در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خلاصه داستان: جایز و ماهی دوخواهر بودند که در حد فاصل بین رودبار و سیستان و بلوچستان زندگی میکردند. ماهی اوایل بلوغ با فروشنده دورهگردی از مشهد ازدواج میکند و راهی آن شهر مقدس میشود. این دو خواهر سالها از هم دور افتادهاند تا اینکه تنها برادر آنها در اثر تصادف، جان خود را از دست میدهد. جایز دختری بهنام حوری نساء دارد و ماهی نیز پسری به نام رضا. دیدار این خانواده بر سنگ مزار برادرشان این دو خانواده را پس از سالها با هم روبهرو میکند. در این میان حوری با پسرخاله خود که از محیطی کاملا متفاوت است؛ درگیر مسائلی عاطفی میشود. رضا به خاطر عشقی که به حوری نساء دارد به رودبار جنوب مهاجرت میکند...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: