در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه شد «خانم شیرین» وضعیت سفید شدید؟
دو سال از بازی من در فیلم سینمایی «کودک و فرشته» گذشته بود. هادی مقدمدوست بازی من در این فیلم را دیده و نظرش جلب شده بود. بعدتر آقای نعمتا... را در یک فرهنگسرا دیدمایشان پیشنهاد داد برای خواندن فیلمنامه سری به دفترشان بزنم. ظاهرا قبل از من به خیلیها برای بازی در این نقش پیشنهاد داده شده بود و من تنها گزینه این نقش نبودم. چندین و چندبار از روی فیلمنامه خواندم و در نهایت از دید آقای نعمتا... من برای این نقش مناسبترین بودم.
سنتان که به سالهای جنگ و جبهه نمیخورد. چطور توانستید با نقش ارتباط برقرار کنید؟
شاید من و همسن و سالانم سالهای جنگ را از نزدیک تجربه نکرده و خاطره مستقیم و شخصی از آن دوران نداشته باشیم، ولی تقریبا تمام ما با جنگ و پیامدهای آن بیگانه نبودهایم. ما با فیلمها، مجموعهها و کتابهای زیادی که با موضوع جنگ ساخته و نوشته شده بودند بزرگ شدیم و خیلی خوب با آن ارتباط برقرار کردیم. تخیل هم نقش بسیار زیاد و البته مهمی در این بین ایفا میکند. از طرفی بازی در فیلم سینمایی کودک و فرشته هم کمکم کرد؛ با اینکه شخصیت فرشته و شیرین کاملا با هم متفاوت بودند.
شخصیت شیرین چرا آنقدر روی مخ مخاطب بود؟
(میخندد) راستش همان موقع که در حال بازی در این سریال بودم چنین حسی نسبت به نقش نداشتم. «شیرین» یک دختر بالغ و فهمیده بود، خیلی بزرگتر از سنش فکر میکرد، روزنامه میخواند، رادیو گوش میداد و بسیار تحت تاثیر شخصیت پدرش که یک خبرنگار بود، قرار داشت. کارهای امیر در نظرش کودکانه میآمد و عقیده داشت هم سن و سالان امیر در جبههها در حال جنگ هستند، اما امیر هنوز در عالم بچگی سیر میکند، به همین دلیل هم توجه چندانی به او نداشت. اما بعدتر که به دید یک مخاطب به سریال نگاه کردم، خودم هم این حس را نسبت به شیرین داشتم. به نظرم چون شخصیت امیر هم در فیلمنامه خیلی خوب نوشته شده و یونس غزالی خیلی خوب این نقش را بازی کرده بود در نگاه مخاطبان شخصیت امیر بسیار دوست داشتنی و آزار دیدنش هم از طرف شیرین برایشان ناراحتکننده بود. به نظرم رفتار شیرین با امیر تاثیر مستقیمی روی احساس مخاطب نسبت به شیرین داشت. آقای نعمتا... هم در مصاحبهای گفته بودند اگر خود شما هم در زندگی واقعی به عنوان یک دختر با پسری با شخصیت و رفتار امیر مواجه شوید، مطمئنا آن پسر را پس میزنید.
جدای سریال شهرزاد، اصولا چرا اینقدر کم کارید؟
البته به غیر از وضعیت سفید و شهرزاد در فیلم سینمایی «ماهی و گربه» و بعدتر در سریال «رویای گنجشکها» هم ایفای نقش کردم. راستش علت کم کار بودنم این است. دوران پس از وضعیت سفید دوران خوبی برای تلویزیون و سینما نبود بالطبع فیلمنامههایی هم که پیشنهاد میشد فیلمنامههای خوبی نبودند. وضعیت سفید هنوز هم برای خودم محبوبترین است و بعد از آن برای بازی در فیلم و سریال حساسیت زیادی به خرج دادم و ترجیحم این بود که اصلا بازی نکنم تا اینکه بخواهم فیلم یا سریال بد بازی کنم.
از طرف آقای مقدمدوست و نعمتا... پیشنهاد دیگری نداشتید؟
هادی مقدمدوست برای ساخت یک مینی سریال که قرار بود برای تولد امام رضا ساخته شود، به من پیشنهاد داد اما چون در حال اجرای یک تئاتر بودم، نتوانستم با ایشان همکاری کنم. بعدتر هم فیلمها و سریالهایی که توسط آقای مقدمدوست و نعمتا... نوشته و ساخته شد، بازیگرانی در سن و سال من خیلی کم داشت یا اصلا نداشت.
بازی در کنار حرفهایها و غیرحرفهایها چطور بود؟ چه تجربه جدیدی به شما اضافه کرد؟
درباره بازیگر حرفهای و غیرحرفهای دیدگاه خاص خودم را دارم. بعضی از بازیگران سالهاست در نقشهای مختلف بازی میکنند، اما هنوز آنچنان که باید حرفهای نشدهاند. برخی هم هستند که در اولین حضور خود کاملا حرفهای ایفای نقش میکنند، اما در کل بازی در این سریال تجربه بسیار شیرینی بود و اتفاق درخشانی که در این سریال افتاد همین تعدد بازیگر بود. ما یک سال و
هفت ماه مشغول فیلمبرداری این سریال بودیم و درست مثل یک خانواده در کنار یکدیگر زندگی میکردیم. کار گروهی کاملا در این کار مشهود بود و فکر میکنم روحیه انجام کار گروهی من در این سریال بود که بهشدت تقویت شد. من سن کمی داشتم که این سریال را بازی کردم. شاید خیلی دید حرفهای به این کار نداشتم، اما حالا افسوس میخورم که چرا بیشتر از آقای نعمتا... و دیگر بازیگران یاد نگرفتم.
الهام فیروزبخت
خبرنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: