآفرینی عجین شده‌اند. آغاز یک شرکت‌نوپا مثل همه کارآفرینی‌های سنتی (مثل تولید محصولات محلی یک منطقه)، نیاز را می‌بیند و برایش ایده می‌دهد و آن ایده را به شکل دیجیتال و در قالب تولید محتوا، می‌پروراند و بر مبنای اینترنت و شبکه اجتماعی فعالیت می‌کند. هم خانمی که زعفران را در روستا به فروش می‌رساند و هم طراح و سازنده یک نرم‌‌افزار، هردو کارآفرین هستند؛ این موضوع یعنی نمی‌شود برای کارآفرینی، چارچوب و قالب مشخصی تعیین کرد. پیشنهاد می‌کنم که فیلم پازلی‌ها را ببینید؛ یک فیلم ایرانی که نشان می‌دهد ممکن است چقدر در این راه شکست بخورید و زندگی‌تان دچار مشکل شود. این فیلم نمونه‌ای از آینده‌ای است که آدم‌های شروع‌کننده شرکت‌نوپا با آن برخورد می‌کنند. این روالی است که در باقی کشورهای دنیا هم مرسوم است با این تفاوت که ممکن است ایده‌ای مانند برنامه اسکان موقت مسافران با هزینه کم، در کشورهای دیگر راحت‌تر جایگاه خودش را پیدا کند تا در کشور ما که به موضوعاتی مانند بحث مجوز و مشکلاتی شبیه به این برخورد می‌کند. در واقع بحث تولید محتوا این است در هر حوزه‌ای که فعالیت می‌کنیم، محتوایی بسازیم که در موقعیت‌ها و شرایط‌های متفاوت، مخاطب بتواند از آن استفاده کند.

نرگس خانعلی‌زاده
جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها