3 روز مهمان خانه مالباخته
میگوید وضع مالیاش خوب است و به خاطر علاقهای که به عتیقه دارد وارد این باند شده و با سارقان همدست شده بود. همدستانش سه روز با خیال راحت در خانه مرد ثروتمند بودند و هر چه وسایل باارزش در آنجا بود را سرقت کردند.
به چه اتهامی دستگیر شدی؟
خرید اموال سرقتی.
سابقه داری؟
نه اولینبار است. یکی از دوستانم برایم چند قطعه عتیقه آورد و وسوسه شدم آن را بخرم.
میدانستی سرقتی است؟
بله.
از کجا سرقت شده بود؟
دوستم و همدستانش متوجه میشوند که مردی برای سفر به آمریکا رفته و وسایل باارزشی در خانه ویلایی اوست. به همین خاطر وارد خانه ویلایی در شمال تهران شده و سه روز آنجا بودند.
در این سه روز چه میکردند؟
هر چه وسایل قیمتی در آنجا بود را سرقت کردند.
پاپوش عجیب یک زن برای شوهرش
ماموران پلیس پس از گزارش فروش مواد مخدر در یکی از پارکهای تهران راهی آنجا شده و تحقیقات خود را آغاز کردند. زن تماسگیرنده گفته بود مردی با پیراهن آبی و شلوار کتان سرمهای در پارک به جوانان مواد میفروشد. ماموران با جستوجو در پارک این مرد را در حالی که کنار زنی نشسته بود، شناسایی کردند. مرد که از رفتار پلیس تعجب کرده بود بدون هیچ مقاومتی اجازه داد او را بازرسی کنند، اما وقتی از کیفش مخدر شیشه پیدا کردند، شوکه شد. ماموران او و زنی که همراهش بود را به کلانتری بردند که در آنجا زن میانسال لب به اعتراف باز کرد و گفت: «این مرد همسرم است و من مواد را در کیفش جاسازی کرده بودم. دچار عذاب وجدان شده و میخواهم واقعیت را بگویم.»
پس از اعترافهای این زن، راز توطئه خانوادگی فاش شد. توطئهای که این زن در گفتوگو با جامجم تشریح کرد.
چه شد تصمیم گرفتی برای همسرت پاپوش درست کنی؟
بعد از 22 سال زندگی مشترک از بودن در کنار این مرد خسته شده بودم. او هیچ علاقهای به من و فرزندان نداشت و همیشه سرش تو گوشی تلفنش بود. میدانستم حاضر به طلاقم نیست، به همین خاطر به ذهنم رسید او را با پاپوشی راهی زندان کنم تا بهراحتی بتوانم طلاق بگیرم.
چقدر مواد در کیفش گذاشتی؟
حدود 50 گرم.
میدانی مجازات حمل این مقدار شیشه چیست؟
به من گفتند حبس ابد. البته تا قبل از دستگیری نمیدانستم.
مواد را از کجا تهیه کردی؟
با کمک یکی از بستگانم خریدم.
چطور نقشه را عملی کردی؟
در پارک مواد را داخل کیف همسرم انداختم و بعد با پلیس تماس گرفتم و مشخصات او را دادم.
ماجرا چطور لو رفت؟
وقتی التماسهای همسرم را دیدم که سعی میکرد به ماموران بگوید، بیگناه است دچار عذاب وجدان شده و واقعیت را گفتم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم