در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرد جوان درباره ماجرای زندگی شان به قاضی دادگاه خانواده تهران گفت: من یک خلبان هستم. از همان روز اولی که با یگانه ازدواج کردم یعنی ده سال پیش، شغلم همین بود و عاشق کارم بودم. یگانه هم مخالفتی نداشت تا اینکه همسرم باردار شد. بعد از اینکه او باردار شد ناگهان رفتارش تغییر کرد و از من خواست که دیگر سرکار نروم.
خیلی شوکه شده بودم. فکر نمیکردم حرفهایش جدی باشد، اما اصرارهایش بیشتر شد و هر روز با من دعوا میکرد. میگفت دیگر نباید پرواز کنم و باید هر طور شده شغل جدیدی برای خودم انتخاب کنم. من چند سال است خلبانم و شغلم را دوست دارم. نمیتوانم فقط به خاطر همسرم کارم را از دست بدهم و از شغلی که عاشقش هستم، بگذرم.
آن هم فقط به خاطر اینکه همسرم نگران من میشود. او به خاطر این مساله چند ماه است که دعوا به راه انداخته و زندگی مان را به جهنم تبدیل کرده است.
از وقتی هم که دخترمان به دنیا آمده دیگر به خانه برنگشته و میگوید تا شغلت را عوض نکنی حاضر به ادامه زندگی مشترک نیستم.
در این مدت خیلی سعی کردم او را راضی کرده و رفتارش را تحمل کنم. ولی دیگر طاقت ندارم. این زن از این رو به آن رو شده و بدون هیچ دلیل قانعکنندهای از من میخواهد آینده مان را خراب کنم، در صورتی که فرزندمان تازه به دنیا آمده و زندگی هزینه دارد و من باید برای آینده او هم که شده بهترین زندگی را برایش فراهم کنم، اما همسرم متوجه این مسائل نیست.
در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: آقای قاضی شغل شوهرم طوری است که من مرتب نگرانش میشوم. او وقتی پرواز میکند من دلم هزار راه میرود. از ترس اینکه هواپیمایش سقوط کند دلشوره میگیرم. تا وقتی برود و برگردد میمیرم و زنده میشوم. فربد هم به این احساس من توجهی ندارد. من هم چیزی نمیگفتم تا اینکه فهمیدیم داریم بچه دار میشویم.
فربد باید بداند که دیگر زن و بچه داشته و در مقابل ما مسؤولیت دارد. نمیتوانم اجازه بدهم جانش را کف دستش بگذارد و سر کار برود.
برای همین از او خواستم در بخشهای دیگری کار کند تا همیشه مجبور نباشد پرواز کند. ولی قبول نمیکند. این همه اصرار او برای ادامه کارش مرا متعجب کرده است.
اگر من و دخترم برایش اهمیت داشتیم هیچ وقت این کار را نمیکرد.
ده سال است عذاب میکشم و با به دنیا آمدن فرزندمان نمیتوانم این استرسها را تحمل کنم. برای همین تا فربد خلبان است نمیخواهم در کنارش زندگی کنم.
در پایان نیز قاضی سعی کرد این زوج را از جدایی منصرف کند. او زوج جوان را راهی مرکز مشاوره کرد تا شاید مشکلشان حل شود.
بهانهگیری، زندگی مشترک را تلخ تر میکند
منصوره نیک گفتار ، روان شناس در این باره میگوید: خیلی وقتها زوجها به یک مشاوره تخصصی نیاز دارند. بهانه گیری و ایجاد درگیری و دعوا فقط زندگی مشترک را تلخ تر میکند و در نهایت به دادگاه خانواده ختم میشود. در صورتی که یک مشاور متخصص میتواند راهکارهای خوبی برای یک زندگی لذت بخش و شیرین به زوجها ارائه کند. زن و مرد باید بدانند حل مشکلات زندگی مشترک بیشتر از هر چیزی نیازمند از خود گذشتگی و صبر است. با داشتن این دو فاکتور مسیری که باید طی شود تا مشکلات از بین بروند، آسان تر و قابل تحمل تر خواهد بود .
سیما فراهانی
تپش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: