چقدر حواله صادر شده؟
حوالههای صادر شده برای تحویل کاغذ هم شامل دو نوع کاغذ بالکی و تحریر و در دو قطع 70 در 100سانتیمتر و 60 در 90 سانتیمتر بوده است. ریز جزئیاتش را هم خواسته باشید از حوالههای صادر شده 1313 بند کاغذ بالکی و ۲۱ هزار و ۳۵۸ بند کاغذ تحریر در ابعاد ۷۰در 100 به وزن ۵۶۶ تن و 5731 بند کاغذ بالکی و ۱۸هزار و ۲۳۹بند کاغذ تحریر در ابعاد ۹۰ در۶۰ به وزن ۴۵۳ تن برای ناشران صادر شده است. کمیته این را هم اعلام کرده که بهزودی اسامی ناشرانی که کاغذ دریافت کردهاند توسط کمیته تخصیص و توزیع کاغذ نشر اعلام خواهد شد. خب این تمام ماجراست و اما برویم سراغ بخش نگرانکننده قصه!
راستش را بخواهید ما هفته گذشته در معیت یکی از دوستان ناشر سری زدیم به بازار ظهیرالاسلام که راسته کاغذفروشهای پایتخت است و نبض اصلی بازار کاغذ در تهران و حتی کشور آنجا میزند. گزارش مفصل اینکه در بازار چه بر ما گذشت بماند برای وقتش، ولی اجمالا این را بگوییم که یکی از بخشهایی که باعث التهاب و بیثباتی بازار کاغذ میشود خود دوستان ناشر هستند. بله... درست شنیدید ناشران! چطور؟! عرض خواهیم کرد!
قلقلک اختلاف قیمت 250 هزار تومانی
همانطور که در سطرهای بالاتر خواندید، دولت با همکاری بخشهای غیردولتی برای آنکه جلوی التهابات مالی و اقتصادی را به حوزه فرهنگ بگیرد، بخشی از واردات کاغذ را با نرخ پایین ارزی وارد کرده و در اختیار ناشران قرار میدهد.
ساز و کار کاغذ به ناشران به این صورت است که ناشران درخواستهای خود را به وزارت ارشاد اعلام کرده و وزارتخانه و به عبارت دقیقترش معاونت فرهنگی وزارتخانه، حوالههای متعدد برای ناشران صادر کرده و ناشران هم با در دست داشتن این حواله با مراجعه به انبار نسبت به دریافت کاغذ با قیمت دولتی اقدام میکنند. تا اینجای کار ظاهرا همه چیز درست است.
این وسط اما یک اتفاق دیگر میافتد. مشاهدات ما در بازار کاغذ نشان داد بعضی ناشران -که حوالههای خرید کاغذ با قیمت دولتی در دست دارند - آن را در بازار آزاد و به قیمت آزاد میفروشند. این دسته از ناشران که عموما هم ناشران بخش خصوصی محسوب میشوند با توجه به اختلاف قیمت 200 تا 250 هزار تومانی که در هر بند بین کاغذ دولتی و کاغذ آزاد وجود دارد، حواله خود را به کاغذفروشان میفروشند.
دوستان ناشر با این استدلال که بخشی از هزینههایشان با قیمت بازار آزاد صورت گرفته است، حوالههایی که با یک سوم تا یک چهارم قیمت بازار آزاد در اختیارشان قرار گرفته را به بازرگانان و تجار بازار کاغذ میفروشند.
روز از نو، روزی از نو؟!
این یعنی کاغذهایی که با ارز دولتی تامین شده را به قیمت آزاد در بازار بفروشند و این یعنی روز از نو، روزی از نو! یارانهای که از جیب دولت هزینه شده و قرار بود بار بخشی از هزینهها را به دوش بکشد و کتابفروش و کتابخوان و ناشر با هم نفع ببرند، دود میشود و میرود هوا و سودش را هم فقط ناشر میبرد. جامجم در روزهای آینده جزئیات دقیقتر و بیشتری از این بازار سوداگری منتشر خواهد کرد.
با چنین وضعیتی حالا که خبر رسیده حوالههای مجددی بین ناشران توزیع شده است دوباره این نگرانی به وجود میآید که نکند این حوالهها دوباره از بازار آزاد سر در بیاورد و کاغذی که قرار بوده مثلث کتابفروش، کتابخوان و ناشر سودش را ببرد فقط به جیب بعضی ناشران متخلف برود. نگرانی که ابتدای گزارش ذکر کردیم ناظر به این بخش از کار بود. مشکلی که راهحل و راهکارش برای مهار سوءاستفادههای اینچنینی، افزایش همزمان نظارت در بازار از یکسو و از سوی دیگر هم اصل شفافیت و اعلام اسامی ناشرانی باشد که حواله کاغذ دولتی دریافت میکنند.
وای به حال دگران
شاید اتمام گزارش با ذکر عبارات یکی از کاغذفروشان راسته ظهیرالاسلام هم خالی از لطف نباشد که درباره فروش حواله کاغذ دولتی در بازار آزاد توسط ناشران به ما گفت: «اگر ناشران و طبقه فرهنگی حوزه کاغذ برای کسب سود و منفعت دست به چنین کاری میزنند پس وای به حال مردم عادی و عامی و کاسب و بازاریاش!»
محمد صادق علیزاده
هنر و ادبیات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم