در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینستاگرام، آلبوم شخصی
چهره مشهور، کارمند،کارگر، استاد دانشگاه، دکتر، مهندس، دانشجو یا هزار طیف دیگر؛ نکته این است که همه ما این روزها در یک چیز مشترک هستیم.
حضور بیامان در شبکههای مجازی که البته همهمان کمی تا قسمتی آن را انکار میکنیم، اما خودمان را نمیتوانیم گول بزنیم! مثلا فکر کنیم چرا آلبومهای عکس شخصی، امروز جایشان را به اینستاگرام دادهاند؟ چرا عکس گرفتن و ثبت آن در اینستاگرام دلیلی برای بیرون رفتن و تفریحاتمان شده است و این در حالی است که داستان باید برعکس باشد؟ یا اجازه بدهید داستان را جور دیگری ببینیم. تولد یکی از بهترین دوستان ماست و ما تولد او را در اینستاگرام تبریک میگوییم بدون اینکه تماسی با او داشته باشیم.
او خوشحال میشود و در یک استوری جداگانه از همه آنها که تولدش را تبریک گفتهاند، تشکر میکند و طبعا همه دنبالکنندههای او هم موظف به دیدن تمام تشکرهایش هستند! این ماجرا نشان میدهد ما آدمهای مجازیای شدهایم که از جهان واقعی دوریم. اگر اینطور نبود، روز تولد همان بهترین دوستمان، حتی اگر زمان و مشغلهها اجازه نمیداد که به دیدارش برویم، با یک تماس خوشحالش میکردیم و به یاد تولدش در فضای مجازی میافتادیم.
وقتی تلگرام هست
همین حالا خیلی از مردم نوشتههای بالا را تکذیب میکنند و مدعی هستند تماس و پیامک و دیدار سرجایش هست و فضای مجازی فقط برای نشان دادن عمق بیشتر صمیمیت است. عده دیگر هم میگویند تلگرام و واتساپ و ... برای همین مکالمههای کوتاه اختراع شده است تا بتوان با یک تبریک دیگران را خوشحال کرد. حالا بیاییم مصداق دیگری از مجازی شدنهایمان را پیدا کنیم. نکتهای که دقیقا برعکس نوشتههای بالاست و دوستان اهل توییتر به آن هوایی میگویند. سری به اینستاگرام و توییتر بزنید تا متوجه شوید غیر از تمام تبریکها و ذوق کردنها، این روزها حتی دعواهایمان هم مجازی شده است. یعنی دو نفر در فضای مجازی به هم بد و بیراه میگویند و مدام جواب یکدیگر را هم میدهند و نکته دیگر این است که دنبالکنندههای آنها باید این فضا را تاب بیاورند. حالا تصور کنید این دو نفر، چهرههای مشهور هم باشند.
از دنبالکننده قلابی تا باندبازی
از دعوای خانمهای بازیگر و یک خواننده تا استوریهای بیامان آقای دروازهبان با بازیکنی که تازه از تیم محبوبش خداحافظی کرده است! این فقط بخشی از مهمترین نمونههایی است که مردم در جریان آنها قرار میگیرند. وقتی یک خواننده گفت تعداد دنبالکنندههای یک خانم بازیگر دروغ است و بسیاری از آنها دنبالکنندههای قلابی دارند، خانم بازیگر هم در جواب او نوشت: «آیا نیروی حسادت انقدر میتونه قوی باشه که حتی کسی رو که یک عمر برای این مردم خالصانه کار کرده و خنده به لبشان آورده رو هم میشه با تهمت و بیادبی و تخریب چهره او پیش مردمش از چشم انداخت؟ عزت و ذلت دست خداست» و این قبیل پستها که تا مدتها ادامه داشت. یا آخرین نمونه این دعواها پست خداحافظی بازیکن یکی از تیمهای پرطرفدار کشور بود که بسیار جنجالی شد. پست اینستاگرامی او در حمایت از هم تیمیاش و انتقاد از مشاوران و مدیران پیشین اطراف تیم و زالوصفتان سبب شد تا دروازهبان همان تیم به این مساله واکنش نشان دهد. او در استوری جداگانهای نوشت اگر بعضی نزدیکان تیم زالوصفت هستند، قبل از من، همپیاله تو بودهاند و این ماجرا کماکان ادامه دارد. یا داستان دفاع نویسنده کشورمان از دوست و رفیق مجریاش در اینستاگرام که هنوز در صدر اخبار فضای مجازی است و این جنجالها گاهی به حدی میرسد که افراد فقط پاسخگوی یکدیگر در فضای مجازی هستند و کامنتهای اینستاگرام خود را هم میبندند. داستان سر رازهای مگویی که گاهی نباید گفته شود ولی چهرههای مشهور به خودی خودی کاری میکنند که جریان ساز شوند و اینجا دیگر خبری از حریم شخصی نیست!
چرا و چگونه؟
گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی در جامعه ایرانی، جنبههای گوناگون زندگی افراد را دچار دگرگونی کرده و این چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد.تقریبا تمام روانشناسان و جامعهشناسان بر این نکته اذعان دارند که این شبکهها در کنار کارکردها و مزیتهای خاص خود در عصر فناوری، پیامدهای منفی گوناگونی هم در زندگی مردم داشته است. نکته دیگر این است که آمارهای داخلی و بینالمللی نشان میدهد ایرانیان سهم فراوانی در استفاده از شبکههای اجتماعی دارند و این سهم روز به روز در حال افزایش است. طبق تحقیقات شرکت «Deloitte» در سال 2016 مردم در هیچ دورهای تا به این حد به گوشیهای تلفن همراه خود معتاد نبودند. به همین منظور این شرکت، یکی از زبدهترین روان شناسان خود به نام هافمن را مامور کرد آزمایشی انجام دهد و مردم را از نتایج آن مطلع کند. در این آزمایش مشخص شد افراد به دلایل زیادی نمیخواهند اتصال خود با اینترنت را کم کنند. برخی میترسند از حوادث جالب جا بمانند یا احساس کنند آدم بهروزی نیستند. برخی افراد نیز گرفتار میشوند زیرا شغلشان ایجاب میکند دائما آنلاین باشد. هافمن در انتهای این آزمایش به مردم توصیه کرد افرادی که تصمیم دارند استفاده از این رسانهها را کاهش دهند، دلایل اصلی استفاده از اینترنت را بررسی کنند و بفهمند چه چیزی برایشان اعتیادآور است. بهاینترتیب میتوانند با موارد وسوسهبرانگیز مبارزه کنند. این کار دشوار است. زیرا رسانههای اجتماعی مردم را دورهم جمع و با تنهایی مبارزه میکند. اما افراد پس از مدتی حس میکنند تعاملاتشان در این فضا بسیار مصنوعی است. نکته دیگری که هافمن نوشت این بود: آی آدم مجازیها، لطفا کمی واقعیتر شوید تا لذت گشت و گذار با خانوادهتان در طبیعت بیکران خداوند را از دست ندهید! این دقیقا همان نکتهای است که باید هر روز به خودمان یادآوری کنیم، آی آدم مجازیها....
یگانه عصاری
رسانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: